
آنتونی سلیم، رئیس گروه سلیم است، یك هلدینگ خصوصی مستقر در شهر جاكارتا در اندونزی كه در حوزه صنایع غذایی و سرمایهگذاری فعال است. سلیم با 4.16 میلیارد دلار ثروت در رده 478 فهرست بلومبرگ قرار دارد.
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
سال 2000 بود كه نشريه ساوث چاينا مورنينگ پست در مطلبي درباره حضور گسترده افرادي با ريشههاي چيني در خاك اندونزي نوشت: «حدود 8 ميليون چينيتبار در اندونزي هستند يعني كمي كمتر از 4 درصد از جمعيت اين كشور. هرچند آمار دقيقي از حضور آنها در فعاليتهاي اقتصادي وجود ندارد اما برخي گمانهزنيها نشان از اين دارد كه 70 درصد كل ثروت بخش خصوصي در اندونزي متعلق به شهروندان با ريشههاي چيني است.» چينيها قرنها پيش به هواي تجارت وارد خاك اندونزي شدند و بسياري از آنها هم در قرن هفدهم ميلادي و در پي سركوبگريها و آشوب سلسلههاي پادشاهي مينگ و چينگ سرزمين مادريشان را ترك كردند. اما از زمان حضور هلنديها در اندونزي بود كه دو دسته شدن اين دو گروه بر اساس تبار علني شد. در قرن نوزدهم آنها چينيها را از مالكيت زمينهاي كشاورزي منع كردند و بر همين اساس آنها مجبور شدند كه تنها در حوزه تجارت فعاليت داشته باشند. بر اساس قوانين آن زمان اتباع چيني تبار اندونزي به كارهايي نظير فعاليت مالي، جمعآوري ماليات و مديريت تجارت ترياك گمارده شدند. همين اجبار سبب شد كه آنها كمكم جامعه مخفي خود را شكل دهند. رفتهرفته چينيها در امور اقتصادي اندونزي چنان ريشه دواندند كه در سالهاي بعد هم بسياري از دهقانان از استانهاي فقير ساحلي چين براي كسب ثروت به سمت اندونزي حركت كردند و بعد، از ميان اين جمعيت، پادشاهان بزرگي در حوزه اقتصاد ظهور كردند؛ كساني مانند ليم سيو ليونگ كه با نام سودونو سليم هم شناخته ميشود، موسس امپراتوري گروه سليم كه اندونزي برايش حكم آرمانشهر را داشت.
ليم كه تا زمان نوشته شدن آن مقاله در نشريه چيني در رتبه دومين ثروتمند آسيا (پس از سلطان برونئي) قرار داشت در دهه 20 قرن بيستم از استان فوجيان چين به اندونزي مهاجرت كرد. وقتي به سرزمين تازه قدم گذاشت آه در بساط نداشت اما ابزاري داشت قويتر از پول؛ رابطه. روابط او در اندونزي هم از طريق فاميل بود و هم تعلقش به شهر فواكينگ چين. او ابتدا كارش را به همراه برادرش در صنعت روغن بادام زميني آغاز كرد و بعد وارد تجارت ميخك شد. ميخك يكي از مواد اوليه اصلي براي توليد سيگارهاي ساخت اندونزي است كه به آنها كريتك ميگويند. سليم با استفاده از ارتباط دريايياش با فوجيان توانست ميخكها را سريعتر و با قيمت بسيار پايينتر نسبت به رقيبانش به كارخانههاي توليد سيگار برساند. او خيلي سريع ميلياردر شد.
با اين حال موفقيت عمده او در جریان جنگ استقلال با هلند به دست آمد. در همان زمان بود كه او با رهبر جوان مليگراي اندونزي يعني سوهارتو آشنا شد. از همان زمان آشنايي او توانست تشخيص دهد كه باد دارد از كدام سمت ميوزد و براي همين بود كه شروع به استفاده از امكانات مالي و تجارياش براي حمايت از جنبش استقلال كرد. او بود كه با قاچاق امكانات مورد نياز جنبش و به گفته برخي سلاح، نشان داد در كنار آنها ايستاده است. همزمان تمام تلاشش را به كار ميبست تا توجه مقامات حاكم را به خودش جلب نكند.
روز جمعه ۱۷ اوت ۱۹۴۵ در ساعت ۱۰ صبح اعلاميهاي از سوي نيروهاي مليگراي اندونزي قرائت شد كه حالا از آن با نام اعلاميه استقلال ياد ميكنند. با این اعلامیه، شروع مقاومت سیاسی و نظامی در برابر نیروهای هلندی و غیرنظامیان طرفدار هلند، اعلام شد و تا زمانی که هلند در سال ۱۹۴۹ رسماً به استقلال اندونزی اذعان کرد، ادامه داشت. در سال ۲۰۰۵، هلند اعلام کرد که تصمیم گرفته روز ۱۷ اوت ۱۹۴۵ را به عنوان تاریخ استقلال دفاکتوی اندونزی بپذیرد. در سال ۲۰۱۳، سوکوتیو، تاریخدان اندونزیایی، در مصاحبهای از دولت هلند خواست تا رسماً استقلال کشورش در تاریخ ۱۷ اوت ۱۹۴۵ را تأیید کند. سازمان ملل متحد که در این درگیری دخالت داشت تاریخ ۲۷ دسامبر ۱۹۴۹ را رسماً به عنوان روز استقلال اندونزی اعلام کرد.
