
مظفر عبدالله در آستانه سیسالگیِ كار در سال 1379 تصمیم گرفت سهامش در كارخانه دلپذیر را بفروشد و خود را بازنشسته كند كه به صورت كاملا اتفاقی با استاندار وقت كرمانشاه آشنا شد و به پیشنهاد او برای كار و تولید به این استان رفت.
براي كارآفرين شدن و راهاندازي يك واحد تولدي مهمتر از اينكه چه محصولي خروجي كار شماست، نوع نگاه جديدي است كه به توليد آن كالا داريد و اين اصل رقابت را در روزگار جديد ما رقم میزند. حتما اولين بودن در هركاري از اهميت بسياري برخوردار است ولي بسياري از نخستين بودنها رقم خورده است و حالا چاره كار در داشتن ايده جديد در توليد كالاهايي است كه پيش از اين توليد شده است و شما با نگاه و تفكري تازه میتوانيد همان محصول تكراري را به كالايي كاملا جديد تبديل كنيد. مثلا تعداد زيادي واحد توليد رب گوجهفرنگي در كشور وجود دارد و اگر شما بخواهيد واحد جديدي تاسيس كنيد حتما بايد به اشباع بودن اين بازار فكر كنيد اما داشتن ايدهاي نو میتواند بازار را براي شما به گونهاي ديگر رقم بزند و حتي مشترياني كه سالها عادت كردهاند كه از برندی خاص خريد كنند تغيير موضع بدهند و مشتري شما بشوند. اتفاقي كه كارخانه روژین در توليد محصولات خوراكي به خصوص رب گوجهفرنگي رقم زد و با ايدههای متنوع و نو در توليد محصولات توانست مشتريان بسياري را باوجود اشباع بودن بازار جذب كند. كارخانهاي كه در نزديكي كرمانشاه قرار گرفته است و در فصل برداشت گوجهفرنگي و توليد رب تازه حال و هوايي بسيار خاص به خود میگيرد و همهجا پر میشود از سرخي گوجههايي كه در هر گوشه از حياط كارخانه چرخ میخورند تا وارد خط توليد و تبديل به انواع محصولات شوند. مجموعهای صنعتي كه سيد مظفر عبدالله بنيانگذار و مديرعامل آن است.
او متولد 1331 شمسی در واران یکی از دههای هفتگانه دهستان جاسب در منطقه دليجان است. روستاي آنها باوجود اينكه وسعت چنداني ندارد ولي در صنعت و كارآفريني كشور جايگاه ويژهاي دارد زيرا مرحوم حاج سید محرم ناصری بنيانگذار حلواشكري عقاب هم اهل همين روستا است. مظفر عبدالله 4 ساله بود كه خانوادهاش به تهران مهاجرت کردند و در خانهاي استیجاري در خيابان گرگان ساكن شدند. او در اين منطقه درس خواند و ديپلم گرفت و بعد از آن هم در سال 1350 با گرفتن پذيرش در رشته حسابداري وارد موسسه عالي حسابداري شد.
او همزمان با تحصيل در دانشگاه از ترم دوم شروع به كار كرد و در اولين قدم در شرکت كاميونسازي ماك كه از سوي اصغر قندچي راهاندازي شده بود و در كنار توليد با همكاري ماك امریکا قطعات و لوازم یدکی کامیون به ايران وارد میكرد به عنوان حسابدار پارهوقت مشغول شد. او با حقوق ماهانه 100 تومان شروع به کار كرد ولي در سال 1353 با پايان تحصيل، زمانی که برای رفتن به خدمت سربازی آماده میشد درآمدش نزدیک به 800 تومان شد و همه اينها به دليل تلاش و پشتكاري بود كه مسئولان شركت ايرانی- آمريكايي ماك در او میديدند. مظفر عبدالله با پايان تحصيل به سربازي رفت و باتوجه به اينكه بازيكن بسکتبال بود به عضويت تيم بسکتبال پادگان درآمد و حتي كاپيتان تيم شد و به نايب قهرماني مسابقات نيرويهای نظامي كشور رسيد. البته او در زمان سربازي هم در شركت ماك كار میكرد و مديرعامل شركت با رفتن او موافقت نكرد و حتي براي اينكه خودش را بعد از پادگان به شركت برساند، ماشيني در اختيارش قرار داد. او در شركت ماك حتي به عنوان عضو هيئت مديره و مدير مالي هم انتخاب شد.
