آیا ساختن شهرهای جدید واقعا برای آینده ضروری است؟

در خدمت و خیانت شهرهای جدید

تاریخ 1397/09/24 ساعت 10:25

اپیدمی ساختن شهرهای جدید و مدرن به‌خصوص در میان کشورهایی که رشد سریع شهرنشینی و کمبود زیرساخت را تجربه می‌کنند مورد توجه قرار دارد

آینده نگر/ منبع: بیزینس ویک/ مونت ریل*

*نویسنده و خبرنگار سابق واشنگتن پست در امریکای جنوبی و عراق

در مغر هر برنامه‌ریز شهری تمایل شدیدی وجود دارد به اینکه یک فضای کاملا خالی به دست بیاورد و آن را مثل شهر لاس‌وگاس از نقطه اول و طبق نظر خودش بسازد. اولین کسی که این حس را تجربه کرد احتمالا هیپوداموس بود، مردی که ارسطو از او به عنوان پدر برنامه‌ریزی شهری یاد کرده. شهر محل زندگی او میلتوس در جریان جنگ با ایرانیان خراب شد و هیپوداموس این فرصت را غنیمت شمرد چون جنگ باعث شده بود هر وصله ناجوری که طی قرون در گوشه و کنار شهر شکل گرفته بود به کل نابود شود. حالا هیپوداموس می‌توانست همه‌چیز را از اول بسازد و نظم مورد نظر خودش را در آن پیاده کند. گفته می‌شود که مفهوم برنامه‌ریزی شهری از اینجا شکل گرفته است.

از آن زمان به بعد، رویای این چک سفید در دست برنامه‌ریزان شهری به وسوسه شدیدی بدل شده است. لئوناردو داوینچی بعد از طاعونی که میلان را نابود کرد طرح‌های پرجزئیاتی از یک شهر آرمانی کشید؛ شهری که ساخته نشد. چندصد سال بعد نیز فرانک لوید رایت یک متروپولیس طراحی کرد که مسئله ترافیک شهری را با استفاده از شبکه تاکسی‌های هلی‌کوپتری حل می‌کرد.

هر از چندگاهی این تمایل در میان برنامه‌ریزان شهری به نوعی اپیدمی تبدیل می‌شود، شبیه چیزی که در اوایل قرن بیستم در اروپا و امریکای شمالی رخ داد. این نهضت که به عنوان جنبش شهر- باغ شناخته می‌شد هدفش این بود که از طریق ایجاد مکان‌های شهری برنامه‌ریزی‌شده و پر از فضای سبز، با بدی‌های انقلاب صنعتی مقابله کند. نتیجه این شد که ناگهان تعداد زیادی شهر جدید درست در کناره‌های شهرهای قدیمی سر برآوردند.

امروز هم انگار در میانه یک اپیدمی شهرسازی دیگر هستیم که نگاهش رو به آینده است. این رویکرد بیشتر در میان کشورهای در حال توسعه دیده می‌شود؛ آن هم بیشتر در کشورهایی که رشد جمعیت و شهری‌شدنِ سریع باعث شده که زیرساخت‌های موجود کاملا ناقص جلوه کنند. درواقع کار به جایی رسیده که این کشورها حاضرند هزینه زیادی را متحمل شوند و وقت زیادی تلف کنند تا به جای اصلاح یک متروپولیس پرمشکل، یک آرمان‌شهر جدید به جای آن بسازند.

 

شهر جدید کنار پرجمعیت‌ترین شهر آفریقا

در لاگوس در نیجریه که پرجمعیت‌ترین شهر آفریقاست، بخشی از آب‌های اقیانوس اطلس به عنوان جایی برای ساخت یک شهر جدید جزیره‌ای به نام اکو آتلانتیک در نظر گرفته شده که از نظر برنامه‌ریزانش می‌تواند یک مرکز مالی به سیاق منهتن نیویورک باشد و فعالیت‌های مالی در آفریقا را پوشش دهد.

این منطقه ده کیلومتر مربع است و طرح‌های کامپیوتری آن حاکی از ساخت برج‌های اداری و تجاری، آپارتمان‌های لوکس، بلوار پر از فروشگاه و نیز نیروگاه برق مخصوص به خود است. این شهر جدید درواقع بخشی از رویای نیجریه برای رقابت با آفریقای جنوبی بر سر عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد آفریقا است.

