
دردسر بزرگ آمریکا در رقابت با چین این است که دولت در چین قادر است سیستمهای پیچیده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را با اطلاعات تقریبا کامل اداره کند و تکنولوژیهای پیشرفته هم در این راه به کمکش آمدهاند.
آینده نگر/ مانوئل مونیز، استاد مرکز بلفر در دانشگاه هاروارد
پشت جنگ تجاری دولت دونالد ترامپ با چین یک ترس خیلی بزرگ نهفته است: اینکه آمریکا در رقابت جهانی در عرصه تکنولوژی، میدان را به چین ببازد. فقط ترامپ نیست که اینقدر از چنین وضعیتی میترسد. در محافل سیاستگذاری آمریکا و در مواضع چهرههای مختلف هم میتوان همین را دید.
سیاست موسوم به «ساخت چین ۲۰۲۵» این روزها یکی از موضوعهای اصلی صحبت در آمریکاست. هدف پکن از چنین سیاستی این است که چین در عرصه تواناییهای سایبری، هوش مصنوعی، هوانوردی و سایر بخشهای آیندهمحور قادر باشد خود را به رتبه اول جهان برساند. اما دولت آمریکا این موضوع را یک چالش اقتصادی تلقی نمیکند؛ بلکه آن را تهدیدی ژئوپلیتیکی میداند و میخواهد به شیوهای دیگر با آن مقابله کند. آمریکا حالا حس میکند که تمام زیرساختها و تکنولوژیهایی که تاکنون موقعیت نظامی آمریکا در شرق آسیا را رقم زدهاند، در آینده نزدیک با تهدید مواجه خواهند بود.
اینکه تکنولوژی عامل پیشبرنده تنشهای ژئوپلیتیک باشد، موضوعی است که در پیشبینیهای بسیاری از سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان در آمریکا نگنجیده بود. در اواسط دهه ۲۰۰۰، خیلیها در مورد تداوم نقش موثر جغرافیا در عملکرد بازارهای جهانی ابراز شک و تردید میکردند. از نظر بعضی از صاحبنظران خوشبین، قرار بود دنیا صاف و تخت بشود: استعداد و نبوغ برای پیشرفت آینده در تمام مناطق دنیا پخش شود و نیروی کار ماهر به هرجا که لازم باشد برود و همه با هم به سوی پیشرفت بشر حرکت کنند.
اما آنچه که عملا اتفاق افتاد این بود که در قرن بیست و یکم بیش از هر زمان دیگری شاهد محدود شدن توزیع نبوغ و استعداد در جهان بودیم. تنها چند نقطه از جهان هستند که نخبهترین آدمها را جذب خود کردهاند و تعداد این نخبهها آنقدر در این مناطق زیاد است که پیشرفت جهانی دارد به صورت گسترده از همان نقاط به بقیه نقاط جهان منتقل میشود. آنچه که در سیلیکون ولی یا ماساچوست یا شنزن رخ میدهد، پیشرفتهترین نوع نوآوری دیجیتال و تکنولوژیک است و اکثر مردم در سایر نقاط جهان درواقع مصرفکننده پیشرفتی هستند که نخبگان در مناطق مذکور عاملش بودهاند. حتی مشخص هم نیست که دقیقا چرا اوضاع اینطور پیش رفت و چرا جهان به قولی صاف و تخت نشد.
در این میان، توسعه تجاری آن نوآوریهای تکنولوژیک هم دارد بیش از پیش محدود به شرکتهای خاصی میشود. این روند را میتوان در متمرکز شدن یونیکورنها (استارتآپهایی که ارزشی حداقل برابر با یک میلیارد دلار دارند) در مناطق خاصی از جهان مشاهده کرد. با همین معیار، چین و آمریکا به تنهایی تمام کارآفرینیهای سطح بالای تکنولوژیک جهان را در خود جا دادهاند.
در جهانی که دانش تکنولوژیک، نوآوری و رشد بازدهی در فضایی اینطور محدود قرار گرفته باشند، طبعا شرایط برای رقابت ژئوپلیتیک هموار میشود. مناطقی که استعداد و مهارتها را در خود جمع کرده باشند، دسترسی دیگران به روند انتقال تکنولوژی را محدود میکنند و فقط چند برنده بزرگ باقی میمانند که قادر به رسیدن به رشد بازدهی سریع باشند. با تمام این اوصاف، کشاندهشدن رابطه آمریکا و چین به سمت رقابت شدید تکنولوژیک کاملا بدیهی بوده است.
اما آنچه که راه آمریکا را در این رقابت دشوار کرده این است که دولت در چین خیلی کارها میتواند بکند؛ کارهایی که دولتهای دیگر دنیا قادر به انجامش نیستند. دولت در چین قادر است سیستمهای پیچیده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را با اطلاعات تقریبا کامل اداره کند و تکنولوژیهای پیشرفته هوش مصنوعی و غیره هم دارد از همین بابت به دولت چین کمک میرساند.
به همین جهت بدیهی است که در دنیای الان و آینده منتظر مناقشهای جدی در عرصه تکنولوژی بین چین و آمریکا باشیم. درست مثل زمان جنگ سرد، این جنگ دیجیتال آینده هم باعث بروز تبعاتی در نقاط دیگر جهان خواهد شد و به روند جهانیشدن ضرباتی وارد خواهد کرد؛ چون مسئله امنیت ملی در هر دو کشور چین و آمریکا اجازه نخواهد داد که رقابت تکنولوژیک را در سطح علمی نگه دارند. هدفی که این دو قدرت از رقابت تکنولوژیک دنبال خواهند کرد بهدستگرفتن بازارهای جهانی خواهد بود.
پرسشی که اینجا مطرح میشود این است که آیا آمریکا در این راه حاضر است مزایای اقتصاد جهانی برای خودش را از دست بدهد و درمقابل، شاهد نابودی این مزایا برای چین هم باشد؟ واقعیت این است که چین قصد ندارد از حضور سیاسی و دولتی در اقتصادش دست بردارد. وقتی این قدرت مرکزی با قدرت فنآوریهای پیشرفته هماهنگی بیشتری پیدا کند، آمریکا برای مقابله با آن دچار دردسر جدی خواهد شد. جنگ سرد تکنولوژیک آینده، شرایطی جدید را ایجاد خواهد کرد که مواجهه با آن حتی برای آمریکا هم سنگین خواهد بود.