عظیم‌ترین و پیچیده‌ترین عملیات سانسور آنلاین جهان در چین

تعطیلی اینترنت به دست شی جین‌پینگ

تاریخ 1397/08/05 ساعت 11:18

شرکت‌های خصوصی نیز نقشی مهم در تسهیل سانسور اینترنت در چین بازی می‌کنند.

بخشی از کتاب: انقلاب سوم: شی جین‌پینگ و وضع جدید چین/ ترجمه آینده نگر

در اواسط نوامبر سال 2012، مجمع جهانی اقتصاد میزبان یک صبحانه کاری در دوبی بود با حضور تعداد زیادی از دانشگاهیان، فعالان کسب‌وکار و مقامات دولتی برجسته چینی. این افراد از چین به آنجا سفر کرده‌ بودند تا روی مسائل جهانی بحث کنند و نیز همکاری‌هایي که در سرتاسر جهان در این مسائل می‌توانند داشته باشند. من یکی از معدود غیرچینی‌هایی بودم که در آن صبحانه حضور داشتند و خیلی زود دریافتم که بیشترین توجه آنها متوجه همکاری درباره تغییرات آب‌وهوایی یا بیکاری جوانان نیست بلکه توجهشان به اخباری است که از داخل کشورشان بیرون می‌آید. بعد از چند ماه بلاتکلیفی، حزب کمونیست چین، اعضای پولیتبورو را که بالاترین تصمیم‌گیران کشور در آن هستند برای دوره پنج‌ساله بعدی انتخاب می‌کرد.

شگفت‌آور این بود که در آن صبحانه کاری، تعداد بسیار کمی از حاضران می‌توانستند چیزی درباره رهبر بعدی چین بگویند. برخلاف کشورها و نظام‌های دموکراتیکی که انتخاب افراد و رهبران سیاسی جلو چشم‌ها و در یک فرایند باز و شفاف انجام می‌شود، انتخاب رهبران چینی تقریبا به‌طور کامل پشت درهای بسته اتفاق افتاده بود. این کار با ترکیبی از چانه‌زنی و فشار آوردن به رهبران رده‌بالای قبلی انجام می‌شد و همچنین نظری به حسن شهرت حدود دویست عضو حزب کمونیست داشت که با کمیته مرکزی قدرتمند حزب در تعامل بودند.

فرایند این انتخاب ویژه مخصوصا بسیار نگران‌کننده و دلهره‌آور بود. اولین بار بعد از دو دهه و نیم بود که دبیرکلی برای حزب کمونیست چین انتخاب می‌شد که دستش با دنگ شیائوپینگ،‌ یعنی رهبر دوران انتقالی که از اواخر دهه 1970 تا زمان مرگش در سال 1997 نفوذ فوق‌العاده‌ای داشت،‌ در یک کاسه نبود. دنگ چین را از آشوب دوران انقلاب فرهنگی خارج کرد و این کشور را با مسیر تاریخی اصلاحات و گشایش اقتصادی هدایت کرد. از اواسط دهه 1980، دنگ با تمام دبیرکل‌های سابق حزب کمونیست چین رابطه نزدیکی داشت: با هو یائوبانگ، پائو زیانگ، جیانگ زمین و نهایتا هو جینتائو. بدون نظر موافق دنگ،‌ فرایند انتخاب رهبر جدید نه‌تنها مبهم بلکه آشوب‌زده و بی‌نظم بود. یکی از حریفان، ‌بو شیلائی، یکی از سیاستمداران کاریزماتیک و پسر یکی از رهبران انقلابی چین، بو ییبو، طی بهار سال 2012 درگیر یک رسوایی شد و ناچار کنار رفت و سرانجام به اتهام فساد دستگیر شد.

شی جین‌پینگ، پیروز نهایی انتخاب رهبران چین، برای یک دوره دوهفته‌ای در سپتامبر ناپدید شد و این شایعه به‌سرعت منتشر شد که شانس او برای رهبری چین کاهش یافته است. تا زمانی که گروه هفت‌نفری روی سن سالن بزرگ کنگره خلق چین در پکن در 15 نوامبر سال 2012 ظاهر نشده بودند، مردم چین نمی‌توانستند با اطمینان کامل حدس بزنند که چه‌کسی رهبر آینده چین خواهد شد.

