
در شرایط فعلی نه اقتصاد چین و نه هیچ اقتصاد دیگری توانایی جایگزین کردن پول خود با واحد پولی دلار را ندارد و انتظار میرود تسلط دلار بر بازارهای جهانی همچنان ادامه داشته باشد.
آینده نگر / مونا مشهدیرجبی، منبع: بروکینگز
دلار را میتوان ارز جهانی نام نهاد. ارزی که در سالهای اخیر همواره در تبادلات دنیا به کار رفته است و به ابزاری برای اعمال نفوذ امریکا در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشورهای دیگر تبدیل شده است. ولی این سوال مهم وجود دارید که چگونه دلار توانست در این جایگاه قرار بگیرد؟ آیا این قدرتگیری به دلیل جایگاه اقتصادی امریکا بود و امریکا چگونه توانست این جایگاه را برای خود حفظ کند؟
مطالعات انجامشده توسط نشریه نشنال اینترست نشان میدهد اقتصاد امریکا در دهه ۱۸۷۰ میلادی از اقتصاد بریتانیای کبیر بزرگتر شد و تا جنگ جهانی اول بزرگترین صادرکننده در دنیا بود. ولی در این زمان همچنان ارز رایج در دنیا پوند بود و دلار جایگاهی در تبادلات مالی نداشت. در آستانه سال ۱۹۲۹ بود که دلار توانست از پوند بریتانیا ارزشمند تر شود و از این تاریخ میتوان به عنوان یکی از مهمترین تاریخها در اقتصاد امریکا و جهان نام برد.
ولی با آغاز رکود بزرگ اقتصادی در امریکا در دهه ۱۹۳۰ دوباره ارزش دلار افت پیدا کرد و رهبری بازارهای مالی به بریتانیا و واحد پولی این کشور بازگشت. با پایان یافتن جنگ جهانی امریکا قدرت گرفت زیرا دارای ارتش و تجهبزات نظامی قدرتمندی بود و صنایعی را ایجاد کرده بود که ضمن تامین نیازهای داخلی میتوانست نیازهای بینالمللی را نیز تامین کند.
از آن پس استفاده از دلار به عنوان ارز رایج رواج زیادی دارد و طبق گزارش صندوق بینالمللی پول سهم دلار در تجارت بینالمللی کالاها و خدمات در دنیا سه برابر سهم امریکا در بازارهای صادراتی بینالمللی است. هماکنون ۶۲ درصد ذخایر ارزی دولتها را دلار تشکیل میدهد در حالی که تنها ۲۰ درصد از این ذخایر یورو و کمتر از ۲ درصد یوان چین است. از طرف دیگر بازار دلار یکی از عمیقترین و پیچیدهترین بازارهای ارز در دنیا است که به افرادی که به آن دسترسی دارند اجازه میدهد از مزایای زیادی بر خوردار باشند.
نقش کلیدی دلار در بازارهای مالی نشاندهنده اعتمادی است که اقتصاد جهان به مدیریت امریکا در عرصه اقتصادی دارد. این کشور در سالهای گذشته به دلیل سطح بالای صنعتی و حجم بالای فعالیتهای اقتصادیاش توانست سهم زیادی در فعالیتهای اقتصادی دنیا ایفا کند و در اقتصاد بینالملل هم نقش بزرگی داشته باشد.
