
دعوای چین و امریکا مثل دعوای دو نفر از بزرگان یک خاندان است. یکی اولین اقتصاد بزرگ جهان و دیگری دومین؛ حالا ایندو با یکدیگر درگیر شدهاند و طبیعی است که تشدید هرگونه تنش میان ایندو کشور به نوعی مشکل اقتصادی برای سایر اقتصادهای جهان منتهی شود. قصه چین و امریکا به این زودی تمام نخواهد شد.
آینده نگر
زمانی که وانگ شیانچن به عنوان یک افسر چینی در اوایل سال 1500 میلادی از طراحی امپریالی و سیاسی خسته شد و به نتیجه نرسید، کار را رها کرد و برای آغاز یک زندگی ساده به روستایش در سوژو بازگشت. او درختهایی کاشت و با صخرههایی برای خودش باغی درست کرد و نام آن را «باغ دولت متواضع» گذاشت. فضایی آرام که برای آرمیدن بود. باغی که او درست کرد خیرهکننده است. اما آرامش آن مدتهاست که از بین رفتهاست. نخستین هفته ماه اکتبر بود که در روز ملی چین، 30هزار نفر برای تعطیلات روی سنگهای پلهای داخل این باغ پیادهروی کردند؛ روزانه عده زیادی میآمدند و میرفتند. صفهای طولانی شکل گرفتهبود تا این باغ را ببینند. توریستهای بسیاری برای دیدن این باغ زیبا آمدهاند. برخی داخلی و برخی هم خارجی. دولتهای امروزیِ چین دیگر آنقدر متواضع نیستند، اقتصاد میتواند سندی بر این ادعا باشد.
این بستر قطعاً بدشگون و شوم به نظر میرسد. جنگ و تنش تجاری با امریکا هم که حسابی بالا گرفتهاست. مایک پنس به عنوان یکی از مقامات مهم امریکایی در روز چهارم اکتبر اتهامات بزرگی به چین وارد کرد؛ یکی از آنها تجاوز اقتصادی بود. او از امریکا درخواست کرد حتی یک قدم هم عقب ننشیند و جواب چشمبادامیها را بدهد. تعرفهها شروع شد و جنگ درگرفت. کالاهایی به ارزش 200میلیارد دلار تعرفهگذاریِ مجدد شدند. صادرات چین به امریکا با اختلال مواجه شد. از سپتامبر و بعدا از سال 2019 قرار است قضیه خیلی جدیتر از اینها هم بشود. مشکلات چین میتواند به راحتی به سایر نقاط دنیا سرایت کند. دولت ترامپ تصمیم گرفته که دیگر اقتصادهای بزرگ نظیر ژاپن و اتحادیه اروپا در زمینه معاملات تجاری با چین وارد مذاکره نشوند.
اتفاقاتی که بین چین و امریکا رخ داده تغییراتی را در داخل این کشورها ایجاد کرده و روی اقتصاد هر دو کشور تأثیراتی گذاشتهاست. یکی از بزرگترین شاخصهای معروف چین سقوط 29درصدی را تجربه کردهاست. اکنون بازار چین یکی از بدترین بازارهای جهان است که بدترین عملکرد را داشتهاست. تلاشهایی برای تثبیت سطح بدهیها صورت گرفته و همچنین تلاش شده نقدینگی به وضعیت متعادلی برسد. بسیاری از سرمایهگذاران داخلی در چین نگران هستند که سیاستهای چین از مسیر درستش منحرف شود. در این بین شی جینپینگ رئیسجمهوری چین از شرکتهای دولتی درخواست کرده فشارها را تاب بیاورند و قویتر و بهتر ظاهر شوند.
*همه در فشارند
یوآن به عنوان ارز رایج چین تحت فشار است. از ابتدای ماه فوریه تاکنون این ارز کاهش ارزش 10درصدی را در برابر دلار تجربه کردهاست. حتی اگر این به ارزهای سایر اقتصادهای نوظهور سرایت نکند باز هم این خطر وجود دارد که سوخت کافی برای افزایش تنش تجاری و فشارهای ناشی از آن را فراهم آورد. تاکنون بسیاری از مقامات امریکایی به چینیها هشدار دادهاند که ارز خود را دستکاری نکنند و ارزش آن را پایین نیاورند. در واقع آنها به نوعی این کشور را تهدید نیز کردهاند؛ به هر حال چین دومین اقتصاد بزرگ جهان است و هر اقدامی که در زمینه ارز خود انجام بدهد روی سایر اقتصادها نیز اثر میگذارد. چین تلاش کرده در این مدت ترمز یوآن را بکشد و به نوعی آن را کنترل کند. مقامات چینی نگران این هستند که اتفاقات اخیر منجر به خروج سرمایه از کشورشان بشود.
دولت چین تلاش میکند اما گویا در برخی موارد خیانت هم میکند؛ یعنی حتی به شهروندان خودش نیز خیانت میکند. سیاستهای پولی و مالی که این کشور در پیش میگیرد صرفاً برای جلوگیری از بروز تنش و تشدید بحران است اما این سیاستهای مالی میتواند وضعیت را برای اقتصاد این کشور و شهروندانش وخیمتر کند. شاید اکنون واقعاً وقت آن رسیده که دولت دوباره تواضع به خرج بدهد؛ مثل همان سال 1500؛ یعنی شاید زمان آن باشد که دولت متواضعی روی کار بیاید و وضعیت را برای مردم چین و حتی برای سایر اقتصادهای جهان بهتر کند. فعلا که وضعیت برزخ است.
*ترجمه: نسیم بنایی/ منبع اصلی: اکونومیست