پروژه اکو آتلانتیک به دو دلیل مورد توجه قرار گرفته. اول اینکه لاگوس با جمعیت ۲۱ میلیون نفری‌اش اصلا جایی برای گسترش بیشتر ندارد و دوم اینکه این شهر دارد زیر آب می‌رود.

یک نمونه دیگر از شهرهای جدید، فارست سیتی یا شهر جنگل در مالزی است؛ یک پروژه لوکس ۱۰۰ میلیارد دلاری که فراز و فرودهای زیادی را گذرانده و هنوز هم بلاتکلیف است. قضیه از این قرار است که یک شرکت عمرانی چینی با چهره‌ای از خانواده‌ای اشرافی در مالزی وارد شراکت شد تا یک شهر نسبتا خصوصی روی جزایر مصنوعی در قلمرو آبی مالزی و در فاصله دو کیلومتری تا سنگاپور بسازد. این شهر عملا به یکی از پررفت و آمدترین مسیرهای کشتی‌رانی دنیا کاملا نزدیک است و برای خرید واحدهای آپارتمانی و ویلاها در این شهر هم مشتریان چینی مد نظر قرار داشته‌اند. علت این است که بسیاری از سرمایه‌گذاران چینی به دلیل آلودگی هوا در شهرهای بزرگ چین به دنبال داشتن ملک در کشورهای نزدیک هستند و این خرید می‌تواند در مالزی برایشان به صرفه باشد.

اما فارست سیتی به جنجال زیاد در داخل مالزی انجامیده و مخالفان فروش واحدهای آپارتمانی و ویلاهای لوکس آن به مشتریان چینی بسیار زیادند. حتی ماهاتیر محمد که در ماه می دوباره در مالزی به قدرت رسید با این مسئله مخالف است. این وضعیت باعث شده که پروژه فارست سیتی به خطر بیفتد و به درستی پیش نرود. حتی سازندگانش به این فکر افتاده‌اند که به جای مشتری چینی، آن را به هر مشتری دیگری در مالزی نیز عرضه کنند.

در مناطق مختلفی از آفریقا نیز پروژه ساخت شهرهای جدید در جریان است. مثلا یا در غنا، هوپ سیتی یا شهر امید ساخته می‌شود که خانه آینده بلندترین ساختمان در قاره آفریقا خواهد بود. در رواندا هم ویژن سیتی یا شهر بصیرت در حال ساخت است، شهری با اینترنت وای‌فای رایگان و چراغ‌های خیابانی‌ای که با انرژی خورشیدی روشن می‌شوند.

 

چین چه شهری می‌سازد؟

شاید مهم‌ترین پروژه در میان شهرهای جدید، کاری باشد که چین دارد در شهر شیونگان انجام می‌دهد. شیونگان شهری با تکنولوژی سطح بالاست و در فاصله دو ساعتی از پکن قرار دارد. شرکت‌های بسیار پیشرفته، موسسات تحقیقاتی و جدیدترین سیستم‌های حمل و نقل قرار است در این شهر مستقر باشند. این پروژه با حمایت شی جینپینگ رئیس‌جمهور چین انجام می‌شود و بنابراین بعید است که به سرنوشت برخی شهرهای متروکه قبلی چین که توسط دولت‌های استانی تامین هزینه شده بودند دچار شود.

شیونگان در استان هبی چین قرار دارد و بر اساس نمونه شنزن و شانگهای در حال ساخت است تا به عنوان یک منطقه اقتصادی ویژه عمل کند. این یعنی مقامات محلی قدرت آن را خواهند داشت که سیاست‌های مورد نظر خود را برای جذب سرمایه‌گذاران به کار ببندند.

