
در ایران همه میخواهند کسبوکار خودشان را داشته باشند و داستان خود را بسازند. ما نباید به فکر ایجاد هزار داستان موفقیت تکنفره باشیم بلکه میتوانیم در کنار یکدیگر داستانهای موفق تری را بسازیم
آینده نگر
«حسِ خوبِ کتاب خوندن، براي همه، همهوقت، همهجا». شايد در كشوري كه سرانه مطالعه در آن كمتر از نيم ساعت است، اين شعارها و تلاش براي ايجاد چنين فضايي كمي عجيب به نظر برسد، اما هستند افرادي كه در اين مسير گام برداشتهاند و با راهاندازي يك استارتآپ و حتي توليد ابزارهايي مخصوص گامهاي جدي در اين جهت برداشتهاند. اپلیکیشن کتابخوان فیدیبو، با بیش از 35 هزار عنوان کتاب الکترونیک و صوتی فارسی یک سامانه تولید و پخش کتاب الکترونیک است که قوانین كپي رايت را رعایت میکند. البته اين استارتآپ پا را از اين فراتر گذاشته است و با توليد فيديبوك اولین دستگاه کتابخوان الکترونیک فارسی (شبيه تبلت براي كتاب خواندن) و فیدیباکس، دستگاه هوشمند مطالعه كتاب كه در ايستگاههاي مترو و چند دانشگاه مانند دانشگاه تهران نصب شده است، فعاليتهاي نوآورانهاي در عرصه كتاب و كتابخواني در كشورمان رقم زده است. اما اين خلاقيت در حوزه كتاب و كتابخواني چگونه كليد خورد و پشت ايده شكلگيري آن چه افرادي حضور داشتند و بنيانگذار آن كيست؟ مجید قاسمی در واقع چهرهاي است كه صنعت نشر در ايران را با تحولي بزرگ روبهرو كرد و با کمک و سرمایهگذاری مهدی فیروزان مدیر شهر کتاب مرکزی واژه جديد كتاب الكترونيك را به ادبيات فارسی اضافه كرد.
مجید قاسمی را باید از کتابخوانهای تیر که خود را کتابخور میدانند، دانست. او از دوران نوجوانی و درآستانه کنکور به فکر راهاندازی سایتی برای معرفی کتاب افتاد و اولین بار به همراه یکی از دوستانش تلاش کرد تا سایتی طراحی و در آن برای کتابهای مختلف یک صفحه معرفی تولید کند. البته او نگاه اقتصادی هم به این کار داشت و هدفگذاری کرد که برای معرفی هر کتاب و صفحه 200 تومان از ناشران دریافت کند. مجید قاسمی برای اجرای کردن ایده خود راهی اصلیترین بازار کتاب کشور در قلب پایتخت یعنی انقلاب شد و تلاش کرد تا ناشران مختلف را راضی کند تا برای معرفی کتابهایشان پول پرداخت کنند. او در نهایت از نخستین کارش در حوزه معرفی اینترنتی کتاب پول اندکی به دست آورد، البته خیلیها هم اصلا او را جدی نگرفتند. خودش در گفتوگو با هفتهنامه شنبه: «در نهایت سفارش طراحی صفحه وب برای ۷۰۰ جلد کتاب را از هشت ناشر گرفتم ولی یک انتشاراتی به من گفت پسرجان آفرین که اینقدر آدم فعالی هستی ولی برو درست را بخوان دانشگاه که قبول شدی بعد بیا به این چیزها فکر کن.»
او چند ماه بعد در کنکور سراسر شرکت کرد و در رشته فلسفه در دانشگاه گیلان پذیرفته و راهی رشت شد و بخش مهمی از توشه راهش کتابهایی شد که با خود برای خواندن برد، اما چندی نگذشت که خواندن کتابها به پایان رسید و او برای خرید کتابهای جدید از دو کتابفروشی بزرگی که در رشت وجود داشت، اقدام کرد و تازه متوجه شد که این کتابفروشیها، کتابهای تازه انتشاریافته را ندارند و به گفته خودش در گفتوگو با روزنامه همشهري به «بنجلخواني» افتاد. نتيجه اين دوري از كتابهاي روز براي كسي كه اعتياد به خواندن دارد در نهايت به ايده راهاندازي و طراحي پلتفرمي رسيد كه افراد بتوانند از طريق آن كتابهاي مورد علاقهشان را روي تبلت و موبايلهايشان بخوانند؛ چيزي شبيه كتابخوان كيندل كه آمازون آن را راهاندازي كرده بود. «با اینکه رشت به تهران نزدیک است و مسافران زیادی هم به آنجا رفت و آمد دارند اما زمانی که آنجا رفته بودم دو کتابفروشی بیشتر نداشت. از طرفي سیستم توزیع کتاب چندپاره و غیرمنسجم بود. خود کسب و کار هم سیستم سنتی و قدیمی داشت و عرضه چندانی برایش وجود نداشت. تنها کاری که برای ترمیم این شبکه میتوانستیم انجام دهیم، این بود که پول زیادی به این سامانه تزریق شود. این یعنی باید تقاضا بالا میرفت، قیمتها پایین میآمد و کیفیت بیشتر میشد. کتابخوان کیندل آمازون راهحلی بود که آن زمان اجرا شده و خیلی هم موفق بود. با خودم فکر کردم، یک سال روی این پروژه وقت میگذارم، اگر بهجایی رسید که آن را ادامه میدهم و در غیراینصورت، درسم را ادامه میدهم.»
