
تیم اپرا شعار «به بهترین شکل زندگی کن» را الگوی برنامهسازی خودشان قرار دادند و این شعار تبدیل به موضوعی فراتر از برنامه سازیهای تلویزیونی او شد.
ترجمه: زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
از میان میلیاردرهای دنیا تعداد کمی هستند که خودشان را از نقطه صفر، بلکه از زیر خط فقر اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی بالا کشیده باشند و بر پایه هیچ یک امپراتوری بزرگ برپا کرده باشند. اپرا وینفری یکی از همان آدمهای معدود است که البته از تمامی همردههای خودش شناختهشدهتر است. کسی که نه با صنعت فولاد و چاه نفت و اتومبیلسازی بلکه با حرف زدن توانست تبدیل به یکی از ثروتمندترینهای دنیا شود. اپرا وینفری، مجری سرشناس امريكایی یک ستاره تلویزیونی و سینمایی است اما در کنار آن صاحب کسب و کار و مدیری توانمند است که یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای امريكا را در تملک و مدیریت خود دارد. نشریه بیزینس اینسایدر نگاه گذرایی داشته به شیوه اپرا در کسبوکار تلویزیون که ترجمه آن را در این قسمت میخوانید.
اپرا وینفری امروز یکی از سلاطین رسانهای است، میلیاردری که در رأس امپراتوری رسانهای خودش قرار گرفته و به هرکسی که بتوان فکرش را کرد دسترسی دارد. اما مدتها قبل از اینکه به این موقعیت دست پیدا کند، یک میزبان تلویزیونی بود که مدام تلاش داشت تا در حوزه خودش بماند و کارش را درست و به کمال انجام دهد. او در یک مصاحبه اشاره کرده که زمانی به نقطه عطف در کارش رسید که فهمید «بزرگترین درسی که از رقبا و هرکسی که در این حوزه فعالیت دارد آموختم این است که هرکسی فقط باید با خودش مسابقه بدهد.»
سال 1986 بود که برنامه تاکشوی تلویزیونی او که در طول روز پخش میشد توانست تبدیل به یک برنامه تلویزیونی سراسری در امريكا شود و خیلی زود تبدیل به برترین تاکشوی صبحگاهی امريكا شد. این برنامه توسط میلیونها امريكایی دنبال میشد، کسانی که تحت تاثیر نگاه شخصی اپرا به موضوعات عامهپسند مانند ازدواج، شایعات و روابط عاطفی قرار گرفته بودند.
در اوایل دهه 90 به نظر میرسید که سروکله تعداد بیشماری از رقیبان پیدا شده است که از همان قالب برنامهسازی استفاده میکردند. در همین دوران بود که اپرا به نتیجه رسید مرتب و از نزدیک مراقب رقبا بودن او را از آنچه که باید انجام بدهد تا همچنان برنامه تلویزیونی شماره یک باقی بماند، دور میکند. او به تیمش گفت که باید مانند اسب مسابقه باشند، چشمبندهای اسبهای مسابقه اجازه نمیدهد که آنها اسبهای دیگر سمت چپ و راست خود را ببینند و فقط باید به جلو خیره شوند، به همان خطی که خودشان در آن مشغول دویدن هستند.
موقع شروع کار برای فصل جدید برنامهها در سال 1994، اپرا به این نتیجه رسید که هرچند تولیداتش به شکل عظیمی موفق بوده است اما در واقع میزان زیادی «چرندیات تلویزیونی» تولید کرده است که در بسیاری موارد، موارد منفی را بازتاب داده و از بُعد انسانی قضایا گذشته است. از همان زمان به بعد قرار شد که هر قسمت از برنامه به قول خودش «نیرویی برای مبارزه در راه خیر» باشد. این تصمیم به این معنا بود که موضوعاتی مانند خودکفایی، معنویت و شیوه درست تربیت کودکان وارد برنامههای او میشدند. با در پیش گرفتن این راه تازه میزان بینندههای برنامه از 13 میلیون به 9 میلیون نفر سقوط کرد اما اپرا از اینکه همچنان کاری را بکند که رقبایش میکردند سر باززد و دیگر به سراغ شایعههای روز که همچنان مخاطب جذب میکردند نرفت.
تیم اپرا از همان تاریخ به بعد شعار «به بهترین شکل زندگی کن» را الگوی برنامهسازی خودشان قرار دادند و این شعار تبدیل به موضوعی فراتر از برنامهسازیهای تلویزیونی او شد.