
وقتی توکلی به مس سرچشمه رفت تازه کار این مجموعه شروع شده بود و ایران با شرکت آمریکایی آناکندا قرارداد احداث و بهرهبرداری این مجموعه را امضا کرده بود ولی پیچیدگیهای فراوان کار را متوقف کرده بود.
«کبریت توکلی در داغ آتش از دست دادن مدیر خود سوخت». تقی توکلی 18 دیماه بعد از 50 سال پرفراز و نشیب مدیریت کارخانه کبریتسازی توکلی (از سال 1337) در سن 88 سالگی درگذشت. او همزمان با یکصدمین سال شروع به کار کارخانه کبریت سازی توکلی که پدرش محمدتقی توکلی آن را در سال 1397 احداث کرده بود در شهر تبریز دار فانی را وداع گفت. تقی توکلی که تا آخرین روزهای زندگی حضوری فعال در کارخانه کبریت سازی داشت، علاوه بر سالها مدیریت کارخانه کبریت سازی از بزرگترین مدیران تکنوکرات 100 سال اخیر کشور محسوب میشود که نقش بسیار بسیار مهمی در صنعتی شدن کشور در دهه 40 و 50 و به خصوص شهر تبریز داشته و بسیاری از نخستینها را در صنعت ایران او پایهریزی کرده است.
تقی توکلی در سال 1310 در تبریز به دنیا آمد. پدرش از تجار قند، شکر و کبریت و اهل ایروان در منطقه قفقاز بود که بعد از عهدنامه ترکمنچای و جدا شدن بخشی از خاک ایران و سلطه روسها تصمیم گرفت به تبریز مهاجرت کند. محمد تقی توکلی با توجه به آشناییای که با تولید کبریت داشت در سال 1297 کارخانه صنعتی تولید کبریت را در تبریز راهاندازی و تولید را شروع کرد تا اینکه با واگذاری انحصار تولید کبریت به رقیب او یعنی برادران خویی که کارخانه کبریت ممتاز را اداره میکردند و مهروموم کارخانه توکلی، محمدتقی تصمیم گرفت با خانواده به تهران مهاجرت کند. بنابراین تقی توکلی چند سالی از کودکی خود را در تهران گذراند تا اینکه دوباره مجوز راهاندازی کارخانه کبریت سازی به محمدتقی توکلی داده شد و در سال 1317 او کار خود را از سر گرفت و با خانواده به تبریز بازگشت. تقی توکلی از کودکی با حضور در کارخانه با فعالیتهای صنعتی آشنا شد. او دوران ابتدایی و راهنمایی را در تبریز پشت سر گذاشت ولی بعد پدرش او را به تهران و مدرسه البرز (کالج آمریکاییها) فرستاد تا ادامه تحصیل بدهد. اما سالهای تحصیل او در مهمترین دبیرستان تهران همزمان شده بود با روی کار آمدن و قدرت گرفتن دکتر مصدق و فضای پایتخت به شدت سیاسی شده بود و تقی توکلی هم که سر پرسودایی داشت در 17 سالگی در کنار تحصیل جذب فعالیتهای سیاسی در حمایت از جنبش مصدق شده بود و حتی با تعدادی از دوستانش که همگی از او بزرگتر و دانشجو بودند حزبی تحت عنوان «مکتب پانایرانیسم» راهاندازی کردند. دوستان او در این حزب افرادی همچون علینقی عالیخانی بودند که بعدها در دهه 40 در کنار هم نقشی اساسی در تحولات اقتصادی و صنعتی ایران رقم زدند. تقی توکلی در مصاحبهای با مجله «کارخانه» درباره آن سالها گفته است: «فعالیتهای سیاسی من در بحبوحه جنبش ملیکردن صنعت نفت زیاد بود و خب، آن سالها در عین جوانی خیلی فعال و به اصطلاح «گردنکلفت!» شده بودم و همین موجب شد که توسط تودهایها تهدید به قتل شوم. من یکی از مؤسسان «مکتب پانایرانیسم» بودم. زمانی که در دبیرستان البرز تحصیل میکردم، دوستانم مانند آقای عالیخانی و دیگران، دانشگاهی بودند. آقای عالیخانی سرگروه پانایرانیستها در دانشگاه تهران بود. عکسی از من در سال 1328 گرفته شده بود که زیر آن نوشته بودند: «تقی کبریتساز، رئیس اعتصابات تهران». به خاطر همین موضوعات و به خصوص از ترس تودهایها خانوادهام تصمیم گرفتند که مرا برای ادامه تحصیل به آمریکا «تبعید» کنند.»
