
منکران گرمایش زمین از جمله ترامپ نمیفهمند که چرا موجهای سرمای غیرعادی باید باعث نگرانی ما باشد.
منبع: نیوساینتیست/ آینده نگر
همیشه وقتی موج سرما و یخبندان دنیا را فرامیگیرد، چهرههای منکر تغییرات اقلیمی خودشان را وسط میاندازند و بلوف میزنند که «دیدید، جای هیچ نگرانی در مورد گرمایش زمین نیست! پس لازم نیست برای آینده کاری بکنیم.» معروفترین منکر گرمایش زمین هم که دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکاست. اما آنچه که ترامپ و همفکرانش نمیفهمند این است که چرا امسال موج سرمای شدید بخشهایی از آمریکای شمالی را فراگرفت و چرا اتفاقا همین سرما باید ما را از آینده بترساند.
امسال در برخی نقاط آمریکای شمالی کاهش شدید دما و بادهای سهمگین زندگی خیلیها را فلج کرد و حتی برخی هم جان خود را از دست دادند. اما آمریکای شمالی مساوی با قطب شمال نیست، پس چرا چنین وضعی را تجربه کرد؟
پیش از آنکه به این پرسش پاسخ دهیم، به پیشبینی دانشمندان درمورد آینده هم بپردازیم. آنها میگویند احتمالا در آینده نزدیک باز هم شاهد موج سرمایی مشابه امسال در نیمکره شمالی خواهیم بود و نیمکره جنوبی هم گرمای شدید را تجربه خواهد کرد، همانطور که استرالیا در ژانویه امسال شاهدش بود.
توضیحی که برای این وضع وجود دارد ساده است. زمین گرم شده و گرمتر هم خواهد شد، یعنی تعادل دما مثلا در نیمکره شمالی از بین رفته. قطب شمال قبلا خیلی سردتر از سایر نقاط آمریکای شمالی بود اما به خاطر گرمایش زمین دیگر اینطور نیست. قطب شمال حتی دیگر نمیتواند کاری که قبلا انجام میداد - یعنی حفظ تعادل دما در نیمکره شمالی- را انجام بدهد. به همین خاطر است که موج سرمای شدید به راحتی از قطب شمال راهی مناطق دیگر هم میشود و اوضاع را مثل زمستان امسال در آمریکای شمالی مختل میکند.
اما این همه تغییر چطور روی ما و دنیای طبیعی اطراف ما تاثیر خواهد گذاشت؟ یک راه پیشبینی آینده این است که گذشته را بررسی کنیم. به همین خاطر بوده که دانشمندان حوزه تغییرات اقلیمی تصمیم گرفتهاند این تغییرات را طی دوره هشتصد هزار سال اخیر بررسی کنند. این دوره شامل کل دوران موجودیت گونه بشر و نئاندرتالهاست و دورههای یخبندانی را که طی آنها یخ از سمت قطب شمال به مناطق جنوبیتر حرکت کرد و مناطق زیادی از اروپا، آسیا و آمریکای شمالی را گرفت شامل میشود. محققان برای اینکه ببینند اکوسیستمهای زمین چه حساسیت و مقاومتی دربرابر تغییرات اقلیمی نشان میدهند، نمونههایی از زیستگاهها مثل تندراها و خارزارهای باتلاقی را که در برخی شرایط اقلیمی خاص به وجود میآیند بازسازی کردند.
آنها میخواستند ببینند که تغییرات آب و هوا چه تاثیری در طول قرون روی پوشش گیاهی و موجودات زنده گذاشته است. آنها یک الگوریتم تدوین کردند که با استفاده از دادههای قدیمی بتواند اوضاع اکوسیستمها در هشتصد هزار سال اخیر را بازسازی کند. تغییرات در دمای متوسط زمین و نیز تغییرات در خشکی و دریا از این راه ثبت شد.
تحقیق آنها نشان داد که اکوسیستمها دائما طی هشتصد هزار سال اخیر تغییر کردهاند. یعنی اکوسیستمهای اکثر مناطق آمریکای شمالی و نیز بخشهای بزرگی از آفریقا، آسیا و استرالیا به میزان نود درصد از تغییرات آب و هوایی تاثیر پذیرفتهاند. مناطقی که باثبات ماندهاند درواقع مناطق غیر قابل سکونت مثل بیابانهای شمال آفریقا یا همان صحرای آفریقا، بیابانهای آسیا از جمله گوبی و مغولستان و نیز بیابانهای عربستان بودهاند. این مناطق باثبات عملا باعث شدهاند که جمعیتهای مناطق مختلف زمین بر اثر تغییرات اقلیمی گذشته از یکدیگر هم دور بمانند.
تنها بخشهای معدودی از اکوسیستمها مثلا در غرب آفریقا و نیز در جنگل آمازون از گذشته باقی ماندهاند. اما حتی در همین مناطق هم گونههای زیادی از بین رفتهاند و چیز دیگری جایگزین آنها شده.
به همین ترتیب، اکوسیستمهای آینده هم قرار نیست که تحمل تغییرات اقلیمی را داشته باشند. یعنی بیثباتی اکوسیستمهای مختلف روی زمین جای نگرانی دارد چون تاریخ چندصد هزارساله آنها هم ثابت میکند که اکوسیستمها چقدر در برابر تغییرات اقلیمی آسیبپذیر هستند و خواهند بود.
پس برخلاف آنچه که منکران گرمایش زمین میگویند، در آینده شاهد تغییرات شدید و غیرقابل برگشت روی سیاره زمین خواهیم بود. حتی همین جنگلها و تندراهای روسیه یا چمنزارهای شمال استرالیا به شکل فعلیشان باقی نخواهند ماند.
آنچه که در گذشته رخ داده، درواقع هشداری بزرگ برای آینده است. اگر میخواهیم تغییرات اقلیمی را به حداقل برسانیم و زمین را برای فرزندانمان حفظ کنیم، باید در درجه اول آزادسازی گازهای گلخانهای را با شدت و سرعت کم کنیم.