البته او در این بین و در یکی از شبهای زندگی در دوران دانشجویی با یک نرمافزار مدیریت محتوا به نام پیلیک آشنا شد و تصور کرد این میتواند بخشی از علاقهاش باشد. او در گفتوگویی در اینباره گفته است: «شبی پیلیک را پیدا کردم و یادم است برای یاد گرفتن آن حدود ۳۰ ساعت نخوابیدم تا بالاخره یک سایت را بالا آوردم، فکر میکردم خوب میشود یک مشابه بالاترین در زمینه فرهنگ داشته باشیم و این دغدغه من شد. البته وقتی آن سایت را به چند نفر از دوستانم نشان دادم همه کیفیت آن را زیر سوال بردند برای همین دو ماه روی آن کار کردم و در سالگرد تولدم و آخرین سال دانشگاه، سایت فرهنگریدر داتکام را که یک سایت لینکپراکنی در حوزه فرهنگ است، بارگذاری کردم.»
او در کنار فعالیت در سایت خود با پایان دانشگاه در یک رادیو اینترنتی نیز فعالیت میکرد که رضا ساکی طنزپرداز گویندهاش بود: «آنقدر پرشنونده بود که روز اسکار گرفتن اصغر فرهادی، هاست ما در آلمان از کار افتاد.» در این بین مجید قاسمی برای جذب سرمایهگذار برای سایت خود و رادیوی اینترنتی با مهدی فیروزان مدیرعامل شهر کتاب مرکزی آشنا شد و همین موضوع شروعی شد برای همکاریهای آینده این دو نفر و در نهایت راهاندازی فیدیبو. همزمان با پیشنهاد مجید قاسمی به مهدی فیروزان برای سرمایهگذاری در سایت او، شهر کتاب در حال راهاندازی یک فروشگاه آنلاین برای فروش محصولات خود بود و همین شد که فیروزان به قاسمی پیشنهاد کمک و همکاری داد. با شروع همکاری مجید قاسمی با شهر کتاب مرکزی یک روز او تصمیم گرفت رویایی را که برای راهاندازی سایت کتاب الکترونیکی فارسی و تولید دستگاههایی مانند کیندل دارد با فیروزان در میان بگذارد. خود او در گفتوگویی ماجرا را این گونه تعریف می کند: «گفتم من یک رویا دارم برای الکترونیکی کردن کتاب و آقای فیروزان گفت این رویای خود من هم هست، پرسید چقدر میخواهد و من با فکر خام خودم گفتم خیلی زیاد؛ ۳۰ میلیون. او واقعا فرد ماجراجویی است، گفت من ۲۰ میلیون دیگر میگذارم رویش تا کار را شروع کنیم.»
مجید قاسمی برای ساخت و طراحی سایت مورد نظر خود با یک شرکت هندی وارد مذاکره شد و دو ماه بعد برای خرید و تحویل گرفتن آن راهی این کشور شد. «در اینترنت با شرکتی هندی آشنا شدیم که پلتفرم مورد نظر ما را طراحی میکرد. بنابراین تصمیم گرفتیم که با آنها کار کنیم. قراری که با شرکت هندی گذاشتیم این بود که دو ماه بعد پلتفرم را به ما تحویل بدهند. قیمتی هم که به ما گفتند بیش از ۱۳هزار دلار بود که سرمایهگذار پرداخت کرد و خوشحال بودیم که نخستین پلتفرم کتاب الکترونیک در ایران را راهاندازی میکنیم. به هند رفتم و بعد از ماجرایی، پلتفرم اولیهای را تحویل گرفتم و به ایران برگشتم.» بعد از شروع به کار اولیه و تستهای لازم در نهایت سایت فیدیبو در تاریخ 11 اسفند 1392 رسما در مراسمی ویژه و با حضور وزیر وقت علی جنتی راهاندازی شد و خیلی زود مورد استقبال قرار گرفت. البته در این بین مدیران شهر کتاب مرکزی و مجید قاسمی برای جذب ناشران به انتشار کتابهایشان در فیدیبو و رفع نگرانی آنها نسبت به کپی غیرقانونی کتابهایشان، تلاشهای بسیاری کردند و در نهایت موفق شدند، تا جایی که هماکنون طبق اعلام رسمی این سایت بیش از 35 هزار کتاب روی فیدیبو بارگذاری شده و در دسترس عموم قرار دارد. از جهت دیگر بیش از یک میلیون و 200 هزار نفر اپلیکیشن فیدیبو را نصب و دانلود کردهاند و 400 ناشر هم با این مجموعه به صورت مستقیم همکاری دارند، عدد و رقمهایی که نشان میدهد این اپلیکیشن بر مدار توسعه و رسیدن به خواستههایش گام برمیدارد. هدفگذاری مجید قاسمی برای فیدیبو تبدیل آن به امپراتوری کتابهای الکترونیکی در خاورمیانه و فروش کتابهای فارسی، عربی، انگلیسی و زبانهای دیگر است.
