
اتحادیه اروپا با دردسرهای سیاسی زیادی در خارج از مرزهای خود مواجه است، مثلا اینکه در میان جنگ تجاری آمریکا و چین گیر افتاده و احتمال اعمال تعرفههای آمریکا بر صنعت خودروسازیاش هم وجود دارد.
منبع: بیزینس ویک/آینده نگر
همین ده سال پیش بود که رسانهها تصاویری از ناآرامیهای یونان در اعتراض به برنامههای ریاضت اقتصادی نشان میدادند و صاحبنظرانِ شوکزده از احتمال دوامنیاوردنِ اتحادیه اروپا و یورو در مقابل معضلات ناشی از بدهیها حرف میزدند.
بعدا معلوم شد که آنها در اشتباه بودند. واحد پول مشترک اروپایی زنده ماند و امسال بیستمین سالگردش را جشن میگیرد. اما اخیرا دوباره سر و کله صاحبنظرانی که زوال اتحادیه اروپا را نزدیک میبینند پیدا شده است. آنها به خروج قریبالوقوع انگلیس از اتحادیه اروپا، حملات دولت پوپولیست ایتالیا به بروکسل و فضای خصومتبار شرق اروپا علیه این اتحادیه اشاره میکنند و میگویند تضعیف شدید موقعیت امانوئل مکرون در فرانسه پس از اعتراضات جلیقهزردها و کنار رفتن آنگلا مرکل صدراعظم آلمان از قدرت در آینده، هم اوضاع اتحادیه اروپا را آسیبپذیرتر از گذشته کرده است.
اما آیا پایان اروپا واقعا نزدیک است؟ خیلیها چنین نظری ندارند. والدیس دامبروسکیس قائممقام کمیسیون اروپایی که مسئولیت یورو را برعهده دارد از جمله آنهاست. او میگوید بحران بدهیها در ده سال پیش باعث شد حمایت سیاسی لازم برای تقویت یورو و حل مشکلات ساختاری آن در چارچوب واحد پول مشترک واقعا عملی شود. حتی گامهایی برای اجتناب از بحرانهای بعدی برداشته شد. او به صندوق ۵۰۰ میلیارد یورویی مکانیسم ثبات اروپایی اشاره میکند که گامهایی مثل افزایش نظارت بر بودجه کشورهای حوزه یورو و مقابله با مشکلات آنها پیش از حاد شدن اوضاع را با قدرت برداشت. نتیجه این شد که حالا کشورهای بیشتری برای پذیرش واحد پول مشترک اروپایی آمدهاند و مثلا بلغارستان و کرواسی به زودی به حوزه یورو خواهند پیوست و تعداد اعضای حاضر را به ۲۱ کشور خواهند رساند. به اعتقاد دامبروسکیس، اتحاد پولی و اقتصادی اروپا در حال حاضر بیشتر از هر زمان دیگری است.
در این میان، بسیاری از سران اروپایی از جمله ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا و آنگلا مرکل با اشاره به سابقه یورو به این مسئله پرداختهاند که یورو نشانهای از ضرورت اتحاد سیاسی کشورهای اتحادیه اروپا بوده است. ممکن است حق با آنها باشد؛ چون مثلا در حال حاضر در یک کشور به اصطلاح ناراضی اروپایی- یعنی لهستان- دولت ناسیونالیست با بروکسل وارد جدالهای لفظی میشود اما در نهایت، کار خاصی انجام نمیدهد چون این کشور چنان پول عظیمی از اتحادیه اروپا دریافت میکند که راهی برای ادامه جدال سیاسی آن با بروکسل باقی نمیماند. لهستان که بزرگترین اقتصاد شرق اروپاست ۲۷ میلیارد یورو فقط برای پروژههای حوزه حمل و نقل و محیط زیست در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ از اتحادیه اروپا دریافت کرده و میکند. این به اندازه شش درصد از تولید ناخالص داخلی لهستان است و شاید به همین دلیل است که دولت این کشور در دقیقه نود از مواضع تندش علیه اتحادیه اروپا صرفنظر کرده است.
در همین میان، خطر خروج ایتالیا از اتحادیه اروپا به شکل سیاسی پایین آمده اما نگرانیهای اقتصادی در مورد آن هنوز خیلی بالاست. مسئله ایتالیا آنقدر عظیم است که در صورت بروز بحران بدهی، نجات آن با ابزارهای موجود امکانپذیر نخواهد بود. اما حتی این شرایط هم به خروج ایتالیا از اتحادیه اروپا منجر نخواهد شد.
ظاهرا اتحادیه اروپا در مقابل بحرانها پوستکلفت شده و راه نجات خودش را پیدا میکند. در زمانی که رفراندوم برگزیت برگزار شد و نتیجهاش همه را شوکه کرد، خیلیها منتظر بودند کشورهای ناراضی دیگر مثل هلند، دانمارک، سوئد و حتی اتریش هم به فکر خروج از اتحادیه اروپا بیفتند. اما اینطور نشد. درواقع آشفتگی شدید مسئله برگزیت، بقیه را متقاعد کرد که دلیلی برای خروج از اتحادیه اروپا ندارند. برگزیت یک هشدار بود که نشان داد کنار زدن تمام اصول اروپایی آن هم بدون داشتن آلترناتیوهای دیگر، نتیجه خوبی به بار نخواهد آورد.
در این میان، نباید فراموش کرد که اتحادیه اروپا با دردسرهای سیاسی زیادی در خارج از مرزهای خود مواجه است و اگر قرار باشد دغدغهای در مورد آینده اتحادیه اروپا به وجود بیاید، باید در همین رابطه باشد. واقعیت این است که اتحادیه اروپا از قدرتگرفتن موضع روسیه در مورد سوریه و حتی باز شدن دست ترکیه در مناطقی از سوریه (پس از خروج نیروهای آمریکایی) اصلا خشنود نیست و این دو مسئله را تهدیدی علیه آینده خودش میبیند. اتحادیه اروپا همچنین در میانه جنگ تجاری آمریکا و چین افتاده و تهدید آمریکا به اعمال تعرفه بر خودروهای اروپایی نیز بر سر این اتحادیه سنگینی میکند.
با وجود این، از نظر ماریو دراگی - که امسال از ریاست بانک مرکزی اروپا کنار خواهد رفت- چالشهایی که اتحادیه اروپا با آنها مواجه است بیشتر جهانی هستند و نیاز به مواجهه و حل و فصل جمعی در آنها مشاهده میشود و این چیزی است که اتحادیه اروپا قبلا هم آن را پشت سر گذاشته و این بار هم احتمالا پشت سر خواهد گذاشت.