صنایع کشور دور از راهبردهای جهانی

کمرنگ بودن تحقیق و توسعه در ایران

تاریخ 1398/07/13 ساعت 11:22

در صنایع امروزی، مهم‌ترین عوامل نرم‌افزاری و انسان‌افزاری را می‌توان در تحقیق و توسعه خلاصه کرد. برای موفقیت در تحقیق و توسعه یك سازمان، مهم‌ترین عامل دانش است که به‌عنوان سرمایه نامشهود ایفای نقش می‌کند.

سحر رحیمی‌راد، حسن حیدری و رضا نجارزاده/ آینده نگر

امروزه تحقیق و توسعه کلید رقابت و دستیابي به فناوري‌هاي مدرن دنیا محسوب مي‌شود. فناوري و پیشرفت مي‌تواند ماهیت فرآيند تولید و کیفیت محصولات را تغییر دهد و سبب بهبود توان رقابتي کالاها و افزايش صادرات شود. اگر زيرساخت‌هاي لازم براي تولید يك محصول به سه دسته نرم‌افزاري، سخت‌افزاري و انسان‌افزاري تقسیم شود، تجربه کشورهاي مختلف نشان مي‌دهد آنچه عامل تعیین‌کننده رقابت بین‌المللي است، عوامل نرم‌افزاري و انسان‌افزاري است. سحر رحیمی‌راد، حسن حیدری و رضا نجارزاده در مقاله‌ای با عنوان «بررسی عوامل موثر بر شدت هزینه‌هاي تحقیق و توسعه در کارگاه‌هاي صنعتی ایران» که در آخرین شماره فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی منتشر شده، تلاش کرده‌اند عوامل اثرگذار بر هزینه تحقیق و توسعه در صنایع ایران را بشناسند تا با شناسایی آن‌ها بتوان در مطالعات بعدي، سیاست‌هایی را براي افزایش هزینه‌هاي تحقیق و توسعه تجویز کرد. با توجه به مبانی نظري و مطالعات پیشین، عواملی مانند اندازه بنگاه، نیروي انسانی تحصیل‌کرده، سود بنگاه، سرمایه‌گذاري بنگاه، شاخص درجه باز بودن تجاري صنایع و رشد ارزش افزوده اسمی به‌عنوان متغیرهاي اثرگذار در مدل این پژوهش وارد شدند.

***

در صنايع امروزي، مهم‌ترين عوامل نرم‌افزاري و انسان‌افزاري را مي‌توان در تحقیق و توسعه خلاصه کرد. براي موفقیت در تحقیق و توسعه يك سازمان، مهم‌ترين عامل دانش است که به‌عنوان سرمايه نامشهود ايفاي نقش مي‌کند. وظیفه تحقیق و توسعه در بنگاه‌هاي اقتصادي تامین دانش مورد نیاز براي تصمیم‌گیري موثر و بهتر، جهت تولید و تجارت با کمترين هزينه و بیشترين منفعت است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد که بخش صنعت ايران در بین کشورهاي صنعتي و نیز کشورهاي موفق درحال توسعه از پايین‌ترين نسبت مقدار شدت R&D (نسبت هزینه‌هاي تحقیق و توسعه به ارزش افزوده در صنايع کارخانه‌اي) برخوردار است. میزان شدت R&D در کارگاه‌های صنعتی (10 نفر کارکن و بیشتر) ایران در سال 94 تنها 0.26 درصد است. به بیان ديگر، در صنايع کارخانه‌اي کشور تنها 0.26 درصد از ارزش خلق‌شده به تحقیقات و آزمايشگاه اختصاص داده مي‌شود. اين در حالي است که اين مقدار براي کشورهاي توسعه‌يافته‌اي مانند آمريكا، ژاپن و انگلیس به‌ترتیب 10.56، 12.35 و 4.39 درصد بوده و برای کشورهاي در حال توسعه‌اي مانند پرتغال و ترکیه به‌ترتیب 2.16 و 1.23 درصد است که نشان‌دهنده آن است که در کشورهاي توسعه‌يافته درصد بیشتري از ارزش افزوده بخش صنعت به تحقیق و توسعه اختصاص داده مي‌شود. اين آمارها نشان مي‌دهند بنگاه‌هاي صنعتي در ايران در مقايسه با کشورهاي منتخب بخش بسیار کمتري از ارزش افزوده خلق‌شده را صرف تحقیق و توسعه مي‌کنند.

