
بیماریهای روحی و روانی جزو مسائلی است که معمولاً در زمان حادثه و فاجعههای مختلف نادیده گرفته میشود. اخیراً این مسئله مورد توجه پزشکها قرار گرفتهاست. افراد بیمار میتوانند به کمک مشاوره با افراد معمولی شرایط روحی خود را بهبود ببخشند.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
کلینکی در اردن وجود دارد که در آن مدیری به همراه همکاران خود تلاش میکنند فهرستی از پناهندگان و کشورهای آنها تهیه کنند و در نهایت مینویسند که چهچیزهایی به عنوان بیماری آنها را آزار میدهد. یکی از پرستارها میگوید در این کلینیک عراقیهایی وجود دارند که از اضطراب رنج میبرند، همچنین سوریهایی هستند که به افسردگی دچار شدهاند و سودانیهایی که مبتلا به هیجان هستند. اینها تنها بخشی از بیمارانی هستند که پناهنده و به خاطر پناهندگی دچار بیماریهای روانی شدهاند. برآوردها نشان میدهد 1.4میلیون نفر از جنگ داخلیِ سوریه به اردن پناه بردهاند. گروههایی به صورت داوطلبانه نزد آنها آمدهاند تا به آنها کمک کنند بیماریهای خود را بهبود ببخشند.
طی دو دهه گذشته تلاش برای بهبود بیماریهای روحی و روانی که ناشی از مسائلی نظیر جنگ است، افزایش پیدا کردهاست. در واقع اکنون به صورت اضطراری به این افراد رسیدگی میکنند. برخی از افراد به خاطر جنگ و برخی دیگر به خاطر بلایای طبیعی دچار مشکل شدهاند. آنها سرپناه خود را از دست دادهاند و به همین خاطر به بیماریهای روانی مبتلا شدهاند. فجایع مختلف، بیماریهای روانیِ مختلف را ایجاد میکند؛ رسیدگی به این بیماران باعث شده پیشرفتهایی در زمینه سلامت روان صورت بگیرد. مدلهایی برای بهبود شرایط روانیِ بیمارانِ روحی در نظر گرفته میشود که در کشورهایی نظیر اندونزی، سریلانکا، فیلیپین و سایر کشورها مورد آزمایش قرار میگیرد. این مدلها بعداً در اروپا و امریکا مورد استفاده قرار میگیرد.
در اردن وضعیت آنقدر خوب است که میتوان از روانشناس و روانکاو استفاده کرد. اما در بسیاری از دیگر کشورها که دچار جنگ داخلی شدهاند یا بلایای طبیعی نظیر زلزله و طوفان در آنها رخ داده چنین امکاناتی وجود ندارد و مردم نمیتوانند برای بهبود سلامت روانِ خود به روانشناس و روانکاو مراجعه کنند. درمانِ بیماریهای روحی و روانی کاری دشوار است و به ترفندهای ویژه نیاز دارد. یکی از مشکلات این است که در دوران جنگ، پزشکهایی از دیگر کشورها به کشور دیگر میروند و اغلب نمیتوانند به زبانِ مادریِ مردمِ آن کشور صحبت کنند. در نتیجه نمیتوانند با بیماران درباره بیماریهای روحی و روانیِ آنها صحبت کنند. همین امر مانع از بهبود شرایطِ روحی و روانیِ آنها میشود. خاولا الجلودی یکی از روانشناسها در کلینيک اردن میگوید: «ما برای درمانِ بیماریهای روانیِ یک فرد نیاز داریم در مرحله اول با فرهنگ آن فرد آشنا شویم. در واقع برای تشخیص نشانههای بیماری به این مسئله احتیاج داریم اما اغلب از آن محروم هستیم.»
*ارتش معمولیها
یکی از مهمترین مسائلی که کارشناسان علم روانشناسی به آن رسیدهاند این است که در زمینه بهبود بیماران روحی و روانی، افراد معمولی میتوانند به اندازه کارشناسها موثر واقع شوند. در واقع مشاوره الزاماً قرار نیست توسط یک مشاور ارائه شود، افراد معمولی هم میتوانند حکمِ مشاور را داشتهباشند. جولیان ایتون روانشناسِ بریتانیایی میگوید: «ما همیشه فکر ميكرديم افرادِ بیمار باید از افرادِ کارشناس مشاوره بگیرند. اما اخیراً به این نتیجه رسیدهایم که افراد معمولی هم میتوانند به بیماران مشاوره خوبی بدهند.» در واقع وقتی بحرانهایی نظیر جنگ یا سیل و زلزله رخ میدهد، افراد الزاماً نیازی به روانشناس ندارند. آنها میتوانند با صحبت کردن با افراد معمولی هم وضعیت روحیِ خود را التیام ببخشند. کمکهای اولیه روانی الزاماً قرار نیست توسط یک روانشناس صورت بگیرد. هرکسی بتواند زمان بگذارد و با فردِ بیمار صحبت کند قطعاً میتواند نقشی موثر در بهبود حال آن فرد داشتهباشد.
اخیراً مطالعات زیادی در مورد کمکهایی که افراد عادی میتوانند ارائه بدهند صورت گرفتهاست. بررسیها نشان میدهد افراد معمولی در روزهای نخستِ بروزِ یک فاجعه میتوانند نقش موثرتری داشتهباشند. در واقع آنها در همان روزهای اول میتوانند بهترین نقش را ایفا کنند. در روزهای نخستِ بروز یک فاجعه، افراد با هیجان روحی و روانیِ بیشتری مواجه هستند، اگر کسی باشد که با آنها حرف بزند خیلی سریع حال آنها را خوب خواهد کرد. حضور افرادِ معمولی میتواند روی کاهش اضطرابِ افرادِ بیمار تأثیر مثبت داشتهباشد. آنها میتوانند به راحتی با هم صحبت کنند و در نتیجه میزان هیجانات و اضطراب فردِ بیمار را کم کنند.
کمکِ افرادِ معمولی به عنوان مشاور به افرادِ بیمار به یک رویکرد رایج در دنیای معاصر تبدیل شدهاست. این رویکرد در کشورهای غربی زیاد مورد استفاده قرار میگیرد. مردم به محض وقوعِ یک رویداد میتوانند در محل حضور پیدا کنند و با کمکهای خود شرایط را برای افرادِ حادثهدیده بهتر کنند. این مسئلهای است که هم در کشورهای پیشرفته و ثروتمند و هم در کشورهای فقیر و در حال توسعه کاربرد دارد. در واقع، هنگامِ بروز بحران مردم در هر سطحی که باشند به این کمکها از سوی همنوعان خود نیاز دارند.