گروهی از تحلیل‌گران اعتقاد دارند که پیر شدن جوامع باعث خرابی اوضاع اقتصاد جهان می‌شود و زندگی را برای همه سخت‌تر می‌کند. آنها اشتباه می‌کنند

چرا نباید از پیرشدن جامعه ترسید؟

تاریخ 1398/09/03 ساعت 10:22

یک بررسی بزرگ روی 2.7 میلیون بنیان‌گذار شرکت در آمریکا نشان داد که بهترین کارآفرینان افراد میانسال هستد. بر اساس این تحقیق استارت‌آپ‌ها با سریع‌ترین رشد توسط افراد با میانگین سنی ۴۵ سال بنیان‌ گذاشته شده‌اند.

آینده نگر/ منبع: MIT Technology Review/ ترجمه: کاوه شجاعی

جهان به سرعت پیر می‌شود. آمریکایی‌های ۶۵ سال به بالا حالا ۱۶ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند و تا سال ۲۰۳۵ این رقم به ۲۱ درصد می‌رسد. در این سال تعداد آنها از افراد زیر ۱۸ سال فراتر می‌رود. در چین گروه عظیمی از افرادی که قبل از اجرای سیاست تک‌فرزندی ۱۹۷۹ به دنیا آمده‌‌اند وارد جرگه پیرها می‌شوند و شمار جوانان کاهش پیدا می‌کند. دیگر کشورها حتی پیرترند. ژاپن رهبر دسته پیرهاست - بیش از یک‌چهارم جمعیتش بالاتر از ۶۵ سال عمر دارند - اما آلمان، ایتالیا، فنلاند و اکثریت کشورهای اتحادیه اروپا خیلی عقب‌تر از ژاپن نیستند. در سال ۲۰۵۰ یک‌چهارم افراد در اروپا و آمریکای شمالی بالای ۶۵ عمر خواهند داشت.

این روند دو عامل مهم دارد: اولی پایین‌آمدن آمار فرزندآوری است (زنان در تقریبا تمام این کشورها نسبت به گذشته فرزندان کمتری دارند) و دومی طولانی‌شدن عمر است. با این‌که در سال‌های اخیر سرعت رشد امید به زندگی (life expectancy) در بعضی از کشورهای توسعه‌یافته کند شده، اما به طور کلی در سراسر جهان سن امید به زندگی در حال بالا رفتن است. انتظار می‌رود نوزاد دختری که همین امروز در ژاپن به دنیا بیاید به طور میانگین ۸۷ سال عمر کند.

نه‌فقط کل جهان در حال پیرشدن است، خود شما هم احتمالا بخش بیشتری از عمرتان را در پیری خواهید گذراند. در سال ۱۹۶۰ اگر شما ۶۵ ساله بودید می‌توانستید انتظار داشته باشید که حدودا ۷۹ سالگی خودتان را هم ببینید. این روزها اگر ۶۵ ساله باشید انتظار می‌رود تا ۸۵ سال هم عمر کنید. اگر حالا ۷۵ سال داشته باشید می‌توانید انتظار داشته باشید که ۸۷ سالگی را ببینید.

این تحولی عمیق است که اقتصاد، ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی و حتی شکل برنامه‌ریزی ما برای آینده را تغییر خواهد داد.

 عقیده عمومی بر این است که جمعیت پیر برای رشد اقتصادی کشور ضرر دارد. چه‌کسانی قرار است کار کنند؟ چطور دولت‌ها باید هزینه‌های درمانی و رفاهی سالمندان را فراهم کنند؟ اقتصاددانان این را «نسبت تحت‌الحمایگی» نامیده‌اند: یعنی نسبت مردمی که توانایی کار کردن دارند در مقایسه با کسانی که پیرتر (یا جوان‌تر) از آن هستند که کار داشته باشند. این گروه از اقتصاددانان بحرانی جدی را برای ما پیش‌بینی می‌کنند. هشدارهای آنها ترسناک به نظر می‌رسد. گاهی به آن سونامی خاکستری می‌گویند، گاهی پرتگاه جمعیتی یا بمب ساعتی جمعیتی. آیا ممکن است آنها اشتباه کرده باشند؟ شاید آنها هستند که نتوانسته‌اند خود را با واقعیات دنیای کنونی وفق دهند.

 

 جوامع در حال پیر شدن اوضاع بدی ندارند

واقعیت اینجاست که اقتصاددانان درباره تبعات پیرشدن جامعه اطلاعات زیادی ندارند.