بخشی از عناصر شهر جدید شیونگان مبتنی بر توسعه انرژی سبز است اما به هر حال ساخت کامل این شهر به از بین بردن فضاهایی از پیش‌موجود نیاز دارد و این خودش ضربه‌زننده به محیط زیست است. از آن بدتر اینکه باید ساکنان مناطق قدیمی (که حالا در قلمرو شهر جدید شیونگان افتاده‌اند) به مناطق جدید منتقل شوند و در ساختمان‌ها و زیرساخت‌های جدید مستقر شوند. این خودش هزینه‌ای ۲۸۷ میلیارد دلاری ظرف ۱۵ سال روی دست دولت چین می‌گذارد و بنابراین به‌صرفه‌بودن ساخت شهر جدید را با تردیدهایی مواجه می‌کند.

 

چرا شهرهای جدید می‌آیند؟

سارا موزر جغرافیادان دانشگاه مگ‌گیل کانادا در مورد علل ظهور شهرهای جدید می‌گوید: «این جنون ساختن شهرهای جدید را می‌توان تا حدی ناشی از رشد بیش از اندازه جهانی‌سازی قلمداد کرد.» او که فهرستی از بیش از صد پروژه برای ساختن شهرهای جدید در نقاط مختلف دنیا را تدوین کرده، می‌گوید دولت‌هایی که به دنبال جذب پول سریع هستند به این نتیجه رسیده‌اند که پروژه‌های خیلی عظیم مثل ساختن شهرهای جدید می‌تواند توجه سرمایه‌گذاران و ثروتمندان خارجی را جلب کند و پول آنها را جذب کند. موزر در عین حال معتقد است که شبکه‌های اجتماعی نیز روی این مسئله تاثیر زیادی دارند: «رهبرانی که به دنبال ساخت شهرهای جدید هستند می‌توانند مدل‌های کامپیوتری نفس‌گیری از کارهایی که می‌توان در شهر جدید کرد بسازند و آنها را در شبکه‌های اجتماعی عرضه کنند که خودش توجه زیادی جلب می‌کند.»

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این ذهنیت که یک ایده آینده‌نگرانه و عظیم می‌تواند روی مشکلات گذشته سایه بیفکند، بسیار طرفدار دارد. موزر معتقد است که این دیدگاه به خصوص در کشورهایی که در گذشته دوران استعمار را پشت سر گذاشته‌اند دیده می‌شود چون آنها حس می‌کنند با ساخت شهرهای جدید دارند تصویری می‌سازند که فقط متعلق به خودشان و آینده‌شان است.

 

آشنایی با قاهره جدید

یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های شهرهای جدید را می‌توان در زمین‌های خاکی بین رود نیل و دریای احمر در مصر مشاهده کرد. در سال‌های اخیر، قاهره به پررشدترین ابرشهر دنیا بدل شده و این خبر بدی برای ساکنان قاهره بوده است؛ چون ترافیک و شلوغی شدید در این شهر شرایط را برای زندگی دشوار کرده است. بر اساس قواعدی که در برنامه‌ریزی شهری وجود دارد، به ازای هر یک ساکن شهر باید ۱۶ مترمربع فضای سبز وجود داشته باشد. در حالی که در قاهره این میزان تنها 0.3 متر به ازای هر نفر است. با این اوصاف، عجیب نیست که بحث پیدا کردن جایگزین برای آن مطرح باشد.

اشرف عبدالمحسن ایده‌پرداز شهر قاهره جدید، ذهنیتش را این‌طور توصیف می‌کند: «من می‌خواهم کاری کنم که قاهره نفس بکشد». او دکترای معماری دارد و سال‌ها در مصر به عنوان شهرساز کار کرده است. مدتی بعد از انقلاب سال ۲۰۱۱ در مصر  و در شرایطی که فضای خوش‌بینانه‌ای در کشور برقرار شده بود، او و همفکرانش یک بنیاد غیرانتفاعی تشکیل دادند تا استراتژی توسعه آینده را برای مصر تدوین کنند. در همین چارچوب، این ایده مطرح شد که هفت شهر جدید در نقاط مختلف مصر ساخته شود. بر این اساس، قاهره به عنوان پایتخت معنوی و فرهنگی مصر حفظ می‌شد اما شهرهای دیگر به عنوان مرکز علم و تحصیلات، مرکز تکنولوژی سبز، مرکز کسب و کار، مرکز کشاورزی نو، مرکز تجارت، مرکز میراث فرهنگی و مرکز سیاست و تفریح ساخته می‌شدند.