شواهد نشان مي‌دهند که شدت هزينه‌هاي تحقیق و توسعه در بین صنايع مختلف يكسان نبوده است. صنايع تولید وسايل نقلیه موتوري تريلر و نیم‌تريلر با شدت هزینه‌های R&D حدود 1 درصد و بعد از آن صنعت تولید ابزار پزشكي و اپتیكي و ابزار دقیق با 0.85 درصد در جایگاه دوم صنایع با بیشترین هزینه‌های تحقیق و توسعه به ارزش افزوده قرار دارند. کمترين مقدار شدت R&D به صنعت تولید محصولات از توتون و تنباکو و سپس صنايع تولید زغال کك و صنايع پالايشگاهي اختصاص دارد که به نسبت ارزش افزوده‌اي که تولید مي‌کنند، هزينه بسیار ناچیزي را صرف تحقیق و آزمايشگاه مي‌کنند.

شدت تحقیق و توسعه نشانگر اين است که به نسبت ارزش افزوده تولیدشده، چه هزينه‌اي صرف تحقیق و توسعه مي‌شود، اما ممكن است براساس آمار مطلق هزينه‌هاي اشاره‌شده، صنايع رتبه‌بندي ديگري داشته باشند. با اين حال، بالا بودن اين نسبت نشانگر ساختاري است که در آن تحقیق و توسعه اهمیت بالاتري دارد. به هر حال، پرسش مهمي که مطرح مي‌شود اين است که چرا در ايران بخش بسیار کمتري از ارزش افزوده خلق‌شده با هدف بهبود محصولات تولیدي و ارتقاي فرآيند تولید صرف تحقیق و توسعه مي‌شود. براي پاسخ‌گويي به اين پرسش بايد عوامل موثر بر شدت تحقیق و توسعه در بخش صنعت ايران و تاثیر هريك شناسايي شوند تا براساس آن بتوان نتیجه‌گیري کرد که چرا در ايران سهم کمتري از ارزش افزوده صرف تحقیق و توسعه مي‌شود.

ردپاي هزينه تحقیق و توسعه را مي‌توان در نظريات و مفاهیم رشد اقتصادي يافت، جايي که رشد اقتصادي ماهیتي درون‌زا دارد، يعني معتقدند که وضعیت رشد اقتصادي کشورها با انتخاب و بهینه‌يابي مردم و عوامل اقتصادي خصوصي رقم مي‌خورد. در نسل‌هاي قبلي نظريات رشد اقتصادي عوامل تاثیرگذار بر رشد و رفاه مثل پیشرفت فني و نرخ رشد نیروي کار و... برون‌زا در نظر گرفته مي‌شد. در نظريه رشد سولو، تابع تولید دو متغیر به نام‌هاي نیروي کار و سرمايه دارد که افزايش هريك از اين دو متغیر به‌عنوان ورودي باعث افزايش خروجي اقتصاد مي‌شود که از آن به رشد اقتصادي تعبیر مي‌شود. در کنار اين دو متغیر، ضريبي در خارج از تابع تولید قرار دارد که افزايش اين ضريب خود به خود به افزايش خروجي و رشد اقتصادي منجر خواهد شد. سولو اين متغیر را ضريب فناوري و تغییرات آن را تغییرات تكنیكي نامیده بود. اواسط دهه 1980، پروفسور رومر  تلاش کرد تا دانش را به‌عنوان متغیري درون تابع تولید بازسازي کند. مبناي اين نظريه اين است که انديشه‌ها فناوري را بهبود مي‌بخشند. يك انديشه بكر و نو اين امكان را فراهم مي‌کند که از مجموعه‌اي از نهاده‌ها و عوامل تولید، محصولات بیشتر يا بهتري تولید شود. در واقع، وجود يك فكر جديد، شاخص فناوري را در تابع تولید افزايش مي‌دهد. اين انديشه‌ها و فكرها به هیچ وجه در حوزه مهندسي خلاصه نمي‌شوند. در مدل‌هاي نئوکلاسیك رشد بر افزايش سرمايه فیزيكي و انساني به‌عنوان عامل رشد تاکید مي‌شود و در نظريه‌هاي شومپیتري به نوآوري به عنوان عامل رشد بهره‌وري و به‌تبع آن رشد اشاره مي شود. به اعتقاد آن‌ها براي حل اين اختلاف نظر بايد به اين سوال پاسخ داد که چه میزان از رشد حاصل افزايش سرمايه‌ها و چقدر به‌دلیل نوآوري است. پاسخي که خود آن‌ها به اين سوال مي‌دهند اين است که حتي در نگاه نئوکلاسیكي، رشد بلندمدت نیازمند نوآوري است و بخشي از تغییرات تكنولوژي در سرمايه جديد متبلور مي‌شود که جدا کردن سهم نوآوري از انباشت سرمايه را مشكل مي‌کند. با توجه به مطالب مطرح‌شده، رشد به عنوان يكي از کلیدي‌ترين مفاهیم اقتصادي با وجود عواملي مانند دانش، فناوري و نوآوري مي‌تواند به وقوع بپیوندد و پايدار بماند و سرمايه‌گذاري در ايجاد دانش و نوآوري مي‌تواند به ايجاد اين عوامل کمك کند. با اين رويكرد، توجه دقیق‌تر به به مفاهیم دانش، فناوري و نوآوري مهم تلقي مي‌شود.