وقتی که من در آن صبحانه کاری در دوبی از چینی‌هاي دور میزم پرسیدم که درباره اعضای جدید پولیتبورو چه فکر می‌کنند،‌ آنها گفتند که به‌طور کلی، اعضای جدید عناصر و ایده‌های قدیمی‌تر و محافظه‌کارانه‌تر داخل حزب را نمایندگی می‌کنند. برای مثال، دبیرکل قبلی حزب، گوانگ‌دونگ شصت‌وشش‌ساله بود، مدرک دکتری اقتصاد خود را از دانشگاه کیم ایل‌سونگ کره شمالی گرفته بود و در میان مردم به این شهره بود که در مدیریت همه‌گیری بیماری سارس در اوایل دهه 1990، ضعیف عمل کرده است. برعکس، وانگ یانگ ژانگ پنجاه‌وهفت‌ساله که فردی پویا و خلف گوانگ‌دونگ بود، در میان جناح‌ها جایگاه چندانی نداشت. او در نهایت نیز برای یک کمیسیون انتخاب شد که کمتر از پولیتبورو قدرت داشت. با این حال، گذشته از همه این ‌افراد، همکاران چینی من در آن روز، چندان اهمیتی به شی جین‌پینگ نمی‌دادند و تصور می‌کردند که او یک فرد حاشیه‌ای است و شانس زیادی نخواهد داشت که دبیرکل شود، فرماندهی ارتش را بر عهده بگیرد و هویت ناشناخته‌ای نیز داشت. اما این اتفاق افتاد و هنوز هم اينكه چطور شد رهبری چین به این فرد واگذار شد یک علامت سؤال بزرگ است.

 کنفرانس کنترل اینترنت

در دسامبر سال 2015، هزاران نفر از کارآفرینان و تحلیل‌گران فناوری به‌همراه چند نفر از سران دولت در ووژن در جنوب چین، برای شرکت در دومین کنفرانس اینترنت جهان گرد هم آمدند. در مراسم افتتاحیه، شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، نگاهش به آینده اینترنت این کشور را ارائه کرد. شی گفت: «ما باید به حق تک‌تک کشورهایی که به‌طور مستقل مسیر خودشان را برای توسعه سایبری انتخاب می‌کنند احترام بگذاریم» و نسبت به دخالت‌های خارجی «در امور داخلی کشورها» هشدار داد.

هیچ‌کس از آنچه شنید تعجب نکرد. شی همان‌زمان هم سیاست‌هایی را عملی کرده بود که طبق آنها، اینترنت چین متکی به خودش باشد و از سوی حزب کمونیست به‌شدت رصد و مدیریت شود. در سال‌های اخیر، رهبری چین منابع مالی بیشتر و بیشتری را برای کنترل محتوای آنلاین اختصاص داده است. سیاست‌های دولتی باعث شده است که تعداد پست‌ گذاشتن‌ها روی پلتفرم وبلاگ‌نویسی «سینا ویبو» (مشابه توئیتر) به‌شدت کاهش یابد و بسیاری از مهم‌ترین صداهای حامی اصلاح و بازکردن فضای اینترنت ساکت شود.

همیشه این‌طور نبود. قبل از اينكه شی در سال 2012 رئیس‌جمهور شود، اینترنت شروع کرد به ایجاد سطح بی‌سابقه‌ای از شفافیت و قدرت ارتباط‌گیری برای مردم چین. وبلاگ‌نویس‌های پرطرفدار که برخی از آن‌ها از اصلاحات اجتماعی و سیاسی مهم حمایت می‌کردند، ده‌ها میلیون فالوئر در اختیار داشتند. شهروندان چینی از شبکه‌های خصوصی مجازی (وی‌پی‌ان) استفاده می‌کردند تا به وب‌سایت‌های مسدودشده دست پیدا کنند. شهروندان با هم گروه‌هایی تشکیل می‌دادند تا از طریق طومارهای مجازی و سازماندهی تظاهرات فیزیکی از مقامات بخواهند که مسئولیت کارهایشان را بپذیرند. در سال 2010، یک پیمایش از 300 مقام مسئول چینی نشان داد که 70 درصد آن‌ها از اينكه اشتباهات یا جزئیات زندگی خصوصی‌شان ممکن است به فضای آنلاین درز پیدا کند، مضطرب هستند. از میان تقریبا 6 هزار شهروندی نیز که پیمایش شدند، 88 درصد گفته بودند خوب است که مقامات چنین اضطرابی را حس می‌کنند.

با این حال، برای شی جین‌پینگ تمایزی بین دنیای مجازی و دنیای واقعی نیست: هردو باید ارزش‌ها، ایده‌آل‌ها و استانداردهای سیاسی یکسانی را بازتاب دهند. برای رسیدن به این هدف، دولت روی به‌روز کردن فناوری سرمایه‌گذاری کرده است تا محتوا را رصد و سانسور کند. دولت قوانین جدیدی برای محتواهای قابل‌قبول و تنبیه سخت کسانی که از محدودیت‌های جدید سر بازمی‌زنند، به تصویب رسانده است. تحت لوای شی، تولیدکنندگان خارجی محتوا شاهد این هستند که دامنه دسترسی‌شان به چین در حال آب رفتن است. آنها هم با جنگ ایدئولوژیک شی و هم با میلش به اينكه شرکت‌های چینی بر اقتصاد آنلاین در حال رشد سریع این کشور تسلط پیدا کنند، عقب رانده می‌شوند.