البته سهم زیاد دلار در مبادلات دنیا یک نشانه دیگر هم هست. سهم زیاد این واحد پولی در تعاملات تجاری نشان میدهد که تاکنون جایگزینی برای دلار در تبادلات بینالمللی ایجاد نشده است. از طرف دیگر تسلط دلار در بازارهای مالی جهانی باعث شد تا امریکا بتواند دیدگاه بازار آزاد و تجارت آزاد را نیز در دنیا توسعه بدهد و فرهنگ جهانیسازی را در سراسر زمین گسترش دهد. سوالی که در اینجا ایجاد شد این است که آیا این قدرت همچنان در اختیار دلار باقی میماند یا خیر؟
در ابتدا باید به این مسئله اشاره کرد که در سالهای اخیر هم طرفداران حزب جمهوریخواه و هم دموکراتها در امریکا تاکید کردهاند که در مورد مزایای اقتصاد آزاد تردید دارند. اخیرا در یک میزگرد تلویزیونی در سیانان اعلام شد که اقتصاد آزاد باعث شده است تا فرصتهای شغلی زیادی از امریکا خارج شود و کارخانههای زیادی در کشورهای در حال توسعه راهاندازی شوند تا از مزایای نیروی کار ارزانقیمت در این کشورها برخوردار شوند. در نتیجه شمار مشاغل در امریکا و دیگر کشورهای صنعتی کاهش پیدا کرده است و این کشورها به بازارهای مصرف تبدیل شدهاند. در این میزگرد عنوان شد که دیدگاه جهانیسازی و اقتصاد آزاد برای امریکا پدیدهای منفی است و این کشور نمیتواند رشد را تجربه کند زیرا فرصتهای رشد را به خارج از مرزها هدایت کرده است.
از طرف دیگر در جریان بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ در کشور امریکا و تزریق میلیاردها دلار به اقتصاد این کشور برای مواجهه با بحران، بر انبوه بدهیهای دولتی امریکا اضافه شد. ضمن اینکه نشان داد سیستم بانکی امریکا زمینه را برای انباشت وامهای معوقه و افزایش حجم وامدهی بدون پشتوانه فراهم میکند. این خود میتواند به اقتدار دلار در بازار جهانی آسیب وارد کند.
دلار همچنان صدرنشین میماند
با وجود اینکه شرایط هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی برای کاهش قدرت دلار در بازار جهانی فراهم است، نمیتوان انتظار داشت که تغییر ساختارهای مالی در دنیا به سرعت انجام شود. امریکا هنوز قدرت سیاسی و نظامی برتر در دنیا است، شمار زیادی از سازمانهای بینالمللی و مهم دنیا در این کشور قرار گرفتهاند و اغلب کشورها برای خرید نفت از دلار استفاده میکنند. این یعنی بخشهای مهم اقتصادی و سیاسی دنیا به امریکا و پول این کشور وابسته است و حتی اگر اهتمام برای کاهش وابستگی وجود داشته باشد، این روندِ تغییر کند و تدریجی خواهد بود.
در مورد انگیزه سیاسی خارج شدن دلار از بازارهای بینالمللی به عنوان ارز مرجع میتوان اینطور بیان کرد که امریکا در سالهای اخیر تلاش کرده تا نقش کمرنگتری در تعاملات و تصمیمگیریهای جهانی داشته باشد. خارج شدن این کشور از توافقهای جهانی از جمله توافق هستهای ایران و توافق زیست محیطی پاریس و تلاش برای انعقاد توافقهای دوطرفه با کشورها در واقع نشان داد که امریکا دیگر تمایلی برای نقشآفرینی به عنوان مرکز جهان ندارد. نمایش بیرونی این خواسته را میتوان در شعارهای انتخاباتی ترامپ و تاکید مداوم روی این مسئله که باید امریکا را در اولویت قرار دهیم دید. در واقع رئیسجمهوری امریکا در حال رواج دیدگاه تازهای در این کشور است. دیدگاهی که نشان میدهد امریکا قصد ادامه راه گذشته را ندارد و میخواهد از نقش خود به عنوان رهبر بازارهای مالی دنیا دست بردارد.
چالش اصلی در شرایط فعلی این نیست که با حذف دلار از بازار، ارز چه کشوری جایگزین میشود بلکه نگرانی از این است که با کمرنگ شدن نقش دلار در بازارهای بینالمللی، هیچ کشوری نتواند جایگزین امریکا شود. مسئلهای که میتواند بحرانهای بزرگی در اقتصاد دنیا ایجاد کند و سازوکار مالی دنیا را با تحولات منفی روبهرو کند. در صورت وقوع این پیشبینی، بحرانهای اقتصادی آتی سختتر و طولانیتر خواهد بود زیرا کشورها برای اجرای سیاستهای مالی تاثیرگذار با هم همراه و همسو نمیشوند و هیچ قدرتی نیست که بتواند برای یکسانسازی عملکرد بازارهای مالی سیاستهای کلی ارائه دهد.
