
مسئله تبلیغات بعد از چاپ توسط ناشران متاسفانه جدی گرفته نمیشود. تبلیغات کتاب منحصر به این میشود که در صفحه اینستاگرام ناشر یکی دو روز خبر انتشار کتاب گذاشته شود. من معتقدم که این ماجرا تاثیری ندارد
آینده نگر
ابوالفضل اللهدادی فوقلیسانس زبان فرانسه دارد و جزو مترجمان پرکار سالهای اخیر از زبان فرانسه است. چند سال پیش با کتاب «برای این لحظه متشکرم»، خاطرات والری تریرویلر، بانوی اول فرانسه نامش بر سر زبانها افتاد. بعد کتابی از سوتلانا الکسویچ برنده جایزه نوبل ترجمه کرد و چند رمان پرفروش هم در کارهایش دارد. او با چند نشر بزرگ در این مدت همکاری کرده. با اللهدادی درباره وضعیت چاپ کتاب در ایران حرف زدیم.
- شما جزو مترجمانی هستید که با چند ناشر معتبر کار کردهاید. در طول این 6- 7 سالی که در کار ترجمه هستید به نظرتان در حال حاضر وضعیت نشر نسبت به سالهای گذشته تغییری داشته؟
متاسفانه یا خوشبختانه ما در صنعت نشرمان یک حرکت سینوسی داریم. یعنی یک بار میبینید که یکی دو سال از هر جهت خیلی خوب است. از هر جهت یعنی مثلا قیمت کاغذ مناسب است، ناشران زود و سریع کتاب چاپ میکنند و مهمتر از همه بحث ممیزی سهلگیرانهتر است. وضع اینطوری دارد پیش میرود بعد پنج روز دیگر میبینی که کاغذ چاپ و مرکب گران شده، زینک افزایش قیمت پیدا میکند. بنابراین ما یک روند سینوسی را شاهد هستیم. یعنی ماجرای خرابی ناگهانی وضع نشر ماجرای امسال و پارسال نیست. اولین کتاب من مدت زیادی چاپ نمیشد و مجوز به آن نمیدادند. بعد دولت که عوض شد در دوره قبلی مجوز گرفت. بعد از آن مثلا کتاب «برای این لحظه متشکرم» کمتر از 20 روز کاری طول کشید تا مجوزش بیاید. کتابهای بعدی هم همینطور تا اینکه ناگهان به یک سکتهای رسیدیم و داستان مجوز طول کشید. از همین طرف قیمت کاغذ هم چنین وضعی دارد. زمانی کتاب با صفحهای 60 تا 65 تومان چاپ میشد الان به حدود صفحهای 110 تومان رسیده و باز هم این رقم بالا و پایین میشود. به نظرم ما نمیتوانیم خط ثابتی برای نشرمان در نظر بگیریم و بگوییم که مثلا از نقطه الف شروع کردیم و در این سالها خوب یا بد به نقطه ب رسیدیم و حالا هم قرار است به نقطه پ برسیم.
- در وضعیتی که امسال هستیم بزرگترین مشکلی که من درباره صنعت نشر شنیدهام مسئله کاغذ است. آیا این مسئله باعث شده که کتابها در چاپشان به مشکل بربخورند یا پروسهشان طولانیتر شود یا کیفیت چاپ پایین بیاید؟
کیفیت چاپ که پایین نیامده اما کتاب آخری که من منتشر کردم وقتی مجوز گرفت دقیقا به همین خاطر پروسه چاپش بیشتر طول کشید. چون قیمت زینک و کاغذ بالا رفته بود و میگفتند حالا صبر کنیم و ببینیم که چه میشود. تاثیر مستقیم و مهمی که این وضعیت داشته این است که یک سری ناشرانی داشتیم که در ماه تعداد فراوانی کتاب چاپ میکردند، آنها به شدت تعداد کتابهایشان را کاهش دادند. یک سری ناشرها که کلا دست نگه داشتهاند تا ببینند اوضاع چطور میشود. و از یک جهت هم طبیعی است چون ناشر میگوید الان من اگر کتاب را چاپ کنم مثلا باید 20هزار تومان قیمتش را بگذارم. دو هفته بعد همین کتاب با همین تعداد صفحه برای تهیه کاغذش باید دو برابر پول بدهم. بنابراین صبر میکنم تا این وضعیت به یک ثباتی برسد.
