
رحمانی معتقد است اکوسیستم استارتآپی ایران در سالهای گذشته رشدی غیرقابل تصور و باور را تجربه کرده است
در سالهای گذشته «سرآوا» نقش پررنگی در سرمایهگذاریهای مهم و بزرگ در حوزه استارتآپها داشته است. شرکت یا صندوق سرمایهگذاریای که در ابتدای کار در سال 1391 میتوانستیم نام آن را یک صندوق سرمایهگذاری جسورانه بگذاریم، اما حالا با داشتن سهام تعدادی از شرکتهای استارتآپی مهم همچون دیجی کالا، کافه بازار و... دیگر چندان جسورانه عمل نمیکند؛ اگرچه که همچنان یکی از حامیان اصلی تعداد زیادی از استارتآپهای کوچک و در مرحله بذری است. سرآوا را در واقع باید یکی از معماران اصلی اکوسیستم استارتآپی کشور در سالهای گذشته دانست، زیرا در کنار حمایت نوآوری و خلاقیت استارتآپها و ایدههای جدید، آنچه از اهمیت ویژهای برخوردار است، سرمایهگذاری برای رشد آنهاست و اینجاست که نقش سرآوا حتی در شرکتهایی مانند دیجی کالا پررنگ میشود آن هم مثلا با جذب سرمایهگذاری 100 میلیون دلاری خارجی که شرکت دیجی کالا را به یکباره با جهش عظیم مواجه کرد. شرکت سرآوا در سالهای گذشته در واقع نقش یک برج بزرگ سرمایهگذاری را در اکوسیستم استارتآپی کشور بازی کرده است که شرکتهای بزرگ و مهم هر کدام در آن دفتری دارند و از سوی این برج حمایتهای مالی و تجربی (در حوزه دانش و تکنولوژی) میشوند؛ اما معمار و مغز متفکر سیستم سرآوا کیست؟
سید سعید رحمانی خضری، مدیرعامل و بنیانگذار صندوق و شرکت سرمایهگذاری سرآوا است. شرکتی که کار خود را با چند نفر در سال 1391 شروع کرد و اکنون مهمترین وی سی کشور در حوزه استارتآپها محسوب میشود که یکی از سرمایه گذاران مرکز بزرگ رشد استارتآپها در کشور به نام «کارخانه نوآوری آزادی» با همکاری پارک فناوری پردیس و ذینفعان متعدد دیگر است. کارخانهای که دو سال است فاز اولیه آن هم افتتاح شده و به محلی برای استقرار استارتآپهای نوپا و بذری بدل شده و از آنها حمایت میکند.
کارخانه نوآوری آزادی، خانه کارآفرینها و مهد نوآوری کارآفرینانه است که با همکاری مشترک دهها شرکت و برند برتر تکنولوژی کشورمان در مرحله نهایی بهرهبرداری رسیده است.
سعید رحمانی تا 8 سال پیش یکی از مهاجران موفق ایرانی بود که به یکباره مسیر زندگیاش تغییر پیدا کرد و تقریبا در اوج تحریمهای اقتصادی کشورمان در سال 1391 و در آستانه دولت حسن روحانی به ایران بازگشت تا با استفاده از دانش و آموختههایش در خارج از ایران به عنوان کارآفرین، یک شرکت و صندوق سرمایهگذاری جسورانه در حوزه حمایت از استارتآپها راهاندازی کند.
او متولد ایران است و در نوجوانی مهاجرت کرد. رحمانی پس از تحصیل، در شرکت IBM کار کرد و استارتآپهایی را هم در نقاط مختلف دنیا راهاندازی کرد تا اینکه سرنوشت، او را بعد از گذشت سه دهه از مهاجرت به ایران هدایت کرد. خود او در مصاحبهای با دنیای اقتصاد در اینباره گفته است: «برای یک شرکت اینترنتی به نام Naspers کار میکردم و از من خواستند که موقعیتهای سرمایهگذاری بازار استارتآپهای ایرانی را ارزیابی کنم. اما نهایتا Naspers تصمیم گرفت از خیر سرمایهگذاری در ایران بگذرد، ولی من به شخصه متقاعد شدم و تصمیم گرفتم با توجه به پتانسیلهای ایران بعد از سالها به زادگاهم برگردم و فعالیت خود را با حمایت از استارتآپهای داخلی شروع کنم.»
