
در عرصه داخلی که بحث بسیار مهمتری در مقابله با تحریمها است، باید یک سری اقدامات انجام شود. به این صورت که در حوزه ارزی باید ارز 4200 تومانی حذف شود. ابتدا، ارز نیمایی باید به ارز بازار سوم یعنی سنا نزدیک شود. وقتی که این دو به هم نزدیک شوند، قیمت ارز آزاد کاهش پیدا خواهد کرد.
سیدمحمدصادق الحسینی کارشناس اقتصادی
مقوله تحریمها به شکل کنونی طی چند دهه گذشته طرحریزی شده است که راهکارهای مختلف برای مقابله با آن در نظر گرفته شده و تجارب مختلفی هم برای آن وجود دارد. اما تحریمهايي که اکنون ایران با آن روبهرو است، از جهات مختلف کمنظیر یا بینظیر است که آن را با دورههای قبل متفاوت ميکند. به دلیل اینکه سیستم مالی دنیا به شدت تغییر کرده و انرژی ابرقدرتها در آن کاملاً تثبیت شده و قدرت آنها برای کنترل سیستم مالی دنیا و در کشورهای حاشیه بسیار افزایش پیدا کرده است. تغییر بعدی، انسجام داخلی است و شرایطی که باید برنامهریزی و سیاستگذاریهايي برای مقابله با آن وجود داشته باشد که عملاٌ ممکن نیست؛ چرا که در حال حاضر انسجام داخلی وجود ندارد. افتراق سیاسی اکنون یک افتراق کمسابقه است. یعنی ما از نظر داخلی و از نظر خارجی شاهد شرایط جدیدی هستیم. باید توجه داشته باشیم که شرایط پیش روی ما شرایط حساس، خطرناک و کمنظیری است. اما اینکه در این شرایط چگونه ميتوانیم عمل کنیم، باید این نکته را متذکر شوم که به لحاظ بینالمللی اکنون ایران در حال انجام یک سری اقدامات است. هدف این است که در لغو یکطرفه برجام، از اقدام امریکا مشروعیتزدایی شود. همچنین حرکت ما به سمت اروپا، روسیه و چین است؛ برای اینکه بتوانیم تا حدودی خلئي را که امریکا ایجاد کرده جبران کنیم. البته به نظر نميرسد که در تحریمهای جدید این شیوه جوابگو باشد. زیرا اغلب سیستمهای مالی دنیا پیشرفت کردهاند و حضور امریکا در آنها قوی است. اگر امریکا اراده کافی برای فشار بر ایران را داشته باشد، ميتواند این کار را انجام دهد. فارغ از اینکه اروپا و سایرین چگونه عمل کنند. در نتیجه این شیوه چندان دوام نميآورد. از طرفی دیگر نظم بینالملل هم به سمتی رفته که قدرت امریکا افزایش پیدا کرده است. اروپا به شدت تضعیف شده است. چین درگیر مسائل داخلی متعدد به خصوص مسائل اقتصاد داخلی شده که حزب کمونیست را به شدت درگیر کرده است. به طور کلی شرایط بینالمللی به گونهای است که فضا برای یکهتازی امریکا آماده است. در نتیجه این راهبرد شاید خیلی جواب ندهد. اما اینکه در شرایط بینالمللی چه باید کرد، سوالی مهم است. به اعتقاد نگارنده، در وضعیت فعلی، باید در حوزه اقتصادی یک سری کارهای نامتعارف انجام داد. این کارهای نامتعارف در حوزه های مختلف قابل تعریف و انجام هستند.
این چهار محور به این معنی است که از اقدامات دولتی، باید به سمت اقدامات کمتر متعارف دولت به واسطه لابیهای مختلف در این کشورها که شامل چین و روسیه و سایر کشورهای اروپایی است پیش برویم.
