
تغییر ساختاریِ عظیمی دارد در چین رخ میدهد و اقتصاد این کشور به جای آنکه مثل گذشته صادراتمحور باشد، دارد روی بازار بزرگ داخلی چین متمرکز میشود
آینده نگر/ تام هالند، روزنامهنگار اقتصادی/ منبع: ساوت چاینا مورنینگ پست
جنگ تجاری آمریکا و چین باعث شده هردو کشور علاوه بر عرصه خارجی، در عرصه داخلی هم به شدت به دردسر بیفتند. این جنگ را امریکا شروع کرده اما حالا هردو کشور اگر بخواهند با هم مصالحه تجاری کنند از لحاظ داخلی تحت فشار قرار خواهند گرفت. واقعیت این است که سیاستگذاران در هر دو کشور چین و آمریکا معتقدند که اقتصادشان در موقعیت خوبی قرار دارد و میتواند در برابر توفان جنگ تجاری مقاومت کند. این عقیده اما شاید درست نباشد.
در واشنگتن، مقامات آمریکایی اصلاً برای رسیدن به توافق با چین عجله ندارند. دونالد ترامپ در داخل آمریکا هم از سوی جمهوریخواهان و هم از سوی دموکراتها تحت فشار بوده تا معاهدهای را که بخواهد امتیازی به چین بدهد امضا نکند. اما این اطمینان هر دو حزب به قدرت اقتصاد آمریکا از کجا آمده؟ واقعیت این است که چشمانداز رشد اقتصادی آمریکا خوب است، اوضاع وال استریت خوب است و فدرال رزرو امریکا هم آماده است که در صورت لزوم نرخ بهره را پایین بیاورد. در این شرایط، ترامپ انگیزه سیاسی لازم را دارد که با چین مصالحه نکند. تا وقتی که اقتصاد آمریکا نسبتاً سالم باشد، این ناسازشگری به ترامپ اجازه خواهد داد که جلوی منتقدان تندرو داخلی بایستد و چهرهای جدید هم از خودش در کمپین انتخاباتی برای ریاست جمهوری آمریکا در سال آینده میلادی بسازد.
اما اگر رشد اقتصادی آمریکا کاهش پیدا کند، اوضاع میتواند به گونه دیگری پیش برود: ترامپ میتواند در مواردی در مذاکرات تجاری مصالحه کند، با پکن وارد معامله شود و تأثیر آن بر بازار را به نفع خود مصادره کند. به هر حال اما او زمان زیادی در اختیار دارد و از این بابت اقتصاد آمریکا به کمکش آمده است.
از آن سو، مقامات چینی هم عجلهای برای رسیدن به توافق با آمریکا ندارند. لئو هه مذاکرهکننده چینی هم مثل ترامپ در داخل کشور با انتقاداتی روبهرو شد مبنی بر اینکه دارد زیادی به آمریکا امتیاز میدهد تا زودتر به توافق برسد. نتیجه این وضع این است که طرف چینی از یک سو به شدت دوست دارد از تأثیر منفی اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی آمریکا روی واردات چینی اجتناب کند و از سوی دیگر، تمایلی ندارد که به خواستههای آمریکا که در داخل چین تحقیرکننده به نظر میآیند تن بدهد.
مقامات چینی هم معتقدند اقتصاد این کشور آن قدر قوی هست که بتواند تبعات منفی تنشهای تجاری با آمریکا را تحمل کند و فلج نشود. اقتصاددانان چینی به این نکته اشاره کردهاند که صادرات این کشور از ۳۵ درصدِ تولید ناخالص داخلی در زمان پیش از وقوع بحران مالی جهانی افت کرده و سال گذشته تنها ۱۸ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل داده است. لئو هه مذاکرهکننده چینی اخیراً گفت که تغییر ساختاری عظیمی دارد در چین رخ میدهد و اقتصاد این کشور به جای آن که مثل گذشته صادراتمحور باشد، دارد روی بازار بزرگ داخلی چین متمرکز میشود. از نظر او، این تغییر ساختاری باعث میشود که توسعه اقتصادی چین توسط چالشهای خارجی مثل تنشهای تجاری با آمریکا دچار اختلال نشود.
در نگاه اول، این نظر منطقی به نظر میرسد. در پنج ماه اول سال جاری میلادی، صادرات چین به آمریکا در قیاس با مدت مشابه سال گذشته میلادی به میزان ۱۵ میلیارد دلار کاهش نشان داد. این کمتر از ۰.۱ درصد از تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۱۸ است. حتی اگر میزان ازدسترفته صادرات چین در کل سال دو برابر یا حتی سه برابر شود و میزان واردات کاهش پیدا نکند، باز هم تأثیر مستقیم آن روی رشد و بازده اقتصاد چین چندان زیاد نخواهد بود. بنابراین اعتماد به نفس چین در این خصوص غیرمنطقی نیست. اما مسئله این است که تأثیر مستقیم تنشهای تجاری روی تولید ناخالص داخلی تنها بخشی از قضیه است. شرکتهای چینی وقتی به آمریکا کالا صادر میکنند از لحاظ نوآوری و جذب سرمایهگذاری در موقعیت خوبی قرار میگیرند و این باعث بهبود بازدهی آنها میشود. این فضای رقابتی، تأثیر عظیمی هم روی اقتصاد داخلی چین داشته و به ایجاد شغلهای بهتر و درآمدهای بیشتر انجامیده است. این فضا بیشتر در بخش خصوصی چین دیده میشود و بخش دولتی چین چندان در آن موفق نبوده. بنابراین، فضایی که لئو هه دربارهاش حرف میزند - یعنی بازار عظیم داخلی- دارد از همین بازیگران خصوصی در عرصه صادرات تأثیر میپذیرد. اگر فضای رقابتی صادرات به این شکل ادامه نداشته باشد، بازار داخلی چین هم ضربه خواهد خورد و هیچچیز مثل سابق باقی نخواهد ماند. حتی سرمایهگذاریهای عظیم در داخل چین هم به دلیل کاهش صادرات، کاهش پیدا خواهند کرد. با این اوصاف، مهمترین کاری که چین باید انجام بدهد این است که راههایی برای حفظ سرمایهگذاریها پیدا کند. اگر بخش خصوصی نخواهد این کار را بکند، بخش دولتی باید وارد عمل شود تا بازار داخلی چین دچار افت نشود. در صورت تداوم درازمدت تنش تجاری با آمریکا، این کار سختتر میشود و ممکن است آسیبپذیری اقتصاد چین از این بابت بالا برود.