
عدهای نفت را بلای سیاه میدانند و برخی آن را طلای ناب میخوانند. در این مقاله سعی شده است به راهحل استفاده درست از این منبع طبیعی اشاره شود.
آزاده داوودی/ آینده نگر
نحوه استفاده از عواید حاصل از منابع طبیعی، از جمله نفت، همواره مورد توجه کارشناسان حوزههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بوده است. عملکرد کشورهای مختلف دارای منابع طبیعی نشان میدهد که این ثروت بادآورده میتواند هم منشأ توسعه و هم مخرب آن باشد. رشد اقتصادی پایینتر کشورهایی با منابع طبیعی گسترده نسبت به سایر کشورها تناقضی است که به بلای منابع، نفرین منابع یا به تناقض فراوانی شهرت دارد.
منابع نفت و گاز به عنوان یک منبع سرشار درآمدی، که خارج از ظرفیت اقتصادی این کشورها به اقتصاد آنها تزریق میشود، محور سیاستگذاریهای اقتصادی قرار گرفته و منجر به افزایش هزینهها و مصارف دولتی، دخالتهای نامطلوب دولتها در اقتصاد و اخلال در عملکرد بازار شده است. این درآمدها به جای آنکه به منظور ایجاد زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی و تأسیس نهادهای لازم برای توسعه اقتصادی مورد استفاده قرار گیرند، مستقیماً به بخش دولتی تزریق میشوند و اقتصاد را هرچه بیشتر به سمت دولتیتر شدن سوق میدهند. چنین فرآیندی حاکمیت انحصار، گریز از رقابت و عدم تخصیص بهینه را در راستای حفظ منافع و گسترش اقتدار دولت، کاهش قدرت رقابتی در سایر بخشهای اقتصادی، بیماری هلندی و... را به دنبال خواهد داشت.
در ایران نیز وابستگی اقتصاد به نفت حایز اهمیت است، به طوری که بخش قابل توجهی از درآمدهای دولت از محل فروش نفت تامین میشود که این موضوع مشکلاتی را متوجه بخشهای تولیدی اقتصاد ایران و منافع نسلهای آینده کرده است، زیرا از یک سو منافع نسلهای آینده صیانت نمیشود و از سوی دیگر نوسان این رابطه مالی و عدم کفایت منابع حاصل از آن برای صنعت نفت، انجام برنامهریزیهای توسعهای برای بخشهای تولیدی را دشوار کرده است. در عین حال وابستگی اقتصاد داخلی به درآمد صادرات نفت، تا حد زیادی اقتصاد کشور را از نوسانات بازار نفت ضربهپذیر میکند. از سویی با توجه به شرایط پیش روی اقتصاد کشور و لزوم قطع وابستگی به نفت میبایست این مهم در رئوس اهداف سیاستگذاری کشور لحاظ شود.
بررسی بودجههای سنواتی کشور نشان از آن دارد که همواره درآمدهای نفتی نقش مهمی در قوانین بودجه داشته است، وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت خام از ابتدای صدور آن یعنی 1335 آغاز شده و سهم 6 درصدی نفت از درآمد ملی در این سال، همواره رو به افزایش بوده به طوری که سهم نفت از درآمد ملی هیچگاه از 43 درصد قبل از انقلاب و 35 درصد بعد از انقلاب اسلامی کمتر نبوده است.
در سالهای اخیر نیز مطابق آنچه در نمودار زیر نشان داده شده است، بیشترین وابستگی به این درآمدها با سهم 71 درصد مربوط به سال1382 بوده و در سال 1395، سهم درآمدهای نفتی به کمترین میزان طی دو دهه گذشته و معادل 35 درصد رسیده است.
بنابراین با توجه به سهم بالای نفت در بودجه و لزوم استقلال اقتصاد کشور از منابع نفتی میبایست راهبردها و اقدامات اصولی برای این مهم در نظر گرفته شود. در این خصوص در ابتدا تجربه برخی از کشورها بیان میشود و پس از آن اقدامات و راهبردهایی به صورت خلاصه بیان میشود.
تجربه برخی از کشورها
در اغلب کشورهای موفق دارای منابع طبیعی راههای مدیریت شامل مديريت جريان ورودي درآمدها و انجام مخارج از طريق سياستهاي بودجهاي بدون استفاده از ساز و کار صندوقهاي منابع طبيعي و تأسيس صندوقهاي منابع (پساندازی، احتیاطی و تثبیتی) و استفاده از آن براي مديريت درآمدها و اندوختن بخشي از آن در اين صندوقها بوده است. در جدول زیر برخی از کشورهای موفق و ارزیابی از نحوه عملکرد صندوقهای تثبیت درآمدهای منابع طبیعی آورده شده است.
در حالت کلی ارزیابی تجربه تشکیل حساب و صندوقهای ذخیره ارزی منابع طبیعی و تثبیت منابع طبیعی در کشورهای موفق نشانهای از جلوگيري از اختلالزا شدن مازاد درآمد ارزي حاصل از منابع طبیعی، مولد کردن منابع موجود در حساب ذخيره ارزي، تفکيک منابع مازاد از کل منابع ارزي کشورها، قانونگرایي و احترام به برنامه توسعه و... بوده است.
راهبردها و اقدامات در زمینه مدیریت کاهش منابع نفتی در بودجه
راهبردها و اقدامات در حوزه نظام مالیاتی
اگرچه طبق قوانین بالادستی موجود میزان وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی باید کاهش یابد، اما طی سالهای گذشته به رغم تمرکز دولت بر روی افزایش درآمدهای مالیاتی به عنوان جایگزینی برای درآمدهای نفتی، به دلیل افزایش قیمت نفت، این امر محقق نشده و همواره درآمدهای نفتی نقش مهمی در بودجههای سنواتی داشته است.
راهبردها
اقدامات
□ مصارف عمومی دولت
در طرف مصارف عمومی بودجه، همزمان با ارتقای منابع غیرنفتی بودجه در طرف منابع، مدیریت بهینه تخصیص اعتبارات نیز میبایست مدنظر قرار گیرد. بر این اساس دولت با اولویتبندی تخصیص اعتبارات به نحو مطلوبی میتواند اثرات نوسانات نفت را در بودجه تعدیل کند. بر این اساس در بخش اعتبارات هزینهای با اولویت به تخصیص اعتبارات اجتنابناپذیر از جمله حقوق و دستمزد کارکنان دولت، وظایف حاکمیتی خود را به سرانجام رساند. در بخش اعتبارات سرمایهای با اولویتبندی و تخصیص به طرحهای نیمهتمام عمرانی این مهم را به انجام رساند. در بخش اعتبارات تملک داراییهای مالی نیز با اولویت به پرداخت تعهدات اجتنابناپذیر از جمله تعهدات مربوط به اسناد مالی، بودجه دولت را مدیریت کند.
راهبردها
اقدامات