
راجان همین چند ماه پیش، در امتداد همان سقوط مالی سال 2008 و پدید آمدن ریاضت، عنوان کرد که سرمایهداری معاصر با تهدیداتی جدی مواجه است زیرا فرصت زیادی به بسیاری از افراد نمیدهد و هر لحظه امکان دارد که تودهها علیهش شورش کنند.
آینده نگر
راگورام راجان اقتصاددانی هندی است که در حال حاضر کرسی فاینانس دانشگاه شیکاگو را در اختیار دارد. راجان در سال 2005 و طی کنفرانس سالانه جکسون هول فدرال رزرو راجع به ریسک روزافزون سیستم مالی هشدار داد و به منظور کاهش این ریسکها هم سیاستهایی را پیشنهاد کرد. واکنش وزارت خزانهداری به این هشدارها بسیار جالب بود. آنها هشدارهای راجان را «گمراهکننده» و خود او را هم یک «لاضی» نامیدند. لاضیها گروهی زیرزمینی از کارگران نساجی انگلستان در سده نوزدهم بودند که به نشانه اعتراض به سیستم، ماشینآلات موجود در کارخانهها را تخریب میکردند. زمانی که بحران اقتصادی 2008 از راه رسید، هشدارهایی که راجان سه سال پیشتر دادهبود محل توجه قرار گرفت و با او طی یک فیلم مستند به نام «اینساید جاب» (2010) مصاحبهای مبسوط صورت گرفت. این فیلم در مراسم اسکار همان سال موفق به دریافت اسکار بهترین فیلم مستند شد.
در زمینه بازارهای مالی، راجان موافق این رویکرد است که نقش بیشتری برای آنها در اقتصاد قایل شویم. او در کتاب «نجات سرمایهداری از دست سرمایهدارها» که همراه با لوییجی زینگالز نوشتهاست، از مقرراتزدایی بازارهای مالی به منظور دسترسی راحتتر فقرا به منابع مالی دفاع کرد و نوشت: «سرمایهداری، یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، نظام بازار آزاد، کارآمدترین روش برای سازماندهی تولید و توزیعی است که بشریت تاکنون پیدا کرده... بازارهای مالی سالم و رقابتی ابزاری بسیار اثربخش در توزیع فرصتها و مبارزه با فقر است... بدون داشتن بازارهای مالی پویا و نوآورانه، اقتصادها سنگین میشوند و افت میکنند.»
راجان در سال 2005 و در مراسم تودیعی که به افتخار آلن گرینسپن برگزار شدهبود، مقالهای جنجالی را ارائه داد که به نقد بخش مالی میپرداخت. در این مقاله که عنوانش «آیا توسعه مالی باعث پرریسکتر شدن جهان شدهاست؟» بود، راجان ادعا کرد که فاجعهای در نزدیکی وضعیت آن زمان به سر میبرد. به نظر او، مدیران بخش مالی ریسکهای بسیار زیادی میکنند که عواقب نامطلوب بسیار شدیدی دارند و احتمال موفقیتشان بسیار پایین است، اما درآمدهای مبهوتکنندهای به جیب میزنند. این ریسکها با عنوان ریسکهای دنباله شناخته میشوند. راجان میگفت که مهمترین دلمشغولی حال حاضر این است که آیا بانکها قادر هستند که نقدینگی لازم را به گونهای در اختیار بازارهای مالی قرار دهند که ریسک دنباله به وقوع نپیوندد یا خیر. واکنشی که به این مقاله راجان نشان دادهشد در زمان خود بسیار منفی بود، اما پس از بحران اقتصادی 2008 و اعتراف به اشتباه آلن گرینسپن، شاید حجم زیادی از توجه و دقت به حرفهای راجان نشان دادهشد.
*ریاضت یا راهی دیگر؟
هفت سال پیش بود که راجان و پاول کروگمن نظراتی بسیار متفاوت را درباره احیای اقتصاد ایالات متحده و اروپا ارائه کردند. کروگمن در آن زمان در یک ستون مربوط به هیئت تحریریه از راجان نام برد و همین مسئله به مباحثهای جدی دامن زد. این مباحثه در پسزمینه بحث داغ و بسیار مهم دیگری با عنوان «ریاضت در مقابل تحریک» به وقوع پیوست. در آن مباحثه برخی اقتصاددانها به این سو و برخی دیگر به سوی دیگر متمایل بودند و بعضیها هم ترکیبی از هردو گزینه را به عنوان راه صحیح معرفی میکردند. راجان در یادداشتی در مجله «روابط خارجی» از اصلاحات ساختاری یا جانب عرضه دفاع کرد. او این اصلاحات را مسیری صحیح برای بهبود رقابتپذیری نیروی کار به منظور تطابق بهتر با جهانیسازی میدانست. او در عین حال از برخی اقدامات مربوط به ریاضت مالی دفاع میکرد که از بین آنها میتوان به افزایش مالیات و کاهش هزینهها اشاره کرد، اما قبول داشت که ریاضت میتواند در کوتاهمدت اقتصاد را با کندی روبهرو کند و بسیاری از اعضا را با مشکلاتی مواجه سازد.
کروگمن پافشاری خاص راجان بر اصلاحات ساختاری همراه با ریاضت مالی را نمیپذیرفت. او بر همان محرکهای مالی و پولی سنتی کینزی پافشاری میکرد که شامل هزینه کردن و سرمایهگذاری دولت میشود و استدلالش به این نتیجه میرسید که عامل اولیه در کُند کردن اقتصادهای توسعهیافته در آن زمان، افت تقاضای کلی در تمامی بخشهای اقتصاد است، نه عوامل جانب عرضهای که بخشهایی خاص را تحت تاثیر قرار میدهند. راجان همین چند ماه پیش، در امتداد همان سقوط مالی سال 2008 و پدید آمدن ریاضت، عنوان کرد که سرمایهداری معاصر با تهدیداتی جدی مواجه است زیرا فرصت زیادی به بسیاری از افراد نمیدهد و هر لحظه امکان دارد که تودهها علیهش شورش کنند.