توکلی در ایالت نبراسکاي آمريكا در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل داد و در سال 1337 همزمان با فوت پدرش به ایران بازگشت و بعد با کمک برادرانش مدیریت کارخانه کبریت سازی را در دست گرفت و توانست با متقاعد کردن آنها و باتوجه به دانش فنی که از دوران تحصیل به دست آورده بود دست به اصلاح ساختار و نوسازی کارخانه کبریت توکلی و البته توسعه کارخانه برق خصوصی که پدرش در تبریز راهاندازی کرده بود بزند. او برای نوسازی کارخانه کبریت سازی به یکی از شرکتهای آلمانی دستگاه تمام اتوماتی را که ترکیبی از تکنولوژی فرانسه، آلمان و آمریکا بود سفارش داد و با نصب آن در کارخانه تبریز تولید کبریت در مجموعه توکلی را که به مدرنترین کارخانه کبریت سازی کشور بدل شده بود، چندین برابر کرد. در کنار کارخانه کبریت سازی و باتوجه به دورریز چوب در این مجموعه تقی توکلی به فکر راهاندازی کارخانههای جدید از جمله کارخانه نئوپان و کارخانه کابینت سازی هم افتاد. در آن زمان تنها مساحت فاز اول کارخانه کابینت سازی توکلی 55 هزار متر مربع بود.
صنعتی شدن تبریز
تقی توکلی بعد از بازگشت به ایران از سال1337 تا اوایل دهه 40 مشغول نوسازی و راهاندازی مجموعههای صنعتی جدید خانوادگی شد ولی بعد از آن با همراهی دوستان قدیمیاش مانند عالیخانی که وزیر اقتصاد شده بود، گامهای بزرگی در راه توسعه صنعتی و رشد اقتصادی کشور برداشتند و توانستند مجموعههای بزرگ و ملی در شهرهای تبریز، اراک، اصفهان، کرمان و... راهاندازی کنند و دوران طلایی را رقم بزنند. خود او درباره شروع این همکاریها گفته است: «در سال 43، رفته بودم به وزارتخانه که اجازه برای ورود ماشینآلات کارخانه بگیرم. آنجا آقایان عالیخانی و یگانه (معاون وزیر اقتصاد) از من خواستند که مدتی را با آنها همکاری کنم. کمیتهای تشکیل شده بود برای برنامهریزی ایجاد صنایع سنگین و نیمه سنگین و از من هم دعوت شد و در نتیجه برنامهریزیهای آن گروه که زیر نظر شاه فعالیت میکردند، کارخانههای ماشینسازی، تراکتورسازی، آلومينیوم و ذوبآهن و ناحیه صنعتی تبریز و... احداث شدند. من به عنوان مدیرعامل ماشینسازی تبریز و معاون سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و مسئول پیادهسازی صنایع در شهر صنعتی تبریز برگزیده شدم و 7 سال و اندی مدیریت این مؤسسه مهم صنعتی کشور را عهدهدار بودم.»
