
با مرگ نوستالژی موافق نیستم اما ما در دوره خود با مرگ اتوپیا موجه هستیم. در روزگار ما هیچ نوع اتوپیایی در سراسر جهان وجود ندارد
آینده نگر
سخت سخن میگوید، سخت. او نه به مرگ نوستالژی باور دارد و نه به معجزه آن. همانقدر که به مرگ نوستالژی با شک مینگرد، به اتوپیای حال و آینده هم شک دارد. برای همین با صراحت میگوید هیچکدام از جوامع بشری در شرایط حاضر اتوپیایی ندارند. به گفته بیژن عبدالکریمی، متفکر و فیلسوف آنچه نوستالژی به مردم میدهد نه دیدن واقعیت، بلکه بخشی از واقعیت است که هیچ عمقی ندارد و هیچ افقی ایجاد نمیکند.
*دلیل دلمشغولیها به گفتههای نوستالژیک چیست؟
گفتههای نوستالژیک حاصل نوعی اعتراض نسبت به وضع موجود است. اینکه به هیچ وجه مطالبات مردم ما در طی سنوات دورههای مختلف اجابت نشده است. ایرانی احساس میکند از شأنی متناسب که در دنیا زندگی میکند، برخوردار نیست. این اعتراضها و مطالبهها وقتی پاسخ نمیگیرد، به صورت نوستالژیک بیان میشود. مردمی که علیه حکومت پهلوی قیام کردهاند، گاهی عباراتی را بر زبان میآورند که به نسبت وضعیت موجود بیان میشود. این گفتهها نوعی احساسات است و هیچ عمقی ندارد و هیچ افقی را هم ایجاد نمیکند.
*چرا این نوع از دلمشغوليها مهم به نظر مىرسد؟
این گفتههای نوستالژیک میتواند نشانه بیماری عمیق و جدیتر جامعه باشد. باید جامعهشناسان، نیروهای سیاسی و نیروهای امنیتی به این مسئله پاسخ دهند که چرا مردم دلمشغولی نوستالژیک دارند.
*آیا نوستالژی نوعی بازنمايى واقعيتهای تاریخی است؟
خیر. غالبا نوستالژی بازنمایی واقعیتهای تاریخی نیست. به این معنا شاید وجهی از تاریخ برجسته میشود. گاهی گفتهای نوستالژیک درباره بخشی از تاریخ وجود دارد که با اسطورهسازی و اسطورهبافی همراه است یا با واقعیت تاریخی تطابق ندارد. ما همواره واقعیتها را سیاه و سفید میبینیم. مثلا در روزگار انقلاب تمام واقعیتهای رژیم گذشته را سیاه میدیدند و هیچ نقطه سفیدی در پرونده آن دوره گویی وجود نداشت. حالا هم در بیانهای عامیانه که از گذشته نوعی نوستالژی میسازند، دوره گذشته را سفید میبینند و گویی نقطه سیاه ندارد. هیچکدام از اینها واقعیت تاریخی ندارد. واقعیت اما این است که بازنگری با تاریخ و گذشته وجود دارد. نوعی از اتوپیاسازی از گذشته با احساسات نوستالژیک از گذشته بروز کرده است. این دوباره سفید دیدن گذشته است و به هیچ وجه با واقعیت تطابق ندارد. هرچند وضعیت کنونی را میتوان با وضعیت گذشته مقایسه کرد. انقلاب امکاناتی را برای ما بهوجود آورده است ولی در عین حال دوره گذشته هم جامعه از افقهایی برخوردار بود. درآمد سرانه در گذشته بیشتر از وضع کنونی بود و یا نرخ ریال و دلار فاصله کمتری با هم داشت یا ایرانی میتوانست بدون ویزا به خیلی از کشورها سفر کند؛ اینها واقعیت تاریخی است اما همه واقعیتهای تاریخی نیست. این نوعی اتوپیا ساختن از گذشته برای حال است. چون طرحی برای حال و آینده وجود ندارد، جامعه میکوشد براساس مکانیزم دفاعی یک نوع وضعیت مطلوب را در گذشته جستوجو کند. چون وضعیت مطلوبی برای آینده وجود ندارد.
*برخی این نوستالژی را بازگشت به تاريخ میخوانند؛ نگاه شما به این مسئله چیست؟
خیر، نوستالژی بازگشت به تاریخ نیست. متاسفانه حافظه تاریخی جامعه ایران ضعیف است؛ ما تاریخ را به عنوان یک منبع معرفتی از دست دادهایم. ما متاسفانه با تاریخسازی مواجه هستیم. به خوانش تاریخ آنگونه که میخواهیم میپردازیم. ما به بیان تاریخ آنگونه که دوست داریم، میپردازیم. پوزیسیون تاریخ را آنگونه تفسیر میکند که به خودش مشروعیت ببخشد و اپوزیسیون تاریخ را آنگونه روایت میکند که به نقد وضع موجود بپردازد. اما هم پوزیسیون و هم اپوزیسیون تاریخسازی میکنند و تاریخ را به عنوان منبع معرفتی از مردم گرفتهاند. در چنین شرایطی جامعه با بحرانهای زیادی روبهرو خواهد شد.
*آیا این نوستالژیبازی به دلیل این است که تحولات روز نمیتواند با مطالبات دنیای مدرن همگام شود یا دلیل دیگری دارد؟
کاملا درست است. این احساس نوستالژیک و رجوع به گذشتهای که واقعیت تاریخی نیست و یک برساخت اجتماعی است، حاصل همان است که جامعه نمیتواند انتظارات افراد خود را برآورده کند.
*برخی دربرابر نوستالژی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به مرگ این نوستالژیها معتقد هستند. چرا؟
من با مرگ نوستالژی موافق نیستم اما ما در دوره خود با مرگ اتوپیا موجه هستیم. در روزگار ما هیچ نوع اتوپیایی در سراسر جهان وجود ندارد؛ در همه جوامع به غیر از نظامهای لیبرال دموکراسی که دیگر دلها را نمیلرزاند و به آینده امیدوار نمیکند. لیبرال دموکراسی یگانه مطلوبی است که در شرایط حاضر وجود دارد. در روزگار ما کسی به فکر ایجاد جامعه برابر یا حکومت پرولتاریا یا تحقق مدینه فاضله نیست. در مرگ اتوپیا جامعه به نوستالژی پناه میبرد.
* ادامه این روند ممکن است چه تبعاتی داشته باشد؟
جامعهای که از واقعیت تاریخی خود دور میشود به حالت اثیری گرفتار میشود، به فضایی موهوم و انتزاعی و غیرواقعی پناه میبرد. در این شرایط جامعه نمیتواند با شرایط روز به صورت عینی و ملموستری برخورد کند.
*در کدام ساختارها مردم بیشتر به گذشته رجعت دارند؟
در ساختارهایی که با نوعی بحران و از سوی دیگر با انسداد مواجه هستند، مردم بیشتر به نوستالژی پناه میبرند.