یک دهه پس از سقوط برادران لمان، همه‌چیز بیش از آنچه به چشم می‌آید تغییر کرد، اما آیا کافی است؟

حل‌نشده

تاریخ 1397/09/05 ساعت 13:25

سال 2008 بود که برادران لمان سقوط کرد و همراه با سقوط خود، بسیاری از بانک‌ها و شرکت‌ها را به دردسر انداخت. به دنبال اعلام ورشکستگی برادران، بحران بزرگ مالی در جهان رخ داد؛ حالا یک دهه از آن تاریخ می‌گذرد. اما چه اتفاقاتی در این مدت افتاده‌است؟

آینده نگر

 مسعود یکی از ساکنان منهتن بود؛ یکی از کسانی که بحران بزرگ مالی دامانش را گرفت. سال 1998 لوازم اضافی انبارش را فروخت تا دستمزد کارگرانش را بدهد و سال 2001 با کارکنان برادران لمان دست می‌داد، در ساختمانی که قرار بود بزرگ‌ترین رویدادهای مالی در آن رخ بدهد. خبر نداشت که برادران لمان قرار است چه روزهایی را ببیند. او در روز 15سپتامبر 2008 در همان ساختمان بود و با چشمان خودش فروپاشی این غول بزرگ را دید.

سقوط برادران لمان به هیچ‌وجه آغاز بحران مالی نبود؛ حتی در زمانی که خطرات به اوج خود رسیده‌بودند. سقوط برادران لمان مربوط به روزهایی بود که شرکت‌های نوپا تازه راه افتاده بودند. در آن زمان همه آن شرکت‌ها نیاز داشتند دستی زیر بازویشان را بگیرد و آنها را راه بیندازد. اما برعکسِ این اتفاق افتاد. این شرکت‌ها نتوانستند اعتباری دریافت کنند چرا که بانک‌هایی نظیر همین برادران لمان اعتباری نداشتند که به آنها بدهند.

اکنون ده سال از آن روزها می‌گذرد. گذشتِ یک دهه، تغییرات بسیار کمی را به همراه داشته‌است. سقف آسمان بر سر شرکت‌ها خراب نشده و آنها دوباره سرپا شده‌اند. از امور مالی گرفته تا امور تجاری و اقتصادی، همگی تغییراتی بزرگ را پشت سر گذاشته‌اند.

البته صنعت بانک‌داری دیگر مانند گذشته‌ها نشده‌است. بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال 2007 پنج موسسه بزرگ مالی در جهان سرمایه‌داریِ بانک‌ها، 32.6درصد از کلِ درآمدهای این بخش را به دست می‌آوردند. اکنون هم پنج بانک بزرگ جهانی همین میزان سهم دارند. اما بانک UBS سوئیس، جای بانک مریل لینچ امریکا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را گرفته‌است.

در بسیاری از موارد اگر حساب‌وکتاب کنیم، قضیه همانند همان 11سال پیش است. بسیاری از شرکت‌ها تازه متولد شده‌اند و به شکوه شرکت‌های قدیمی رسیده‌اند. اما بانک‌ها آن‌قدر که باید اقدامات خوب و موثری نداشته‌اند. اکنون همه در انتظار کنار رفتن ابرهای تیره و تار هستند. بانک‌های اروپایی نیز بالاخره موفق شده‌اند بحران مالی را پشت سر بگذارند و به آرامی دوران جدیدی را تجربه کنند. آنها هم به دنبال آینده هستند.

*هنوز هم همان آش و همان کاسه

بخش مالی یکی از بخش‌هایی بود که مشکل برای آن ایجاد شد؛ مسکن بخش دیگری بود که در آن زمان دچار بحران شده‌بود. نکته جالب توجه این است که این بخش در امریکا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هنوز تغییر جدی نکرده‌است. یعنی کانون بحران هنوز به قوت خودش باقی است. در آن زمان، اعتبار بانک‌ها روانه بازار مسکن شده‌بود اما هیچ ضمانتی برای بازگشت آن اعتبارات نبود و همین امر منجر به بروز بحران برای بانک‌ها و ورشکستگیِ آنها شد. این خطر بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم به قوت خودش باقی است.

بحرانی که ده سال پیش رخ داد، هنوز هم در کمین است تا دوباره جلوه‌گر شود. همان زمان که این بحران رخ داد، چیزهایی را نشان داد، یکی از مسائلی که نمایان کرد این بود که قوانین و مقررات چطور می‌توانند در صورت اشتباهی بودن، مشکلاتی بزرگ ایجاد کنند. اگر بناست امروز تصور کنیم بحران بزرگ مالی سال 2008 دیگر برای همیشه تمام شده، باید ابتدا به دنبال قوانین دردسرسازِ گذشته باشیم و ببینیم آیا آن قوانین تغییر کرده‌است یا خیر. به هر حال امثال مسعود هنوز هم در منهتن مشغول کار و کاسبی هستند. آنها پذیرفته‌اند که آن دوران اکنون گذشته اما شاهد بوده‌اند که چطور قوانین اشتباهی، مشکلاتی جبران‌ناپذیر را در زندگی مالی افراد ایجاد کرده و به همین خاطر نمی‌توانند با آرامش خاطر به فعالیت‌های مالی و تجاری خود ادامه بدهند. آنها باید ضمانتی داشته‌باشند تا بتوانند با تکیه بر آن، فعالیت‌های تجاری و مالی خود را انجام بدهند. آنها در حال حاضر این ضمانت را ندارند و این همان چیزی است که نشان می‌دهد دوران بحران هنوز به پایان نرسیده‌است. تا زمانی‌که در بازار سرمایه، سرمایه‌گذاران نگرانی داشته‌باشند نمی‌توان به آینده آن بازار امیدی داشت. نگرانی‌ها باید از بازار برود تا سرمایه‌ها به گردش دربیاید.

*ترجمه نسیم بنایی/ منبع اصلی: اکونومیست