ایران و آمریکا چه راهی در پیش دارند؟

آخرین گام

تاریخ 1398/04/23 ساعت 12:54

مسائل بین‌الملل اگرچه مستقیم موضوع اقتصاد نیست ولی هرگز اقتصاد بی‌توجه به آن نبوده و بیشترین تأثیر را از آن دیده است. این مقاله را بخوانید.

احسان شمس استاد دانشگاه

 تحریم‌های یک‌ساله در مورد نفت، مبادلات تجاری و بانکی، پتروشیمی و بسیاری از کالاهای دیگر از سوی ایالات‌متحده و همچنین تحریم‌های 4 می (14 اردیبهشت) آن کشور در خصوص عدم امکان انتقال آب‌سنگین و اورانیوم غنی‌شده از سوی ایران که براساس برجام به عمان و روسیه منتقل می‌شد، قلب برجام را مورد هدف ایالات‌متحده قرار داده است. ترامپ به خارج شدن یک‌جانبه از برجام کفایت نکرده و به چیزی جز کشتن برجام، راضی نخواهد شد. آرزویی که نتانیاهو داشته و دارد. دلارهای عربی و تبلیغات لابی قدرتمند صهیونیسم نیز بر این آتش، بنزین می‌ریزد. در آخرین اقدام نسبت به برجام، ایران نیز پس از شکیبایی یک‌ساله، (18 اردیبهشت) اعلام کرد که در پاسخ به رفتار ایالات‌متحده، اجرای برخی از تعهدات ناشی از برجام را محدود خواهد کرد و در مهلتی 60 روزه، منتظر بازبینی رفتار کشورهای باقی‌مانده در برجام خواهد بود. البته باید توجه داشت که منظور از کشورهای باقی‌مانده در برجام، بریتانیا، فرانسه و آلمان و یا در یک‌کلام اتحادیه اروپایی است. روسیه خود در شرایط تحریمی و تقابل با ایالات‌متحده قرار دارد و موضوعات مهم‌تری از برجام برای تقابل با ایالات‌متحده در پیش خود می‌بیند. چین نیز هیچ‌گاه به خاطر ایران حاضر به رویارویی با ایالات‌متحده نبوده و نیست؛ بالاخص اکنون‌ که جنگ تجاری او با طرف آمریکایی بالا گرفته و مشکل دریای چین جنوبی که هفدهم اردیبهشت مورد توجه ناوگان نظامی آمریکایی بوده نیز برای او در درجه اول قرار گرفته است. بنابراین موضع این دو کشور در مورد برجام تأثیر سرنوشت‌سازی نداشته و ندارد. اتحادیه اروپایی (سه کشور آلمان، بریتانیا و فرانسه) پس از خروج ایالات‌متحده از برجام، ایران را به خویشتن‌داری در رابطه با موضع ایالات‌متحده ترغیب و سعی در نجات برجام داشته‌اند. اقدام امروز ایران توپ را به زمین اتحادیه انداخته که آیا می‌خواهد برجام زنده بماند یا خیر؟

اما سؤال درست آن است که اتحادیه اروپایی می‌تواند برجام را زنده نگه دارد یا مانند چین و روسیه، طرف دست‌چندم در این معامله است؟ در پاسخ به این سؤال به چند نکته باید توجه کرد: اولاً اقتصاد ایالات‌متحده بیش از 60 درصد تجارت خارجی اتحادیه اروپایی را به خود اختصاص داده است. بنابراین اتحادیه اروپایی به شدت به رابطه تجاری با ایالات‌متحده وابسته است. ثانیاً ایالات‌متحده تأمین‌کننده اصلی سازمان نظامی - امنیتی ناتو است که تنها سپر دفاعی - امنیتی اروپا در مقابل شرق است. بدون ناتو، اروپا در مقابل غول شرق طعمه‌ای بی‌دفاع خواهد بود. ثالثاً اتحادیه اروپایی نگرانی‌های دیگری در مورد ایران مانند مسائل حقوق بشری، موشک‌های بالستیک، امنیت اسرائیل و مانند آن- دارد که مانع ایجاد تفاهمی جامع شده و از تعمیق روابط سیاسی جلوگیری می‌کند. رابعاً اتکای نفتی اروپا به ایران بسیار کم و به‌راحتی قابل چشم‌پوشی است. با توجه به همه این‌ها می‌توان گفت اتحادیه اروپایی می‌خواهد برجام زنده بماند، ولی عملاً نمی‌تواند به خاطر ایران در تقابل با ایالات‌متحده قرار گیرد ولو آنکه در سخن حق را به ایران دهد.

