
حمد و همسرش در دو شرکت خصوصی کارمند هستند. ماهانه 5 میلیون تومان حقوق میگیرند اما همه این مبلغ صرف هزینههای خرد و خوراک، تفریح یا پساندازشان نمی شود؛ احمد میگوید: «ماهی 3 میلیون و 800 هزار تومان قسط وامهایی که برای ازدواجمان گرفتیم و اجاره خانه را میدهیم. برایمان حدود 2 میلیون و 200 هزار تومان میماند که باید با همان تا آخر ماه سر کنیم.»
یزدان مرادی/آینده نگر
سعید به نفس نفس افتاده است؛ اگر دو دقیقه زودتر رسیده بود میتوانست خودش را به آخرین اتوبوس کرج برساند و حدود دو هزار و 500 تومان کمتر پول کرایه بدهد. روی صندلی نشسته است و حساب و کتاب میکند: «الان که مترو بیاید، حدود ساعت 10 شب به ترمینال میرسم. آن موقع باید سواری بگیرم تا به خانه برسم. 2500 تومان عقب افتادم...» سعید در بخش خدمات یک شرکت خصوصی کار میکند. هر روز صبح ساعت 6 از خواب بیدار میشود تا بتواند دو ساعت بعد سر کارش باشد. 8 ساعت کار روزانه برای او در ماه حدود یک میلیون و 500 هزار تومان درآمد دارد که البته با یارانه خود و خانواده 4 نفرهاش به نزدیک دو میلیون تومان میرسد. میگوید: «ماهی 450 هزار تومان اجاره خانه میدهم. 200 هزار تومان هم کرایه تاکسی. البته اگر مثل امشب به اتوبوس نرسم، هزینهام بیشتر میشود. دو فرزند کوچک دارم که هزینه پوشک و... دارند. صرفهجویی میکنیم وگرنه درآمدم کفاف هزینههای دو هفته زندگیمان را میدهد.» سعید میگوید در ابتدای سال گذشته ماهانه سه کیلوگرم گوشت میخرید اما اکنون به دلیل افزایش حداقل 2 برابری قیمت، این ماده غذایی را از سفرهاش حذف کرده است. میگوید: «ابتدای سال گذشته میتوانستم ماهی 3 کیلوگرم گوشت بخرم اما حالا (اردیبهشت 98) با افزایش قیمتها، خریدم صفر شده است. البته 10 کیلوگرم برنج را حفظ کردهام اما مثلا دو کیلوگرم خرید پنیر ماهانهام به یک کیلوگرم رسیده است.» حرفهای سعید نشان میدهد قدرت خرید او برای سه قلم کالای گوشت، برنج و پنیر به ترتیب 100، صفر و 50 درصد کاهش پیدا کرده است که به طور میانگین کاهش 50 درصدی را نشان میدهد. مرکز آمار میگوید قیمت این مواد غذایی در اردیبهشت 98 به نسبت ماه مشابه سال گذشته به ترتیب 130، 50.8 و 50.7 درصد رشد کرده است. مثلا هر کیلوگرم گوشت گاو یا گوساله از 40 هزار و 500 تومان به 93 هزار تومان رسیده است. حتی در مقاطعی قیمت این ماده غذایی به کیلویی 120 هزار تومان هم رسید. هر کیلوگرم برنج داخلی درجهیک نیز در اردیبهشت سال گذشته حدود 13 هزار و 600 تومان بود اما حالا تقریبا 20 هزار و 600 تومان شده است. این اقلام جزو 25 کالای اساسی محسوب میشوند که دولت به آنها ارز ترجیحی 4200 تومانی تخصیص میدهد. علت انجام این کار جلوگیری از افزایش قیمت این کالاها در اوج نوسانات ارزی بود اما این هدف نهتنها میسر نشد بلکه به گفته مرکز پژوهشهای مجلس، قیمت کالاهای اساسی از بهمن 96 تا اسفند 97 به طور متوسط 53 درصد رشد کرد. این در حالی است که میزان رشد کالاهای غیراساسی که ارز ترجیحی ندارند، 85 درصد برآورد شد. به عبارت دیگر ارز تخصیص دادهشده به جامعه هدف نرسید و درگیر چاله همیشگی اقتصاد ایران یعنی رانت و فساد شد. دستگاه قضایی ایران در یک سال گذشته درگیر پروندههای فساد اقتصادی بوده است که در بین آنها افرادی حضور دارند که ارز 4200 تومانی برای واردات دریافت کردهاند اما کالای مورد نظر را به قیمت