در سال 1357 و با پیروزی انقلاب اسلامی شركت ماك دستخوش تحولات بسياري شد ولي مظفر عبدالله براي چند سال در اين مجموعه باقي ماند تا اينكه با پيشنهاد پدر همسرش حاج سيد جليل ناصري كه از كارآفرينان قديمي كشور و بنيانگذار برند حلواشكري عقاب بود، مواجه شد. در آن زمان مرحوم سید جلیل مالک کارخانهای ديگري هم در جاده قدیم کرج با نام «شرکت تولیدی گرمدره» بود که با برند وجین محصولاتش را توليد میكرد. او به عبدالله پیشنهاد داد که در قبال حقوق به مراتب بیشتر و درصدی از سود شرکت مدیریت تولیدی گرمدره را برعهده گیرد، كاري كه اصلا به تجربههای پيشينش ربطي نداشت ولي در نهايت آن را پذيرفت. خود او در گفتوگو با يكي از روزنامههای محلي كرمانشاه در اينباره گفته است: «کار من میللنگ و سیلندر و لوازم یدکی خودرو بود که هیچ ربطی به رب و کنسرو و کمپوت و بقیه مواد غذایی شرکت گرمدره نداشت. از طرفی جدا شدن از گذشته بسیار سخت است. همیشه ترس این وجود دارد که آنچه دارید از دست بدهید و چیزی هم به دست نیاورید. اما من علاقه خاصی به شروع کارهای جدید دارم و به همین دلیل پیشنهاد را پذیرفتم.»
البته در آن زمان باتوجه به تحولات سياسي كشور و جنگ تحميلي شرايط توليد در بيشتر كارخانهها از جمله گرمدره خوب نبود ولي مظفر عبدالله به دنبال آن بود كه با اقداماتي تا جاي ممكن به شرايط كارخانه سر و سامان بدهد. او تحولات و ساماندهي را از منابع انساني شروع كرد و بعد هم تمركز خود را بر برندسازي و افزايش كيفيت محصولات گذاشت. معتقد بود بايد به منفعت بلندمدت كارخانه فكر كرد به جاي اينكه با كارهاي مقطعي و ضربتي تنها به ساماندهي شرايط پرداخت. او صبحها براي رسيدگي به دفاتر حسابرسي به دفتر مركزي حلواشكري عقاب در ميدان اعدام و بازار میرفت و ظهر هم راهي كارخانه میشد. مظفر عبدالله بازار را دانشگاه میداند و در گفتوگو با يكي از سايتهای مرتبط با اين شركت گفته است: «بهترین راه رسیدن به حقیقت، در نظر گرفتن واقعیت است. من آن موقع میدانستم که باید واقعیت بازار را بپذیرم. میدان اعدام و بازار واقعیت بود. من بدون درک این واقعیت نمیتوانستم در تولید موفق شوم و به همین خاطر به بازار دانشگاه میدان اعدام میگفتم. در آنجا کسانی حضور داشتند که نبض بازار در دستشان بود و با یک تلفن میتوانستند برند و محصولی را از خاک بلند کنند و یا زمین بزنند. از طرفی من در آنجا دوستانی پیدا کردم که هنوز هم با آنها ارتباط دارم و در بسیاری از فعالیتها به هم کمک میکنیم.»
مدت زیادی از كارش در كارخانه گرمدره (وجين) نگذشته بود که با مدیریت شرکت پگاه آشنا شد كه در آن زمان علاوه بر توليد شير از سيستم قوي توزیع هم برخوردار بود؛ عبدالله كه بخشي از مشكل كارخانه وجين را در پخش میديد، به مدیران پگاه پیشنهاد داد كه محصولات شركت آنها را هم در كنار محصولات لبني توزيع كنند؛ موضوعي كه با موافقت آنها روبهرو شد و به همكاري نزديكتر بين مجموعه پگاه و وجين منجر شد. با گسترش همكاريها مدير كارخانه پگاه به مظفر عبدالله پيشنهاد داد كه در كارخانه دلپذير كه خريداري كرده بودند شراكت كنند. باتوجه به اينكه شركت دلپذير مجموعهاي بزرگ و شناختهشده محسوب میشود، مظفر عبدالله با پدر همسرش صحبت كرد و در نهايت آنها با فروش وجين توانستند 50 درصد سهام كارخانه دلپذير را خريداري كنند. مظفر عبدالله به عنوان يكي از مديران ارشد كارخانه دلپذير انتخاب شد و در سال 1375 تصميم گرفت در كنار كار ادامه تحصيل هم بدهد. او باتوجه به نيازي كه در خود براي مديريت مجموعههای صنعتي احساس میكرد، در رشته كارشناسي ارشد مديريت پروژه و توليد در سازمان مديريت صنعتي ادامه تحصيل داد. خودش در اينباره گفته: «تفکرم مربوط به سالها پیش بود و نیاز داشتم که از نظر علمی بهروز شوم.»