نیکول مائستاس، اقتصاددان در دانشگاه هاروارد می‌گوید: «قبلا پیرشدن جامعه باعث ضربه به تولید شده است.» او و همکارانش با بررسی اطلاعات بین ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۰ به این نتیجه رسیده‌اند که ۱۰ درصد افزایش در جمعیت افراد بالای ۶۰ سال باعث کاهش ۵.۵ درصدی رشد سرانه تولید ناخالص داخلی می‌شود. این یعنی اگر بخواهیم از گذشته درسی بگیریم همین است که پیرشدن آمریکا می‌تواند رشد اقتصادی را ۱.۲ درصد در این دهه، و ۰.۶ درصد طی دهه آینده کند کند. بخشی از روند به خاطر آن است که تعداد افراد کمتری کار خواهند کرد، اما دو‌سوم آن به خاطر این است که جمعیت در حال کار به طور میانگین بازده کمتری خواهد داشت.

اما مائستاس هشدار می‌دهد که این پیش‌بینی‌ها برپایه روندهای تاریخی هستند و ممکن است دقیق نباشند. او حدس‌هایی دارد: علت پایین آمدن تولید با بالارفتن سن جمعیت این است که پرمهارت‌ترین و باتجربه‌ترین افراد، نیروی کار را ترک کرده‌اند چون موفق‌تر و پولدارتر بوده‌اند و می‌توانسته‌اند خود را بازنشسته کنند. این یعنی بازدهی افراد با بالا رفتن سن‌ کاهش پیدا نمی‌کند، فقط آنهایی که بازدهی بیشتری دارند خودشان بی‌خیال کار کردن می‌شوند چون به آن نیاز ندارند.

مائستاس می‌گوید به همین خاطر، کاهش شدید رشد اقتصاد به خاطر پیرشدن جمعیت امری اجتناب‌ناپذیر نیست. تکنولوژی‌های تازه و سیاست‌های مدیریتی می‌تواند باعث شود افراد پراستعدادتر در سن و سال بالاتری کار کنند. (البته کاهش پس‌انداز و نبود برنامه‌های مناسب بازنشستگی هم دلایل دیگر این روند هستند.) تیم‌هایی که از مجموع نیروهای جوان و پیر - با تجربیات متنوع - تشکیل شده‌اند می‌توانند بازدهی بیشتری داشته باشند. «آیا همه ما با افزایش سن بازدهی‌مان پایین می‌آید و دیگر نمی‌توانیم خودمان را از این روند خلاص کنیم؟ نه لزوما.»

دارون عجم‌اوغلو، اقتصاددان در دانشگاه ام‌آي‌تي می‌گوید: «با وجود همه بدبینی‌ها و ترس‌ها نسبت به پیر شدن جامعه، مدارک بسیار اندکی درباره خراب شدن اوضاع اقتصادی این جوامع وجود ندارد.» عجم‌اوغلو که به همراه پاسکال رسترپو از دانشگاه بوستون رشد ناخالص داخلی (GDP) کشورهای مختلف را بررسی کرده‌اند هیچ ارتباطی میان پیرشدن جامعه و کند شدن رشد اقتصاد پیدا نکردند. در واقع کشورهایی مثل کره‌جنوبی، ژاپن و آلمان که به سرعت در حال پیرشدن‌اند به لحاظ اقتصادی خوب عمل می‌کنند.

آیا می‌شود دلیلی برای این روند پیدا کرد؟ احتمالا اتوماسیون. کشورهایی که نیروی کار در آنجا در حال پیر شدن بوده، سریع‌تر از بقیه به سمت روبات‌های صنعتی رفته‌اند تا این کمبود را جبران کنند. به گفته عجم‌اوغلو «این بالارفتن بازدهی باعث می‌شود حس منفی جوامع به پیرشدن جمعیت بهتر شود.» او زمانی که تحقیقش را آغاز کرد انتظار داشت که تاثیر پیر شدن بر اقتصاد کمتر از آنچه که دیگران می‌گفتند تیره و تار باشد، اما بعدا دید واقعا هیچ مدرک واقعی برای اثبات تبعات منفی پیر شدن جامعه وجود ندارد. البته او معتقد نیست که تحقیقاتش کامل است «ما هنوز دقیقا نمی‌توانیم بفهمیم با پیر شدن جوامع چه اتفاقاتی در آنجا می‌افتد. ما هنوز ابزارهای کافی برای بررسی این روند را نداریم.»

