
تا سال 1982ونزوئلا همچنان ثروتمندترین اقتصاد بزرگ آمریکای لاتین بود. این کشور از ثروت گسترده نفت خود برای پرداخت هزینههای برنامههای اجتماعی از جمله مراقبتهای بهداشتی، آموزشی، حمل و نقل و یارانههای غذایی استفاده کرد. کارگران ونزوئلا جزو پردرآمدترین افراد در منطقه بودند.
آینده نگر/ ترجمه متین دخت والی نژاد/ دف دسجاردینز، نویسنده فوربز
کشوری که زمانی یکی از قدرتهای اقتصادی و یکی از پولدارترین کشورهای جهان بود، امروز در رکود شدیدی دست پا میزند. ونزوئلا طی دستکم 5سال از 6سال ریاستجمهوری نیکلاس مادورو، شاهد بحران بیسابقه سیاسی و اقتصادی بوده است. طی این مدت بیش از 3 میلیون نفر از مردم این کشور زیر فشار فقر به کشورهای همسایه گریختهاند.
انقلاب ونزوئلاییها را بهخاطر قهرمان آن یعنی هوگو چاوز، «چاویزمو» میخوانند. چاوز از سال 1999 تا 2013 رئیسجمهور ونزوئلا بود. او زمانی که در قدرت بود درگذشت. نیکلاس مادورو، نخستوزیر چاوز 6 هفته پس از درگذشت او در انتخاباتی ویژه، رئیسجمهور شد. او به هواداران انقلاب ونزوئلا که آنها را «چاویزتا» میخوانند میگفت که پرندهای کوچک برای او از رهبر فقید ونزوئلا خبر میآورد. مادورو از همان ابتدا خود را «پسر چاوز» نامید و گفت که هرآنچه انجام میدهد بر مبنای خواست و فرامین «فرمانده چاوز» است.
باید توجه داشت که ونزوئلا زمانی ثروتمندترین کشور آمریکای جنوبی بود. دردسر از رکود اقتصادی شروع شد، آن هم رکودی که تورمی شد. ونزوئلا از سال ۲۰۱۳ وارد رکود شد و سال به سال بیشتر در آن فرورفت. همراه این انقباض، تورمی رشد کرد که در تاریخ کمسابقه شد. تورم در سال ۲۰۱۷ به ۲۶۱۶ درصد و در ژوئن ۲۰۱۶ به بیش از ۴۶ هزار درصد رسید. همزمان، بولیوار، پول ونزوئلا چنان بیارزش شد که خریداران بهجای شمردن اسکناسها، آن را وزن میکنند.
نفت که در سالهای ۲۰۱۲، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ بهایی بالای ۱۰۰ دلار داشت، در سال ۲۰۱۵ تحت فشار مازاد عرضه قرار گرفت و در سال ۲۰۱۶ حتی بهایی نزدیک ۲۰ دلار را هم تجربه کرد. پولی برای دولت نماند، نهفقط برای ولخرجیهای پوپولیستی گذشته، که برای اداره امور اساسی. کار به آنجا رسید که شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) حتی پولی برای پرداخت به شرکتهای خارجی استخراجکننده نداشت.
با نادر شدن کالاهای اساسی و دارو، قتل و غارت عادی شد. فروشگاهها خالی شدند و خدمات درمانی در بسیاری از مناطق، تعطیل. حتی از واردات غذا به بهانه از دست رفتن شغلهای داخلی ممانعت به عمل آمد تا واردات غذا در نیمه نخست سال ۲۰۱۶ به نصف برسد. این سیاستها چنان وضعیتی ایجاد کرد که باعث شد دولت مرکزی کنترل قیمتها را کنار بگذارد، اما بهای کالاهای گوناگون آنقدر بالا رفت که خریدش برای کمتر کسی ممکن بود.
اقتصاد ونزوئلا چند سال است منقبض شده و تورم به درصدی ناآشنا رسیده است. ریکاردو هاوسمان، وزیر برنامهریزی پیشین ونزوئلا چندی پیش به الجزیره گفته بود: «فروپاشی اقتصادی، وضعیت از سال ۲۰۱۳ به بعد را بزرگترین رکود تاریخ در نیمکره غربی میکند، رکودی که تقریباً دو برابر رکود بزرگ امریکا است.» تنها یک سال پس از شروع این وضعیت، نرخ قتلها در شهرها برابر با نرخ قتلهای شهروندان غیرنظامی در عراق جنگزده ۲۰۰۴ بود.
