
اگر از روزنههای متعدد چون ادبیات مسیر توسعه را جستوجو میکنید، اگر تنها به شاهراه اقتصاد چشم ندوختهاید و گاهی از سیاست محض نمیگویید، خواندن این مقاله به شما توصیه میشود.
احسان رضایی روزنامهنگار
آنها دو نفر بودند. دو تاجر ایرانی که سیصد سال پیش به اروپا رفتند. اسمهایشان «ازبک» و «ریکا» بود. کمی سادهلوح بودند و با تعجب به زندگی اهالی پاریس نگاه میکردند. هم از زندگی اروپایی خوششان میآمد و هم آن را با ایمان مذهبی خود در تضاد میدیدند. در نامههایی که به ایران مینوشتند، از اینکه فرانسویها موهای خودشان را در بالای سرشان جمع میکنند مینوشتند، اینکه لوئی چهاردهم جادوگری است که پولهای خزانه شاهی را با یک حرکت دست دوبرابر میکند و اینکه پاپ به مردم میگوید سه برابر با یک است (کنایه از تثلیث). آنها از راه دور نگران اهل و عیالشان در وطن بودند و بهخصوص ازبک، نگران همسر محبوبش «روشنک» در حرمسرا بود. نامه مینوشتند و نامه میگرفتند. منتسکیو با این نامهها رمان «نامههای ایرانی» را نوشت. ماجرای دو ایرانی خیالی که به پاریس میآیند و نامههایی فرضی در فاصله سالهای ۱۷۱۱ تا ۱۷۲۰ مینویسند. ظاهراً همهچیز خوب بود، منتسکیو تحت تاثیر خواندن سفرنامههای اروپاییان به امپراتوری صفوی، یک رمان خواندنی و جذاب نوشته بود که فروش خوبی هم داشت. اما منتسکیو خودش میدانست که در پشت نوشتههایش چه خبر است و برای همین، رمانش را نه در فرانسه که در هلند منتشر کرده بود. این رمان، در پشت کلماتش به طرح انتقاد از جامعه فرانسه و نظام سلطنتی پرداخته بود. منتسکیو در رمانش آسیبپذیری جامعه فرانسه را داشت نشان میداد و آن «سلاح کشنده» که ریکا از آن یاد میکند عبارت است از جمع سه قوه (مقننه، قضائیه و مجریه) در وجود یک نفر به نام شاه. حرفهایی که بعداً منتسکیو در کتاب «روحالقوانین» نوشت.
دیگر فیلسوف نامدار عصر روشنگری، ولتر هم حرفهایش را در قالب یک رمان مطرح کرده بود: «کاندید». داستان مرد جوان و سادهدلی به اسم کاندید که در قصر یک بارون آلمانی زندگی میکرد، اما چون به دختر بارون علاقهمند شد، او را از قصر اخراج کردند تا به خدمت گروهی از سربازان بلغاری دربیاید. کاندید در قصر استادی بنام پانگلوس داشت که معتقد بود تمام امور جهان در بهترین شکل خود قرار دارند و حتی رنجها دقیقاً همان طوری هستند که باید باشند. کاندید بعد از اخراج شدن از قصر و تحمل رنجهای فراوان، عاقبت روزی در خیابان به پانگلوس برمیخورد و او را در حال گدایی میبیند. کاندید به او میگوید مغولها به قصر بارون حمله کردند، بارون کشته شده، مادر خودش و دختر مورد علاقهاش مورد تجاوز واقع شدند، خودش آوارهای است و معلمش هم پیر و فرتوت در حال گدایی. حالا نظر او دربارۀ اینکه دنیا محل خوشبختی است فرقی نکرده؟ البته که معلم کوتاه نمیآید و حرف خودش را میزند و آنها همینطور مشغول بحث فلسفی با هم میمانند تا اینکه کشیشهایی که مشغول دعا و قربانی بعد از زلزله هستند، پانگلوس را به جرم «حرف زدن» به اعدام محکوم میکنند و خود کاندید هم به جرم گوش دادن به حرفهای او صد ضربه شلاق میخورد و... الباقی ماجراها. ولتر هم داشت با رمانش، از ظلم و خفقان شاهان اروپا انتقاد میکرد.
دو رمان «کاندید» و «نامههای ایرانی»، در اروپای عصر روشنگری تاثیر بسیار عمیقی داشتند و از موجبات حرکت اروپا به سمت دوران جدید شدند. کما اینکه رمان «رستاخیز» لئو تولستوی در شکلگیری اندیشههای انقلابی و ضدفئودالی در روسیه تزاری موثر بود. یا رمان «کلبۀ عمو تام» اثر هریت بیچر استو، در لغو بردهداری و به دنبالش جنگ داخلی آمریکا نقش عمده داشت. رمانها و داستانها، خیلی وقتها زودتر و بیشتر از بحثهای فلسفی در خوانندگان تاثیر میگذارند. از کتابهای مقدس که داستانها بخش عمدهای از حجم آنها را به خود اختصاص دادهاند بگیرید تا افسانهها و حماسههای ملی، نظیر «شاهنامه» فردوسی در ایران، که هنوز هم عنصر هویتی جوامع هستند، تا رمانهای کلاسیک، تا آثار مدرن و امروزی نظیر داستانهای علمی-تخیلی که زمینهساز و پیشگوی اختراعات و اکتشافات آینده هستند. چنان که سه قانونی که آیزاک آسیموف شصت و چند سال پیش در کتاب «من، ربات» خود وضع کرد، هنوز هم مبنای تمام ابداعات و اختراعهای حوزۀ رباتیک و هوش مصنوعی است.
رسم است که در مدارس پرواز و برای آموزش خلبانی، از همان ابتدا داوطلب را به سراغ هواپیماهای واقعی نمیبرند و آموزش را از درون هواپیما انجام نمیدهند. بلکه ابتدا او را به یک اتاق شبیهسازی میبرند که با اهرمهایی بین زمین و هوا معلق شده و میتواند رفتارهای یک هواپیمای واقعی را تقلید کند. منتها هم آن اتاقک کاملاً امن و تحت کنترل است و آسیبی به جان داوطلب و معلم خلبانی وارد نمیشود و هم از هواپیمای اصلی که وسیلهای است گرانقیمت استفاده نمیشود تا در صورت اشتباه، هزینۀ سنگینی بر روی دست مرکز آموزشی بماند. داستان هم همین کار را میکند. داستان و رمان، به شرطی که خوب و جذاب و خواندنی نوشته شده باشد، تاثیراتش محدود به چند ساعت خواندن یک اثر داستانی نخواهد بود. داستان، دنیایی را پیش چشم خواننده میسازد که افکار، آرزوها و اتفاقاتی که برای آدمهای آن دنیا میافتد مثل یک اتاق شبیهسازی برای خواننده عمل میکند. خواننده در امنیت و بدون هیچ پرداخت هزینهای، خودش آن زندگی را تجربه میکند و در معرض آن افکار قرار میگیرد. این، شبیهسازی زندگی است. نتیجهای که در حین این آموزش به دست میآید، گاهی میتواند فردی باشد و مثلاً روابط فرد با اطرافیانش را تغییر بدهد و تنظیم کند، گاهی هم این آموزشها جمعی است. ایدههایی که برای ساخت دنیای جدید و بهتر به ذهن خواننده میرسد و وقتی تعداد این خوانندهها زیاد شود، افکار مشترک باعث تغییرات بزرگتر میشود. تغییراتی که به توسعه اجتماعی و سیاسی منجر خواهد شد.