
شیلی زمانی ببر امریکای لاتین لقب داشت اما اکنون چند سالی است که با رشد اقتصادی پایین خود همه را مأیوس کرده؛ رئیسجمهوری جدید این کشور پرده از برنامههای اقتصادی جدیدی برداشته و میخواهد یک خانهتکانی اقتصادی به راه بیندازد که شاید بتواند الگویی برای دیگر کشورها از جمله ایران هم باشد.
آینده نگر
پنجم اکتبر 1988 روز خوبی برای شیلی بود. مردم در یک همهپرسی یک «نه» قاطع به آگوستو پینوشه گفتند؛ کسی که 15 سال پیش را در این کشور با قوانین مستبدانه خود پیش بردهبود. یک سال بعد انتخابات آزاد برگزار شد و به دنبال آن شیلی دو دهه رشد اقتصادی قدرتمند را تجربه کرد. این رشد تابعی از سیاستهای بازار آزاد، اصلاحات اجتماعی و تا حدودی هم وضعیت کالاها در سالهای 2000 تا 2009 بود. اقتصاد رشد کرد و نرخ فقر از 40 درصد به 10درصد رسید. اقتصاددانها هم به شیلی «ببر امریکای لاتین» لقب دادند.
سالهای اخیر برای شیلی آنقدر هم ببرسان نبودهاست. قیمت مس از سال 2014 سقوط شدیدی را تجربه کرد و این کالایی است که شیلی صادرکننده بزرگ آن به شمار میآید. میچل باچله رئیسجمهوریِ چپگرای شیلی در فاصله سالهای 2014 تا 2018، کدهای مالیاتی را بازنویسی و اتحادیههای کارگری را تقویت کرد و به دنبال آن قوانین جدیدی وضع کرد. این زن یک هدف داشت: کاهش نابرابری، و در عینحال به دنبال کسبوکارِ آرام هم بود. سرمایهگذاریها برای چهار سال متوالی کاهش پیدا کردند. رشد اقتصادی از متوسط 5درصد در دوران پس از پینوشه به حدود 1.7درصد در فاصلههای سالهای 2013 تا 2017 رسید.
ماه مارس بود که سباستین پینیهرا قدرت را از خانم باچله گرفت. زیر دست او اقتصاد رفتهرفته جان گرفت. امسال رشد تولید ناخالص داخلی در سهماهه دوم سال به 5.3درصد رسید که بسیار بالاتر از همین بازه زمانی در سال گذشته است. این رشد سریعترین رشد اقتصادی از زمان ریاستجمهوری او در دوره نخست در فاصله سالهای 2010 تا 2014 است. سرمایهگذاریهای 7.1درصد افزایش پیدا کرد. بانکهای مرکزی هم پیشبینی خود را درباره رشد اقتصادی امسال به 4 تا 4.5درصد رساندند یعنی آن را افزایش دادند.
*بازگشت ببر امریکای لاتین به روزهای باشکوه
اما ببر امریکای لاتین هنوز به روزهای پرشکوهش بازنگشتهاست. بخشی از رشد اقتصادی به دلیل بهبود قیمت جهانی مس است. ظرفیت رشد که به معنای ظرفیت رشد اقتصادی بدون فشار تورم است، تنها حدود 3درصد است. در 15ماه گذشته سه اعتباردهنده بزرگ شیلی میزان بدهیهای خود را از این کشور کاهش دادهاند. البته این موسسههای اعتباردهنده این نگرانی را دارند که شیلی نتواند با آن سرعت مطلوب بدهیهای خود را صاف کند.
جمعیت شیلی در حال پیر شدن است و بسیاری از زنان و جوانان در حال مهاجرت کردن هستند به همین خاطر نیروی کار در این کشور در حال کاهش یافتن است. با این حال تولید همچنان به همان شکل سابق برقرار است و متأسفانه سطح آن پایین است. این امر باعث میشود رشد اقتصادی به حد مطلوب نرسد. به همین خاطر است که رویای تبدیل شدنِ شیلی به یک اقتصاد توسعهیافته بزرگ قدری دور و بعید به نظر میرسد. مهمترین چالش برای این کشور این است که در تله طبقه درآمدِ پایین یا درآمدِ متوسط نیفتد. این نظری است که بسیاری از اقتصاددانها نیز بر آن تأکید دارند.
رأیدهندهها به پینیهرا رأی دادند؛ فردی میلیاردر که خودش اهل کسبوکار است؛ آنها میخواهند این فرد شیلی را از تله بیرون بیاورد و به مسیری درست هدایت کند. برخی میگویند او قدری کُند عمل کرده و موفق نشده آنطور که باید چرخ اقتصاد را به گردش درآورد. به هر حال آنها منتقد هستند و به وضعیت موجود نقد دارند. اما او از نخستین طرحها و برنامههای اصلاحی خود پردهبرداری کردهاست. او قصد دارد یک خانهتکانی حسابی در اقتصاد این کشور به پا کند. او معتقد است توافق و اجماع نظر در زمینه اقتصاد در شیلی وجود نداشته و این همان چیزی است که قصد دارد به اقتصاد کشورش بازگرداند. به هر حال هنوز که نه شغل زیادی ایجاد شده و نه رشد اقتصادی آنطور که باید تکان خورده اما برنامههای او میتواند آغازگر مرحله نوینی برای حیات اقتصادی این ببر در امریکای لاتین باشد. شاید با مقاومتها و مخالفتهایی همراه شود اما بدون تردید میتواند اقتصاد را به مسیر خوبی هدایت کند و آن را از افتادن در تله درآمدِ متوسط نجات بدهد. پینیهرا خودش اهل کسبوکار است، شاید بتواند اقتصاد کشورش را هم نجات بدهد.
*ترجمه:نسیم بنایی/ منبع اصلی: اکونومیست