دانش عبارت است از ذخیره انباشت‌شده‌اي از اطلاعات و مهارت‌ها که از مصرف اطلاعات حاصل می‌شود. دانش يك سرمايه انساني تلقي مي‌شود که عامل اصلي توسعه اقتصادي بوده، اما در سال‌هاي اخیر اهمیت اصلي و مهم آن رشد اقتصادي بوده است. طبق نظريات موجود، يكي از مهم‌ترين عوامل سازنده دانش، تحقیق و توسعه به شمار مي‌آيد و با افزايش هزينه‌هاي تحقیق و توسعه در بخش‌هاي مختلف مي‌توان دانش به کار برده در آن بخش را افزايش داد. فناوري عامل تبديل منابع طبیعي، سرمايه و نیروي انساني به کالا و خدمات است که عناصر متشكله يا ارکان آن عبارت است از سخت‌افزار، انسان‌افزار يا نیروي انساني متخصص، فناوري متبلور در اسناد و مدارک يا اطلاعات، سازمان‌ها يا نهادافزار. به طور کلي نوآوري به معني ارائه يك کالا يا خدمت جديد يا بهبود قابل توجه محصول، يك روش بازاريابي جديد و يا يك روش سازماني جديد در شیوه کسب‌وکار با سازمان يا ارتباطات خارجي است. نوآوري بايد براي سازمان جديد باشد و نیازي به جديد بودن براي بخش صنعت يا بازار ندارد. به عبارت ديگر، هرگاه سازمان در محصولات، فرآيندها يا روش‌هاي کار خود (اعم از فعالیت‌هاي بازاريابي يا رويه‌هاي سازماني) تغییر يا بهبود مهمي را ايجاد کند، مي‌توان گفت نوآوري اتفاق افتاده است. از مهم‌ترين عوامل تاثیرگذار بر ارتقاي سطح رقابت‌پذيري بنگاه‌ها و دستیابي به مزيت رقابتي، بهره‌گیري از قابلیت‌هاي نوآورانه است.

 یافته‌های تحقیق: اهمیت در صنایع سطح‌بالا

نتایج برآورد معادلات شدت تحقیق و توسعه در بخش صنعت در ایران نشان می‌دهد که در صنایع با تکنولوژي بالا، کارگاه‌هایی که نسبت بالاتري از کارکنان آن‌ها داراي تحصیلات دانشگاهی هستند از نظر تجاري بازتر هستند، داراي اندازه بزرگ‌تري‌اند و نسبت تشکیل سرمایه به ارزش افزوده بیشتري دارند و به طور متوسط سهم بالاتري از ارزش افزوده خلق‌شده را صرف تحقیق و توسعه می‌کنند. یافته‌هاي این تحقیق نشان می‌دهد که عوامل مهمی مانند سودآوري و رشد ارزش افزوده تاثیري بر تصمیم بنگاه‌ها به هزینه کردن تحقیق و توسعه در این صنایع نداشته است. در صنایع با سطح تکنولوژي متوسط و پایین هیچ یک از متغیرها از معناداري برخوردار نبوده‌اند که نشان می‌دهد در ایران این صنایع هنوز به مرحله‌اي نرسیده‌اند که تحقیق و توسعه در راهبردهاي آن‌ها نقش مهمی داشته باشد. بر این اساس با توجه به عوامل بسیار متفاوت اثرگذار بر تصمیم بنگاه‌ها به تحقیق و توسعه برحسب سطح فناوري، اتخاذ سیاست‌هاي جداگانه براي صنایع با هریک از این سه سطح تکنولوژي در ایران ضروري به نظر می‌رسد.

سحر رحیمی‌راد، حسن حیدری و رضا نجارزاده