مهاجرت می‌تواند دنیا را ثروتمندتر کند، اما دولت‌ها باید راه‌های مدیریت آن را بیاموزند

عبور از قاره‌ها

تاریخ 1397/08/02 ساعت 14:38

مهاجرت پدیده‌ای همه‌گیر در دنیای امروز است. تقریباً همه کشورهای دنیا با این پدیده سروکار دارند. اغلب افراد تصور می‌کنند مهاجران مانع رشد اقتصادی می‌شوند درحالی‌که اگر دولت‌ها سیاست‌های درستی را دنبال کنند می‌توانند از طریق مهاجران مسیر توسعه اقتصادی را هموار کنند.

ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست

 تصور مهاجری موفق‌تر از طارق کمی دشوار است. او مهارت‌هایی دارد (مدرک اقتصاد) و تجربه‌هایی (در بانکی در دمشق). وقتی جنگ سوریه شدت گرفت او با خودرو به بیروت، با هواپیما به ترکیه، با قایق به یونان، با کامیون به دانمارک و با قطار به سوئد گریخت. اما وقتی برای پناهندگی در سال 2014 اقدام کرد، دولت سوئد تمام تلاشش را برای جلوگیری از مشارکت او در جامعه کرد. یعنی او نمی‌توانست کار کند. طارق آن روزها را به خاطر می‌آورد: «یک‌ سال ‌و نیم بیکار بودم.» او را به مرکز پناهندگان می‌فرستند و در آنجا نمی‌توانست در کلاس‌های سوئدی‌ها شرکت کند. به زحمت غذا و سرپناهی یافته‌بود. او نمی‌توانست کار کند و به همین خاطر فرایند یکپارچه شدنِ او با جامعه با مشکل مواجه شده‌بود. خودش می‌گوید: «تعامل با مردم سخت شده‌بود.» او به قدری سختی کشیده که حالا حاضر نیست نام خانوادگی‌اش را بگوید. زمانی بود که دولت سوئد سخاوت زیادی به خرج می‌داد، هرکسی از سوریه قدم به این کشور می‌گذاشت بدون شک پذیرفته می‌شد و پناهگاهی پیدا می‌کرد.

در سال 2015 قریب به 163هزار نفر یا 1.6 درصد از جمعیتِ کل وارد سوئد شدند. اکثر آنها امکانات رفاهی دریافت می‌کردند اما اجازه کار کردن نداشتند. این مشکل نیز ناشی از یک گروه ضد مهاجر در سوئد بود. این گروه احتمالاً به زودی در انتخابات نیز پیروز خواهد شد. مشکل سوئد، مشکل اکثر کشورهای ثروتمند است؛ آنها نمی‌دانند با مهاجران خارجی چه کنند؛ یعنی مهاجرانی که از کشورهای فقیر به آنجا پناه می‌برند. در عالم نظری، دو دسته مشخص از مهاجران وجود دارند: آن دسته که از جنگ، پناه می‌آورند و آن دسته که برای کار می‌آیند. اما در عمل معمولاً شرایط کاملاً متفاوت است. اما آنچه برای مسئولانِ این کشورها اهمیت دارد، تعداد افرادی است که به عنوان مهاجر قدم به خاک آنها می‌گذارند. بر اساس نظرسنجی‌های گالوپ، 700میلیون نفر از مردم جهان یعنی 14درصد از افراد بزرگ‌سال در دنیا تمایل دارند که برای همیشه از کشور خودشان به کشوری ثروتمندتر بروند. این رقم در برخی کشورها بیشتر می‌شود برای مثال در افریقا به 31 درصد می‌رسد. طبیعی است که کشورهای ثروتمند نتوانند این تعداد از افراد را جذب کنند. به همین خاطر هم سیاستمدارانی در نبردهای انتخاباتی پیروز می‌شوند که علیه مهاجران حرف می‌زنند.

مهاجرت خوب

یکی از نمایندگان سوئدی به نام آندرس آلین چندی پیش می‌گفت: «ما نمی‌توانیم مراقب همه باشیم. این جریان به باری بر دوش مردم ما تبدیل می‌شود. مانع رفاه آنها می‌شود.» اکثر افرادی که شهروند می‌شوند بعد از چند سال خانواده خود را به نیز به آن کشور می‌برند و به این ترتیب مشکلاتی را ایجاد می‌کنند. بسیاری از مواقع خشونت‌ها و حتی تیراندازی‌ها و امثال این جرایم به مهاجران نسبت داده می‌شود. اینها مشابه حرف‌هایی است که دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری امریکا نیز بر زبان رانده‌است. سوئدی‌ها می‌گفتند با مهاجران مانند افراد زیر 18سال آسیب‌پذیرِ متولد کشور خودشان رفتار می‌کنند یعنی مراقب آنها هستند اما اکنون وضعیت تغییر کرده‌است.

اما مهاجرت خوب هم وجود دارد. کسانی‌که به دنبال جامعه‌ای یکدست می‌گردند، اغلب با مهاجران مخالفت می‌کنند. اما اقتصاد همیشه از حضور مهاجران نفع برده‌است. اغلب اوقات، مهاجران با نفع مالی برای اقتصاد یک کشور همراه هستند. البته این منفعت‌هایی که به دست می‌آید اغلب آشوب‌هایی نیز به پا می‌کند. اما به صورت کلی می‌توان با سیاست‌های درست، راهی را پیدا کرد که افراد مهاجر با کمترین آشوب به اقتصاد سود برسانند. برخی از سیاست‌های اقتصادی می‌تواند به صورت بلندمدت به گونه‌ای طراحی شود که بیشترین نفع را از راه مهاجرت برای اقتصاد به همراه بیاورد.

بزرگ‌ترین نگرانی در مورد افراد مهاجر این است که نتوانند به رویای خود دست پیدا کنند. افراد عموماً از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند می‌روند تا بتوانند پول به دست بیاورند. این افراد بدون تردید می‌توانند برای اقتصاد منافعی را به همراه داشته‌باشند. همان‌طور که طارق بالاخره پذیرفته‌شد، سایر مهاجران نیز بالاخره پذیرفته می‌شوند. اکنون طارق نه‌تنها برای خانواده‌اش شادی به همراه آورده بلکه برای جامعه مقصدش یعنی جامعه سوئد نیز منافعی داشته چرا که او در کشور خودش فردی موفق بوده و تنها به خاطر جنگ نتوانسته به کارش ادامه بدهد. اکنون در سوئد هم می‌تواند فردی موفق باشد و در جامعه نیرویی مولد برای اقتصاد کشور مقصدش باشد.