
چین و روسیه در حوزههایی که منافع مشترک دارند دنبال موقعیتهای برد- برد میگردند و اختلافات گذشته برایشان اهمیت کمتری دارد
آینده نگر/ منبع: بیجینگ ریویو و الجزیره
چین پرجمعیتترین کشور جهان است و روسیه بزرگترین کشور جهان. این دو کشور با هم مرز دارند و سابقه مناسبات آنها هم طولانی است. اما در سالهای اخیر، عامل دیگری باعث شده که این دو کشور به مناسبات نزدیک روی خوش نشان بدهند و آن هم کسی نیست جز دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا.
در هفت دهه اخیر، مناسبات دیپلماتیک بین چین و روسیه فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده و در زمانهایی چندان هم گرم نبوده. دو کشور در سال ۱۹۶۹ حتی وارد یک مناقشه مرزی کوتاهمدت هم شدند. در عین حال در محافل غربی این تصور وجود دارد که چین به دلیل شکست اتحاد شوروی در حفظ نظام کمونیستی- به خصوص در عرصه اقتصادی- روسها را به دیده انتقادی نگاه میکند. واقعیت این است که از زمان سقوط اتحاد شوروی، مناسبات روسیه و چین در نوعی حالت گذار بوده و به تدریج باثباتتر شده است. آنها در حوزههایی که منافع مشترک داشتهاند به دنبال نتیجه برد- برد بودهاند و حالا هم زمانی برای همین شکل از همکاری است.
مناسبات چین و روسیه بر مبنای اشتراک موقعیت دشوار داخلی و خارجی برای هردوی آنها شکل گرفته است. آنها در نهادهایی مثل گروه بیست، بریکز و سازمان همکاری شانگهای با یکدیگر همکاری میکنند اما هریک دارای چالشهای خاص خودشان نیز هستند. چین در تلاش است تا مشکلات داخلی ناشی از توسعه نامتوازن و ناکافی را در کشور برطرف کند. روسیه نیز به دنبال آن است که به رغم فشارهای بینالمللی، رشد اقتصادی خود را تقویت کند و در عین حال، حمایت داخلی مردم را از دست ندهد. هردو کشور برای رسیدن به اهداف خود نیاز به فضایی باثبات دارند.
در گذشته هم رهبران دو کشور بر ضرورت همکاریهای آنها تاکید داشتهاند. مثلا بوریس یلتسین در سفرش به چین در اوایل دهه ۱۹۹۰ خواهان همکاری استراتژیکی بین دو کشور شد که تا قرن بیست و یک ادامه داشته باشد. در سال ۲۰۰۱ هم جیانگ زمین رئیس جمهور وقت چین و ولادیمیر پوتین معاهده همکاری مبتنی بر همسایگی را به امضا رساندند. اما جدیدترین نماد تمایل دو کشور در کسترش همکاریهایشان در جریان سفر اخیر شی جینپینگ رئیس جمهور چین به روسیه دیده شد. در جریان این سفر که رسانههای غربی هم با دقت دنبالش میکردند، پوتین و شی سعیشان را کردند تا نشان بدهند از یکدیگر در عرصه بینالمللی به خوبی حمایت میکنند، چه در عراق و سوریه و چه در مقابله با سیاستهای دونالد ترامپ. اما بخش اعظم تمرکز این سفر روی گسترش مناسبات اقتصادی دو کشور در آینده قرار داشت.
با توجه به چالشهای اقتصادی که امروزه دو کشور پیش روی خود میبینند، این همکاری اهمیت زیادی دارد. بانک جهانی اخیرا پیشبینی خود از رشد اقتصادی روسیه در سال ۲۰۱۹ را که قبلا ۱.۴ درصد بود کاهش داد و آن را ۱.۲ درصد اعلام کرد. روسیه از یک سو با فشار تحریمهای امریکا مواجه است و از سوی دیگر، کاهش قیمت نفت در سالهای گذشته و کاهش تولید نفت فعلی هم روی اقتصاد روسیه تاثیر منفی گذاشتهاند.
