
امریکا و چین مدتهاست که وارد جنگ تجاری شدهاند. اینکه چه کسی برنده و چه کسی بازنده این جنگ خواهد بود مدتهاست که محل بحثِ تحلیلگران مختلف در جهان است. اکثر تحلیلگران بر این باورند که هر دو کشور باید دست از جنگ بردارند چرا که هر دو بازنده آن خواهند بود.
اکونومیست
جنگیدن بر سر تجارت همه ماجرا نیست. ایالات متحده و چین با هم رقابت میکنند تا به سلطه برسند. از زیردریاییها گرفته تا هر عرصه دیگری، آنها در همه زمینهها با هم در رقابت هستند. این دو ابرقدرت به دنبال یک بازیِ دو سر برد یا همان برد-برد هستند. اما به نظر میرسد که برد مگر با شکست دیگری میسر نخواهد شد. یا چین باید در برابر خواستههای امریکا کوتاه بیاید و یا امریکا باید تن به خواستههای چین بدهد. آنها باید دست از رفتار تلافیجویانه بردارند تا به آرامش برسند. به نظر میرسد که جنگ سردی جدید آغاز شده که هیچ طرفِ آن برنده نخواهد شد.
روابط ابرقدرتها در دنیای مدرن به اوج رسیدهاست. امریکا ادعا میکند که چین سرش کلاه گذاشته و سعی دارد بر دنیای فناوری به سلطه برسد. این کشور حتی برخی از دموکراسیهای بزرگ نظیر کانادا و سوئد را به سخره گرفتهاست. در نتیجه میتواند تهدیدی برای صلح جهانی هم باشد. چین هم رویای قدرت گرفتن در آسیا را در سر دارد و نمیخواهد دست امریکا به این منطقه برسد. چین میخواهد مانع حضور امریکا در آسیا شود. در نتیجه دو طرف رقابتی تنگاتنگ و سخت با هم دارند.
به نظر میرسد که پتانسیلهایی برای بروز یک فاجعه وجود دارد. آلمان جهان را به جنگ کشاندهاست. امریکا هم با روسیه همدست شده. حتی اگر چین و امریکا هم دست از تنش خود بردارند باز هم جهان مستعد جنگ و آشوب است. به نظر میرسد که کشورها حاضر نیستند زیاد با هم همکاری کنند و در نتیجه میتوان انتظار مسائل تلخ و دردناکی را داشت.
در حال حاضر هر دو طرف یعنی هم چین و هم امریکا به دنبال احساس امنیت هستند. اما هر دو طرف باید یاد بگیرند که بدون درگیری با هم زندگی کنند یعنی باید اصول همزیستی مسالمتآمیز را بیاموزند. آنها باید بدانند که به هر حال در دنیای مدرن نمیتوان به همه اعتماد کامل داشت. هیچ موفقیتی هم به سادگی به دست نمیآید. در نتیجه باید با همین سختیها در کنار هم بتوانند به آرامش برسند.
مشکلتراشی برای غول چینی
امریکا سعی دارد هر طور که شده راه چینیها را سد کند. مهمترین ابزاری هم که در حال حاضر در اختیار دارد هوآوی است. این شرکت میخواهد فناوری فایو جی را راهاندازی کند و به کمک آن به سلطه در عرصه فناوری در جهان برسد. اما امریکاییها راه را بر این غول فناوری سد کردهاند. این امر میتواند شرایط را برای چینیها سخت کند و در نتیجه آنها را از کوره به در ببرد. چین در حال حاضر به دنبال راهی برای عبور از بحران است و تلاش میکند خونی تازه در رگهای هوآوی بدمد.
چین یکی از مهمترین شرکای تجاری امریکاست. زمانی در دهه ۸۰ میلادی حجم تجارت میان امریکا و اتحاد جماهیر شوری سالانه برابر با ۲میلیارد دلار بود. اکنون حجم تجارت میان چین و امریکا روزانه ۲میلیارد دلار است. در زمینه فناوری نمیتوان گفت که کدام کشور در نهایت شایستگی این را دارد که به قدرت برسد و سلطه بر تکنولوژی را در همه نقاط دنیا از جمله در اروپا و آسیا به دست گیرد. اما اگر هرچه سریعتر این ماجرا مشخص نشود باید در انتظار از بین رفتن روابط تجاری میان این دو کشور باشیم. این مسئله میتواند آسیبی بزرگ به اقتصاد جهان وارد کند.
امریکا این جنگ را آغاز کرده و به نظر میرسد که عقبنشینیاش در این زمینه کار عاقلانهای نخواهد بود. اما هیچ قانونی در زمینه سلطه در زمینه هوش مصنوعی و تکنولوژی وجود ندارد. در واقع نمیتوان گفت هر کشوری آزادتر است این حق را دارد که به سلطه در زمینه فناوری و مسائل مختلف برسد. به هر حال اکنون شی جینپینگ رئیسجمهوری چین موفق شده حزب کمونیست چین را دوباره به قدرت برساند. در نتیجه او قدرت را در اختیار دارد و با همین قدرت میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشتهباشد حتی اگر در کشورش آزادیهایی از جنس آزادیهای امریکایی حاکم نباشد.
امریکاییها در وهله نخست باید بدانند که نمیتوانند حریف خود را دستکم بگیرند. آنها نمیتوانند به شعارها دل خوش کنند و امیدوار باشند که همه کشورها به حرفشان گوش بدهند. امریکا باید سیاستهای دقیقی را در پیش بگیرد تا بتواند به قدرت برسد و رقبای تجاری خود را کنار بزند.
یکی از نکات دیگری که امریکا باید به آن توجه داشتهباشد این است که قدرتش با اتحاد به دست میآید و با جنگ از دست میرود. در نتیجه بهتر است راهی برای مذاکره و به نتیجه رسیدن پیدا کند. در غیر این صورت وارد یک بازی دو سر باخت خواهد شد. آیا چین و امریکا میتوانند در نهایت به یک همزیستی مسالمتآمیز دست پیدا کنند و از جنگی تجاری که جز باخت و ضرر برای هر دو طرف حاصلی نخواهد داشت، دست بکشند؟
*ترجمه نسیم بنایی/ آینده نگر