رحمانی بازگشت به ایران را بزرگترین تصمیم زندگیاش می داند و آن را «زدن به سیم آخر» توصیف میکند، آن هم در شرایطی که تحریمهای بینالمللی علیه ایران هر روز بیشتر میشد. اما نکته مهم این است که او به ظرفیتها و پتانسیلهای ایران برای تاسیس یک صندوق سرمایهگذاری جسورانه اعتقاد داشته است. خودش در یکی از سخنرانیهایش در یکی از مراسمهای استارتاپی میگوید: «8، 9 سال پیش که ما وارد ایران شدیم هیچکس نمیتوانست میزان رشد اکوسیستم استارتآپی در کشور را تا این حد پیشبینی کند، اما زمانی که من به فکر راهاندازی صندوق سرمایهگذاری در ایران و بازگشت به کشور افتادم، فکر میکردم که اینجا تمام ظرفیتها و پتانسیلهای اولیه و لازم وجود دارد و خوشبختانه بعد از چند سال زیرساختهای فنی و تکنولوژی مناسبی هم از سوی دولت فراهم شد. ایران کشوری با بیش از 80 میلیون نفر جمعیت است، یعنی ما از یک بازار بزرگ برخوردار هستیم و از طرف دیگر 60 تا 70 درصد این جمعیت جوان و نوجوان هستند و زیر 40 سال سن دارند. از طرف دیگر بخش مهمی از جمعیت کشور ما تحصیلکرده است و از نیروی انسانی ویژهای برای کسب و کارهای نو برخورداریم. در نظر داشته باشید که بیش از 200 هزار مهندس هرساله در کشور ما فارغالتحصیل میشوند و ما از این جهت در جایگاه سوم جهان بعد از روسیه و آمریکا قرار داریم. همچنین در سالهای گذشته افزایش پهنای باند اینترنت و فراهم شدن زیرساختهای لازم اینترنت موبایل و راهاندازی 3G و 4G بسترهای بسیار خوبی را برای رشد اکوسیستم استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان به وجود آورده است. آن زمان که به ایران بازگشتم با توجه به ظرفیتهای ایران، ایمان داشتم اگر کشورهای اروپایی، آمریکا، چین و هند توانستهاند، حتما ما هم میتوانیم.»
رحمانی معتقد است اکوسیستم استارتآپی ایران در سالهای گذشته رشدی غیرقابل تصور و باور را تجربه کرده است. «در کل اکوسیستم استارتآپی ایران ما از برندهایی مانند دیجی کالا، کافه بازار، اسنپ، تپسی، علیبابا و... صحبت میکنیم که عمری 10 تا 3، 4 ساله دارند، ولی رشدشان بسیار سریع و خیرهکننده بوده است و این یک موفقیت بسیار بزرگ است و من شک ندارم که با توجه به این رشدها و شکلگیری تعداد بسیار زیادی استارتآپ در آیندهای نهچندان دور ما شاهد بیش از 100 استارتآپ موفق در کشور خواهیم بود. البته این طبیعی است که در این مسیر بسیاری از استارتآپها هم شکست بخورند، ولی شک ندارم که استارتآپهای موفقی دوباره جای آنها را خواهند گرفت و این حرکت به نقطهای رسیده است که دیگر متوقف نخواهد شد.»
