حسن طائی می‌گوید دولت باید سیاست‌هایی تشویقی برای مشارکت مردم در بازار کار طراحی کند

دغدغه؛ بازار کار

تاریخ 1397/07/10 ساعت 18:16

در ایران نه نظمی در دستمزد وجود داشته و نه نظمی در تولید. این مسئله شاید یکی از معضلات اساسی اقتصاد ایران باشد که هم از دید عموم مردم مورد تصدیق قرار می‌گیرد و هم از دید یک اقتصاددان نهادگرا، نشانی به حساب می‌آید از سیاست‌گذاری‌های اقتصادی غلط و بی‌توجهی دولت به نهاد بازار در این کشور.

آینده نگر

«زنان و کار»؛ این دو مقوله‌ای هستند که حسن طائی در بسیاری از پژوهش‌های خود به آنها پرداخته و عوامل موثر بر آنها را مورد بررسی قرار داده‌است. پیوند این دو حیطه با یکدیگر او را به نتایجی رسانده که ارزیابی‌اش بسیار ارزشمند است. طائی در پژوهشی چنین نتیجه می‌گیرد که به طور کلی میزان آموزش و بالا رفتن افراد در تحصیلات عالی تاثیر مثبتی بر مشارکت آنها در بازار کار دارد. البته در این میان یک نتیجه ضمنی هم وجود دارد و آن هم تاثیرگذاری خودِ آموزش است. هرچه سطح تحصیلی افراد بالاتر رود تاثیر خود آموزش هم بر مشارکت آنها در بازار کار افزایش پیدا می‌کند. آموزش در حال حاضر تاثیر یکسانی هم برای زنان و هم برای مردان دارد. جدا از مسئله آموزش، مسائلی نظیر سن و تاهل را هم داریم. طائی می‌گوید با بالا رفتن سن - البته تا عددی حدود 60 سال- میزان مشارکت هم افزایش پیدا می‌کند. در مورد مسئله‌ تاهل هم با بالا رفتن سن ازدواج در سال‌های اخیر، میزان مشارکت افراد مجرد افزایشی قابل توجه داشته است.

تمام این عوامل تاثیر بیشتری بر وضعیت زنان دارد و به طور کل طی دهه‌های اخیر مشارکت زنان در بازار کار بسیار بیشتر شده و تمرکز اصلی آن در سطح جهان هم مربوط به مشاغل خدماتی در کشورهای پیشرفته است. طائی سیاست‌گذاری جهت تشویق و تقویت امکان حضور زنان را برای تقویت نهاد بازار ضروری می‌داند و در همین‌جاست که مسئله زنان برای او به مسئله‌ای بسیار حیاتی بدل می‌شود.

تا اینجای کار گویا بسیاری از تغییرات جدید تاثیری مثبت بر حضور زنان در بازار کار داشته‌اند اما این حضور طی چند سال اخیر یا با افت همراه بوده یا رشدش کندتر شده‌است. یکی از دلایل اصلی در اینجا می‌تواند تاثیر حداقل دستمزد بر مشارکت زنان در بازار کار باشد. طائی با تکیه بر مدل‌های آماری عنوان می‌کند که بالا رفتن حداقل دستمزد موجب حضور پررنگ‌تر زنان - به ویژه زنان شهری- در بازار کار می‌شود، اما طی سالیان اخیر افزایش حداقل دستمزد متناسب با واقعیت‌های اقتصادی، که در صدر آنها قدرت خرید است، نبوده و همین موضوع، به زبان ساده، نتوانسته دلگرمی لازم برای مشارکت در بازار کار را فراهم آورد. شایان ذکر است که در نگاه طائی در چنین نقاطی است که باید دولت با سازوکارهای خود و سیاست‌گذاری واقع‌گرایانه برای تنظیم نهاد بازار وارد عمل شود و چشم و گوش خود را به صورت مطلق متمرکز بر سرمایه بخش خصوصی نکند.

بهره‌وری و دستمزد

یکی دیگر از پیوندهای مهمی که در نظرات طائی وجود دارد، پیوند میان بهره‌وری و حداقل دستمزد است. طائی دولت ایران را تشویق می‌کند به سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت در پژوهش و توسعه و بارور کردن و رشد دادن نیروی انسانی. او با تکیه بر مطالعاتش چنین ادعا می‌کند که در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، هرچه نیروی کار مهارت و سطح دانش بالاتری داشته باشد، می‌تواند استفاده بهتری از امکانات و ظرفیت‌های موجود کند و این امر به نوبه خود موجب افزایش بهره‌وری می‌شود. این افزایش در کشورهای در حال توسعه بیشتر از کشورهای توسعه‌یافته است. البته دولت با توجه به اینکه نباید دخالت زیادی در اقتصاد داشته باشد، تنها باید به همان سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت بسنده، و به طور موازی به رقابتی کردن فضا و رشد بخش خصوصی هم کمک کند.

بهره‌وری از سوی دیگر باید روی میزان دستمزد نیروی کار هم تاثیر بگذارد. البته هرچه بخش خصوصی میزان زیادی از نیروی کار را به خود اختصاص بدهد، با بالا بردن بهره‌وری، دستمزدها را هم بیشتر می‌کند، اما در حال حاضر در ایران هنوز بالا بودن بهره‌وری تاثیر زیادی بر دستمزد نداشته، و رشدش هم از رشد دستمزد پایین‌تر است.

طائی در مطالعه‌ای که راجع به تاثیر بهره‌وری بر دستمزد، در صنایع کارخانه‌ای ایران، داشته بحث را تا اینجا ادامه داده که هنوز بهره‌وری نیروی کار نتوانسته به عامل اصلی و توجیه‌کننده اساسی دستمزد دریافتی بدل شود، و از سوی دیگر وضعیت دستمزدها - به ویژه در کف دستمزد- وضعیتی تامل‌برانگیز را در قدرت خرید مردم طی یک دهه اخیر ایجاد کرده، می‌توان چنین نتیجه گرفت که شاید ضعف اساسی صنایع در ایران منجر به این شده‌اند که در ایران نه نظمی در دستمزد وجود داشته باشد و نه نظمی در تولید. این مسئله شاید یکی از معضلات اساسی اقتصاد ایران باشد که هم از دید عموم مردم مورد تصدیق قرار بگیرد و هم از دید یک اقتصاددان نهادگرا، نشانی به حساب بیاید از سیاست‌گذاری‌های اقتصادی غلط و بی‌توجهی دولت به نهاد بازار در این کشور.

 

حسن طائی

حسن طائی در آذرماه 1339 متولد شد. او که هم در دوره کارشناسی ارشد و هم در دوره دکتری تمرکز اصلی‌اش را بر روی نیروی کار گذاشته بود، یکی از چهره‌های شاخص دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه ‌طباطبایی است، که طی سالیان اخیر جناح نهادگرا را در فضاهای آکادمیک به خود اختصاص داده‌اند. با ریاست جمهوری حسن روحانی در سال 1392 و آغاز وزارت علی ربیعی، طائی به  معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال او برگزیده شد. طائی در سال 1396 به ریاست دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی رسید.