در داخل، شی نسخه غربی از اینترنت را که در آن آزادی جریان اطلاعات در اولویت قرار دارد، مایه لعن و نفرت ارزش‌های دولت چین تصویر می‌کند. در خارج، او حق حاکمیت مطلق چین را به میان می‌آورد تا مشخص کند که چه محتواهایی برای کشور مضر است. شی به جای اينكه تایید کند تلاش برای کنترل اینترنت مایه خجالت است – نشانه‌ای از شکنندگی اقتدارگرایی سیاسی – سعی می‌کند زاویه نگاه خود را در قالب یک «چاینانت» (اینترنتی چینی و اصطلاحی که مایکل آنتی وبلاگ‌نویس به کار برد) و مدلی که دیگر کشورها هم می‌توانند از آن استفاده کنند، مطرح سازد.

چالش رهبری چین این است که آنچه را تصور می‌کند مزیت اینترنت است – پیشرفت تجارت و نوآوری – حفظ کند بدون اينكه به فناوری اجازه دهد تغییرات سیاسی را شتاب ببخشد. به نظر می‌رسد شی برای حفظ «چاینانت» خود مایل است هزینه‌های این کار را از لحاظ توسعه اقتصادی، ارائه خلاقانه، اعتبار دولتی و توسعه جامعه مدنی، بپردازد. اما اینترنت به خدمت در نقش ابزاری قدرتمند برای شهروندان در جست‌وجوی تغییرات اجتماعی پیشرفته و حقوق بشر ادامه می‌دهد. بازی موش و گربه ادامه دارد اما تعداد موش‌ها خیلی بیشتر از گربه‌ها است.

اولین تجربیات کنترل اینترنت

اولین ایمیل در چین در سپتامبر سال 1987 ارسال شد – 16 سال بعد از اينكه ری تاملینسون اولین ایمیل را در ایالات متحده ارسال کرد. این ایمیل یک پیام پیروزمندانه بود: «در سرتاسر دیوار بزرگ چین، ما می‌توانیم به هر گوشه جهان دسترسی داشته باشیم.» طی چند سال اول، دولت اینترنت را برای دانشگاهیان و مقامات نگه داشت. سپس در سال 1995، اینترنت برای عموم مردم باز شد. در سال 1996، با اينكه تنها حدود 150 هزار نفر از مردم چین به اینترنت متصل بودند، دولت آن سال را «سال اینترنت» در نظر گرفت و باشگاه‌ها و کافه‌های اینترنتی در سرتاسر شهرهای بزرگ چین ظاهر شدند.

با اينكه دولت با بیشترین حد اشتیاق از اینترنت حمایت می‌کرد، اما قدم‌هایی را نیز برای کنترل آن برداشت. روجیر کریمرز، کارشناس امور چین در دانشگاه آکسفورد، به این نکته اشاره کرده است که «همان‌طور که اینترنت به یک پلتفرم اطلاعاتی و ارتباطاتی عمومی تبدیل می‌شد، بحثی درباره اينكه آیا باید تحت نظارت دولت باشد وجود نداشت. بحث فقط درباره این بود که در عمل باید چقدر کنترل صورت بگیرد.» تا سال 1997، پکن اولین قوانین مجرمانه پست نوشتن آنلاین را ارائه کرد و معتقد بود که این پست نوشتن‌ها به امنیت ملی یا منابع کشور صدمه می‌زند.

رهبران چینی حق داشتند که نگران باشند. شهروندان آنها به‌سرعت ظرفیت‌های سیاسی‌ای را که در اینترنت به آنها رسیده بود دریافتند. در سال 1998، یک مهندس برنامه‌نویس 30 ساله که نامش لین هائی بود، 30 هزار آدرس ایمیل چینی را به یک مجله مدافع دموکراسی در امريكا فوروارد کرد. لین دستگیر شد و در نهایت به زندان فرستاده شد که اولین محاکمه برای زیر پا گذاشتن قوانین سیاسی بود که کاملا در محیط آنلاین انجام شده بود. سال بعد، یک سازمان مذهبی به نام «فالون گونگ» از ایمیل و تلفن‌های همراه استفاده کرد تا یک تظاهرات سکوت را در اعتراض به فعالیت‌های آزادانه مذهبی، با بیش از 10 هزار نفر از پیروانش در مجتمع مرکزی حزب کمونیست، ژونگ‌نان‌هائی، ترتیب بدهد. این گردهمایی که بدون اطلاع دولت برگزار شده بود، باعث مجازات پیروان گروه «فالون گونگ» شد و تجربه جدیدی برای کنترل اینترنت بود که قوانین و مقررات جدیدی را نیز به همراه آورد.

