
ازار چین امروز بسیار تنوعطلب است و به لحاظ سلیقهای ارتقا یافته است. اما حجم قابل توجهی از تجارت ایران و چین که در حین سالهای گذشته محقق شده، در حوزه نفت، پتروشیمی و فرآوردههای نفتی بوده است. البته در سالهای گذشته ایران سهم خوبی در کالاهای مصرفی و صنایع دستی نیز در بازار چین به دست آورده است.
حمیدرضا صافدل رئیس اسبق سازمان توسعه تجارت
روابط ایران و چین در طول دو دهه گذشته همواره رو به توسعه بوده است. در بخشهای مختلف نیز این همکاری افزایش یافته است. امروزه با توجه به قدرت خریدی که در نسل جدیدی از مصرفکننده در چین ایجاد شده، برای کشورهای مختلف مهم است که سهمی از بازار چین را به دست بیاورند. در گذشته ورود به بازار چین در حوزه بسیاری از کالاهای مصرفی سخت و حتی غیرممکن بود. اما با توجه به اینکه نسلی از تولیدکنندگان چینی از برخی از حوزهها حتی صنایع دستی در حال خروج هستند و بخشی از تولیدات ایران در این حوزهها قابلیت رقابت دارند، به نظر میرسد میتوان سهم قابل توجهی در بازار چین برای کالاهای ایرانی ایجاد کرد.
تجربه دوره گذشته تحریمها در حدفاصل سالهای 88 تا 91 نشان میداد که به دلیل شرایط خاص تحریمها روابط ایران با چین و سهم صادرکنندگان ایرانی از بازار چین افزایش یافته بود. با توجه به شرایط جدیدی که پیش روی کشورمان وجود دارد، به نظر میرسد بازار چین برای ما همچنان بازار قابل توجهی خواهد بود. از این رو نسبت به گذشته باید با دقت نظر بیشتر، محدودیتها و موانع توسعه روابط با چین را مد نظر قرار داد. به خصوص وزارت امور خارجه، سازمان توسعه تجارت و نهادهای موثر در بخشهای اقتصادی با تشکیل میز اقتصادی چین، باید روابط اقتصادی دو کشور را رصد کنند و از هرگونه انحراف در جهت کاهش این روابط جلوگیری کنند. در حال حاضر برخی اعتقاد دارند در دوره جدید تحریمها نمیتوان مانند گذشته روی همکاری با چین حساب باز کرد. اما باید این نکته را یادآور شد که به هر حال کماکان در شرایط تحریمی بخشی از تجارت ایران متناسب با مکانهایی که درآمدهای ارزی کشور در آنجا ایجاد میشود، شکل میگیرد. به طور طبیعی به دلیل اینکه ایران سهم قابل توجهی از درآمدهای ارزی را از طریق صدور نفت و فرآوردههای نفتی به چین و شرق آسیا کسب میکند، حجم قابل توجهی از تجارت کشور در حوزه شرق آسیا و به خصوص در چین اتفاق میافتد.
در حال حاضر برخی از کشورهای همسایه چین نیز بخشی از روابط تجاریشان را از طریق چین انجام میدهند. بنابراین کماکان چین به عنوان یک حوزه مهم برای ایران مطرح است. از طرفی به دلیل اینکه تجارت با ارزهای محلی به عنوان یکی از موضوعات مورد نظر در مذاکرات مطرح بوده و در این دوره به شکل جدیتری مطرح شده، محتمل است که از این فضا بتوانیم از چین به عنوان پایگاهی برای دسترسی به بازارهای اطراف نیز استفاده کنیم. البته بازار چین امروز بسیار تنوعطلب است و به لحاظ سلیقهای ارتقا یافته است. اما حجم قابل توجهی از تجارت ایران و چین که در حین سالهای گذشته محقق شده، در حوزه نفت، پتروشیمی و فرآوردههای نفتی بوده است. البته در سالهای گذشته ایران سهم خوبی در کالاهای مصرفی و صنایع دستی نیز در بازار چین به دست آورده است. حتی در فرش که چینیها خودشان تولیدکننده بودهاند، در سالهای گذشته به صورت دسترسی مستقیم یا از طریق کشورهای ثالث به چین صادرات داشتهایم. در حوزه کالاهای نیمهصنعتی و نیمهساخته نیز این امکان نسبت به گذشته برای ایران فراهمتر است. اما نباید فراموش کرد که بازار چین بازاری به شدت رقابتی است. به دلیل اینکه تنوع کیفیت و تنوع قیمتهای متناسب با کیفیت در این بازار وجود دارد، ورود در چنین بازارهایی که قابلیت تنوعپذیری در کیفیت و انعطاف در قیمت را دارد، سخت است؛ اما به دور از انتظار نیست. در حوزه خشکبار، چین یکی از بازارهای قدیمی ایران بوده است. بعد از اینکه در طول دهههای گذشته بخشی از بازارهای اروپا و امریکا را در حوزه خشکبار از دست دادیم، بخشی از تقاضاها از طریق چین به کشورهای همسایه و خود چین هدایت شده است و این امکان کماکان برای صادرات ایران وجود دارد.
