
چینیها تاجرند و به یقین مایل به ارتباط تجاری با ایران هستند، اما اینبار مسئله انتخاب خود آنها نیست. بحث فشاری است که از طرف آمریکا به آنها وارد میشود.
فریال مستوفی
جنگ تجاری بین چین و آمریکا از سال گذشته آغاز شده است. جنگی که شرایط متفاوتی حتی برای تداوم رابطه ایران و چین رقم میزند و یکی از وجوه تمایز این دوره از تحریمهای ایران نسبت به دوره قبل است. محدودیتهای تجاری ایران به واسطه تحریمهای آمریکا، کشورهای دنیا را برای تعاملات تجاری دچار تردید کرده است. در این میان چین، به عنوان شریک اول تجاری ایران نیز خود در جنگ تجاری با آمریکا به سر میبرد. آنچه از شرایط کنونی برمیآید، به نظر میرسد چینیها تا زمان تعیین تکلیف جنگ تجاری، روابط خود را محافظهکارانهتر از پیش با ایران حفظ کنند. البته حجم و ارزش تجارت ایران و چین، دلیل این ارتباط نیست، زیرا بالاترین رقم تجاری این دو کشور ۵۰ میلیارد است که برای چینیها رقم قابل توجهی محسوب نمیشود چراکه حجم تجارت خارجی چین بسیار بالا است. اما از آنجایی که چینیها نیازمند انرژی هستند و به دلیل نفوذ امریکا در کشورهای عربی، بهترین منبع انرژی و گزینه اول چینیها برای تامین انرژی، ایران است، لذا خواهان تداوم رابطه هستند. در این راستا باید بگویم که فرهنگ چینیها اینگونه است که نظر خود را هیچگاه قاطع بیان نمیکنند. چین نیز در شرایط کنونی رفتار مشابه کشورهای اروپایی را نسبت به ایران دارد. آنها نه دست رد به سینه ایران میزنند و نه در راستای تداوم همکاری با ایران، مقابل آمریکا میایستند. اما به هر حال شرایط جدید قطعا شرایط آسانی برای تداوم رابطه با این شریک تجاری نخواهد بود.
نقل و انتقال پول در مراودات تجاری ایران و چین، در این دوره از تحریمها آسان نیست. تنها بانکی که در دوره تحریمهای قبل در زمان دولت قبلی آمریکا با ایران کار میکرد، بانک کونلون بود؛ تمامیپرداختهای مالی و نقل و انتقالات خرید نفت از ایران، از طریق این بانک انجام میگرفت. بنابراین اگر چین نتواند از ایران نفت خریداری کند، در این بانک پولی وجود نخواهد داشت. اهمیت بانک مورد نظر به دلیل مبادلات پولی نفت ایران از طریق این بانک، است. کونلون، بانکی با امتیاز یک شعبه در یکی از استانهای چین بود. آن زمان، شرکت ملی نفت چین یک پروژه نفتی در ایران گرفته بود و برای انتقال پول به ایران، انجام پروژه و هزینههای پرسنل و بازگشت پول از ایران، مبادرت به خرید امتیاز این بانک کرد تا نقل و انتقالات پول برای پروژههای خود در ایران را از این طریق انجام دهد. پس از به وجود آمدن مشکلات تحریم در زمان دولت قبل آمریکا، به پیشنهاد ایران و در جلساتی که با چین برگزار شد، تصمیم بر این شد که بانکی که روابط بینالمللی ندارد برای انجام مبادلات اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد و با ارزهایی مانند یوآن و ریال مبادلات انجام شود. از این رو شرکت ملی نفت چین بیش از ۷۰ درصد سهام این بانک را خرید و برای انجام معاملات با ایران، آن را در نظر گرفت. اما این بانک هزینههای زیادی برای نقل و انتقالات پولی اخذ میکرد. تا جایی که شرکتهای ایرانی و چینی نیز از این بانک راضی نبودند. پولهایی که به این بانک واریز میشد، با تاخیر زیاد به دست فروشندگان میرسید و هزینههای بالایی از آنها دریافت میشد. برای مثال جهت دریافت ضمانتنامه، باید تمام پول به صورت نقدی در آنجا سپرده میشد. اما در هر صورت راهی بود که چین میتوانست از طریق آن با ایران مبادلات تجاری داشته باشد. البته در زمان دولت قبل آمریکا فشار کنونی وجود نداشت و این بانک میتوانست کم و بیش با ایران کار کند.