 

بهتر زندگی کردن، نه بیشتر زندگی کردن

بالا رفتن سن امید به زندگی طی صد سال اخیر را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تکنولوژیکی بشر دانست. در آغاز قرن بیست و یکم، میانگین امید به زندگی حدودا ۵۰ سال بود. تا ۱۹۶۰ این رقم به ۷۰ سال رسید و تا سال ۲۰۱۰ به حدود ۸۰ سال رسیدیم. دلیل اصلی بالارفتن امید به زندگی در نیمه اول قرن بیستم بهبود وضع سلامت کودکان بود. در سال ۱۹۰۰ تقریبا یکی از هر چهار بچه قبل از رسیدن به ۱۰ سالگی می‌مرد. عوامل بعدی مربوط به پیشرفت پزشکی در حوزه بیماری‌های قلبی عروقی بود که به مردم اجازه داد به هفتاد سالگی برسند.

اما انتظار نداشته باشید که این حرکت استثنایی ادامه پیدا کند. رشد میانگین امید به زندگی در طول سال‌های اخیر کند شده و انتظار می‌رود در جایی کمی بالاتر از ۸۰ سالگی متوقف شود. اس جی اولشانسکی، از دانشگاه ایلینویز سال‌هاست روی این کند شدن کار می‌کند. او می‌گوید ما در حال نزدیک شدن به مرز میانگین طول عمر بشر هستیم. احتمالا از ۸۰ به ۸۵ برسیم و دیگر جلو نرویم. ژاپن دارد به این مرز نزدیک می‌شود.»

نکته اینجاست که ما هنوز نتوانسته‌ایم روند خود پیری را کند کنیم. البته موج اول داروهای امیدوارکننده ضد پیری - که نتیجه دهه‌ها پیشرفت در شناخت بیولوژی بوده - روی انسان‌ها آزمایش شده است. آنها به ما اجازه نمی‌دهند که تا ابد عمر کنیم. به گفته اولشانسکی «این داروها حتی به ما اجازه نمی‌دهد که طولانی‌تر عمر کنیم، اما به ما کمک خواهند کرد که در سنین پیری سالم‌تر و راحت‌تر زندگی کنیم.» این داروها قصد دارند سلول‌های پیر و آسیب‌دیده را ترمیم کنند تا بتوانند با بیماری‌های دوران پیری مقابله کنند. برنامه بلندپروازانه‌تر دانشمندان این است که بتوانند روند پیری گروهی از سلول‌ها را کند کنند.

  

در بسیاری از کشورها، به خصوص اروپا و آمریکای شمالی، افراد بالای ۶۵ سال بخش بزرگ‌تری از جمعیت را تشکیل می‌دهند و این روند در حال سرعت گرفتن است.

اگر هر کدام از این داروها موفق شوند ایده‌ای مهم را اثبات خواهند کرد که می‌تواند صنعت پزشکی را دگرگون کند: این‌که حمله به بیماری‌هایی خاص با مداخله در روند طبیعی پیر شدن سلول‌ها امکان‌پذیر است. به عبارت دیگر، پیری را به عنوان شکلی بیماری در نظر می‌گیرند که به قدرت‌گرفتن دیگر بیماری‌ها کمک می‌کند. دانشمندان امیدوارند که با این نگاه به افراد پیری کمک کنند که در مقابل بیماری‌ها - یکی بعد از دیگری - آسیب‌پذیر و ناتوان می‌شوند.

دانشمندان تاکنون توانسته‌اند طول عمر مخمرها، کرم‌ها و جوندگان را افزایش دهند اما هنوز راهی طولانی در پیش دارند تا بتوانند این روش‌ها را روی انسان‌ها پیاده کنند. لئونارد گارانت، دانشمند پیشگام در حوزه ضدپیری در ام‌آي‌تي می‌گوید: «مهم‌ترین چیز این است که بتوانیم طول عمر سالم بشر را بالا ببریم. آیا این باعث می‌شود که طول عمر به طور کلی هم بالا برود؟ جوابش را نمی‌دانیم. هرکس که بگوید جواب را می‌داند حقیقت را نمی‌گوید.»

این ادعا که پیری خودش یک بیماری است که می‌توان درمانش کرد آن‌قدر جذاب است که پول و توجه عمومی را برای محققان به ارمغان آورده. چه‌کسی نمی‌خواهد تا ابد عمر کند؟ اگر اعلام می‌شد که هدف تحقیقات سالم‌تر بودن شما در ۸۰ سالگی است به احتمال زیاد سرمایه‌گذاران سیلیکون ولی مثل لری پیچ (بنیان‌گذار گوگل) پول‌شان را این‌طور روانه آزمایشگاه‌ها نمی‌کردند. اما ایده پیری به عنوان بیماری، از دید خیلی‌ها گمراه‌کننده است. با وجود دهه‌ها پیشرفت هیجان‌انگیز در این حوزه ما هنوز از «درمان» پیری به شدت فاصله داریم. ما حتی هنوز نمی‌دانیم چنین درمانی چه شکلی خواهد داشت.