برخی از تجار کشور نگران از دست دادن بازار چین و در پی یافتن جایگزین برای چین هستند. به هر حال جایگزین کردن یک بازار کار مشکلی است و در شرایط خاص اتفاق میافتد. اما نباید فراموش کرد که در بازارهای صادراتی ایران این تغییر به وفور اتفاق افتاده است. آن هم به دلیل شرایط خاص ایران در طول دهههای مختلف که ناشی از شرایط تحریم و نوسانات نرخ ارز و تقاضای کشورهای مختلف بوده، دائما بازارهای صادراتی در حال جابهجایی است. بخشی از بازارهایی که در حال حاضر در چین به دست آوردهایم، در واقع به منظور صادرات مجدد بوده و کالاهای ایرانی از آن طریق به اروپا میرود. اما طبیعتا اگر این بازار را از دست بدهیم، به دلیل اینکه اصل تقاضا وجود دارد، مسیرهای جدیدی برای صادرات مجدد ایجاد خواهد شد. اما ایجاد مسیرهای جدید، هزینههای بیشتری از جمله در خصوص هزینههای مطالعاتی و بازاریابی بر صادرکننده تحمیل میکند. حتما نیاز است که صادرکننده در این شرایط به صورت خاص حمایت شود. صادرکنندگان در این شرایط اقتصادی جدید نیاز به حمایت و پشتیبانی دولت در بخشهای مختلف دیپلماسی دولتی و همچنین حمایتهای ناشی از نقدینگی و بیمه و سرمایه در گردش در ضمانتهای صادراتی خواهند داشت. بنابراین دور از انتظار نیست که ما در صورت از دست دادن چین، مسیرهای جدیدی را با توجه به اینکه اصل تقاضا وجود دارد، پیدا کنیم. اما همانطور که اشاره شد، تغییر مسیر با هزینههایی همراه است که نباید به صادرکننده تحمیل شود. با حمایتها و پوششهایی که از طرف دولت و نهادهای اقتصادی و سیاسی در حوزههای مختلف صورت میپذیرد، این هزینهها میتواند به حداقل ممکن برسد. در میان کشورهایی که در حال حاضر شرکای تجاری ما معرفی میشوند، به اعتقاد نگارنده در بحث صادرات مجدد تایوان میتواند این نقش را برعهده بگیرد. هند نیز از دیگر کشورهایی است که این پتانسیل را دارد. هندیها روابط خوبی در حوزه تجاری با کشورهای مختلف و با کشورهای اروپایی دارند و از این رو میتوانند پایگاه صادرات مجدد ایران باشند. البته نباید فراموش کرد که در شرایط تحریمهای جدید، امتیاز یا شرایط مثبتی که نسبت به دوره قبل وجود دارد، روابط مثبت ایران با اروپا است. از این رو باید روابط را با اروپا و بخشی از بازارهایی که ناگزیر از طریق چین و هند به آنها صادرات داشتیم، حفظ و این امکان را فراهم کنیم که توسعه روابط مستقیم در پایگاههای اروپایی را بیشتر کنیم و با این کار سهم بیشتری را در بازارهای جدید و قدیم به دست بیاوریم.
*آینده نگر