- میرسیم به مسئلهای که همیشه در نشر مطرح است و آن هم تیراژ کتاب است. تیراژ کتابها اصلا چطور تعیین میشود؟
طبعا تقاضای بازار و تعداد کتابخوانهاست که تیراژ را مشخص میکند. مثلا ببینید کتابهایی که الان با دید خوشبینانه تیراژشان به 500 میرسد قدیم تیراژشان 5هزار تا بوده است. خب این 5هزار تا مخاطبی داشته که این کتاب را تهیه میکردند الان آن میزان به 500 رسیده. به نظرم وجود مخاطب در تیراژ نقش اصلی دارد. برای اینکه ناشر وقتی میبیند اگر کتابی را در تیراژ هزار نسخه بزند یک سال طول میکشد تا چاپ اولش برود، یعنی یک سال باید سرمایهاش بخوابد. به همین دلیل است که تیراژ پایینتر میزنند. البته هستند کتابهایی که سریع تیراژشان تمام میشود. من از روند معمول حرف میزنم.
- حالا بیاییم طرف مترجم و مولف بایستیم. مشکل بزرگی که شما با ناشران دارید چیست؟
داستان مترجم که غمانگیز و پرآب چشم است. چون کار بسیار سخت و سنگینی است. اغلب مترجمهای ما هم اینطوری نیستند که تمام وقتشان را برای ترجمه کتاب بگذارند و از این راه زندگیشان را بگذرانند. اکثر مترجمهای ما روز کار گل میکنند و شب با بدبختی و خستگی میرسند که کار دل بکنند. مسلما اگر علاقه نداشته باشی این سختی را به جان نمیخری. مهمترین مسئلهای که وجود دارد حقالترجمه و حقالتالیف است. البته که درصدها متفاوت است. اما مشکل در پرداخت است. معمولا ناشرها بین چهار تا شش ماه بعد از چاپ کتاب حقالتالیف را پرداخت میکنند. یعنی تصور کنید که چهار ماه برای یک کتاب وقت میگذارید و با این روند فعلی مجوز هم چیزی حدود هفت هشت ماه طول میکشد تا کتاب مجوز بگیرد. یکی دو ماه هم چاپ کتاب طول میکشد. یعنی یک سال و دو ماه بعد از اینکه ترجمه را تحویل دادید تازه باید چهار تا شش ماه منتظر بمانید که چکی به دستتان برسد. تازه باید تاکید کنم که این اعداد خوشبینانه است. بعد با این وضعیت اقتصادی اگر همان موقع که ترجمه را تحویل دادی شاید با یک میلیون میتوانستی به اندازه ایکس تومان خرید کنی اما یک سال و دو ماه بعد نصف آن ایکس را هم نمیتوانی خرید کنی. من خوشبختانه با ناشران معتبری کار کردم ولی همکارانی داشتم که گله کردهاند از اینکه حقالترجمههایشان درست پرداخت نشده یا تیراژ را به دروغ در کتاب زدهاند 500 نسخه در حالی که بعدا مشخص شده هزار نسخه چاپ کردهاند ولی درصد را روی همان 500 نسخه بستهاند.
