
یک اتفاق در اقتصاد ایران رخ می دهد و آن ها در مورد آن تصمیم می گیرند و بعد ریشه و علت بروز را فراموش می کنند.
مهدی پورقاضی
تغییر و تحولات اخیر در وزارت صنعت، معدن و تجارت می توان نوید روزهای امیدوارکننده را به صنعت بدهد؟ پاسخ مثبت به این سوال در گرو برنامه های وزیر جدید است. بررسی اجمالی برنامه های وزیر جدید صنعت، معدن و تجارت اما گویای تفاوت قابل توجهی با برنامه محمد شریعتمداری و نعمت زاده یعنی دو وزیر صمت پیش از او ندارد. محور کار هم چنان بر تامین مواد اولیه و کالای اساسی برای عموم مردم است و ذهن ها به این سمت و سو گرایش دارد که چطور بسته حمایتی تدوین شود و در قالب این بسته ها از تولید حمایت کنند. این حرف های تکراری در برنامه وزرای گذشته هم بوده است و البته کسی ادعایی مبنی بر نامطلوب بودن آن ندارد. تلاش برای تامین کالای اساسی و طرح بسته حمایتی تولید خوب است اما راه حل نیست. چنین طرح هایی مشابه یک مسکن عمل کند که کاری به ریشه درد و مرض بیمار ندارد و تنها برای کوتاه مدت مرهمی برای التیام و آرامش اوست.
مسئله این است که وزرا، چه در دوره های قبل و چه الان درحالی به مسکن ها می پردازند و بر اجرای آن تاکید دارند که صنعت کشور مشکلات اساسی دارد و هنوز هیچ استراتژی برای آن تدوین نشده و سیاست های کلان اقتصاد برای پیشرفت آن شکل نیافته است. از جمله این سیاست های مسئله همیشگی ارز است که وزرا توجهی به آن دست کم در مرحله اجرا و اثرگذاری در صنعت انجام نداده اند و این در حالی است که اگر چنین مشکلات پایه ای در اقتصاد کشور حل نشود هیچ بسته حمایتی برای تولید موثر نخواهد بود.
به نظر من مسئولان از جمله وزیر اقتصاد، وزیر صمت و رییس کل بانک مرکزی سیاست روشنی برای ادامه کار ندارند و تنها به امور روزمره می پردازند. یک اتفاق در اقتصاد ایران رخ می دهد و آن ها در مورد آن تصمیم می گیرند و بعد ریشه و علت بروز را فراموش می کنند. اصل این است که کسی نمی داند باید برای اقتصاد کشور چه کرد و سیاست واحد روشنی هم تدوین نشده است.