
به اعتقاد کارشناسان چهار عاملی كه بیشترین تأثیر را روی ظرفیت تولید نفت در ایران دارند، شامل:« 1 .كاهش سالیانه میادین نفتی، 2 .نرخ بهره وری ازچاه ها، 3 .تغییرات موقت در میزان بهره وری از چاه های جدید، 4 .میزان نفتی كه از طریق تزریق گاز به دست می آید.» می شوند.
با توجه به سياست هاي جهاني در راستاي كاهش انتشار كربن و ظهور تكنولوژي هاي نوين براي استخراج نفت از منابع غيرمتعارف، كماكان مي توان از ذخاير نفت ايران تا مدت زمان طولاني بهره برداري كرد. بنابراين درحال حاضر مهمتر از تخمين مقادير نفت ايران، تخمين ظرفيت كشور در استخراج نفت از ذخاير است. از مجموع 98 ميدان نفتي در ايران، از سال 1913 تاكنون در حدود 72 ميليارد بشكه نفت استخراج شده است. نرخ كاهش ساليانه ميادين نفتي در ايران ـ با در نظر گرفتن تعميرات ـ 6 درصد، ميزان توليد چاه هاي جديد در سال 2016 در حدود 1.7 ميليون بشكه در روز ( با نرخ كاهش3.2 درصدي در سال) و ميزان بهره برداري از ميادين به ازاي تزريق يك ميليون مترمكعب گازطبيعي، در حدود چهار هزار بشكه نفت برآورد شده است. براساس محتمل ترين سناريو، انتظار مي ظرفيت توليد نفت خام تا پيش از سال 2020 به چهار ميليون بشكه در روز و تا سال 2030 به 4.4 ميليون بشكه در روز برسد. همچنين انتظار مي رود درآمد ناخالص ساليانه از نفت در دهه آينده به مقدار آن در سال 2012-2011 برسد كه چيزي در حدود150 ميليارد دلار بوده است.
نتايج تحليل های مرکز پژوهش های مجلس نشان داده است كه تا اواسط دهه آينده، ايران مي تواند از ذخاير توسعه نيافته براي جبران كاهش برداشت از ذخاير توسعه يافته خود استفاده كند. يعني ذخايري كه هنوز آماده بهره برداري نيستند بايد به مرحل هاي برسند كه بتوان از آنها بهره برداري را آغاز كرد. با اين حال، مشكل اصلي از بعد از اواسط دهه آينده آغاز مي شود كه حفظ نرخ توليد در همان سطح، مستلزم بهره برداري از تعداد بيشتري چاه، تزريق مقادير مصنوعي بيشتري گاز طبيعي، استخراج و سرمايه گذاري بيشتر در اين بخش است. بنابراين عليرغم آن كه انتظار مي رود درآمد ناخالص افزايش يابد، افزايش هزينه هاي توليد به علاوه افزايش مصرف در داخل كشور، اجازه افزايش صادرات را از سطح مشخص پس از سال 2025 نمي دهد.
به اعتقاد کارشناسان چهار عاملي كه بيشترين تأثير را روي ظرفيت توليد نفت در ايران دارند، شامل:« 1 .كاهش ساليانه ميادين نفتي، 2 .نرخ بهره وري ازچاه ها، 3 .تغييرات موقت در ميزان بهره وري از چاه هاي جديد، 4 .ميزان نفتي كه از طريق تزريق گاز به دست می آید.» می شوند.
نتايج تحقيقات نشان داده است كه نرخ كاهش ميادين نفتي در ايران 6 درصد در هر سال بوده است. اين ميزان بيانگر اين موضوع است كه در صورتي كه تزريق گاز و تعميرات چاه با همين سرعت پيش روند و هيچ چاه جديدي توليد نداشته باشد، ظرفيت توليد ساليانه 6 درصد كاهش مي يابد كه معادل با 240 هزار بشكه در روز با نرخ توليد كنوني است. عامل دوم نرخ بهرهوري از چاههاست. مطالعات نشان داده است كه بهره وري از چاه هاي تازهتأسيس در حدود 1900 بشكه در روز بوده است به طوريكه ميانگين بهره وري از كليه چاهها 1500 بشكه در روز است. سومين عامل مهم، تغييرات نرخ توليد از چاههاي جديد در هر سال است. نتايج نشان داده است كه در بازه زماني مابين سال هاي 1991 تا 2016 ،ميانگين توليد چاه هاي جديد در سال اول بهره برداري، از 3.8 به 1.7 هزار بشكه در روز تغيير كرده است كه ساليانه چيزي در حدود 3.2 رصد كاهش را نشان مي دهد. چهارمين عامل، تأثيرات تزريق گاز در بازيابي نفت خام است. در ايران هنوز مرجعي كه بتواند به صورت دقيق مقادير نفت توليد شده با استفاده از روش تزريق را بيان كند وجود نداشته و مقادير مختلفي براي نفت توليد شده با اين روش بيان شده است.