روژین چگونه جان گرفت؟
مظفر عبدالله در آستانه سيسالگيِ كار در سال 1379 تصميم گرفت سهامش در كارخانه دلپذير را بفروشد و خود را بازنشسته كند كه به صورت كاملا اتفاقي با استاندار وقت كرمانشاه آشنا شد و به پيشنهاد او براي كار و توليد به اين استان رفت. او در سال 1380 شركت روژینتاك را ثبت و زميني به وسعت 24 هكتار براي توليد رب گوجهفرنگي و نوآوري در اين زمينه خريداري كرد. در سال 1381 پروژه روژین رسماً آغاز و در مرداد 1392 اولین خط تولید با ظرفیت 1100 تن افتتاح شد. هماكنون حدود 500 نفر در كارخانه روژین تاک به صورت مستقیم و 3600 کشاورز نیز از طریق کشت گوجه برای اين مجموعه كار می كنند. بزرگترين مشكل پيش روي عبدالله در راهاندازي كارخانه رب روژين تهيه و تامين گوجهفرنگي مورد نياز بود و به همين منظور او خانه به خانه با مالكان زمينهای كشاورزي منطقه كرمانشاه مذاكره كرد و به آنها پيشنهاد داد گوجهفرنگي كشت كنند و او به صورت تضميني محصولاتشان را خريداري خواهد كرد. در اين بين حدود 100 كشاورز حاضر به همكاري شدند و در 300 هكتار زمين به صورت تضميني گوجه كشت شد. همچنين عبدالله براي توليد گوجه مرغوب آموزش كشاورزان را هم شروع كرد و براي آنها كلاس برگزار كرد. ولي گردش روزگار و آب و هوا در سال نخست كار با او همراهي نكرد زيرا سرماي بيسابقه تمام محصول گوجه را سياه كرد و او كه خريد تضميني انجام داده بود يك ميليارد تومان زيان ديد ولي از ادامه مسير منصرف نشد و اقدام او به پرداخت پول كشاورزان باوجود سرمازدگي محصولات اثر بسيار مثبتي در بين كشاورزان منطقه گذاشت، نامش را سر زبانها انداخت و باعث شد كشاورزان بيشتري تمايل به همكاري با او پيدا كنند و ميزان زمينهای زير كشت از 300 هكتار به هزار هكتار افزايش يابد و هر سال هم بيشتر شود تا جايي كه هماكنون به 8 هزار هكتار رسيده است. در كنار آموزش به كشاورزان افزايش بهرهوري زمينهای كشاورزي و توليد محصول بهتر برنامه ديگري بود كه او در كنار توليد اجرايي كرد و بذرهاي هيبريد را جايگزين بذرهاي سنتي كرد كه برداشت را افزايش داد. علاوه بر اينها او با مذاكرات بسيار كشاورزان را قانع كرد كه از سموم و كودها كمتر استفاده كنند و نتيجه اين تحولات برداشت بيشتر گوجه در حجم كمتر زمين كشاورزي بود. هماكنون بيش از 3600 كشاورز با مجموعه صنعتي روژين قرارداد دارند كه از 5 هزار متر تا 20 هكتار زمين در مالكيتشان است و در مجموع 360 هزار تن گوجه برداشت میکنند و در اختيار اين مجموعه صنعتي میگذارند.
صادرات از همان روز اول مهمترين هدف راهاندازي كارخانه توليد رب روژين بود و پس از افزايش توليد مجموعه روي بازارهاي داخلي هم سرمايهگذاري صورت گرفت. موقعيت كرمانشاه و نزديكي آن به عراق و اقليم كردستان اين كشور بهترين گزينه را براي صادرات پيش روي مديران كارخانه روژين قرار داده است و تحقيقاتي كه در اين زمينه انجام شد هم نشان داد راهاندازي اين كارخانه میتواند سوددهي بالايي داشته باشد. مديران كارخانه روژين حتي نام كارخانه را نيز كه كلمهاي كردي است و به معناي روشنايي باتوجه به بازار عراق انتخاب كردند و در بستهبندي هم رنگ سبز را باتوجه به تحقيقات ميداني از بازار عراق برگزيدند. اين شركت سال گذشته 30 ميليون قوطي انواع رب به كشور عراق صادر كرده است. شركت روژين در سال 1396 به عنوان واحد کشت و صنعت نمونه کشور انتخاب شده و با بیش از 40 میلیون دلار صادرات در سال از صادرکنندگان برتر مواد غذایی کشور است.
مظفر عبدالله در گفتوگو با سايت اين شركت گفته است: «مدیریت فقط سودآوری نیست بلکه فایده اجتماعی است که ارزش یک فعالیت اقتصادی را مشخص میکند. این سیاست من است و در اثبات موفقیت آن به آمار برداشت اشاره میکنم. میانگین برداشت گوجه در کشور 39 تن در هکتار است که ما توانستیم آن را به 70 تا 75 تن در هکتار برسانیم و برنامه داریم که به 100 تن افزایش دهیم. این یعنی زمین زیر کشت کمتر، مصرف منابع کمتر و سود بیشتر برای کشاورز، طبیعت و ما. همین سودآوری متقابل و عمل به وعدهها باعث شده که رابطه خوب و مستحکمی بین ما و کشاورزان محلی برقرار شود. شاید باورکردنی نباشد اما سالانه 200 هزار تن گوجه از کشاورزان تحویل میگیریم که بابت آن حتی یک ورق چک هم از ما طلب نمیکنند.»