در دهه 40 مهم ترین کاری که تقی توکلی انجام داد و به رشد تبریز و صنعتی شدن این شهر کمک شایانی کرد، راهاندازی کارخانه ماشین سازی بود. مجموعهای صنعتی که ریشه راهاندازی آن در طرحهای صنعتی کردن کشورهای جهان سوم بود که از سوی سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) شکل گرفته بود و در قالب این طرح، ایران که برای راهاندازی صنایع سنگین برنامهریزی کرد وارد مذاکره با کشور چکسلواکی (که بعدا تجزیه شد) شد و قراردادی برای احداث مجموعه ماشین سازی به امضا رسید. مجموعهای که ابتدا قرار بود در اراک راهاندازی شود ولی باتوجه به شرایط مناسبتر تبریز از نظر اقلیمی (آب و هوا) و فرهنگ کار مردمی که تقی توکلی آن را برای شاه در جلسهای توضیح داد، محل احداث کارخانه به تبریز منتقل و تقی توکلی به عنوان مدیرعامل و مدیر مجموعه انتخاب شد. خود او در اینباره گفته است: «در سال 1346 کلنگ ماشین سازی تبریز زده و در سال 1351 افتتاح شد. کارخانه عظیمی بود و برنامههای مهمی داشت. از جمله تولید پمپ آب، کمپرسور و الکتروموتور. با پیشرفت کار و رشد مصرف داخلی، پمپ آب جدا شد و برای تولید آن، کاخانه پمپ سازی ایران تأسیس شد که با بهترین شرکت سازنده آلمانی KSB قرارداد بستیم. تولید الکتروموتور هم در کارخانه «موتوژن» انجام گرفت. نیاز داخلی ما پیش از آن، به اندازه 38000 الکتروموتور بود که در سال وارد میکردیم. با افزایش مصرف داخلی و استقبال مردم برای خریداری کولر، سطح تولید ما به دو میلیون و پانصد هزار الکتروموتور رسید. اینها همه از دل کارخانهجات و طرح صنعتی تبریز، بیرون آمد.»
در کنار راه اندازی مجموعههای صنعتی تقی توکلی به تربیت نیروی انسانی و آموزش افراد برای یادگیری استفاده از تکنولوژی و انتقال آن به کشور از سوی شرکتهای خارجی که با ایران قرارداد امضا میکردند، اهمیت بسیار زیادی میداد تا جایی که بعد از نهایی شدن قرارداد احداث کارخانه ماشین سازی تبریز با طرف چکسلواکی و حتی دو سال پیش از کلنگزنی مجموعه یعنی در سال 1344، او اقدام به احداث آموزشگاه ماشین سازی برای تربیت نیروهایی که قرار بود بعد از احداث مجموعه در آن مشغول به کار شوند، کرد. در این آموزشگاه که حدود 9 ماهه ساخته شد، دختران و پسران جوان سه سال دوره تخصصی میدیدند تا تبدیل به کارگران صنعتی ماهر شوند و با شروع به کار کارخانه ماشین سازی تبریز خیلی زود توانستند کار را در بخشهای مختلف دردست بگیرند و این مجموعه را از حضور مهندسان چکسلواکی بینیاز کنند.
مرد صنعت تبریز در کرمان
در اوایل دهه 1350 مهندس تقی توکلی به یکی از اصلیترین مدیران تکنوکرات و صنعتی کشور بدل شده بود و کارنامه درخشانی از خود به جای گذاشته بود به طوری که هرجایی کار پروژهای سخت پیش میرفت او را مامور میکردند تا گرهها را باز کند و کار روی غلتک بیفتد و یکی از اصلیترین ماموریتها از این جنس در سال 1353 و پس از خروج او از ماشین سازی تبریز که دیگر به بهرهبرداری رسید بود، برایش رخ داد؛ مدیریت مجموعه مس سرچشمه. «با من تماس گرفتند و گفتند آقای نخستوزیر گفته به توکلی بگویید فردا ساعت 10:30 صبح برود کاخ به حضور شاه. در جلسه، خیلی صریح و قاطع عنوان شد که کارهای مس سرچشمه خوابیده، شما میروید آنجا و هر 15 روز برگردید و گزارش دهید. در مجموعه مس سرچشمه شب و روز نداشتیم. مثل یک نیروی نظامی کار میکردیم. تجهیز آنجا کار سختی بود. مس سرچشمه طرح بسیار عظیمی بود. بزرگترین طرح آن زمان کشور بود، برای اینکه همه چیز با هم انجام میگرفت. در هیچ کجای دنیا چنین چیزی نداشتیم که هم ذوب کنید، هم تغلیظ کنید، سد آبرسانی بزنید و یک مجموعه را با هم بسازید. این فقط قدرت آرزو بود و قدرت اینکه میشود.»
