
در هیچجای تاریخ یک رعیت یا گروهی از رعیتها نیامدهاند و برنامهای برای پیشبرد جامعه یا مدرنیزاسیون آن ارائه ندادهاند. حتی در مواردی که انقلاب عظیم اجتماعی رخ داده است، باز هم رهبری آن به دست روشنفکرانی از طبقات بالای جامعه بوده
آینده نگر
محمدعلی همایون کاتوزیان چهرهای است که طی دهههای اخیر به عنوان یکی از پژوهشگران و نظریهپردازان تاریخ ایران جایگاهی نسبتا منسجم را از آن خود کردهاست. این «تاریخ» وجوه مختلفی دارد و کاتوزیان از میان آنها تا کنون به تاریخ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ادبی پرداخته است. یکی از بحثهای بسیار مهم تاریخ اقتصادی- سیاسی ایرانِ معاصر مسئله ملیسازی صنعت نفت است. کاتوزیان در گفتوگویی که در سال 1387 با نشریه «اقتصاد انرژی» داشت از زاویه دید خاص خود به این مسئله پرداخت که در ادامه اسکلتبندی اصلی این زاویه خاص را با هم بررسی میکنیم.
ویژگی بارز تحلیل کاتوزیان از رویداد ملی شدن صنعت نفت، این است که او عمده وضعیتی را که نفت در ایران پدید آورده سیاسی میداند و متعاقب آن ملی شدن صنعت نفت را هم تصمیمی سیاسی در نظر میگیرد. نظام سیاسی ایران که 2500 سال سابقه یک روش حکومتی سنتی را داشت، کاملا مستعد ایجاد یک استبداد دولتی بود. به عبارت بهتر نفت، به خودی خود باعث مستبد شدن دولت و قدرتمند شدن آن نشد، بلکه این استعداد از زمانهای بسیار قدیم در ایران وجود داشت و نفت تنها عامل محرکهای بود که از دوران رضاشاه به بعد، قدرت دولت در ایران به شدت زیاد شود.
از سوی دیگر هم انگلستان، به دلیل اینکه ایران یکی از مسیرهای اصلی و بسیار مهم دسترسی به هند بود، نیازی خاص به گسترش نفوذ خود در این خاک داشت، اما مسئله نفت، انگیزه مضاعفی را هم برای این کشور ایجاد کرد، تا عمق حضورش را به حدی زیاد کند که حتی در بسیاری مواقع که خود انگلستان هم قصد دخالت نداشت، ایرانیها برای چارهجویی در بسیاری موارد به سراغ آن بروند.
همین دو عامل در کنار یکدیگر باعث شدند که اتفاقا دولت مصدق هم برای رسیدن به ایرانی دموکراتیک، شرط کوتاهی دست بیگانگان از سیاست داخلی ایران را امری ضروری و اجتنابناپذیر بداند. بنابراین همانطور که در بسیاری جاها این مسئله از زبان مصدق و به طور کل رهبران نهضت ملی عنوان شده، ملی شدن صنعت نفت، یک راهکار سیاسی برای قطع ید انگلستان، و گامی ضروری برای رسیدن به دموکراسی در خاک این کشور بود. این بعد سیاسی مسئله چیزی است که به ادعای خود کاتوزیان کمتر به آن پرداخته شده.
*دولت و مردم
مسئله مهم دیگری که همایون کاتوزیان هم در همان گفتوگو و هم در گفتوگویی با روزنامه شهروند در سال 86 و هم در کتاب «اقتصاد سیاسی در ایران» مورد بحث قرار داده «سازوکار پیشبرد برنامه» در کشوری مانند ایران است. او به طور کلی هر تغییری را که در سطح جهان اتفاق افتاده است برنامهای از بالای جامعه میداند و نه از پایین. برای مثال در هیچجای تاریخ یک رعیت یا گروهی از رعیتها نیامدهاند و برنامهای برای پیشبرد جامعه یا مدرنیزاسیون آن ارائه ندادهاند. حتی در مواردی که انقلاب عظیم اجتماعی رخ داده است، باز هم رهبری آن به دست روشنفکرانی از طبقات بالای جامعه بوده.
در کشور ایران به خاطر شرایط خاص تاریخی و فرهنگی اگر فردی میخواسته کشور را به پیشرفتی برساند، تنها مسیر ممکن پیش رویش مسیر قدرت دولتی بوده. برای مثال شخص امیرکبیر را اگر در نظر بگیرید متوجه خواهید شد که او به هیچ طریق دیگری نمیتوانست آن اصلاحات را در ایران پیادهسازی کند. قانون در ایرانِ آن زمان چیزی ثابت نبود که با تغییر دولتها دوام و استحکام خود را حفظ کند، بلکه با تغییر دولتها و حتی تغییرات کوتاهمدت احساسیِ دولتمردان هم تغییر میکرد. به عبارت بهتر قانون، اساسا قانون نبود و همین موضوع اصلاحگران را نیازمند قدرت دولتی میکرد.
حال اگر امیرکبیر با آن شکل کشته نمیشد، به احتمال زیاد بعدها به چشم یک خائن و وطنفروش به او نگریسته میشد. کاتوزیان این را از ویژگیهای جامعه ایران در آن زمان میداند. کسی که دست به اصلاح بزند، زیر ذرهبین مردم رفته، و اگر در این میان مراودهای ولو به صلاح، با خارجیها داشته باشد، وطنفروش و خائن شناخته میشود.
از نظر کاتوزیان همین توان محدود و ضعیف جامعه ایران برای پذیرش تغییرات بود که باعث شد شخصی مثل دکتر مصدق در سالهای تحریم نتواند به سمت پیشنهادهای مفید بینالمللی مانند پیشنهاد بانک جهانی برود. اینکه حزب توده هم چنین عملی را تقبیح میکرد، برخاسته از همین نگاه مردم بود و عامل موجده آن به حساب نمیآمد. به گفته کاتوزیان مدرنیزاسیون از چنین مسیر باریک و پرپیچ و خمی به ایران پای گذاشته است.
محمدعلی همایون کاتوزیان
محمدعلی همایون کاتوزیان در سال 1321 در تهران به دنیا آمد. دوران متوسطه را در دبیرستان مشهور البرز گذراند و پس از دورهای کوتاه در دانشگاه تهران، به کشور انگلستان رفت. در سال 1967 از دانشگاه بیرمنگام لیسانس اقتصاد خود را گرفت و یک سال بعد فوق لیسانسش را از دانشگاه لندن. کاتوزیان سرانجام در سال 1984 دکتری خود را از دانشگاه کنت گرفت و طی این سالها در کشورهایی نظیر کانادا، ایالات متحده و انگلستان مشغول به تدریس بوده است.