او میگوید بسیاری از ایرانیان به خصوص جوانان علاقهمند هستند که کار خودشان را داشته باشند و کارآفرین باشند: «آن چیزی که در سالهای گذشته احساس کردم این بود که کارآفرینی در خون بخش مهمی از جوانان ایرانی به خصوص نسل جدید وجود دارد و بسیاری از جوانان مخصوصا فارغالتحصیلان دانشگاهی به فکر راهاندازی کسب و کار خودشان هستند و اولین ایدهای هم که به ذهنشان میرسد، راهاندازی یک استارتآپ است. البته در این مسیر تحریمها و مشکلات اقتصادی و اشتغال هم تاثیر بسیاری داشته است، زیرا بسیاری از فارغالتحصیلان میبینند که خبری از کار کارمندی نیست و آمارهای بیکاری هم بالاست، بنابراین به این فکر افتادهاند که خودشان باید کاری راهاندازی کنند.»
او درباره استراتژی اولیهاش برای راهاندازی یک شرکت و صندوق سرمایهگذاری در حوزه استارتآپها در کشور میگوید: «باور اولیه من بر این اساس بود که اگر حمایتهای مالی و تجربی بر اساس دانش روز صورت گیرد و چند استارتآپ موفق در کشور تاسیس شوند و تعدادشان از یک، دو و سه استارتآپ که میتوانند استثنا باشند فراتر برود و به 5، 10 و بیشتر برسد، آن زمان میتوانند به فراتر از 100 هم افزایش پیدا کنند و ما شاهد شکلگیری یک حرکت بزرگ اقتصادی در کشور باشیم و این باور را ایجاد کنیم که از طریق استارتآپها هم میتوان تولید ناخالص داخلی را جهش داد و اقتصاد دیجیتال را پایه گذاشت و هم برای چندین میلیون نفر از جوانان فارغالتحصیل کشور اشتغال ایجاد کرد؛ اتفاقی که خوشبختانه الان شاهد شکلگیری آن در کشور هستیم.»
بنیانگذار سرآوا معیارهای موفقیت یک استارتآپ را در سه چیز خلاصه میکند؛ داشتن تیم قوی و هماهنگ، مدل کسب و کار موفق و بهره گرفتن از تکنولوژی بهروز. «در تمام استارتآپهای موفق چیزی که بسیار به چشم میآید یک تیم قوی و هماهنگ در بخشهای مختلف فنی، بازاریابی، اداری و... است؛ چیزی که باعث رشد و شکلگیری یک استارتآپ میشود داشتن این تیم است. در مرحله بعدی هر استارتآپ باید یک مدل کسب و کار نوآورانه و خلاق و البته کارا داشته باشد، چیزی که میتواند استارتآپ را در راستای هدفگذاریهایش پیش ببرد و بر مبنای آن ایمان داشت که آن استارتآپ به موفقیت میرسد و میتواند خدمات خوبی به کاربران و مشتریهایش ارائه دهد و براساس آن حتی فراتر از یک کشور در منطقه و جهان رشد کند. علاوه بر اینها استارتآپهای موفق باید از تجربهها و تکنولوژی روز هم بهره ببرند و این اتفاق به خصوص در زمان بزرگ شدن یک استارتآپ از اهمیت ویژه برخوردار است و همین موضوع هم نقش صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه و شتابدهندهها را پررنگ میکند. امکانی که صندوقهای سرمایهگذاری برای استارتآپها فراهم میکنند، انتقال دانش و تجربه روز و تمرکز روی حل چالشهایی است که آنها برای عبور از هر مرحله و وارد شدن به مرحله بعدی با آن درگیر میشوند. توجه داشته باشید که بسیاری از استارتآپها با هستهای کوچک و چندنفره شکل میگیرند و بزرگترین چالش آنها بعد از رسیدن به موفقیت بزرگ شدن سازمان آنهاست، نکتهای که اصلا در ابتدا به آن فکر نمیکردند و به یکباره با آن روبهرو میشوند و در این زمان است که جذب سرمایه از سوی یک صندوق سرمایهگذاری و انتقال دانش میتواند در گسترش آن استارتآپ نقش اساسی را بازی کند.»