اما در حال حاضر کونلون بانک به دلیل فشار امریکا به شرکت CNPC تنها در مسائل اقلام بشردوستانه با ایران همکاری میکند و شرایط سختی را برای تداوم همکاری در پیش گرفته است. این بانک در اطلاعیهای شرایط جدید همکاری با ایران را منتشر کرد. شرایطی که چندان نمیتواند روابط بین دو کشور را تداوم بخشد. به عنوان مثال یکی از این شرایط در خصوص پیشپرداختها بود؛ کونلون بانک اعلام کرده پیشپرداخت را تا زمان تسویه کامل از سوی خریدار، به فروشنده پرداخت نمیکند. این در حالی است که به ندرت فروشندهای حاضر میشود در چنین شرایطی قرار گیرد. مسلما فروشندگان تا زمانی که پیشپرداخت را دریافت نکنند، کالایی برای خریدار ارسال نمیکنند. درست است که این بانک با صراحت از قطع همکاری سخن نگفته ولی شرایطی برای این همکاری در نظر گرفته که عملا همکاریها را با مشکل مواجه میکند. از ۵ نوامبر 2018 و به دنبال قطع همکاری کونلون با ایران، بسیاری از فروشندگان چینی معترض شدند و دولت و این بانک را تحت فشار قرار دادند. زیرا به فروشنده پیشپرداخت داده شده بود و اجناس فروشندگان نیز آماده تحویل بود و با قطع رابطه بانکی با ایران، این فروشندگان دچار مشکل شدند. چراکه نمیتوانستند مابقی پول خود را دریافت کنند. از این رو به این بانک فشار آوردند تا ارتباط برقرار شود. در حال حاضر کونلون شرایطی ایجاد کرده که ریسک تولید کالا بر عهده خود فروشنده باشد و ریسکی متوجه این بانک نباشد. از این رو به نظر میرسد حلقه معاملات تنگتر شود. سایر بانکهای چینی، از سال ۲۰۰۸، یعنی از زمان تحریمهای قبل، به طور کامل ارتباط خود را با ایران قطع کردند.
مشکل دیگری که ارتباطات تجاری با چین را به مخاطره میاندازد، مسئله معافیتهای نفتی است. همانطور که گفته شد، چینیها به نفت ایران نیاز دارند، اما به هیچ وجه به خاطر ایران با آمریکا مقابله نخواهند کرد. زیرا آنها ملت جنگطلبی نیستند و معتقدند باید با تمام کشورهای دنیا دوست باشند. از طرفی حجم مبادلات تجاری چین و آمریکا قابل مقایسه با حجم مبادلات آنها با ایران نیست. طبیعی است که چین به سمت آمریکا گرایش بیشتری پیدا میکند. البته نمیتوان این مسئله را نادیده گرفت که چینیها علاقهمند به انجام مبادلات تجاری با ایران نیز هستند، اما منافع خود را به خطر نمیاندازند. با توجه به اینکه اغلب شرکتهای مهم چین دولتی هستند، لذا سیاست و روابط تجاری خود را با شرکتهای کشورهای دیگر نیز با نظر دولت تنظیم میکنند.
به هر حال این دوره از تحریمها، تفاوتهایی با دور قبل تحریمها دارد. در دوره قبل، جنگ اقتصادی و تجاری بین چین و آمریکا نبود و سختگیریهای این دوره وجود نداشت. اما اینبار، ترامپ دنبال این است که تمامی راهها را برای مبادلات تجاری ایران مسدود کند. در این شرایط مشکل است که چین بتواند همچون گذشته با ایران کار کند، زیرا آمریکا تمامی بانکهایی را که با ایران کار میکنند تهدید به تحریم و توقف معاملات دلاری کرده است. به نظر من، چینیها تاجرند و به یقین مایل به ارتباط تجاری با ایران هستند، اما اینبار مسئله انتخاب خود آنها نیست. بحث فشاری است که از طرف آمریکا به آنها وارد میشود.
در آخر امیدوارم که مشکلات روابط بینالمللی با ایران سر و سامانی بگیرد و بیش از این مردم و بالطبع کارآفرینان ایرانی دچار فشار و ضرر و زیان اقتصادی نشوند.
*آینده نگر