جدا از همه اینها، حامیان ایده «پیری به مثابه بیماری» پیام خطرناک دیگری را هم منتقل می‌کنند. این ایده نه‌فقط نگاهی منفی به پیری به وجود می‌آورد، که ما را از مهم‌ترین سوال منحرف می‌کند: چطور ضمن پیر شدن می‌توانیم سلامت و بازدهی خود را حفظ کنیم؟

 

کارآفرینان میانسال موفقترند

دوازده سال از آن روزی که مارک زاکربرگ، مدیرعامل فیس‌بوک گفت که «جوان‌ترها باهوش‌ترند» گذشته است. دو سال بعد از زاکربرگ، وینود کسلا، سرمایه‌دار و بنیان‌گذار سان مایکروسیستمز به جمعیتی گفت «افراد زیر ۳۵ سال کسانی‌اند که باعث تغییرات می‌شوند. به لحاظ تولید ایده‌های جدید، آدم‌های بالای ۴۵ سال مرده به حساب می‌آیند.»

اما حالا نشانه‌های تغییر در لحن سیلیکون ولی دیده می‌شود. تعدادی از شرکت‌های حوزه تکنولوژی به خاطر قائل شدن تبعیض سنی دادگاهی شده‌اند. یک برنامه‌نویس ۶۰ ساله که توسط گوگل استخدام نشده از این شرکت شکایت کرده است. در متن شکایت آمده که نیروی کار گوگل بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ از ۹۵۰۰ نفر به ۲۸ هزار نفر رسیده و میانگین سنی این افراد ۲۹ سال بوده، آن هم در زمانی که میانگین سن نیروی کار در آمریکا ۴۲ بوده است.

تحقیقات دانشگاهی نشان می‌دهد که زاکربرگ و کسلا اشتباه می‌کرده‌اند. اقتصاددانان دانشگاه‌های آم‌آي‌تي، نورث‌وسترن و اداره آمار آمریکا در یک بررسی موشکافانه و بزرگ روی 2.7 میلیون بنیان‌گذار شرکت در این کشور به این نتیجه رسیدند که بهترین کارآفرینان افراد میانسال هستد. بر اساس این تحقیق استارت‌آپ‌ها با سریع‌ترین رشد توسط افراد با میانگین سنی ۴۵ سال بنیان‌ گذاشته شده‌اند. نتایج این تحقیق - که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد - نشان می‌دهد که احتمال تاسیس یک شرکت به شدت موفق توسط کارآفرین ۵۰ ساله دو برابر کارآفرین ۳۰ ساله است.

 تبعیض شدید سنی شاید مهم‌ترین عامل این واقعیت است که سیلیکون ولی تاکنون نتوانسته استارت‌آپ موفقی در حوزه‌های زیست‌پزشکی، انرژی‌های پاک و دیگر بخش‌هایی تاسیس کند که نیازمند تجربه و دانش بیشتری است. یکی از اقتصاددانان تحقیق بزرگ سال ۲۰۱۸، با انتشار شواهدی نشان داده که چطور بزرگ‌ترین دستاوردهای علمی در علوم طبیعی و پزشکی عموما نصیب افراد میان‌سال شده نه جوان‌ترهای نابغه.

پال ایروینگ، مدیر مرکز میلکن برای آینده پیری می‌گوید: «اگر ما نتوانیم دوران سلامتی انسان در پیری را گسترش دهیم و هزینه‌های درمانی افراد سالمند را پایین بیاوریم، اگر نتوانیم افراد سالمند را به شیوه‌هایی موثرتر در بازار کار نگه داریم و اگر نتوانیم نابرابری‌ها و دیگر چالش‌ها را در جوامع رو به پیری درمان کنیم جامعه هزینه سنگینی را خواهد پرداخت.» و این هزینه فقط اقتصادی نخواهد بود. ضربه مالی و احساسی که نیروی کار سالمند به خاطر تبعیض سنی می‌خورد برای خانواده‌ها ویرانگر است. سن‌گرایی تبعیض به خصوص ویرانگری است چون در آن ترس از خودمان هم نهفته است. همه ما - اگر شانس بیاوریم - پیر می‌شویم و می‌میریم.

پیری شاید اجتناب‌ناپذیر باشد اما غیرمولد شدن اجتناب‌ناپذیر نیست. شاید جهان در معرض یک سونامی جمعیتی باشد، اما این سونامی آن‌چنان هم به ضرر دنیا نخواهد بود.