چین هم با معضل بزرگ تنشهای تجاری با آمریکا مواجه است که اعتماد کسب و کارها و مصرفکنندگان در چین را به آینده خدشهدار کرده چون هر لحظه ممکن است ترامپ فهرستی جدید از افزایش تعرفهها بر کالاهای چینی ارائه بدهد. شکی نیست که اقدامات دونالد ترامپ باعث شده چین و روسیه بیشتر به سمت همکاری با یکدیگر سوق داده شوند. هر دو کشور به افزایش مناسبات تجاری نیاز دارند. بر اساس آمار موجود، ارزش صادرات روسیه به چین بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ دو برابر شده است. این فقط شامل صادرات نفتی نبوده بلکه صادرات غیرنفتی را هم شامل شده است.
تجارت دوجانبه این دو کشور سال گذشته بالغ بر ۱۰۸ میلیارد دلار بود که در نوع خود بیسابقه بود و نشان از نیاز چین به یافتن بازارهای جدید برای محصولاتی داشت که آمریکا آنها را در فهرست افزایش تعرفه قرار داده است. صادرات چین به روسیه هم در سال ۲۰۱۸ به میزان ۹.۱ درصد افزایش داشت. کل ارزش واردات چین از روسیه در سال ۲۰۱۸ با سرعتی بیش از هر شریک تجاری دیگر این کشور افزایش پیدا کرد. اما هنوز هم این سهم از مبادلات تجاری در مقابل قابلیتهای تجارت بین دو کشور چین و روسیه هیچ است.
سیاست داغ و اقتصاد سرد، یا برعکس؟
در گذشته مناسبات چین و روسیه به عنوان سیاست داغ و اقتصاد سرد معروف شده بود؛ به این معنی که سطح دیالوگ سیاسی بین دو کشور بالاتر از مناسبات اقتصادی آنهاست. اما عزم جزم دو کشور به خصوص در سالهای اخیر حاکی از این است که همکاری اقتصادی بین چین و روسیه اهمیتی بسیار بیشتر از قبل برای آنها دارد.
با توجه به تمام موارد ذکرشده، به نظر میرسد که رهبران چین و روسیه هدفشان از گسترش همکاری فقط دهنکجی به دونالد ترامپ نیست، بلکه آنها به دنبال تامین اهداف مشترک ژئواستراتژیکی هم هستند که بتواند نظم سیاسی و اقتصادی جهانی را به سود خودشان تغییر دهد و نقش امریکا را در آن کمرنگ کند.
استیو تسانگ از انستیتو چین در دانشگاه لندن در این خصوص میگوید: «تنشهای مربوط به افزایش تعرفههای تجاری که توسط آمریکا آغاز شد و همینطور حمله شدید دولت آمریکا به شرکت چینی هواوی باعث شده که چین و آمریکا نه تنها در حوزه اقتصادی، بلکه به صورت کلی راهشان را کاملا از هم جدا کنند. این یعنی که در نظم استراتژیک جهانی باید تغییرات ساختاری رخ دهد. رهبران چین در چنین شرایطی احساس میکنند که باید توانایی کشورشان را در تقابل با آمریکا بالا ببرند و روسیه نزدیکترین و قویترین متحدی است که میتوانند در این راستا پیدا کنند.»
همه اینها در شرایطی است که مناسبات روسیه و آمریکا هم در بدترین حالت خود به سر میبرد. روسیه از بابت تحریمهای آمریکا بعد از جنگ کریمه تحت فشار زیادی بوده و در سوریه هم با غرب مشکلات زیادی داشته. از همه بدتر اینکه اتهامات در خصوص مداخله روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶ هر از گاهی دوباره در رسانههای آمریکا مطرح میشود.
برونو سرگی استاد اقتصاد سیاسی روسی و چینی در دانشگاه هاروارد معتقد است که تحکیم مناسبات تجاری بین دو کشور باعث شکلگیری نوعی اتحادغیررسمی در حوزه تکنولوژی میشود و از لحاظ استراتژیک اهمیت زیادی دارد. بر این اساس، دو کشور احتمالا در آینده هم روی پروژههای مشترک در بخش انرژی با یکدیگر همکاری بیشتری خواهند داشت.
