
طرح یک کمربند یک جاده، چین را به 65 کشور مرتبط میکند که در کل 30 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و 75 درصد از ذخایر انرژی جهان را دربردارد. چین برای تحقق این امر میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکند و در شکل جدید تجارت جهانی در حال تبلور است.
سال 2019 چطور سالی برای اقتصاد خواهد بود؟ پیش بینیها از این سال چشم انداز چندین سال بعد را هم مشخص میکند. به همین دلیل هم بررسی سال 2019 مهم است. سایت اویل پرایس در گزارشی چهار مبحث مهم ژئوپلیتیک و اثرگذار بر بازار جهانی نفت و انرژی جهان را بررسی کرده است. موضوعاتی که در تلاش چین برای تسلط بر جهان؛ جنگهای تجاری ناشی از گسترش آلان جی؛ بروز نشانههای بی ثباتی در پادشاهی سلطنتی عربستان؛. موج جهانی عوامگرایی (پوپولیسم) خلاصه میشود. مرکز پژوهشهای مجلس در ماهنامه انرژی خود به طور خلاصه این 4 مبحث را بیان کرده است.
اثر جنگ تعرفه که در سالهای 2017 و 2018 در بازار به وجود آمد، بهمراتب عمیقتر از تولید و تجارت آمریکایی بود. درنهایت، این طرح کشوری همچون چین را در برمیگیرد که در جستجوی سلطه فناورانه بر جهان و دستیابی به بزرگترین و شفافترین زنجیره تأمینی است که جهان تابهحال به خود دیده است. این طرح با نام یک کمربند و یک جاده در برنامه 2025 چین مطرحشده است. بیتردید جنگ سرد در نیمه سال 2018 شکل گرفت و در اواخر سال گذشته آمریکا، چین را یک تهدید امنیتی ملی نامید.
طرح یک کمربند، یک جاده به دلیل اینکه عمدتاً شرکتهای دولتی چین برآوردهکننده پیشنهادهای استراتژیک این کشور هستند قابلاجراست و این در حالی است که شرکتهای بزرگ غرب که برآوردهکننده منافع دولتهایشان نیستند، از این طرح سودی نمیبرند.
این طرح ازآنجهت بزرگترین تهدید جهان به شمار میرود که بر اساس اطلاعات بانک جهانی، یکسوم تجارتهای حال حاضر و تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده و 60 درصد از جمعیت جهان را شامل میشود. اطلس جغرافیایی طرح یک کمربند و یک جاده که باهدف حکمرانی در بازار جهان در چین تعیینشده، در نقشه ارائهشده است.
این طرح چین را به 65 کشور مرتبط میکند که در کل 30 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و 75 درصد از ذخایر انرژی جهان را دربردارد. چین برای تحقق این امر میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکند و در شکل جدید تجارت جهانی در حال تبلور است.
2.جنگ تجاری و الانجی
تعرفههای کنونی موجب نخواهد شد که تولید در آمریکا شکل گیرد یا باعث ایجاد شغل در این کشور شود. زیرا پیشتر شرکتها با اینگونه تعرفهها عمدتاً به سمت نیروهای کار ارزان در ویتنام، اندونزی و حتی آفریقا سوق مییابند. آنچه بدان مسلح خواهند شد الانجی است. این سیاست خارجی واشنگتن، به تعبیر اویل پرایس، باعث نزدیکی بیشتر ایران و روسیه به چین خواهد شد. اقدام چین به واردات الانجی و گاز طبیعی جهان باعث شده که این کشور به بزرگترین عامل رشد تقاضای گاز طبیعی در جهان تبدیل شود.
دولت چین الانجی را همچون سلاح نرم میپندارد. پروژههای عظیم الانجی ویزیانا رو به توقف است و اگر خریدار بزرگی نظیر چین اقبالی به چنین پروژههایی نداشته باشند بیشک پروژه دیگر جذابیت نخواهد داشت. آمریکا هماکنون در حال چانهزنی برای جذب بازار الانجی در ژاپن و اروپاست درحالیکه از دست دادن بازار چین برای آمریکا دردناک خواهد بود.
تهدید دیگر برای آمریکا، ایران است. زمانی که شرکت توتال فرانسه از همکاری در پروژه پارس جنوبی ایران بازماند و چین ادامه همکاری را در پیش گرفت با عدم واردات الانجی از آمریکا این خریدار بزرگ را دیگر با چالش مواجه نخواهد کرد، گاز طبیعی قطر هم میتواند جایگزین مطمئن دیگری برای چین به شمار رود. حال اگر آمریکا سالح الانجی خود را از دست دهد گویی یکی از بزرگترین سلاحهای ژئوپلیتیکی خود در جهان را ازدستداده باشد.
اویل پرایس سیاستهای عربستان در خاورمیانه را تابوشکنی و سیاستهای نابخردانه بن سلمان میخواند بهویژه اقدامات عربستان در اواخر سال 2017 و اوایل سال 2018 که باعث بهادادن بیشتر واشنگتن به این دولت شده بهطوریکه با خروج آمریکا از برجام عملاً وکالت جنگ علیه ایران در یمن، از سوی دولت ترامپ به بن سلمان اعطا شد. اتحاد عربستان، امارات متحده عربی، مصر و در خط مقابل قطر بهعنوان محوری ضدایرانی بود که توسط دولت ترامپ شکل گرفت. روابط عربستان ـ آمریکا زمانی درهمتنیده خواهد شد که تحریمهای علیه ایران باعث محو نفت کشور از بازار شود که این امر هم خود سطح بالایی از نااطمینانی در بازار ایجاد میکند بهطوریکه اگر این رابطه عربی ـ آمریکایی بشکند بازار نفت با وضعیت بغرنجی مواجه خواهد شد.
سال 2019 با محوریت نئوفاشیسم، پوپولیست و قومگرایی مستقر در 11 کشور اروپایی آغازشده و به برگزاری انتخاباتی چشمگیر در کشورهایی مانند فنلاند، سوئد، آلمان، چک، اتریش، مجارستان، ایتالیا، سوئیس، دانمارک و هلند منجر میشود. در سال 2017، حزب عوامگرا در جمهوری چک به پیروزی رسید همینطور نیز در مجارستان و لهستان این روند در اروپای غربی رو به گسترش بود. «ماری لوپن» نماد قومگرایی ملی فرانسه توانست در انتخابات ریاستجمهوری سال 2017 یکسوم از آرای مردمی را به دست آورد. «یاروسالو کاچینسکی»، رئیس حزب حاکمیت قانون و عدالت لهستان مهاجرینی خارجی را که به لهستان سفرکرده بودند، متفاوتتر از لهستانی میخواند و حضور آنان را برای مردم لهستان خطرناک میدانست. «رودریگو دوترت»، رئیسجمهور فیلیپین نیز جشن سال نو را در کنار خدمتکاران خانواده خویش سپری کرد و «ژائیر بولسونارو» رئیسجمهور جدید برزیل اقدام پیشین این کشور علیه نسلکشی بومیان آمریکایی را اقدامی شایسته و مناسب میداند. در آمریکا نیز با پیروزی حزب دمکراتها در انتخابات مجلس نمایندگان این کشور، حزب مخالف جمهوریخواهان به دنبال آن بودند تا با انتشار اخبار کذب و راهاندازی موج پوپولیستی مجدداً ظهور فاشیسم در این کشور را رقم زنند و این موج همچنان به حرکت خود ادامه میدهد.