مردی که برای هدایت تلاش‌های فناورانه دولتی برای کنترل اینترنت ظاهر شد فانگ بین‌شینگ بود. فانگ در اواخر دهه 1990، روی توسعه «پوسته طلایی» کار می‌کرد - نرم‌افزار دگرگون‌کننده که دولت را قادر می‌ساخت هر داده‌ای را که ارسال یا دریافت می‌شد رصد و آدرس‌های آی‌پی و نام دامنه‌های مقصد را مسدود کند. کار او با اوج‌گیری سیاسی بلندبالایی قدر دانسته شد. تا دهه 2000، او لقب «پدر فایروال بزرگ چین» را به دست آورده بود و عاقبت، دشمنی صدها هزار کاربر وب چینی هم نصیبش شد.

در سرتاسر دهه 2000، رهبری چین به فناوری فانگ مجموعه‌ای از نظارت‌های جدید را ضمیمه کرد تا مطمئن شود هرکسی که به اینترنت چین دسترسی پیدا می‌کند مطابق با مقرراتی چینی عمل می‌کند. در سپتامبر سال 2000، شورای دولتی دستور شماره 292 را صادر کرد که می‌گفت خدمات‌دهندگان اینترنتی باید اطمینان دهند که اطلاعاتی که از طریق خدماتشان ارسال می‌کنند قوانین را رعایت کرده‌اند و نام برخی از دامنه‌ها و آدرس‌های آی‌پی ذخیره می‌شد. دو سال بعد، پکن وب‌سایت «گوگل» را برای اولین بار مسدود کرد. (چند سال بعد، «گوگل» وب‌سایت google.cn را ارائه کرد که نسخه سانسورشده این وب‌سایت بود.) در سال 2002، دولت با «تعهد عمومی» خودنظارتی صنعت اینترنتی چین، تمرکز خود را بر خودسانسوری گذاشت. این خودنظارتی دارای چهار اصل بود: نگاه وطن‌پرستانه به قانون، انصاف، صحت و صداقت. بیش از 100 شرکت،‌ ازجمله «یاهو» این تعهد را امضا کردند.

با این‌ حال، شاید مهم‌ترین پیشروی در این حوزه مربوط شود به مجموعه دستورهای راهنمای سال 2004 برای سانسور اینترنت که از دانشگاه‌ها خواسته بود کامنت‌نویس‌هایی را استخدام کنند که بحث‌های قابل‌قبول سیاسی آنلاین را انجام دهند و کامنت‌هایی را که قوانین چین را رعایت نمی‌کنند گزارش دهند. این کامنت‌نویس‌ها که به نام «وو مائو دانگ» یا «حزب پنجاه سِنتی» شناخته می‌شدند، ظاهرا برای هر پستی که می‌گذاشتند پاداش‌های کوچکی می‌گرفتند.با وجود این، به همان ترتیب که دولت تمایل داشت دسترسی اشخاص به اطلاعات را محدود کند، بسیاری از شهروندان به حریم دنیای سیاست چین تجاوز کردند و هدف اصلی آنها فساد مقامات محلی بود.

تاثیر در جوامع واقعی

در ماه مي سال 2009، دنگ یوجیائو، یک زن جوان که در هتلی در استان هوبئی کار می‌کرد، به یک مقام حزبی بعد از اينكه تلاش کرده بود به او تجاوز کند، چاقو زد و او را به قتل رساند. پلیس در وهله اول دنگ را به خوابیدن در بیمارستان روانی محکوم کرد. با این حال، یک وبلاگ‌نویس مشهور به نام وو گان،‌ ماجرای او را منتشر کرد. وو از اطلاعاتی استفاده می‌کرد که از طریق روندی به نام «موتور جست‌وجوی انسانی» به دست آمده بود. در این موتور جست‌وجو، کاربران کمک می‌کردند تا هویت افراد یا نهادهای خاص را کشف کنند. وو مطالبی در وبلاگش در توصیف ماجراها و اعمالی که به مقامات رسمی حزبی مربوط می‌شد می‌نوشت.

او در مصاحبه‌ای با مجله «آتلانتیک» توضیح می‌دهد: «اهمیت فرهنگی جست‌وجوهای انسانی این است که در یک کشور غیردموکراتیک، راه‌های رسیدن مردم به اطلاعات محدود است... اما شهروندان می‌توانند از طریق اینترنت که راست و دروغ را با هم ارائه می‌کند، به اطلاعات دسترسی داشته باشند.» مورد دنگ شروع کرد به جلب حمایت عمومی به‌همراه گردهمایی افراد جوانی در پکن که پلاکاردهایی را در دست گرفته بودند که رویش نوشته شده بود: «هرکسی می‌تواند یک دنگ یوجیائو باشد.» در نهایت، دادگاه رأی داد که دنگ برای دفاع از خود عمل کرده بوده است.