وقتی توکلی به مس سرچشمه رفت تازه کار این مجموعه شروع شده بود و ایران با شرکت آمریکایی آناکندا قرارداد احداث و بهرهبرداری این مجموعه را امضا کرده بود ولی پیچیدگیهای فراوان کار را متوقف کرده بود. مثلا انتقال تجهیزات بسیار عظیم معدن که از آمریکا با کشتی به بندرعباس آمده بود در آن سالها به منطقه رفسنجان و معدن بسیار کار سختی بود زیرا جادههای مناسب و وسایل حمل و نقل مناسب وجود نداشت و تقی توکلی با برنامهریزی بسیار دقیق توانست از پس این کار برآید و در نهایت کار معدن را به نقطه بهرهبرداری برساند. البته او مدیریت این مجموعه را بعد از 3 سال و به دلیل بیماری قلبی و فشار بسیار زیاد کار چندین و چندساله رها کرد و برای مدتی به مرخصی رفت اما مدت دوری از کار چندان طولانی نشد زیرا جمشید آموزگار با تشکیل دولت با تقی توکلی برای وزارت تماس گرفت. خودش در گفتوگو با عصرایران در اینباره گفته است: «جمشید آموزگار یک روز تلفن زد، گفت بیایید. آن زمان مشکل برق در تهران ایجاد شده بود. برق خوابیده بود. البته پیش از آن، وقتی آموزگار اولین بار با من تماس گرفت، احساس کرده بودم که در کابینه تغییراتی ایجاد خواهد شد و گمان میکردم که بخواهند به وزارت صنایع بروم. اما گفتند دستور از دربار است که باید به وزارت نیرو بروم و این گونه شد که وزیر شدم. البته آشنایی با وزارتخانه نداشتم و گرفتاری هم زیاد داشت ولی خوشبختانه عنایت خداوند و نسل جوان بود که شبکهها وصل شد.» تقی توکلی حدود یک سال تا اواخر سال 1356 وزیر نیرو بود اما به دلیل علاقه به کارهای صنعتی استعفا داد و دوباره به کارخانه کبریت سازی و دیگر مجموعه های صنعتی خانوادگی که در همه این سالها با کمک برادرانش آنها را اداره میکرد بازگشت تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
از مصادره اموال تا ادامه راه کبریتسازی
با پیروزی انقلاب نگاههایی ضد فعالان اقتصادی همچون خانواده توکلی و به خصوص شخص تقی توکلی در جمع مدیران کشور شکل گرفت که منجر به مصادره اموال و تعطیلی مجموعههای صنعتی همچون کبریت سازی توکلی شد. «تمام اموال و مایملک من از هرچه حاجآقا کبریتساز و قبل آن به میراث گذاشته بود تا آنچه تولید کردیم، مصادره و تصرف شد. بدون هیچ دلیل و حتی بدون تشریفات و صدور حکم از جانب مقامات قضایی. بعد از این ناچار به هجرت شدم. چند سالی دادخواهی و عریضهنگاری ما هم بهجایی نرسید تا جایی که 13 سال بعد از مصادره، فقط کارخانه کبریت را، به این عنوان که موروثی بوده به صاحبان اصلیاش که من و برادرانم بودیم، مسترد کردند در شرایطی که اين کارخانه دیگر قراضه آهنآلات بود، با مبلغ 410 میلیون تومان بدهی و ضرر انباشته. اما ما دوباره کار را شروع کردیم و چرخهای کارخانه را به چرخش درآوردیم.»
تقی توکلی صبح 18 دی و بعد از چند سال درگیری با بیماری قلبی در سن 87 سالگی درگذشت. او معتقد بود: «کبوتر با دو بال میپرد و مدیر موفق هم به ياری افراد خود میپرد. تنها خودش نیست. دیگران هم سهم دارند. شما صرفا با مقررات خالی نمیتوانید تشکیلات را اداره کنید. ما در یک مملکت عاطفی هستیم. باید در روحیه و قلب کارگران و تکنیسینها رسوخ کرد و واقعا باید دوستشان داشت، کارهای ما جمعی بود.»