بسیاری از تصورات عمومی درباره بازار کارِ مدرن اشتباه است

رونق اشتغال در دنیای ثروتمندان

تاریخ 1398/05/02 ساعت 12:22

بررسی‌ها در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و ثروتمند نشان می‌دهد که نرخ اشتغال افزایش یافته و نرخ بیکاری به پایین‌ترین سطح خود رسیده‌است. اما اگر نگاهی واقع‌بینانه به شرایط داشته‌باشیم متوجه خواهیم شد که خیلی از این شغل‌ها کیفیت لازم را ندارند. پس تصورات ما درباره بازار کار با آمار و ارقام، درست نخواهد بود.

اکونومیست

 کارل اوه کناسگور در دومین جلد از کتاب شش‌جلدیِ خود با عنوان «نبرد من» توصیه‌های افسرده‌کننده‌ای درباره زندگی دارد. او می‌گوید: «اگر تنها یک چیز یاد گرفته باشم این است که نباید باور کنم کسی هستم. من هیچ‌کس نیستم. نباید باور کنم آدم خاصی هستم. نباید باور کنم ارزشی دارم چرا که واقعا ارزشی ندارم.» او در رمان خود تاکید می‌کند که ما عادت داریم بگوییم شایسته موفقیت‌هایمان بوده‌ایم اما اگر واقعاً به اطرافمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این موفقیت‌ها حاصل نیروها و فشارهایی بوده که هیچ سلطه و کنترلی روی آن‌ها نداشته‌ایم. البته او وقتی این‌ها را می‌نوشت احتمالاً به سیاستمداران سازمان همکاری و توسعه اقتصادی فکر نمی‌کرد. او نمی‌دانست که آن‌ها چقدر به وضعیت بازار کار و ایجاد اشتغال در کشورهای خود می‌بالند. اما به هر حال نظر او همین بوده‌است. 

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری امریکا چند وقت پیش توییت کرد: «نرخ بیکاری به پایین‌ترین میزان خود در ۵۱ سال گذشته رسید. وای!» ترزا می که چندی پیش، از نخست‌وزیریِ بریتانیا استعفا کرد نیز در فوریه اعلام کرد: «اشتغال به بالاترین سطح خود و بیکاری به پایین‌ترین سطح خود نزدیک شده‌است». اسکات ماریسون نخست‌وزیر استرالیا هم گفته‌بود: «سال پیش با دولت ما هر روز ۷۳۰ شغل جدید ایجاد شده‌است.» شینزو آبه همتای ژاپنی او نیز در همان دوره زمانی گفته بود: «نرخ اشتغال برای جوانان به رکورد خود در همه دوران‌ها رسیده‌است.» این‌ها سیاست‌مدارانی هستند که فکر می‌کنند شاخ غول را شکسته‌اند و در نتیجه فردی مهم و شایسته تقدیر هستند. اما این‌طور نیست. شغل‌ها زیاد شده‌اند نه به این خاطر که آن‌ها کاری کرده‌اند؛ اشتغال ایجاد شده صرفاً به این خاطر که نیروهایی باعث شده وضعیت اشتغال به این سمت برود و این امر هیچ ربطی به این سیاست‌مداران ندارد. 

*شغل‌های خوب کجا رفته‌اند؟

نکته مهم این است که جریان ازدیاد اشتغال همین‌طور ادامه پیدا خواهد کرد. انتظار می‌رود در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی شرایط بهتر شود و هر روز شغل‌های بیشتری ایجاد شود. این کشورها در پنج سال گذشته بیش از ۴۳میلیون شغل جدید ایجاد کرده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که نرخ بیکاری در این کشورها به پایین‌ترین میزان خود دست‌کم در یک دهه اخیر رسیده‌است. البته همه اعضای این سازمان نمی‌توانند این شرایط را جشن بگیرند. نرخ بیکاری در کشورهای ایتالیا، اسپانیا و یونان همچنان بالاتر از نرخ بیکاری در دوران پیش از بحران بزرگ اقتصادی یعنی سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ است. البته نمی‌توان این مسئله مهم را نادیده گرفت که نرخ اشتغال در امریکا به بالاترین میزان خود در تاریخ این کشور رسیده‌است. در سال ۲۰۱۸ نرخ اشتغال در کشورهای بریتانیا، کانادا، آلمان، استرالیا و ۲۲ کشورِ دیگرِ عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به بالاترین میزان خود رسید. 