این برنامه خیلی بلندپروازانه بود و دولت جدید مصر آن را تحویل نگرفت. اما در سال ۲۰۱۴ که ژنرال عبدالفتاح السیسی با کنار زدن اخوان‌المسلمین در مصر به قدرت رسید، ناگهان عبدالمحسن را به دفترش دعوت کرد و به مسئله پایتخت‌های جدید توجه نشان داد. اما السیسی یک حکمران دیکتاتور است و دوست دارد کارها را به مدل خودش به انجام برساند. او پروژه قبلی را تغییر داد و خواهان آن شد که تنها یک شهر جدید در ۷۲ کیلومتری قاهره ساخته شود و به مرکز اداره کشور بدل شود؛ به طوری که تمام ساختمان‌های دولتی و کارکنان دولتی به آنجا منتقل شوند و این شهر در نهایت جمعیتی ۷ میلیون نفری پیدا کند.

این ایده خیلی نو نبود. قبلا شهر واشنگتن هم به عنوان پایتخت امریکا ساخته شده بود و در دهه ۱۹۶۰ میلادی شهرهای دیگری در جهان به منظور آنکه پذیرای ساختمان‌های دولتی باشند ساخته شدند. از جمله آنها می‌توان به اسلام‌آباد (پاکستان)، چندیگر (هند) و برازیلیا (برزیل) اشاره کرد.

دولت مصر مالک کل زمینی بود که برای ساخت شهر جدید پیشنهاد داده شده بود و بنابراین مانع اصلی در راه آغاز کار از بین رفته بود. یکی از برنامه‌ریزان پروژه قاهره جدید در سال ۲۰۱۵ به این نکته اشاره کرد که تمایل شدید دولت مصر به تحقق این پروژه می‌تواند ضامن موفقیت آن باشد. ابتدا قرار بود تامین هزینه اصلی توسط یک شرکت عمرانی در امارات متحده عربی انجام بگیرد اما در نهایت این‌طور نشد و دو شرکت چینی جای آن را گرفتند. از آن زمان به بعد، نقش چینی‌ها هم کمرنگ شده و دولت مصر و شرکت‌های مصری مجبور به ورود به قضیه شده‌اند. مرحله اول ساخت - یعنی احداث ساختمان‌های دولتی با هزاران واحد مسکونی برای کارکنان- در حال انجام است.

به هر صورت، برنامه‌ای که برای ایجاد قاهره جدید دنبال می‌شود این است که یک فضای ۷۰۰ کیلومتر مربعی در بیابان به جایی برای پارلمان، وزارت‌خانه‌های دولتی، سفارت‌خانه‌های خارجی و شرکت‌های بزرگ مستقر در قاهره تبدیل شود و با این ترتیب، فشار شدید فعلی که روی قاهره وجود دارد کم شود. السیسی در عین حال امیدوار است که با ساخت این پایتخت جدید، روند فرار سرمایه خارجی از مصر را تغییر دهد. این اتفاق بعد از سال ۲۰۱۱ و ساقط شدن حکومت حسنی مبارک و سال‌ها بی‌ثباتی سیاسی در مصر افتاد و اثرات منفی آن در جذب سرمایه خارجی هنوز به وضوح دیده می‌شود. السیسی همچنین می‌خواهد در شهر قاهره جدید دو میلیون فرصت شغلی ایجاد کند و از این راه، جانی تازه نیز به اقتصاد مصر بدمد.

اما تردیدها نسبت به آینده این شهر جدید خیلی بالاست. آیا مصر می‌تواند به سیاق پروژه‌های امارات متحده عربی عمل کند؛ آن هم در شرایطی که تولید ناخالص داخلی مصر تنها هشت درصد دوبی است؟ آیا مصر می‌تواند با وجود مشکل کم‌آبی، آب لازم را به این شهر جدید برساند؟ این مسئله اهمیت زیادی دارد چون سازمان ملل متحد نیز هشدار داده که قاهره جدید خیلی زود - تا سال ۲۰۲۵- با مشکل کم‌آبی مواجه خواهد بود.

