
اقتصاد حوزه یورو برای اروپاییها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. سیاستهای بانک مرکزی اروپا باید بتواند تا حدودی این منطقه را از بحران نجات بدهد. اما به نظر میرسد حوزه یورو به قدری گرفتار شده که دیگر سیاستهای بانک مرکزی اروپا نمیتواند کاری در این زمینه پیش ببرد.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
بانکداری آن هم در حوزه بانک مرکزی میتواند عذابآور باشد. تأثیری که سیاستهای پولی روی اقتصاد میگذارد، سریع و آنی نیست. تصمیمهایی هم که در این زمینه گرفته میشود، باید برای دو سال بعد باشد. یعنی باید انتظار داشت که این تصمیمها تا دو سال بعد هم اثر خواهد داشت. در نتیجه بسیاری از پیشبینیها در این زمینه میتواند به سادگی اشتباه از آب دربیاید و در نهایت نمیتوان به آنها اطمینان کرد.
بانک مرکزی اروپا در زمینه تصمیمگیریها و سیاستهای پولی استثنا نیست. یعنی این بانک هم مانند هر بانک دیگری در معرض مشکلات قرار دارد. این بانک از سال 2015 تاکنون به صورت مرتب با خریداری اوراق قرضه به ارزش 3تریلیون دلار، موفق شده اقتصاد حوزه یورو را به تحرک وادارد. برنامههایی که این بانک در پیش گرفته نیز برنامههای تسهیل امور مالی بودهاست. ماه ژوئنِ سال 2018 بود که این بانک اعلام کرد قصد دارد تمام خریدهایش را تا پایان سال 2018 متوقف کند. بهعلاوه قرار است نرخ بهره مربوط به تابستان سال 2019 نیز پیشاپیش مشخص شود. از زمانی که بانک مرکزی این تصمیمها را اعلام کرد، رشد اقتصادی کاملاً آهسته پیش رفته؛ تورم هم وضعیتی نامشخص داشتهاست. حالا پرسش این است که چنین وضعیتی تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد؟
اقتصاد حوزه یورو تا سال 2017 وضعیت نسبتاً خوبی داشت. قدرت مطلوبی را هم از خودش به نمایش گذاشته بود. اما ناگهان گویی پایههای این اقتصاد سست شد. مدتی است که اقتصاد حوزه یورو دچار ضعف شده. برخی از فاکتورهای کاملاً موقت در این زمینه دخیل هستند و میتوانند مشکلاتی را ایجاد کنند. مثلاً وضعیت خراب آبوهوایی یکی از مسائلی بوده که به صورت موقتی روی اقتصاد کشاورزی حوزه یورو اثر گذاشتهاست. اعتصابهای پیدرپی یکی دیگر از فاکتورهای تأثیرگذار در فضای اقتصادی حوزه یورو بودهاست. همه اینها دست به دست هم داد تا وضعیت اقتصاد اتحادیه اروپا در سال 2018 به بدترینِ خود تبدیل شود. اقتصاد این منطقه وابستگیِ زیادی به تولید خودرو دارد. اما تولید خودرو هم به دلیل رسواییها در زمینه انتشار گاز دیاکسیدکربن دچار مشکل شد. اقتصاد آلمان که یکی از مهمترین و قویترین اقتصادهای حوزه یورو بود در زمینه تولید خودرو بیشترین آسیب را دید. این اقتصاد کاملاً بر پایه تولید خودرو میچرخید. اما صنعت خودرو ناگهان در این کشور زمین خورد و در نهایت باعث شد اقتصاد آلمان هم دچار مشکل شود. این مشکل به اقتصاد اروپا سرایت پیدا کرد و منجر به ضعفِ کلیِ اقتصاد حوزه یورو شد.
وضعیت معاملات تجاری در سال 2017 تا حدودی بهتر شدهبود. حوزه یورو در این زمینه وضعیت بهتری پیدا کردهبود. هم تقاضا بالا رفتهبود و هم صادرات افزایش پیدا کرده بود. آلمان و ایتالیا در این زمینه بیشترین نفع را بردند. تقاضای داخلی نیز در فرانسه و اسپانیا بهبود پیدا کرد. اما در نهایت همهچیز در سال 2018 تغییر کرد. اکنون اقتصاد همه این کشورها با مشکل مواجه است.
در حال حاضر یکی از نگرانکنندهترین امور، سیاستهای داخلیِ ایتالیاست. دولت ایتالیا در زمینه بودجه و بازار با کمیسیون اروپایی درگیریهایی دارد. تولید ناخالص داخلی این کشور نیز کاهش یافته و این یعنی وضعیت چندان مطلوب نیست. شاخصها نیز همگی نشان میدهد که وضعیت چندان مطلبوب نیست.
*شاخصهایی که از نامطلوبیت میگویند
یکی از مهمترین مسائل این است که اقتصاددانها انتظار بهبود چندانی برای اتحادیه اروپا و اقتصادش ندارند. دلیل آنها هم این است که بانک مرکزی چندان که باید قوی عمل نکرده و عملکرد درستی هم نداشتهاست. البته که بانک مرکزی اروپا تمام تلاش خودش را به کار بسته تا اقتصاد حوزه یورو دچار مشکل نشود؛ اما سرانجام به موفقیت نرسیده و اقتصاد این منطقه با مشکلات بزرگی مواجه شدهاست. نرخ تورم یکی از مسائلی است که بانک مرکزی اروپا در زمینه آن هنوز جدال دارد.
مقامات بانک مرکزی تلاش میکنند شرایط را در حوزه یورو بهبود ببخشند. اما تاکنون اقداماتشان موثر واقع نشدهاست. به نظر میرسد آنها تقلایی بیهوده میکنند و اکنون با دوره ضعف اقتصاد حوزه یورو مواجه هستند. ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا تلاشهای بسیاری کرده اما هنوز هم موفق نشده کاری از پیش ببرد که به نفع رشد اقتصادی حوزه یورو باشد. به نظر میرسد اقتصاد این منطقه به شوکی بزرگ نیاز دارد تا بتواند از زمین برخیزد. فعلا که زمینگیر شدهاست.