این تغییر رویکرد در سیاستهای امریکا کاملا مشهود است و اخیرا هم در انتخابات میاندورهای خود را نشان داد. در این دوره هیچکس در مورد مزایای وابسته شدن اقتصاد دنیا به دلار امریکا برای اقتصاد این کشور صحبتی نمیکرد و همه در مورد معایب این وابستگی سخن میراندند. این در حالی است که به دلیل وابستگی دنیا به دلار امریکا است که اقتدار دولت هم رشد کرده است و امریکا میتواند منابع لازم برای انجام طرحهای مختلف امنیتی و اقتصادی در سراسر دنیا را در اختیار داشته باشد.
تاریخچه قدرتگیری دلار
برخی بر این باورند که دلار زمانی در بازارهای مالی قدرت گرفت که اقتصاد کشور هنوز آمادگی پذیرش این جایگاه را نداشت. زیرا با وجود رشد اقتصادی کشور، زیرساختها هنوز از قدرت لازم برخوردار نبود و سیاستگذاریها و قوانینی که وضع شده بود برای استفاده از ارز این کشور در سطح بینالملل مناسب نبود. این نظریه تا حد زیادی صحیح است زیرا دلار به عنوان ارز بینالمللی باید برای همه قابل دسترس باشد ولی امریکا به دلیل مالکیت این ارز، از طریق آن به دیگر کشورها فشار اقتصادی وارد میکند و هنوز قوانینی وجود ندارد که مانع امریکا دراین مسیر شود. از طرف دیگر امریکا به دلیل استفاده از دلار در تعاملات جهانی منافع زیادی کسب کرده است که همین مسئله تاثیر زیادی روی رشد اقتصادی و رشد فعالیتهای صنعتی در این کشور دارد.
در پاسخ به این سوال که آیا باید منتظر تغییری در نظام پولی و ارزی دنیا باشیم یا خیر، گزارشهای زیادی ارائه شده است ولی در اغلب این گزارشها به این نکته اشاره شده که در آینده نزدیک تغییری در ساختار مالی دنیا رخ نمیدهد. از طرف دیگر تا زمانی که امریکا بخواهد به عنوان قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی در دنیا نقش ایفا کند، دلار همچنان قدرتمند باقی میماند.
آیا باید به دنبال جایگزین بود؟
مسئله ضرورت جایگزین شدن دلار با ارزهای دیگر مدتها است که در میان اقتصاددانان مطرح شده است ولی هنوز تا تحقق این مسئله راه درازی وجود دارد. در ابتدا تصور میشد که یورو میتواند به عنوان رقیب و حتی جایگزین دلار در تعاملات اقتصادی در دنیا مطرح شود ولی بحرانهای پیدرپی اقتصادی در کشورهای اروپایی و تبعات منفی آن روی اقتصاد و تجارت در این منطقه باعث شد تا یورو از دامنه ارزهای غالب در تجارت خارج شود. در مورد سبد ارزی هم صحبت زیاد است. برخی بر این باور هستند که باید سبدی از ارزهای مختلف که دربردارنده ارز مورد استفاده در کشورهای تاثیرگذار در اقتصاد جهان است به عنوان سبد ارزی انتخاب شود. ارزهای پیشنهادی شامل یورو، روبل روسیه و یوان چین است که همه میتوانند سهمی در تجارت کالای دنیا داشته باشند. ولی این طرح هم چندان مورد استقبال قرار نگرفت و اصلیترین و مهمترین دلیل آن هم تعارض دیدگاههای سیاسی در کشورهایی است که مالک این ارزها هستند.