بعد از برجام و در سال 90-92 در اوج تحریمها چینیها بودند که در تمام ابعاد به ایران کمک کردند. آنها انتظار داشتند که بعد از بهبود شرایط نیز نقش بزرگتری را در اقتصاد ایران ایفا کنند که این نقش به آنها داده نشد. احتمالاً با آنها بدرفتاریهايي شد و خبرها حاکی از آن است که اتفاقاتی نیز در این میان رخ داده است. ولی به هرحال همه اینها مزید بر علت شد که چین به ایران به عنوان یک شریک استراتژیک نگاه نکند. این خسارت بسیار بزرگی برای ما بود که در این دور قطعاً یکی از مواردی است که باید بتوانیم آن را حل کنیم. اگر آن را حل نکنیم، شرایط ما بسیار دشوار ميشود. قطعاً چین بخشی از راهحل ما برای مقابله با امریکا است. وقتی که با اولین هژمون بزرگ دنیا ميخواهید مقابله، رقابت و مبارزه کنید، نميتوانید همزمان با دومین هژمون دنیا دوستی نداشته باشید. اگر ميخواهید با اولی مقابله کنید باید با دیگری روابط خوبی داشته باشید که حداقل بتوانید از او کمک بگیرید. البته ما نميتوانیم کمکهای سیاسی و بینالمللی از چین دریافت کنیم. به دلیل اینکه چین هژمون سیاسی امنیتی نیست، هژمون اقتصادی است. ما ميتوانیم حداقل از این هژموني اقتصادی چین در جهان استفاده کنیم. متاسفانه با مسائلی که به وجود آمده، این شرایط تضعیف شده اما به نظر ميرسد که همچنان امید به بهبود شرایط وجود دارد که این کار سیاستمداران است که بتوانند آن را حل کنند.
در همین حال باید ارتباط مبتنی بر حل مشکلات ارزی و تحریمها با کشورهای همسایه داشته باشیم برای اینکه ما در تامین کالاهای اساسی مشکلی نداریم، حتی اگر صادرات نفت هم صفر شود، ما در کشاورزی مشکلی نخواهیم داشت که بتوانیم تامین منابع برای واردات داشته باشیم. اکنون صادرات ما دو میلیارد دلار بیشتر از واردات ما است. ارز ما مشکل خاصی پیدا نميکند ولی مهم این است که این جریان مبادلات را زنده نگه داریم. ما نباید منتظر بمانیم که اروپاییها چه خواهند کرد؟ ما باید کار خودمان را انجام دهیم و این ابزارها را ایجاد کنیم. اگر هم خواستند به ایران امتیازی دهند که بهتر است.
حل مشکلات عرصه داخلی
از سوی دیگر، در عرصه داخلی که بحث بسیار مهمتری در مقابله با تحریمها است، باید یک سری اقدامات انجام شود. به این صورت که در حوزه ارزی باید ارز 4200 تومانی حذف شود. ابتدا، ارز نیمایی باید به ارز بازار سوم یعنی سنا نزدیک شود. وقتی که این دو به هم نزدیک شوند، قیمت ارز آزاد کاهش پیدا خواهد کرد. زمانی که همه را روی سامانه نیما قرار دهید و نیماییها را به بازار نقد و حواله نزدیک کنید، هرچند بازار نقد از بازار حواله بالاتر قرار ميگیرد ولی نه به حدی که الان وجود دارد. چون لنگر پایین دلار رها ميشود، لنگر بالایی هم پایینتر میآید و خودش را در جایی تثبیت میکند. در نتیجه باید ارز 4200 توماني حذف شود.
دوم اینکه سیاستهای ارزی ما باید مبتنی بر روشهای نامتعارف باشد و در کشورهای هدف شکل بگیرد تا مشکلی برای نقل و انتقالات مالی به وجود نیاید. زیرا آن نقطه کلیدی کل مشکل ما است.