ارز آزاد فروختهاند. در واقع سیاست ارز ترجیحی باعث شده واردات کالاهای اساسی به نسبت سال 96، رشد قابل توجهی داشته باشد که پیامد آن تضعیف تولید ملی است. برخی خبرها میگوید برای اولین بار در 6 سال گذشته، واردات مرغ به ایران اتفاق افتاده است. این در حالی است که تولیدکنندههای مرغ در ایران با رشد مواد اولیه روبهرو بودند که ناگهان مرغ وارداتی با ارز ترجیحی و قیمت پایینتر به بازار آمد و چالشهای آنها را افزایش داد. بنابراین هدف دولت که قصد داشت از جامعه هدف خود به ویژه اقشار ضعیف و کمدرآمد که در دهکهای یک تا چهار قرار گرفتهاند کمک کند، محقق نشد و یارانه مورد نظر به آنها نرسید. به گفته مرکز پژوهشهای مجلس، تخصیص ارز 4200 تومانی به کالاهای اساسی باعث میشود تا یارانه دهکهای بالایی چندین برابر یارانه دهکهای پایین درآمدی باشد به طوری که مثلا دهک دهم در حدود چهار برابر دهک اول یارانه دریافت میکند. دلیل بروز این اتفاق این است که دهک دهم مصرف بیشتری از دهک اول دارد. براساس محاسبات انجامشده، یارانه دهک دهم به طور سرانه ماهیانه در حدود 73 هزار تومان و دهک اول 18 هزار تومان است در حالی که اگر این یارانه به طور مساوی بین همه مردم تقسیم شود، هر فرد در حدود 38 هزار تومان در ماه یارانه نقدی دریافت میکند.
احمد و همسرش در دو شرکت خصوصی کارمند هستند. ماهانه 5 میلیون تومان حقوق میگیرند اما همه این مبلغ صرف هزینههای خرد و خوراک، تفریح یا پساندازشان نمی شود؛ احمد میگوید: «ماهی 3 میلیون و 800 هزار تومان قسط وامهایی که برای ازدواجمان گرفتیم و اجاره خانه را میدهیم. برایمان حدود 2 میلیون و 200 هزار تومان میماند که باید با همان تا آخر ماه سر کنیم.» میزان خرید مواد غذایی برای این خانواده هم کاهش پیدا کرده است به طوری که براساس گفتههای احمد، خانوادهاش در فروردین 97 حدود یک کیلوگرم گوشت قرمز، 4 کیلوگرم برنج و نیم کیلوگرم پنیر خریده بود که این مقادیر بعد از 12 ماه به ترتیب به نیم، 2 و نیم کیلوگرم رسید؛ یعنی به طور متوسط قدرت خرید این خانواده در عرض یک سال 50 درصد کاهش پیدا کرده است. بررسی چهار خانواده دیگر با مشاغل کارمندی (3 نفر)، معلمی (یک نفر) و خدماتی (یک نفر) توسط «آیندهنگر» نشان میدهد از فروردین 97 تا اسفند 97 به طور متوسط مصرف گوشت برای آنها حدود 57 درصد کاهش داشته است. این رقم برای برنج حدود 40 درصد و برای پنیر حدود 38.5 درصد بوده است که در مجموع از کاهش 45 درصدی قدرت خرید آنها حکایت دارد. براساس آخرین گزارش مرکز آمار، تورم اردیبهشت 98 گرچه با شیب کندتری نسبت به ماه قبل از آن روبهرو بوده اما به عدد 34.2 درصد رسیده است. پیشبینیهای جهانی میگوید تورم اقتصاد ایران در سال جاری به 50 درصد خواهد رسید؛ اکنون تورم نقطه به نقطه از این عدد هم گذشته و به 52.1 درصد رسیده است. در این شرایط بیشترین فشار روی دوش دهکهای پایین جامعه است که حداقل درآمدشان در ماه 1.5 میلیون تومان است. همه آنها زیر خط فقر 2 میلیون و 800 تومانی قرار دارند که به گفته مرکز پژوهشهای مجلس تعدادشان در سال 97 حدود 23 تا 40 درصد رشد کرده است؛ یعنی 19 تا 33 میلیون نفر از ایرانیها زیر خط فقر زندگی میکنند.
سعید سوار مترو میشود اما امشب به اتوبوسهای کرج نمیرسد؛ روزی 2500 تومان کرایه بیشتر برای او یعنی صرفهجویی در خرید اقلام مورد نیاز خانوادهاش.