اما به دنبال قدرت گرفتن اقتصاد چین در بازارهای بینالمللی، این نظریه مطرح شده است که یوان میتواند جایگزین دلار در تعاملات جهانی شود. موسسه بروکینگز در این زمینه نوشت: چین دومین اقتصاد بزرگ دنیا است، بزرگترین بازار مصرف دنیا در این کشور واقع شده است و رشد اقتصادی باعث شده است که تقاضای مردم برای کالاهای مصرفی غیرضروری در این کشور رشد کند. از طرف دیگر این کشور بزرگترین صادرکننده کالاهای مختلف مصرفی و تولیدی در جهان است و دارای حجم بالایی از ذخایر نفتی و منابع طبیعی است. همه اینها برای اینکه چین بتواند ارز خود را به عنوان ارز قدرتمند در دنیا معرفی کند کفایت میکند.
این موسسه در ادامه گزارش نوشت: از سال قبل اولین گامها در زمینه استفاده از یوان در تبادلات بینالمللی برداشته شد. اولین قراردادهای فروش نفت در ازای پرداخت یوان چین در سال ۲۰۱۸ امضا شد و توافقهای دوطرفهای با کشورهای مختلف برای استفاده از یوان یا ارزهای دیگر در تعاملات انجام شد. در نتیجه اجرای این سیاستها بود که این سوال در جهان مطرح شد: آیا چین در نظر دارد قدرت دلار در بازارهای ارز دنیا را به چالش بکشد؟ آیا چین میخواهد یوان را جایگزین دلار در تبادلات نفتی کند؟ و سوال مهمتر اینکه چرا چین قصد دارد از یوان برای مبادلاتش استفاده کند؟
چین قدرت رقابت ندارد
البته تلاش چین برای تبدیل یوان به یک ارز قدرتمند در دنیا از یک دهه قبل یعنی در سال ۲۰۰۹ شروع شد. در آن زمان بحران اقتصادی دنیا که در نتیجه سیاستهای اشتباه در امریکا ایجاد شده بود و به دلیل استفاده زیاد از دلار و تعامل زیاد امریکا با دیگر اقتصادهای دنیا به تدریج به دیگر کشورها گسترده شد، زمینه را برای اظهارنظرهای زیاد در مورد معایب وابستگی اقتصادی به دلار فراهم کرد. در این زمان رئیس بانک مرکزی چین مقالهای نوشت و ضمن انتقاد از سیاست وابستگی اقتصادی دنیا به دلار گفت: دنیا باید نظام پولی خود را اصلاح کند. وابستگی به یک واحد پولی و یک اقتصاد برای تمامی تبادلات، اقتصاد جهان را آسیبپذیر کرده است و این موضوعی نگرانکننده است.
بعد از مطرح شدن این نظریه به تدریج استفاده از یوان در بازارهای جهانی رشد کرد و از کمتر از ۰.۵ درصد در سال ۲۰۰۹ به حدود یک درصد در سال ۲۰۱۳ و حدود ۳ درصد در سال ۲۰۱۵ رسید ولی از آن پس تاکنون روند نزولی در سهم یوان در بازار جهانی آغاز شده است و در انتهای سال قبل سهم این ارز در تبادلات جهانی به ۱.۷ درصد رسید.
یوان خطری برای دلار محسوب نمیشود
با وجود اینکه چین نقشی کلیدی و مهم در اقتصاد دنیا و بازار جهانی نفت دارد، و با وجود اینکه این کشور هرساله سهم زیادی از کالاهای صادارتی جهان را تامین میکند ولی به نظر نمیرسد یوان تهدیدی جدی برای دلار در آینده نزدیک محسوب شود. موانعی را که در این مسیر وجود دارد میتوان ریسکهای بالای موجود در بازار ارز چین و سیاستهای دولتی این کشور در کنترل بازار سرمایه دانست.