سوم اینکه باید مدیریت بازار ارزی به صورت روزانه به صورت خیلی دقیق، هدفمند و هوشمندانه انجام شود که باعث اُوردوزهای مقطعی در بازار ارز نشود و مردم را مضطرب و نگران نکند. در ارتباط با حوزه اقتصادی، بالاخره کشور با شرایطی مواجه است که نرخ ارز بالا رفته و این موضوع باعث نگرانی شده، البته درست است که ما آگاهانه این کار را انجام ندادیم و دولت نميخواست این اتفاق رخ دهد. اما همین مسئله موقعیتهای خوبی را خصوصاً در حوزه صادرات پیش روی کشور قرار ميدهد. باید برنامهریزی صادراتی مشخص برای تسهیل صادرات خصوصاً در حوزههايي که توان و پتانسیل آن را داریم انجام دهیم. زیرا در بسیاری از حوزهها تا قبل از این، توان و پتانسیل کشور ارزیابی نميشد. هر کالایی که ميخواستیم صادر کنیم به صرفه نبود. در واقع نرخ ارز به گونهای بود که کالای صادراتی با قیمت بالایی به کشورهای هدف فرستاده ميشد. حال باید برنامه مشخص برای این حوزهها داشته باشیم که البته در داخل هم مشکل و کمبودی را ایجاد نکند و بتواند بازارهای خارجی را نیز به دست آورد.
اما برای تامین ارز صادراتی و برای رشد اشتغال در شرایط تحریمها باید بتوانیم رشد اقتصادی را حفظ کنیم. اگر نتوانیم این کار را انجام دهیم، فشار اصلی به زندگی مردم وارد خواهد شد. بسیاری شغل خود را از دست ميدهند، خانوادهها دچار مشکل معیشتی جدی ميشوند، که این مسئله خطرناک است و باید مانع آن شد. مهمترین محور جلوگیری از بروز این مشکلات این است که بتوانیم اشتغال را همراه با صادرات حفظ کنیم. بنابراین، محور اصلی در این بحث، صادرات است. اما در محور دیگر، بودجه دولت قرار دارد. در تحریمها، عمود خیمه کشور بودجه دولت است. اگر بودجه دولت با کسری بزرگ مواجه شود، اتفاق بسیار بدی رخ خواهد داد. ارزیابیها نشان ميدهد در سال 98 بودجه دولت کسری دارد. بودجه دولت بد نوشته شد و متناسب با شرایط حاضر نبود، ولی به هرحال اکنون زمانی است که ما باید اصلاحات بزرگ را در اقتصادمان انجام دهیم و اگر از این کار امتناع کنیم، معلوم نیست که بتوانیم در مقابل این شرایط سخت اقتصاد را حفظ کنیم. در نتیجه بودجه دولت باید حفظ شود، از کسری بودجه جلوگیری شود. همانطور که اشاره کردیم، شاهکلید اصلی اشتغال، صادرات است. اما در اینجا شاهکلید اصلی برای حفظ بودجه دولت، اصلاح یارانههای انرژی است. به این معنا که دولت باید یارانههای پنهان انرژی را که در حدود هشتصد یا نهصد هزار میلیارد تومان و شامل یارانههای برق، گاز، بنزین، گازوئیل و نفت کوره است حذف و قیمت آنها را واقعی کند. هشتصد هزار میلیارد تومان دو برابر بودجه عمومی کشور است. این رقم، رقم وحشتناک و بزرگی است. این موضوع ميتواند برای کشور یک فرصت باشد. هنگامی که بتوانیم قیمت یارانهها را واقعی کنیم، هشتصد هزار میلیارد تومان آزاد ميشود. این مبلغ اثر تورمی ندارد؛ به دلیل اینکه از دست مردم خارج ميشود و نقدینگی موجود بیرون ميآید. هرکسی که مصرف بیشتری داشته باشد باید هزینه بیشتری هم پرداخت کند که این شرایط مانند سایر نقاط دنیا است و این گونه نیست که هرکسی بیشتر مصرف کند یارانه بیشتری را هم دریافت کند و عملاً استفاده بیشتری از بودجه دولت داشته باشد. در طرحی که در اینباره از سوی نگارنده پیشنهاد ميشود، عملکرد به این صورت است که مقداری از انرژی به صورت رایگان در اختیار مردم قرار ميگیرد. چنانچه آنها تمایل به مصرف آن داشتند ميتوانند از آن استفاده کنند و چنانچه مورد نیاز آنها نبود ميتوانند صرفهجویی کنند یا در بازار به فروش برسانند. صرفهجویی باعث ميشود که در بازار حرفی برای گفتن داشته باشند و از آن درآمد کسب کنند. مابقی که در حدود پانصد هزار میلیارد تومان است در اختیار دولت قرار ميگیرد که برای جبران کسری بودجه و طرحهای عمرانی ميتواند استفاده شود که آن هم به اشتغال و رشد اقتصادی و امثالهم کمک ميکند. در واقع ما یک منبع بزرگ داریم که اگر یکسوم آن به این صورت به مردم پرداخت شود، تقریباً شش دهک پایین جامعه با توجه به محدودیت کنونیشان برندگان اصلی طرح هستند. برای سه دهک دیگر هم زیاد تفاوتی ندارد و فقط دهک بالا و ثروتمندان هستند که متضرر ميشوند. آنها هستند که در حال حاضر از یارانههای انرژی بیشترین سود را ميبرند. بنابراین معقول آن است که این گروه، هزینه استفاده از انرژی را به صورت واقعی پرداخت کند. در کل اعتقادم بر این است که واقعیسازی قیمت انرژی ميتواند به ما کمک کند که در شرایط تحریم مانع فقر گسترده شویم. همچنین پول نقد مشخص ماهانه به هر خانوار ميرسد.
