
جنگ تجاری ترامپ با چین را هم باید به عنوان مجموعهای از حواسپرتکردنها در نظر بگیریم. اینكه از این کار چه نتیجهای به دست میآید، چندان از لحاظ سیاسی برای ترامپ مهم نیست
آینده نگر/ منبع: مارکت واچ/ مارک وایزبروت، رئيس مرکز پژوهشهای اقتصادی و سیاستگذاری در واشنگتن
بازارها این روزها نمیدانند چه نظری باید در مورد جنگ تجاری آمریکا با چین داشته باشند. دونالد ترامپ رئيسجمهور آمریکا گاهی مواضعی از خودش نشان داده که حاکی از عدم تداوم این جنگ در آینده است. اما چطور میتوان از اتمام این جنگ اطمینان حاصل کرد؟
اول بگذارید از خود ترامپ شروع کنیم. پرتکردن حواس مردم و رسانهها شیوه اصلی کار او است. او در کمپین انتخاباتی سال ۲۰۱۶ خود همین کار را کرد و چه نتیجه عظیمی هم گرفت. موفقیت در این روش همیشه از نظر او بهترین گزینه است. بنابراین جنگ تجاری ترامپ با چین را هم باید به عنوان مجموعهای از حواسپرتکردنها در نظر بگیریم. اينكه از این کار چه نتیجهای به دست میآید، چندان از لحاظ سیاسی برای ترامپ مهم نیست و بنابراین ارزش ریسک آن پایین است. اما از سوی دیگر، آنهایی که به کمپین او پول میپردازند احتمالا انتظار دارند که نتایجی هم از کارهای او به دست بیاید. مثلا غولهای بزرگ داروسازی آمریکا منتظرند به دنبال جنگ تجاری، امتیازات خاصی را از رقبای چینی خود سلب کنند و سهم بیشتری از بازار را به دست بگیرند. این داروسازان آمریکایی همانهایی هستند که سالانه صدها میلیارد دلار در آمریکا سود میکنند چون تلاش کردهاند داروهایی که در خارج آمریکا با قیمت ارزانتر پیدا میشود وارد بازار نشود. غولهای دیگری که منتظرند از بابت جنگ تجاری با چین سود کنند، برخی بانکهای آمریکایی هستند که منتظرند رئيسجمهور برایشان امتیازاتی بگیرد و بتوانند وارد بخش مالی چین شوند و سودشان را ببرند.
در میان سایر بازیگران حاضر در صحنه، ظاهرا هیچ کس این جنگ تجاری را نمیخواهد. اما هدف دونالد ترامپ در این مرحله اصلا به جنگ تجاری مربوط نمیشود. هدف او در حال حاضر این است که دوباره در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رای بیاورد و بخش زیادی از رایدهندگان ردهبالای او - یعنی پولدارهای حزب جمهوریخواه- خواهان تداوم جنگ تجاری با چین نیستند. سایر رایدهندگان به او - یعنی مردمی که به خاطر وعدههای معیشتی به ترامپ رای دادند- حالا منتظر نتایج کارهای او هستند. ترامپ جزو معدود رهبرانی در دنیا است که اصلا پنهان نمیکند که فقط به هوادارانش اهمیت میدهد و بس. بسیاری از رهبران دیگر در دنیا حداقل تظاهر میکنند که به سایر مردم هم اهمیت میدهند اما ترامپ شباهتی به آنها ندارد. او در تمام سخنرانیها و تصمیمگیریهایش مستقیم به کسانی که به او رای دادهاند اشاره میکند. حالا هم که بحث استیضاح ترامپ مطرح شده، او فقط حواسش را متوجه هواخواهانش کرده؛ به خصوص ۲۰ نفر از ۵۳ جمهوریخواه حاضر در سنا که در صورت استیضاح او، میتوانند باعث سقوطش شوند. ترامپ حالا فقط میخواهد وفاداری آنها را به خودش حفظ کند. طبیعی است که هواخواهان و رایدهندگان احتمالی به ترامپ علاقهای به جنگ تجاری نداشته باشند.
در این میان، یکی از سناریوهای احتمالی این است که ترامپ به سیاق همیشهاش بدون آنکه پیروز شده باشد، اعلام پیروزی کند. این حالت قبلا در مورد مکزیک و اتحادیه اروپا رخ داده. حالا هم اگر ترامپ بیاید و در جنگ تجاری اعلام پیروزی کند، کسی نمیتواند غلط بودن ادعای او را به رایدهندگان ثابت کند. جالب اینجاست که حتی در صورت پیروزی آمریکا در این جنگ هم نتایج متناقضی به دست خواهد آمد و مثلا ممکن است شرکتهای امریکایی بیشتری کارخانههای خود را به چین منتقل کنند.
نکته بعد هم اينكه هیچ نیروی سیاسی متعارضی - به خصوص در میان مخالفان ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰- وجود ندارد که اهمیتی به مواضع ترامپ در مورد جنگ تجاری با چین بدهد. بنابراین، اگر ترامپ همین حالا هم جنگ تجاری با چین را تمام کند، از لحاظ سیاسی هزینهای نخواهد داد. اما اگر جنگ تداوم داشته باشد و تبعات منفی اقتصادی آن پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خودش را نشان بدهد، کار ترامپ در پنهانکردن آنها سخت میشود و مخالفان او هم میتوانند از این بابت به او حمله کنند. مثلا بازار بورس آمریکا در رسانههای این کشور مورد توجه زیادی قرار دارد و اگر به هر دلیلی دچار سقوط شود، حتما رسانهها ترامپ را مقصر آن خواهند دانست.
در همین میان، نباید فراموش کرد که اقتصاد آمریکا واقعا بابت جنگ تجاری با چین لطمه خورده است. مهمترین قربانی، کشاورزان آمریکایی بودهاند که با تعرفه چین علیه محصولاتشان مواجه شدهاند. اما تبعات منفی دیگری هم دیده شده که اندازهگیری آنها در مرحله فعلی سخت است؛ مثل کاهش سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی که از بیثباتی ناشی از جنگ تجاری حاصل شد. به خاطر تمام این دلایل، بهترین کار برای ترامپ این است که زودتر اعلام پیروزی کند و از جنگ تجاری دست بردارد. این بزرگترین بهانه برای پرتشدن حواس مردم و رسانهها خواهد بود.