- در این مدت من نشرهایی را دیدم که تعطیل شدهاند. به نظرتان عامل اصلی که برخی ناشران در عرض این چند ماه گذشته زمین خوردهاند چیست؟
عامل اصلیاش که همین گرانیهاست. گرانی کاغذ و چاپ. ضمن اینکه وقتی ناشری بی حساب و کتاب کار چاپ میکند و فقط به صرف اینکه یک کتاب را به بازار بفرستد وارد این بازار آشفته میشود وقتی چنین شوکهای قیمتی وارد میشود نمیتواند ماجرا را مدیریت کند. بنابراین وقتی دخل و خرج نخواند خیلی ساده است که همه چیز به هم خواهد ریخت. و در نشر این دخل و خرجها خیلی بالا و پایین دارد. با توجه به قیمتهای مختلفی که کاغذ تجربه میکند و چاپخانه و خیلی چیزهای دیگر. بنابراین مهمترین بحث میتواند همان دلیل اقتصادیاش باشد. البته یک عده هم معتقدند که اصلا نباید نگران کاغذ بود چون باعث میشود ناشرهایی که همینطور کترهای آمدهاند و کار را شروع کردهاند و جلو میروند پالایش و تصفیه بشوند و آنهایی بمانند که با حساب و کتاب کار میکنند. البته من با این نظر موافق نیستم. چون اگر بازار درست باشد و روندها به درستی طی شوند آن ناشرها به خودی خود از چرخه حذف میشوند و از طرف مخاطب به حاشیه رانده میشوند.
- میرسیم به نکتهای که به خصوص در بخش ترجمه به شدت آزاردهنده است. حتی از طرف ناشرهای قدیمی هم دیده شده که از یک کتاب که ترجمه شده باز هم ترجمه جدیدی به بازار میدهند. در بازار نشری که همینطوری هم وضعیت درستی ندارد این ماجرا واقعا مشکل ایجاد میکند. ناشرها کار کارشناسی نمیکنند و این کتابها را بیرون میدهند؟
یک نکته را باید توجه کنیم که اگر این کتابها مخاطب و مشتری نداشتند که چنین اتفاقی نمیافتاد. مثلا نویسندهای گل میکند و یکباره از یک کتابش چند ترجمه به بازار میآید. بنابراین احتمالا مخاطب دارد که این اتفاق میافتد. دو اینکه نه! کار کارشناسی صورت نمیگیرد. یک سری از ناشرها هستند که توانش را دارند و روی یک نویسنده جدید سرمایهگذاری میکنند. خود من 99 درصد کتابهایی که چاپ کردم از نویسندههای جدید بودند و خب ناشران هم به من اعتماد کردند. حالا یکی از این نویسندهها میگیرد. ناشر دیگری که معمولا ناشر کوچکتر و ناشناختهتری است میبیند که این کتاب در عرض یک هفته به چاپ دوم رسیده و میگوید چرا من از نمدی که اینجا راحت و آسوده مهیا شده برای خودم کلاهی نسازم. او هم میآید و به روشهای متفاوت همان کتاب را به بازار میدهد. گاهی حتی از روی ترجمه رونویسی میکنند. یا اصلا به مترجم دیگری میدهند و میگویند چون اسم این نویسنده در بازار پیچیده و کتابهایش را میخرند ما هم میخواهیم همین کتاب را به بازار بدهیم. بازار اقبال به اسم نویسنده نشان میدهد و بعد یک سری ناشرها دنبال این میافتند که از آن استفاده کنند. این را هم اضافه کنم که هر کتابی مجوز میگیرد در فیپا ثبت میشود و بعد از ثبت هر ناشر دیگری که دوباره آن کتاب را ترجمه کند اول کتاب ذکر میکند که این کتاب قبلا با این شماره فیپا در فلان نشر توسط فلان مترجم ترجمه شده است.
