
19 آذر سالروز در گذشت رضا نیازمند پدر صنایع ایران است. علی اصغر سعیدی، جامعه شناس وتاریخ نگار اقتصادی در یادداشتی به ویژگی های شخصیتی رضا نیازمند پرداخته است، ویژگی هایی که به تمایز او از دیگر مدیران صنعتی ومهندسان هم عصرش منجر شد.
علی اصغر سعیدی

رضا نیازمند در بین چهرههای برجسته، مدیران و سیاستمداران، تکنوکرات ها و بوروکرات ها یک شخصیت منحصربهفرد است. دلیل اول این تمایز نوع آموزش نیازمند است. هرچند افراد دیگری هم مثل رضا نیازمند از آموزشی که به آن اشاره میکنم بهره بردند اما نیازمند با دیگران تفاوتهایی داشت. رضا نیازمند در دبیرستان علمیه تحصیل کرد و پسازآن به دارالفنون رفت. پیش از شکلگیری دانشکده فنی در تهران هنر سرای عالی یا مدرسه ایران و آلمان مهندس تربیت میکرد و دورههای کارآموزی در این واحدهای آموزشی متفاوت از دانشکده فنی بود. در این دورهها مهندس برای کار در کارخانه آموزش میدید و همپای کارگران مشکلات ماشینآلات و دیگر مسائل تولید را حل میکرد و بهاصطلاح مهندس پشتمیزنشین نبود. نیازمند از چنین آموزشی برخوردار شد و همین بود که باعث شد او مهندس برجستهتری شود.
ویژگی شخصیتی که باعث شد نیازمند از دیگران متمایز شود بازاندیشی مداوم و شناخت مستمر نقاط ضعفش بود. رضا نیازمند در یک دوره مدیر فنی و مدیر کارخانه بود. او پس از مدتی دریافت که اگر حسابداری و مدیریت صنعتی را نداند، نمیتواند از چموخم کارخانه خودش آگاهی کامل داشته باشد برای همین به امریکا رفت و دوره دید و به ایران بازگشت و در دیگر پستهای صنعتی و مدیریتی که داشت، با همین کنجکاوی همیشگی بیشتر و بیشتر یاد گرفت. رضا نیازمند با کنجکاوی کودکانه میزیست و این کنجکاوی تا پایان عمر با او بود. او در اواخر زندگی کارهایش را با رایانه انجام میداد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که اجازه فعالیت در ایران را نداشت، به کشورهای دیگر سفر کرد و در این کشورها به صنایع مختلف مشاوره میداد. رضا نیازمند همچنین قرآنپژوه بود و تقریباً با تمام ادیان الهی بهطور آکادمیک در دانشگاه هاروارد و دیگر مراجع علمی خارجی آشنا شده بود. او در سن بالای 90 سال تحصیلات نیمهتمامش را به پایان رساند و دکترا گرفت.
نکته جالب اینکه رضا نیازمند درسهایی را انتخاب میکرد که فکر میکرد به دردش میخورد و به دلیل تجربه کاری از دیگر فارغالتحصیلان جلوتر بود. او بر اساس نیازی که تشخیص میداد تحصیل میکرد و دانش مدیریت را در محیط کار اجرا میکرد. نیازمند در شرایطی چنین بود که در محیط کار آن زمان، به دلیل کمتجربگی و سواد کمتر کارگران اجرای بسیاری از اصول مدیریتی دشوار بود.
آموزش هدفمند در اعزام ایرانیان به خارج برای تحصیل در اولویت نیازمند بود. در یک دوره بر اساس اصل 4 ترومن بازنشستگان در واحدهای صنعتی آمریکایی برای مشاوره به کشورهای درحالتوسعه سفر میکردند تا در امور مختلف از انبارداری تا بازاریابی به شرکتهای بخش خصوصی مشاوره بدهند. رضا نیازمند که در آن دوره در معاونت صنعتی و معدنی وزارت اقتصاد حضور داشت تلاش کرد این افراد نه صرفاً برای مشاوره بلکه برای انتقال دانش به ایران بیایند. این کارشناسان خارجی پس از مدتی مهارتها و دانش لازم را به ایرانیان منتقل کردند و همین به کاهش تعداد این مشاوران در بخش خصوصی ایران در دهه 50 انجامید.
رضا نیازمند بههیچعنوان بهصرف دریافت مدرک از محیطهای آموزشی معتقد نبود. لاجوردی در همکاری با آمریکاییها مرکز مطالعات مدیریت را در ایران تأسیس کرد که در مقطع فوق لیسانی دانشجوی ام بی ای تربیت میکرد. رضا نیازمند حتی با این هم موافق نبود چراکه معتقد بود صنایع ایران نیاز به دانشی دارد که در کارخانه به کار بیاید و مدیر حرفهای نیاز داریم نه یک مدیر صرفاً تحصیلکرده.
رضا نیازمند بخشی از یک گروه نخبه در اقتصاد ایران بود. گروهی که در یک دوره از سال 42 تا 48 در اقتصاد ایران فعالیت میکردند و این تنها دورهای است که اقتصاد ایران به تجربه رشد با نرخ تورم پایین رسید. این دوره جای بررسی بسیار دارد. اینکه چه چیز باعث چنین پیشرفتی شد را باید در هماهنگی این گروه، ایده آلها و فرهنگ متعالی آنها دید، یعنی کسانی چون دکتر یگانه، دکتر سادات تهرانی، ضیایی و رضا نیازمند که به رهبری عالیخانی در این دوره فعالیت میکردند و البته نسل مشروطیت بودند.