به گفته سرگی، توافقنامه اخیر بین چین و روسیه که انتقال کالا از مرز زمینی دو کشور را تسهیل کرده، در زمان کنونی نشاندهنده تمایل رهبران دو کشور به رفع موانع در گسترش همکاریهاست. در پروژه جاده ابریشم جدید چین نیز جا برای همکاری زیادی برای دو کشور وجود دارد، هرچند که در گذشته به نظر میرسید روسیه از بابت این پروژه دلخوریهایی دارد و ترجیح میداده که نقش خودش در چنین پروژهای بزرگ باشد. روسیه به خصوص از بابت حضور یک قدرت دیگر در منطقه آسیای مرکزی اصلا از این پروژه دل خوشی نداشت. اما حالا وجود یک دشمن مشترک - یعنی امریکا- بی هیچ تردیدی روسیه و چین را به این نتیجه رسانده که باید دلخوریهایشان را تا حدی کنار بگذارند.
یک حوزه که دو کشور به صورت واضح قصد دارند با همکاریشان در آن راهی برای دور زدن آمریکا پیدا کنند، حوزه تبادلات ارزی است. روسیه یکی از اولین کشورهایی در جهان بود که توافقنامه مبادله تجاری بیدلار را با چین به امضا رساند. بر این اساس، دو کشور با واحد پولهای خودشان یعنی روبل و رنمینبی به صورت مستقیم معاملات تجاری را انجام میدهند و خبری از واحد پول سومی مثل دلار در این معاملات نیست. این مسئله از یک سو به کاهش هژمونی دلار آمریکا کمک میکند و از سوی دیگر تحریمهای آمریکا علیه روسیه را در برخی حوزهها بیاثر میکند.
چین و روسیه در حوزه انرژی هستهای هم با یکدیگر در حال همکاریاند و قصد دارند این همکاری را در آینده گسترش هم بدهند. چین و روسیه در این راستا در سال گذشته میلادی چهار توافقنامه جدید در حوزه همکاریهای هستهای به امضا رساندند.
مسئله همکاری در بخش انرژی هم که طبعا برای چین و روسیه اهمیت زیادی دارد. در آغاز سال ۲۰۱۸، خط دوم از پروژه خطوط لوله نفت بین دو کشور فعالیت خود را آغاز کرد. روسیه سال گذشته تقریبا ۷۰ میلیون تن نفت خام را به چین صادر کرد و به بزرگترین صادرکننده نفت به چین بدل شد. همچنین در پایان سال ۲۰۱۷، اولین خط تولید پروژه الانجی یا همان گاز طبیعی مایع یامال رسما فعال شد. در جولای سال ۲۰۱۸، شرکت ملی نفت چین که بزرگترین سهامدار این پروژه بود اولین محموله الانجی را از یامال دریافت کرد.
مسئله مهم دیگر هم خطوط لوله گاز بین دو کشور است که قرار است تا پایان سال جاری میلادی تکمیل شود. انتظار میرود این خط لوله سالانه ۳۸ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را از روسیه به چین منتقل کند. این دو کشور در عین حال توافقی هم برای همکاری در پروژه الانجی در اقیانوس منجمد شمالی (از سمت روسیه) دارند.
همکاری دو کشور در عرصه کشاورزی هم قرار است گستردهتر شود. بخش کشاورزی روسیه به شدت در حال گسترش بوده و این کشور را به بزرگترین صادرکننده گندم در جهان تبدیل کرده. صادرات کشاورزی روسیه به چین هم افزایش نشان داده و به نظر میرسد که با تشدید جنگ تجاری و کاهش صادرات محصولات کشاورزی آمریکا به چین، این کشور بیشتر از گذشته به دنبال جذب محصولات کشاورزی روسیه خواهد بود و حتی در این بخش سرمایهگذاری خواهد کرد.