اگر هدف ایران از اقدام امروز خود مبنی بر کاهش انجام تعهدات برجامی البته به نظر کاهشی رخ نداده چراکه با تحریم 4 می ایالات‌متحده عملاً ایران نمی‌توانست آب‌سنگین و مواد غنی‌شده را منتقل کند درخواست این موضوع باشد که پس از یک سال از خروج ایالات‌متحده از برجام وقت آن رسیده است که اتحادیه اروپا سخنوری را کنار نهد و موضع خود را دقیقاً معلوم نماید که با برجام است یا بر برجام، باید گفت که نتیجه از روز اول خروج ایالات‌متحده روشن بود. برجام توافقی جمعی نیست، بلکه توافقی است میان ایران و ایالات‌متحده. مذاکرات برجامی نیز از روز اول میان ایران و آمریکا آغازشده و پس از آنکه در عمان مشخص شد می‌توان میان مواضع دو کشور تفاهم ایجاد کرد، دیگران وارد این بازی شدند. بیشترین وقت چانه‌زنی نیز در زمان مذاکرات، میان ایران و ایالات‌متحده صورت گرفت تا جایی که وزیران امور خارجه دو کشور (ظریف کری) به‌صورت غیررسمی نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شدند و یا در مجامعی دیگر برای تلاششان به‌صورت مشترک مورد تقدیر قرار گرفتند. بنابراین می‌توان گفت که برجام با خروج یک سال پیش ایالات‌متحده مرده و دستگاه دیپلماسی ایران نیز این موضوع را بهتر از هر شخص دیگری می‌داند. پس این اقدام ایران را نمی‌توان آزمایش مقاومت اروپا دانست؛ بلکه سودای ایران داشتن دست بالای حقوقی در عرصه دیپلماسی عمومی است. اثبات این نکته که ایران تا آخرین لحظه به برجام باوجود بدعهدی طرف مقابل وفادار ماند. اما اتحادیه نتوانست کاری از پیش ببرد. بنابراین کسی نباید در مرگ برجام ایران را مقصر بداند.

تبلیغات و تهدیدات تندروها در ایالات‌متحده و اسرائیل و کشورهای عربی علیه ایران بالا گرفته است. هر روز خبر از ورود نیروهای نظامی جدیدی به منطقه می‌رسد. عربستان و امارات که هرگاه تیرشان به سنگ می‌خورد، هوچی‌گری آغاز می‌کردند اکنون ساکت‌اند. منطقه ملتهب شده و هر روز تحریمی جدید علیه ایران آغاز می‌شود. فروش نفت به‌سختی صورت می‌گیرد و ایالات‌متحده بدون کمک عربستان و امارات و با توسل به نفت شل هم می‌تواند کاستی بازار را کنترل نماید. بالا رفتن نرخ ارز، در حال تحمیل ابرتورم به اقتصاد بیمار ایران است. درآمد سرانه ایرانانیان کاهش یافته و فقر به‌طور نگران‌کننده‌ای در حال افزایش است. انتخابات ایالات‌متحده در پیش است و هیچ‌چیز مانند جنگی خارجی برای نامزد جمهوری‌خواهان خوش‌یمن نیست. این‌ها همه بوی مسموم جنگ می‌دهد. در این شرایط سخت بدترین جای دنیا، صندلی تصمیم‌گیری برای ایران است. نه بازی در برجام برای ایران حاصلی دارد و نه خروج از آن. نه غنی‌سازی به نفع ایران است و نه توقف آن. نه ایالات‌متحده قابل‌مذاکره است و نه راهی غیر از مذاکره وجود دارد. هوشمندی دستگاه دیپلماسی ایران در اینجا به نمایش درخواهد آمد که در آینده‌ای نزدیک مذاکرات با بدنه غیرحاکم اتحادیه اروپایی و ایالات‌متحده آغاز شود. کسانی که باوجود آنکه در قدرت نیستند، اما دارای قوه اثرگذاری در جوامع غربی باشند. کسانی مانند باراک اوباما، جان کری و یا سناتورهای دموکرات آمریکایی. نویسنده عمیقاً امیدوار است که هیچ خطایی از هیچ طرفی سر نزند زیرا پیامدهای مصیبت‌بار آن غیرقابل جبران است و آینده سیاسی جهان را تیره خواهد نمود.

در بحران کوبا که اوج جنگ سرد میان بلوک غرب و شرق بود، ناوگان حامل کلاهک‌های هسته‌ای شوروی در راه کوبا بودند و ناوهای جنگی ایالات‌متحده بر سر راه شوروی قرار گرفته و کوبا را محاصره دریایی کردند. در نزدیک‌ترین مسافت ممکن میان دو ناوگان که همه منتظر شروع جنگ بودند، رئیس‌جمهور کندی به رئیس ستاد ارتش خود گفت «کشتی‌ها را از سر راه تقابل با روس‌ها بردار زیرا نمی‌خواهم اشتباه یک سرباز بی‌خبر باعث شروع جنگ اتمی شود». این نگاه بحران کوبا را حل کرد و مقدمه‌ای شد برای ملاقات مستقیم کندی و خروشچف و درنهایت پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای میان ریگان و گورباچف که جهان را به‌جایی امن‌تر تبدیل کرد. تاریخ برای پندآموزی است، نه تکرار کردن آن.

*آینده نگر