اين در حالی بود که با انتخابات مجدد، چاوز در سال 2006 با اکثریت قاطع و با کسب 63 درصد آرا، از مشارکت کل 75درصدی، برنده انتخابات شد. پس از انتخابات 2006دولت به فاز سوم حرکت کرد که مشخصه آن رشد دخالت دولت در اقتصاد و عدمتحمل تکثرگرایی ایدئولوژیک در داخل بود. پروژه چاویزتا، بیش از پیش بر ملیکردن تمرکز کرد و هرچه بیشتر به درآمد حاصل از صادرات نفت وابسته شد. روند ملی شدن که در آغاز بر بخشهای کلیدی اقتصاد، نظیر برق و مخابرات تمرکز یافته بود، بهتدریج پراکنده، گاهوبیگاه و موردی و فاقد عمومیت شد. حکومت به دنبال مدیریت متمرکز واحدهای ملیشده بود و وزارت کار در خصومت با اتحادیههای کارگری کنترل این بخشهای ملیشده را در دست گرفت. افول اقتصاد ونزوئلا هنگامی آغاز شد که هنوز چاوز رئیسجمهور بود. انقباضی در سال 2009 اتفاق افتاد که در پی آن یک رکود اقتصادی در سال بعد رخ داد. اقداماتی که دولت وقت انجام داد نظیر گسترش کنترل بر قیمتها، اجرای سختگیرانهتر نرخ ارز، استقراض خارجی و بالا نگه داشتن ارزش بولیوار بالاتر از قیمت دلار هنگامی که باید دچار کاهش ارزش میشد، باعث حرکت اقتصاد این کشور به سمت رکود شدیدی شد. همچنین بسیاری از یارانههای عمومی بازدارنده را حفظ کردند، از جمله 15 میلیارد دلار برای پایین نگه داشتن بهای بنزین داخلی اختصاص داده شد که به سود طبقه متوسط صاحب اتومبیل بود.
قدمهای اشتباه نفتی
در سال 1950زمانی که بقیه جهان در تلاش برای بازیابی از پي جنگ جهانی دوم بود، ونزوئلا دارای چهارمین تولید ناخالص داخلی برتر سرانه در کره زمین بود. این کشور 2 برابر شیلی، 4 برابر ژاپن و 12 برابر چین ثروت داشت. متأسفانه برای ونزوئلا، این ثروت دوام نداشت و اعتماد بیش از حد به نفت اقتصاد این کشور را به روشهای غیرمنتظرهای نابود کرد.
البته از سال 1950 تا اوایل دهه 1980اقتصاد ونزوئلا رشد مداوم را تجربه کرد. تا سال 1982ونزوئلا همچنان ثروتمندترین اقتصاد بزرگ آمریکای لاتین بود. این کشور از ثروت گسترده نفت خود برای پرداخت هزینههای برنامههای اجتماعی از جمله مراقبتهای بهداشتی، آموزشی، حمل و نقل و یارانههای غذایی استفاده کرد. کارگران ونزوئلا جزو پردرآمدترین افراد در منطقه بودند.
اما قدم به قدم همهچیز بهسرعت در سراشیبی قرار گرفت. در اواسط دهه 1980 میلادی، گرانی نفت و سقوط قیمت نفت به پایان رسید که اقتصاد ونزوئلا را تجزیه کرد.
امروز، ونزوئلا یکی از فقیرترین اقتصادهای بزرگ آمریکای لاتین را دارد و همچنین صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که بدتر شود. اين سازمان پیشبینی میکند که تا سال 2022 سرانه تولید ناخالص داخلی ونزوئلا فقط ۱۲ هزار و ۲۱۰ دلار خواهد بود. در حال حاضر اقتصاد ونزوئلا حتی فقیرتر از سالها قبل از آغاز دوره چاوز است.
اگرچه درآمدهای نفتی برای حفظ نظم اجتماعی وسوسهانگیز است، اما اشکال آن این است که غیرقابل پیشبینی خواهد بود. طبق گفته اوپک، ونزوئلا هنوز 95 درصد صادرات خود را به نفت متکی است و این بدان معنی است که هرگونه نوسان در قیمت نفت میتواند تفاوت بین ثروت عظیم و فقر را بیشتر کند.
پس از فروپاشی قیمت نفت در دهه 1980 درآمد نفت ونزوئلا به میزان قابل توجهی کاهش یافت. در این زمان بود که ونزوئلا اولین دوره تورم را تجربه کرد، جایی که نرخ تورم در سال 1989 ( 84.5درصد) و بعد در سال 1996 99.9) درصد) به اوج خود رسید. بدون وارد شدن پول کافی، کشور در تلاش برای حفظ استانداردهای زندگی باید به چاپخانههای خود اعتماد میکرد.
در سال 1998هوگو چاوز با این قول انتخاب شد که در ونزوئلا فقر را کاهش و سطح زندگی را با تکیه بیشتر به ثروت انرژی كشور افزایش دهد. بهبود قیمت نفت باعث تحقق این امر در دهه 2000 شد و چاوز بعداً در سال 2013 درگذشت.
مسکن موقت
نیکولاس مادورو که پس از مرگ چاوز قدرت را به دست گرفت، تقریباً بلافاصله سقوط قیمت نفت را مشاهده کرد.، در همین زمان بود که نبرد شدید ونزوئلا با تورم تازه آغاز شد. پول ملی، بولیوار ونزوئلا، بهزودی تقریباً بیارزش شد.
درحال حاضر این کشور با کمبودهای گسترده مواد غذایی، برق و سایر کالاهای اساسی روبهرو است و خشونت در کاراکاس افزایش پیدا کرده است. اخیراً، دولت در تلاش است تا قدرت خود را محکم کند و سوءمدیریت اقتصادی باعث شده است که مردم به دلیل گرسنگی به خيابانها بريزند. مردم این وضعیت را یک بحران حقوق بشری میدانند که بسیار ناامیدکننده است.