سرمایهگذاری دیجی کالا
رشد اپلیکیشن فیدیبو در جذب مخاطبان آنقدر سریع بود که بعد از گذشت دو سال از رونمایی از این سایت، بنیانگذاران دیجی کالا، برادران محمدی به فکر خرید سرمایه این اپلیکیشن افتادند، اتفاق مهمی که زمینه سرمایهگذاریها و پیشرفتهای فیدیبو را فراهم کرد. مجید قاسمی در گفتوگویی در اینباره گفته است: «هم اکنون دیجیکالا صاحب کل سهام فیدیبو نیست اما سهامدار عمده است. مهمترین دلیل خوشحالی ما از همکاری با دیجیکالا، قرارگیری در کنار کسبوکاری بزرگ و موفق است که راه را برای موفقیت فیدیبو هموارتر میکند چون امکانات زیادی دارد و به پشتوانه همکاری با دیجیکالا میتوانیم قدمهای بزرگی برداریم.»
فيديبوك، گامي بلند
در ابتداي راهاندازي و شكلگيري فيديبو (پيش از اينكه فيديبوك توليد شود) شما تنها ميتوانستيد نرمافزار فیدیبو را روی تبلت و تلفن همراه نصب كنيد و از طریق آن به صورت قانونی کتاب الکترونیکی خريداري و مطالعه کنید تا اينكه اولين دستگاه كتاب خوان الكترونيك فارسي «فيديبوك» در 8 ارديبهشت 1397 يعني حدود يك سال پيش از سوي استارتآپ فیدیبو رونمايي و وارد بازار شد؛ دستگاهي كه در واقع کیندل فارسي است، تبلتي كه مخصوص مطالعه كتاب است. این دستگاه كه به سفارش ایران در چين توليد ميشود، صفحه نمایشگر ۶ اینچی با پردازنده دوهستهای يك گیگاهرتزی و رم ۵۱۲ مگابایت دارد؛ حافظه داخلی فيديبوك ۸ گیگابایت است و امكان اضافه شدن حافظه اس دي را هم دارد. فیدیبوک به فروشگاه فیدیبو متصل است و امكان مطالعه كتاب و دسترسي به يك كتابخانه بزرگ و آرشيو عظيم را هميشه فراهم مي كند. البته مديران فیدیبو پيش از روانه كردن فيديبوك به بازار از 15 بهمن 1396 دستگاههاي هوشمند «فیدیباکس» را در ايستگاههاي مترو و فضاي عمومي دانشگاههاي تهران و خواجه نصير نصب كرده بودند. اين دستگاه به دارندگان اپلیکیشن فیدیبو اين امكان را ميدهد تا با گرفتن کیوآر کد یک بار مصرف و نشان دادن آن به اسکنر دستگاه، امکان استفاده از خدمات تعریفشده مثل مطالعه رایگان کتاب در مدتزمان مشخصشده را داشته باشند. این امكان استارتآپ فیدیبو با عنوان «کتابخانهای به وسعت یک شهر» در متروی تهران رونمايي شد.
به گفته قاسمی، آنچه باعث موفقیت در کار میشود، تمرکز روی یک پروژه خاص است: «شرکتهای دیگری هم ممکن است کار مشابهی انجام بدهند اما کتابفروشی آنلاین، بخشی از کار آنهاست. درصورتی که ما تمام تمرکزمان روی همین موضوع است.» بهخاطر همین تمرکز، گروه میتوانند نوآوریهایی در این حوزه داشته باشند که توجه رسانههای مهم دنیا را نیز جلب میکند: «ما برای نخستین بار در دنیا ایده فیدیباکس را که یک سری جعبه کتاب آنلاین در مترو است، ارائه داده و آن را ثبت کردیم. هرکسی با اسکن کد روی این جعبه تا یک ساعت میتواند رایگان کتاب بخواند. این ایده آنقدر بکر بود که رسانههای فرانسوی مهم دربارهاش نوشتند و به آن توجه نشان دادند اما درمقابل مردم خودمان چندان این طرح را جدی نمیگیرند.»
(هاشمی) در مقطع لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه گیلان بود و مقطع ارشد فلسفه قبول شد (1400/04/06 )