طی این دوران، در آخرین سال‌های ریاست‌جمهوری هو جینتائو، اینترنت در حال تبدیل‌شدن به ابزاری بیشتر و بیشتر قدرتمند بود و به‌عنوان مکانیسمی کار می‌کرد که با آن، شهروندان چینی از مقامات می‌خواستند مسئولیت‌پذیر باشند. بیشتر موارد مثل مورد دنگ یوجیائو، در سطح محلی اتفاق می‌افتاد و رفع‌ و رجوع می‌شد. با این حال، تعداد کمی از این موارد به مقامات مرکزی در پکن می‌رسید. در 23 ژوئیه سال 2011، یک قطار سریع‌السیر در شهر ساحلی ون‌ژوئو از ریل خارج شد و 40 نفر کشته و 172 نفر مجروح شدند. در پی این حادثه، مقامات چینی روزنامه‌نگاران را از تحقیق در این‌باره منع کردند و به آنها گفتند فقط از اطلاعاتی استفاده کنند که «از سوی مقامات رسمی اعلام می‌شود». اما افراد مقیم منطقه از شواهد و مدارک که به جای ارسال برای آزمایش در حال دفن‌شدن بودند، عکس گرفتند. این عکس‌ها وایرال شد و این نظر را پررنگ کرد که هدف اصلی مقامات این نیست که به دنبال دلیل واقعی این حادثه باشند.

یک نظرسنجی در وب‌سایت «سینا وئیپو» - که بعدتر مسدود شد – از کاربران پرسید که فکر می‌کنند چرا بقایا و لاشه قطار دفن شدند: 98 درصد (61 هزار و 382 نفر) اعتقاد داشتند که این کار نشان می‌دهد می‌خواسته‌اند شواهد را از بین ببرند. یک طنز تلخ در محیط آنلاین منتشر شد: «ما چقدر تا بهشت فاصله داریم؟ فقط یک بلیت قطار» و «وزارت راه‌آهن اخیرا درخواست کرده است که یک خط سریع‌السیر حزب بهشت احداث شود». فشار عمومی منجر به تحقیق درباره حادثه از همه ابعاد شد و در اواخر سپتامبر، دولت گزارشی را منتشر کرد که طی آن انگشت اتهام به سوي طراحی ضعیف تجهیزات مخابراتی و فرایندهای ایمنی ناکافی دراز شده بود. تعداد 54 مقام رسمی در نتیجه این حادثه با تنبیه مواجه شدند.

اینترنت همچنین احساس تازه‌ای از تعلق به اجتماع را در میان شهروندان چینی به وجود آورد که عمدتا نهادهای جامعه مدنی قبراق و سرحال نداشتند. در ژوئیه سال 2012، سیل‌های بنیان‌کن در پکن باعث بی‌خانمانی بیش از 65 هزار تن از افراد ساکن منطقه و مرگ 77 نفر شد. مجموع خسارت‌ها 1.9 میلیارد دلار تخمین زده شد. مقامات محلی نتوانستند واکنش موثری داشته باشند: افسران پلیس گفته می‌شد که به جریمه‌کردن خودروهای سرگردان ادامه می‌دادند، به جای اينكه به کمک افراد مقیم محلی بشتابند و سیستم هشدار اولیه آنها نیز کار نکرد. با این حال، ماجرای واقعی این بود که شمار فوق‌العاده زیاد داوطلبان کمک‌رسانی که کاربران اینترنتی بودند از پکن به منطقه سرازیر شدند و تهیه سرپناه و غذا برای شهروندان سرگردان را بر عهده گرفتند. طی فقط 24 ساعت، تعداد تخمینی 8.8 میلیون پیام روی «وئیبو» درباره سیل رد و بدل شد. داستان این سیل‌ها نه‌تنها تبدیل به یکی از موارد بی‌کفایتی دولتی شد بلکه به یکی از مثال‌هایی تبدیل شد که نشان می‌داد چطور یک جامعه آنلاین می‌تواند یک جامعه واقعی را دگرگون کند.

هدف‌گیری تاثیرگذارها

در حالی‌که مردم چین راه‌های جدیدی برای استفاده از اینترنت کشف می‌کردند، رهبری این کشور نیز شروع به توسعه قدرت جدیدی کرد که اینترنت ممکن می‌ساخت، مثل فهم بهتر دغدغه‌های شهروندان و روش‌های جدید شکل‌دهی به افکار عمومی. با این‌حال، وقتی اینترنت بیش‌ازپیش تبدیل به ابزاری برای ابراز نارضایتی می‌شد، نگرانی در میان رهبران چینی از این بابت افزایش پیدا می‌کرد که اینترنت ممکن است برای تهییج نارضایتی سیاسی در مقیاس وسیع تا حدی که دولت مرکزی را به خطر بیندازد به کار بیاید. دولت به این نگرانی با سلسله‌ای از راه‌حل‌های فنی و رهنمودهای سیاسی واکنش نشان داد. با وجود این، مرزهای زندگی اینترنتی همچنان به گسترش خود ادامه می‌داد.