- میرویم سراغ جریان کپی رایت که مسئله مهم نشر است. شما برای یک سری کتابهایتان میدانم که حق رایتشان را خریداری کردهاید. کلا درباره این پروسه توضیح بدهید و اینکه اصلا پیوستن به کپی رایت چه خاصیتی برای نشر ما میتواند داشته باشد؟
کلا کپی رایت قانون بهدردبخوری است که جلوی یک سری از اتفاقات را میگیرد. مثلا مهمترینش اینکه شما دیگر ترجمه تکراری از یک کتاب نمیبینید. یعنی وقتی من کپی رایت ترجمه کتابهای رومن پوئرتولاس را گرفتم و خریدم انتشارات لودیلتانت فرانسه دیگر حقوق این کتابها را به هیچ ناشر فارسیزبان دیگری نه در ایران و نه در هیچجای دیگر دنیا نمیفروشد. نکته دوم اینکه خود کپی رایت باعث میشود یک سری ناشرهایی که کار حاشیهای میکنند کنار بروند. یعنی ناشر دیگر نمیتواند صبر کند من بروم یک نویسندهای را بخوانم و کشف کنم و وقتی کارش گرفت تازه سراغش بروند. بنابراین یک سری سودها دارد. اما در شرایط فعلی مشکلات ما زیادتر خواهد شد. به خاطر اینکه مهمترین مسئله پرداخت حق کپی رایت است. ما الان به دلیل تحریمها مشکلات بانکی داریم. بعد اصلا با ناشر مذاکره کردیم و راضیاش کردیم که وضع اقتصادی ما خوب نیست و کمتر حساب کن و او هم رضایت داد که با یک مبلغ معقولی کپی رایت را بفروشد. پول را هم پرداخت کردیم حالا ناشر فرانسوی از من میپرسد که نسخه فارسی کتاب من چه وقت در ایران چاپ میشود؟ چون اگر به فاصله مثلا دو ماه از انتشار یک کتاب به فرانسه نسخه فارسی آن چاپ شود خودش یک تبلیغ است. در سایتهای ناشران فرانسوی میبینید که مینویسند این کتاب ما مثلا به 29 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. ضمن اینکه وقتی کپی رایت به شما واگذار میشود این قرارداد مدت دارد. یعنی حتی برای تعداد مشخصی است. مثلا کپی رایت را میخرید که پنج هزار نسخه از کتاب در ایران چاپ شود. بعد از آن باید تمدیدش کنید. حالا فرض که همه اینها درست پیش رفت. خب نمیشود به ناشر فرانسوی بگوییم که خودمان هم نمیدانیم چه وقت چاپ میشود چون ما چیزی داریم به اسم اداره کتاب که کتاب را بررسی میکند که مغایر قوانین ما نباشد و بدترین نکتهاش این است که زمان مشخص هم ندارد. حالا مجوز هم گرفت ولی بخشهایی از کتاب باید حذف شود. ناشر حق دخل و تصرف در کتاب را که واگذار نکرده. باید به ناشر اطلاع بدهیم و ممکن است موافقت نکند. وقتی این ایرادها حل نشده باشد چطور میتوانیم قانون کپی رایت را رعایت کنیم؟ تازه به این نکته میرسیم که در شرایط حاضر آیا کتابها آنقدر سودده هستند که هزینهای را که برای کپی رایت شده برگردانند؟ البته مثلا ناشرانی هستند مثل گالیمار در فرانسه که ناشر بسیار گردنکلفتی است اغلب وقتی برایش توضیح میدهید نهتنها کتابهایش را مجانی در اختیارتان قرار میدهد که یک نسخهاش را هم میفرستد. یک سری ناشران دیگر مثل همین لودیلتانت که گفتم نویسندههای جدید کشف میکنند. مثلا آنا گاوالدا را همین انتشارات کشف کرد. درنتیجه فروختن کپی رایت برایشان منبع درآمد هم محسوب میشود.
- مشکل دیگری در نشر هست که نویسندگان و مترجمان را اذیت کند؟
ماجرای مهمی که من میخواهم به آن اشاره کنم تبلیغات بعد از چاپ است. این مسئله متاسفانه جدی گرفته نمیشود. تبلیغات کتاب منحصر به این میشود که در صفحه اینستاگرام ناشر یکی دو روز خبر انتشار کتاب گذاشته شود. من معتقدم که این ماجرا تاثیری ندارد. یکی از همین کتابهای اخیر مرا یکی از ستارههای سینما در صفحهاش گذاشته بود و 50هزار تا لایک هم خورد. خب نصف این آدمها اگر کتاب را میخریدند میشد 25هزار نسخه ولی این اتفاق که نمیافتد. پس عملا این شیوه تبلیغی بیثمر است. ناشران ما عملا استراتژی پخش ندارند و این ضرر بزرگی به کتابها میزند.