بسیاری از مخالفان پروژه معتقدند این شهر جدید درواقع راهی برای السیسی است که در صورت وقوع ناآرامی‌ مجدد در این کشور، دولت را به راحتی از دسترس مردم جدا کند. طبعا تمام اینها گمانه‌زنی است؛ اما واقعیت این است که وقتی ادعای ساختن شهرهای آینده مطرح می‌شود، جای شک و تردید درمورد اجرایی‌بودن آنها همواره باز است.

 

ماجراهای شهر مصدر

 اصولا وقتی می‌خواهید شهری برای فردا طراحی کنید باید بدانید که فردا قرار است چه تحولات و چه پیشرفت‌هایی را در خود داشته باشد؛ وگرنه ممکن است از قافله عقب بمانید و پولی که صرف کرده‌اید هدر برود. این مورد در یک شهر جدید که امارات متحده عربی شروع به ساختش کرد به وضوح دیده شد. شهر مصدر از ده سال پیش در برنامه بلندپروازانه دولتی در ابوظبی قرار گرفت. قرار بر این بود که این شهر هیچ گونه آزادسازی کربن، هیچ زباله و هیچ خودرویی نداشته باشد. قرار بود از یک سیستم الکتریکی شخصی سریع برای حمل و نقل در این شهر استفاده شود که با عنوان پی‌آرتی شناخته می‌شد. اما این پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ها کاملا با پیشرفت‌های تکنولوژیکی که در راه بود تطابق نداشتند. با وجود این، قرار بود تا سال ۲۰۱۸ حدود پنجاه هزار نفر ساکن این شهر بشوند.

اما ناگهان بحران مالی جهانی رخ داد و مسئولان پروژه مجبور شدند بپذیرند که اوضاع با آنچه که در ذهن داشتند فرق دارد. این پروژه درنهایت بسیار آهسته پیش رفته و تاکنون تنها پنج درصد از شهر مصدر ساخته شده است. سازندگان شهر مصدر حتی اذعان کرده‌اند که بعد از پیشرفت تکنولوژی خودروهای الکتریک در سال‌های اخیر، دیگر نمی‌توان سیستم پی‌آرتی را در این شهر به کار برد. همچنین پیش‌بینی‌ها در خصوص جمعیتی که می‌تواند در این شهر ساکن شود اشتباه بود و حالا قرار بر این است که تا سال ۲۰۲۰ میلادی تنها ۳۵۰۰ نفر در آن ساکن شوند. در حال حاضر تقریبا ۲۰۰۰ نفر شروع به زندگی در شهر کرده‌اند.

البته تجربه به تعویق‌افتاده شهرهای جدید را نباید شکست تلقی کرد، چون هر تجربه در این خصوص مثل یک آزمایشگاه برای آینده عمل می‌کند؛ به خصوص اگر بحث استفاده از تکنولوژی‌های سبز در این شهرهای جدید مطرح باشد و مشارکت بین دولت و شرکت‌های خصوصی برای تحقق آن صورت گرفته باشد. مثلا در شهر مصدر این اتفاق افتاد و همکاری شرکت‌های میتسوبیشی، اشنایدر الکتریک و زیمنس در عرصه تکنولوژی‌های سبز مسئله کم‌اهمیتی نبود. اما بالابردن بهره‌وری در این خصوص در شهرهای جدید اهمیت زیادی دارد که در بسیاری از این شهرها نتایج ضعیفی به دست می‌دهد.

شهرهای جدید هم مثل هر چیز جدید دیگری عملا دوره‌ای از زندگی شهری را به نمایش می‌گذارند که ممکن است در فاصله‌ای کوتاه جای خودش را به آشفتگی یا متروک‌شدن بدهد. اما بالاخره یک روز برنامه‌ریزان شهری موفق خواهند شد بدون نابود کردن شهرهای نابسامان فعلی، راهی برای نظم‌بخشیدن و امروزی‌کردن آنها بیابند. درواقع جهان نیاز دارد به اینکه رویای آرمان‌شهر را در ذهن خود نگه دارد اما در آینده نزدیک، آن را به صورت کامل به اجرا نیز دربیاورد. اگر این‌طور نشود، شهرهای آلوده،‌ پرترافیک و پراسترس امروزی جایی برای زندگی آینده باقی نخواهند گذاشت.