براي خاندان سليم اين اعلاميه استقلال به معناي گشوده شدن درهاي بهشت بود. جدا از معناي سياسي و اجتماعي اين اعلاميه و رسميت يافتن استقلال اين كشور براي جامعه اندونزي، تبعات اقتصادي و تجاري آن براي خانواده سليم انكارناپذير است. پس از اعلام استقلال اندونزي ديگر برای سلیم كار سختي نبود كه اختيار بخشي از صنايع و حوزههايي را كه قبلا در اختيار هلنديها بود در دست بگيرد. او با به دست آوردن دل سوهارتو توانست به معدني از طلا در دنياي تجارت دست پيدا كند و انحصار در واردات قطعات آسياب و توليد آرد را از آن خود كند.
وقتي سوهارتو شروع به پياده كردن سياستهاي جديد اقتصادياش كرد سليم شروع به فعاليت در حوزه بانكداري و برخي حوزههاي ديگر از جمله نساجي، پتروشيمي و املاك كرد. براي او تعريف كسبوكار در تمامي حوزهها معنا داشت. جايي نبود كه اين شهروند چينيتبار اندونزي نخواهد در آن سرك بكشد. در اين ميان سهيم شدنش در برخي تجارتها مانند نصف كردن قلمروي انحصاري تجارت ميخك با برادر رئيسجمهور، سبب ميشد كه او در هر شرايطي كارش را پيش ببرد و قلمرواش در جنوب شرقي آسيا را بزرگتر و بزرگتر كند.
ركود اقتصادي و دوران پسر
آنتوني سليم، پسر سليم بزرگ سال 1949 در شهر كودوس در جزاير جاوا به دنيا آمد و سال 1972 و پس از پايان دانشگاه به كسبوكار خانوادگيشان پيوست. ظرف دو دهه پدرش او را به رياست گروه سليم انتخاب كرد و با حضور او تجارتخانه سليم تبديل به يك هلدينگ بزرگ شد. قبل از شروع بحران اقتصادي در آسيا (1997) گروه سليم مالكيت بزرگترين بانك خصوصي اندونزي، بزرگترين كارخانه سيمان، كارخانه توليد آرد، توليد ماشين، تلويزيون و صنايع پتروشيمي را بر عهده داشت. اما همزمان با گسترش اين قلمرو، ميزان بدهيهاي دلاري گروه سليم هم افزايش يافته بود و با رخ دادن ركود اقتصدي و سقوط ارزش روپيه امپراتوري خاندان سليم فروپاشيد.
دوران پس از بحران اقتصادي در اندونزي دوران خشمهاي فزاينده عمومي بود. خشمهايي كه به دنبال در پيش گرفتن سياستهاي رياضت اقتصادي ظهور كردند. همزمان با بروز اين عصبانيت عمومي كه به صورت ويژه متوجه سرمايهداران متصل به دولت بود، گروههاي مخالف خانه خانواده سليم در جاكارتا را غارت كردند و به آتش كشيدند. پس از اين حادثه سليم و پدرش به سنگاپور گريختند. يك ماه پس از بركنار شدن سوهارتو از قدرت، سليم به جاكارتا بازگشت و مالكيت بانك سنترال آسيا را به دولت واگذار كرد. او سهام چندين شركتش را هم تحويل داد و ساير داراييهاي شركت را هم فروخت تا بدهي 5 ميليارد دلاري گروه سليم به دولت را صاف كند.
سال 1999 گروه سليم 40 درصد از سهام ايندوفود، بزرگترين توليدكننده نودل آماده در اندونزي را به شركت فرست پاسيفيك (يك شركت سرمايهگذاري واقع در هنگكنگ) فروخت. 5 سال بعد گروه سليم ديگر بدهيهايش را پرداخت كرده بود.
ليم سيو ليونگ يا همان سودو سليم سال 2012 در 95 سالگي درگذشت. يك سال بعد گروه سليم شركت خدماترسان اينترنتي ديوياكام اينترابومي را به يك شركت خدمات مشتريان تبديل كرد. شركت سهامش را در ايندومارت، بزرگترين ميني ماركت اندونزي با ديوياكام فروخت و همراهش سهام فست فود ايندونزيا را هم واگذار كرد، شركتي كه حق انحصاري مديريت رستورانهاي كيافسي در اندونزي را در اختيار دارد. پس از آن سليم عمده سهام ديوياكام را از آن خود كرد و حالا اين شركت نام ايندوريتل مكمور را بر خود دارد.
ثروت و قدرت خانواده و گروه سليم هميشه در گروي تغيير سياستها و حاكميتهاي اين كشور بوده است، در اوج جنبش استقلال به اوج رسيد و با تغييرات داخلي و كودتاهاي پس از آن روزگار نزديك به سقوطش را ديد. اما گروه سليم همچنان خودش را حفظ كرد و حالا كه موقعيت اندونزي به ثباتي بيشتر از گذشته رسيده است، اين گروه هم به كسب وكار خود ادامه ميدهد. حالا ديگر نام خاندان سليم در جايگاه اولين ثروتمندان آسيا قرار ندارد اما آنها توانستند با همه تغييراتي كه اندونزي به خود ديد همچنان خودشان را در فهرست ميلياردرهاي بزرگ دنيا نگه دارند.