ورود شی جین‌پینگ به بالاترین رده سیاسی در سال 2012، اراده و خواست جدیدی برای حرکتی را به همراه آورد که فراتر از حذف کردن پست‌ها در وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی و افزایش دایره عمل نهادهای نظارتی بود. پکن می‌خواست مطمئن شود که محتوای اینترنت به‌طور فعالانه‌تری در خدمت منافع حزب کمونیست است. در دنیای مجازی، مثل دنیای واقعی، حزب به سمت ساکت‌کردن صداهای معترض، تهییج اعضای حزب برای حمایت از ارزش‌های حزبی و جلوگیری از افکار خارجی برای نفوذ به زندگی سیاسی و اجتماعی چین، حرکت می‌کند. در یک سخنرانی در ماه اوت سال 2013 که متنش لو رفت، شی یک چشم‌انداز تاریک را توصیف می‌کند: «اینترنت تبدیل به میدان بازی اصلی در نبرد افکار عمومی شده است.»

شی در اوایل نشستن بر سریر قدرت، به استقبال دنیای رسانه‌های اجتماعی رفت. یک گروه در وئیبو به نام «گروه یاد گرفتن نکته‌های جذاب از شی» در اواخر سال 2012 شروع به کار کرد و کارش شوخی کردن با مقامات حوزه پروپاگاندای چین بود. (بسیاری از چینی‌ها گمان می‌کنند که این گروه مستقیما به‌وسیله کسانی در دولت ساخته شده اما مسئولان حساب کاربری این گروه چنین مدعایی را رد می‌کنند.) شی اجازه داد که مسئولان برخی از صفحه‌های پرطرفدار شبکه‌های اجتماعی در نشست خبری او شرکت کنند و به آنها روی خوش نشان داد و اجازه داد که ویدیوهایی که گاهی درباره او شوخی‌هایی نیز می‌کردند در شبکه‌های اجتماعی حضور داشته باشند و مسدود نشوند. با این‌حال، میزان و مهارت پروپاگاندای دیجیتال چین در فضای مجازی بسیار افزایش یافت.

تحت لوای رهبری شی، دولت چین فناوری جدیدی را نیز ایجاد کرد که دولت را قادر می‌ساخت کنترل‌های خیلی بیشتری بر اینترنت اعمال کند. در ژانویه سال 2015، دولت بسیاری از وی‌پی‌ان‌ها را که شهروندان برای دور زدن فایروال بزرگ چین از آن استفاده می‌کردند مسدود کرد. این کار بسیاری از ناظران خارجی را متعجب کرد که اعتقاد داشتند وی‌پی‌ان‌ها برای اقتصاد چین آن‌قدر مفید هستند – ابزاری که از شرکت‌های چندملیتی، بانک‌ها و خرده‌فروشی‌های آنلاین و بسیاری از حوز‌ه‌های دیگر حمایت می‌کرد – که دولت نخواهد آنها را نابود کند.

در بهار سال 2015، پکن «توپ جنگی بزرگ» را ارائه کرد. برخلاف فایروال بزرگ چین که این توانایی را دارد که ترافیک ورودی و خروجی چین را مسدود کند، توپ جنگی بزرگ قادر است محتوایی را که در سرتاسر اینترنت جابه‌جا می‌شود، تعدیل و جایگزین کند. یکی از اولین هدف‌های این ابزار، وب‌سایت نرم‌افزارنویسی و کدنویسی امريكایی «گیت‌هاب» بود. دولت چین از توپ جنگی بزرگ استفاده کرد تا به حمله‌ای به این وب‌سایت دست بزند و مانع دسترسی به آن شود و موفق شد ترافیک این وب‌سایت را به سمت وب‌سایت «بایدو» (موتور جست‌وجویی شبیه به «گوگل» در چین) هدایت کند. این حمله تاکید داشت تلاش کند وب‌سایت «گیت‌هاب» لینک‌های صفحات نسخه چینی‌زبان روزنامه نیویورک تایمز و نیز وب‌سایت «گریت‌فایر» را حذف کند. وب‌سایت «گریت‌فایر» یک وی‌پی‌ان پرطرفدار ارائه می‌داد که به مردم کمک می‌کرد سانسور اینترنت در چین را دور بزنند.

اما شاید چشمگیرترین تمهید شی محدود کردن طبیعت محتوایی باشد که در محیط آنلاین در دسترس است. در ماه اوت سال 2013، دولت مجموعه‌ای جدید از نظارت‌ها را منتشر کرد که تحت عنوان «هفت معیار» شناخته می‌شود. شرکت‌های اینترنتی چینی بلافاصه واکنش نشان دادند. برای مثال، شرکت «سینا» 100 هزار حساب کاربری را که دریافته‌ بود مطابق با مقررات جدید نیستند، مسدود کرد یا آنها را «تعدیل کرد».