مطابق محاسباتی که انجام دادهایم چنانچه خانوارهای دهک یک یعنی فقیرترین دهک، بتوانند در مصرف فعلی خود بر اساس طرح جدید 20 درصد صرفهجویی کنند، در حدود یک میلیون و دویست هزار تومان در ماه برای آنها درآمد جدید ایجاد ميشود.
عواید این طرح به این صورت است که اولا این روش باعث ميشود از بسیاری از خانوارها و افرادی که در معرض قرار گرفتن در فقر مطلق یا فقر شدید هستند، حمایت شود. در ثانی، بودجه دولت بهبود پیدا ميکند و دچار کسری بودجه نميشود. ثالثا به اشتغال، طرحهای عمرانی و افزایش رشد اقتصادی کشور کمک ميکند. آنچه که همیشه برای کشور و یارانههای انرژی تهدید بوده، در این شرایط برای کشور به یک فرصت تبدیل ميشود. از طرفی دیگر بخشی از این مازاد مصرف نیز قابل صادرات است. بنزین و گازوئیل قطعاً قابل صادرات است. برق نیز قابل سرمایهگذاری در ارز دیجیتال است که عملاً آن هم صادرات است به دلیل اینکه از طریق آن با برق ارز دیجیتال تولید ميکنیم. در کل به نظر ميرسد که در شرایط فعلی ابزارهایی را داریم که اگر از آنها درست استفاده کنیم و باور کنیم که شرایط ما بحرانی و وخیم است و در عین حال اصلاحات ضروری را عملیاتی کنیم، به سمتی حرکت ميکنیم که بتوانیم کشور را در این شرایط بحرانی حفظ کنیم و اجازه ندهیم که کشور به مسیری رود که موجب کاهش رشد شدید اقتصادی، کمبود کالاهای اساسی، تورم گسترده و در نتیجه فقر بسیار شدید در طبقات پایین اجتماع و ثروتمند شدن بیحد و حصر یک دهک جامعه شود. این اصلاحات موجب ميشود که بتوانیم کشور را حفظ کنیم. اثرات روانی تحریمها خیلی مهم است. در کل تاریخ یکی از اهداف اصلی تحریمها زدودن امنیت روانی و ثبات روانی جوامع بوده است. به همین دلیل است که با تبلیغات گستردهای روبهرو ميشود. قبل از اینکه کشوری بخواهد تحریمی را اعمال کند، این موضوع اعلام عمومی ميشود. در نتیجه اثرات روانی تحریمها باید جدی گرفته شود. باید به این سمت پیش برویم که اصلاحات واقعی را در اقتصاد انجام دهیم. تنها با امیدواریهای بیهوده و حرف زدن و عمل نکردن، کشور به جلو نخواهد رفت. امسال، سال عمل کردن و جدی بودن است. اگر عمل نکنیم، مشکلات ما مشکلات غیر قابل پیشبینی و بزرگی خواهد بود.
*آینده نگر