از طرف دیگر اقتصاد چین هنوز بسیار آسیبپذیر است. این کشور اقتصادی صادراتمحور دارد و بحران در اقتصادهای دیگر میتواند چین را با چالشهای جدی روبهرو کند. به همین دلیل یوان در میان مردم به عنوان عامل حفظ ارزش شناخته نمیشود.
بازار سرمایه در چین بازاری توسعهنیافته است و امکان تبادل ارزها در بازار سرمایه این کشور به منظور خرید کالا از کشورهای مختلف بسیار محدود است. از طرف دیگر ارز یوان در طول زمان بارها تنزل پیدا کرده است و این مسئله باعث شده است که سرمایهگذاری در این بازار غیرسودآور باشد. این در حالی است که ارزش دلار در تبادلات جهانی تغییر زیادی نمیکند و این مزیت مهمی در بازار دلار است.
بازار یوان تحت کنترل دولت است. این دولت است که ارزش یوان را تعیین میکند و اگر سیاستهای دولتی در جهت کاهش یا افزایش ارزش یوان باشد، بازار نمیتواند نقشی در این زمینه ایفا کند. به همین دلیل یوان نمیتواند ارز جایگزین دلار باشد مگر اینکه اصلاحات زیرساختی در این بازار انجام شود.
چین چه راههایی در پیش دارد؟
سوال دیگر اینجاست که چین از چه راههایی میتواند یوان را به عنوان ارز جذاب در بازار جهانی معرفی کند. ارزی که مانند دلار در تعاملات استفاده شود و مردم برای حفظ ارزش دارایی خود از آن بهره ببرند. موسسه مطالعاتی بروکینگز در این زمینه نوشت: آزادسازی بازار مالی و حساب سرمایه اولین و اصلیترین راه است. در واقع از این طریق است که چین به خارجیها امکان میدهد اوراق قرضه دولتی و سهام کشور را خریداری کنند و پول را در صورت نیاز به داخل و خارج کشور انتقال دهند.
از طرف دیگر اصلیترین کشورهای تولیدکننده نفت در خاورمیانه ارزش واحد پول خود را بر مبنای ارزش دلار تعیین میکنند که از جمله آنها میتوان به عربستان و امارات و عمان و قطر اشاره کرد. در کشورهای دیگر ارزش پول داخلی بر مبنای ارزش سبدی از کالاها تعیین میشود ولی باز هم در این سبد ارزی، سهم دلار قابل توجهتر است.
بنابراین در شرایط فعلی نه اقتصاد چین و نه هیچ اقتصاد دیگری توانایی جایگزین کردن پول خود با واحد پولی دلار را ندارد و انتظار میرود تسلط دلار بر بازارهای جهانی همچنان ادامه داشته باشد. البته تهدیدهای هرازگاهی از کشورها در مورد عدم استفاده از دلار در تبادلات مالی شنیده میشود که زنگ خطری برای اقتصاد دنیا است و شاید زمینه را برای از بین بردن سلطه دلار در آینده فراهم کند ولی تا تبدیل شدن به واقعیت راه درازی در پیش است. از طرف دیگر اقتصاد دنیا هم آمادگی جایگزین کردن دلار با پول دیگری را ندارد و انگیزه این کار هم وجود ندارد. البته کشورهایی که در سالهای اخیر مورد تحریم امریکا قرار گرفتهاند و از بازار دلار خارج شدهاند در مورد ضرورت این جایگزینی صحبت میکنند که شاید در سالهای گذشته این تهدید چندان جدی نبود ولی با توجه به اینکه اخیرا امریکا کشورهای بزرگی از قبیل روسیه و چین و ایران و ونزوئلا را تحریم کرده است و هریک از این کشورها از نظر اقتصادی یا از نظر سهم ذخایر نفتی در زمره اقتصادهای برجسته در دنیا هستند، خطر بزرگتر شده است و اگر امریکا در سیاستهای خود تغییراتی ایجاد نکند، دورهای که دلار در بازار حکمرانی خواهد کرد کوتاهتر میشود.