واضح است که همه کشورهای ثروتمند به نوعی به رونق اقتصادی دست یافته‌اند. نرخ بیکاری در میان افرادی که مهارت کافی ندارند و کارگران جوانی که تحصیل نکرده‌اند قدری نوسان دارد و باثبات نیست. بیکاریِ درازمدت هم همچنان نوسان دارد. تعداد افرادی که به سن اشتغال رسیده‌اند و کار درستی پیدا نکرده‌اند و به همین خاطر سرگرم کارهای پاره‌وقت هستند نیز بیش از دورانِ پیش از بحران بزرگ اقتصادی است. 

هیچ‌کس نمی‌تواند افزایش اشتغال را انکار کند. اما می‌توان درباره کیفیت شغل‌هایی که ایجاد شده صحبت کرد و آن‌ها را به چالش کشید. بررسی‌ها نشان می‌دهد که شغل‌های ایجاد شده اغلب کیفیت چندانی ندارند. برای مثال اوبر کمک زیادی به ایجاد اشتغال کرده اما شغل‌ها همگی رانندگیِ خودرو و تاکسی بوده‌است. می‌توان درباره کیفیت این شغل‌ها ساعت‌ها بحث کرد. به نظر می‌رسد شغل‌هایی که افرادی مانند دونالد ترامپ با افتخار از آن‌ها سخن به میان می‌آورند در حقیقت شغل‌های سنتی‌ای هستند که اکثراً مردها می‌توانند آن‌ها را انجام بدهند و برای زنان مناسب نیستند. علاوه بر آن کیفیت لازم را برای افراد تحصیل‌کرده ندارند. این شغل‌ها اغلب به مهارت خاصی هم نیاز ندارند. در نتیجه نمی‌توانند کیفیت چندانی داشته‌باشند. دیوید بلانچ‌فلاور چندی پیش کتابی با عنوان «شغل‌های خوب به کجا رفته‌اند؟» منتشر کرده و در این کتاب به طور مفصل به کیفیت شغل‌ها پرداخته‌است. با توجه به این مسائل، بازار کار چندان هم درخشان و خوب به نظر نمی‌رسد. 

وضعیت اشتغال به خوبی نشان می‌دهد که بر خلاف تصور عموم مردم، بازار کار آن‌قدر هم حال خوشی ندارد. دست‌کم اگر به صورت دقیق به تجزیه و تحلیل مشاغل بپردازیم، به این نتیجه خواهیم رسید که اشتغال برای زنان و افراد تحصیل‌کرده آن‌طور که باید بهبود پیدا نکرده و حتی می‌توان گفت شغل خوبی ایجاد نشده‌است. شاید لازم است که سازمان و موسسه‌هایی به بررسی کیفیت شغل‌ها هم بپردازند. نرخ اشتغال به تنهایی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. باید به صورتی دقیق‌تر اشتغال را مورد بررسی قرار داد. این شیوه هم باید به گونه‌ای باشد که کیفیت شغل‌ها را نیز در نظر بگیرد. آن‌وقت است که معلوم می‌شود سیاستمداران واقعاً در کشورهای ثروتمند شاخ غول را نشکسته‌اند و هنوز هم باید فعالیت کنند تا شاید بتوانند به درجه‌ای برسند که شایسته تقدیر و تشکر باشند. 

*ترجمه نسیم بنایی/ آینده نگر