دولت محدودیت‌های شدیدی نیز روی شایعاتی که منشأ آنها اینترنت است وضع کرده است. در سپتامبر 2013، دادگاه عالی خلق چین قانونی رأی داد که نویسندگان پست‌های آنلاینی که عامدانه شایعات یا دروغ‌ها را منتشر می‌کنند و پست‌هایشان بیش از 5 هزار نفر بازدیدکننده دارد یا بیش از 500 بار به اشتراک گذاشته می‌شود، می‌توانند با محکومیت‌های مربوط به جرم افترا مواجه شوند و سه سال به زندان بیفتند. برای مثال، بعد از سیل عظیمی که در سال 2016 در استان هبه‌ئی رخ داد، دولت سه نفر را به اتهام انتشار «اخبار جعلی» درباره تعداد کشته‌شدگان و خسارات سیل از طریق رسانه‌های اجتماعی، محکوم کرد. برخی از پست‌ها و عکس‌های سیل، به‌ویژه آنهایی که قربانیان غرق‌شده را به تصویر می‌کشیدند نیز سانسور شدند.

علاوه بر این، دولت شی شروع به هدف‌گیری افرادی کرد که دنبال‌کنندگان زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشتند و ممکن بود اقتدار حزب کمونیست را به چالش بکشند. محدودیت‌ها برای مهم‌ترین اینفلوئنسرهای (تاثیرگذارها) اینترنتی چین در سال 2013 شروع شد و نقطه عطفی در حیات اینترنت در چین را به نمایش گذاشت. محدودیت‌ در بحث‌های این افراد تاثیرگذار از سیاست بسیار فراتر رفت و به مسائل شخصی و کمتر حساس هم رسید. تاثیر این کار روی «سینا وئیبو» بسیار شدید بود. طبق مطالعه‌ روی 1.6 میلیون کاربر «وئیبو» تعداد پست‌های این شبکه اجتماعی بین سال‌های 2011 تا 2013 به اندازه 70 درصد کاهش داشت.

همکاری شرکت‌های خصوصی

شدت کنترل حزب کمونیست بر اینترنت به‌منظور ممانعت از انتشار اطلاعاتی که حزب خطرناک می‌داند، در همه زمینه‌ها همچنان بالا مانده است. چین توانسته است از فناوری‌های پیچیده‌ای مانند فایروال عظیم یا پوسته طلایی نیز برای این کار بهره بگیرد. با وجود این، شاید قدرتمندترین نقطه تاثیرگذاری این تلاش‌ها، ارتش سایبری باشد که دولت چین طبق سیاست‌هایش پیاده‌سازی آن را جلو برده است.

تعداد کل افرادی که برای رصد عقاید و سانسور محتوا در اینترنت استخدام شده‌اند – نقشی که به‌طور رسمی تحت عنوان «تحلیل‌گر افکار عمومی اینترنتی» شناخته می‌شود – در سال 2013 تقریبا 2 میلیون نفر تخمین زده شد. این افراد در سرتاسر چین به‌وسیله واحدهای پروپاگاندای دولتی، شرکت‌های خصوصی و رسانه‌های خبری استخدام می‌شوند. یک تحقیق در دانشگاه هاروارد در سال 2016 تخمین زده بود که دولت چین سالانه حدود 448 میلیون کامنت را در رسانه‌های اجتماعی می‌سازد و پست می‌کند. میزان قابل‌توجهی از سانسور اینترنت در چین از طریق حذف دستی پست‌ها انجام می‌شود و تخمین زده شده است که فقط برای همین کار، حدود 100 هزار نفر در هردو بخش شرکت‌های دولتی و خصوصی استخدام شده باشند.

شرکت‌های خصوصی نیز نقشی مهم در تسهیل سانسور اینترنت در چین بازی می‌کنند. گوئوبین یانگ که پژوهشگر حوزه اینترنت در چین است، استدلال می‌کند که از وقتی ارائه‌کنندگان تجاری اینترنت با سانسور وب‌سایت‌هایی که میزبانشان هستند درگیر شده‌اند، شاید خیلی بعید نباشد که از خصوصی‌سازی کنترل محتوای اینترنتی در چین صحبت کنیم. این فرایند به‌سادگی با این واقعیت اتفاق می‌افتد که کارآفرینان اصلی زیادی در حوزه فناوری، مقام سیاسی نیز دارند. برای نمونه، روبین لی در شرکت «بایدو» یکی از اعضای کنفرانس سیاسی مشورتی خلق چین است و یکی از مشاورانی که در قانون‌گذاری نقش دارند و از طرفی، لئی جون، موسس و مدیرعامل غول شیائومی که در حوزه تلفن همراه فعال است، یکی از نمایندگان کنگره ملی خلق است.

با این‌حال، کنترل فزاینده شی بر اینترنت بدون هزینه به دست نمی‌آید. اینترنتی که به‌طور کارآمد کار نمی‌کند یا دسترسی به اطلاعات را محدود می‌کند، سد راه رشد اقتصادی نیز می‌شود. اینترنت چین به این معروف است که غیرقابل‌ اعتماد است و از نظر سرعت، رتبه 91 را در میان اینترنت کشورهای جهان داراست. همان‌طور که ایوان اوسنوز، نویسنده مجله «نیویورکر»، در بحث درباره تحولات اینترنت چین در دوران حکومت شی می‌نویسد، باید پرسید «چند کشور در سال 2015 ارتباط اینترنتی‌ای با جهان دارند که بدتر از سال قبل از آن باشد؟»

نوآوری‌های علمی به‌خصوص آنهایی که مورد توجه رهبری چین قرار دارند، نیز ممکن است در خطر باشند. بعد از مسدودکردن وی‌پی‌ان‌ها، یک زیست‌شناس چینی مقاله‌ای را منتشر کرد که در رسانه‌های اجتماعی مشهور شد. عنوان مقاله او بود «چرا دانشمندان به گوگل نیاز دارند؟». او در مقاله‌ای نوشته بود: «اگر یک کشور بخواهد این تعداد زیاد از دانشمندان خود را وادار کند زمان کوتاه حیات علمی خود را صرف جست‌وجو و یادگیری فناوری‌هایی کنند که بتوانند از فایروال بزرگ چین بالا بروند و هر نوع نرم‌افزار دورزننده‌ای را مرتبا به‌روز کنند و روی هر روتر، کامپیوتر، لپ‌تاپ و تبلت و تلفن‌ هوشمندی نصب کنند، گذشته از اينكه چنین میزان زیادی از زمان آنها را هدر می‌دهد، باید گفت که کاری کاملا احمقانه است.»

چیزی که تعیین‌کردنش دشوارتر است،‌ هزینه‌ای است که با این کار، رهبری چین از اعتبارش خرج می‌کند. کاربران اینترنت با استفاده از الفاظ و کنایه و مجاز برای فایروال بزرگ، نظام سانسور چین را مسخره کرده‌اند. به‌طور سنتی از عباراتی مثل «کشور قوی» یا «کشور دیوار» که یک اصطلاح دارای صنایع ادبی در تلفظ چینی است، برای اشاره به کشور چین استفاده می‌شود اما حالا کاربران منتقد اینترنت از آنها استفاده می‌کنند تا به نظام کنترل اینترنت در چین اشاره کنند. کسانی که مسئول دنبال‌کردن کنترل محتوا هستند هم به‌طور گسترده از سوی کاربران مسخره می‌شوند. وقتی فانگ در دسامبر سال 2010 یک حساب کاربری در شبکه اجتماعی «سینا وئیبو» باز کرد، بعد از اينكه هزاران کاربر آنلاین «پیام‌های حاوی فحش و ناسزا» برای او گذاشتند، مجبور شد به بهانه هک‌شدن حساب کاربری‌اش آن را ببندد. سانسورها در شبکه اجتماعی «سینا وئیبو» نیز باعث شد که جست‌وجوی عبارت «فانگ بین‌شینگ» هم مسدود شود. یک کاربر توئیتر در همان زمان در این‌باره نوشت: «واقعا چه شاعرانه: مسدودکننده، مسدود شد.» وقتی فانگ در سال 2011 در دانشگاه ووهان در مرکز چین در حال سخنرانی بود، تعداد اندکی از دانشجویان به‌سوی او تخم‌مرغ و لنگه کفش پرت کردند.

با وجود اين، به نظر می‌رسد که دولت چین مایل است هزینه‌های اقتصادی و علمی بدهد و همچنین اعتبار خود را با تخریب احتمالی مواجه کند، اما کنترل بیشتری روی اینترنت داشته باشد. نزد جامعه بین‌الملل، سیاست‌های سایبری پکن نشانه‌ای از چالشی است که یک چین قدرتمندتر با نظم جهانی لیبرال که ارزش‌هایش مواردی چون آزادی بیان است، خواهد داشت. این سیاست‌ها همچنین منعکس‌کننده تضاد ذاتی‌ در تلاش‌های چین است برای تبلیغ مدل خودش به‌عنوان مدلی برای جهانی‌سازی، تلاشي که هم‌زمان از یک مدل حاکمیت مطلق در اینترنت حمایت می‌کند و از سوی دیگر، دنیای سایبری خود را به روی اطلاعات و سرمایه‌گذاری از خارج می‌بندد.