
در فراسوی آنچه در واقعیت بازار میگذرد، عکسها و فیلمهایی که از بازار تعطیل پخش میشود، خبر از اعتصاب بازاریها و اعتراض به وضعیت اقتصادی میدهد.
ریحانه یاسینی
در تمام راستهها، تمام مغازهها و حجرههای بازار بسته هستند. راهروها و دالانهای پیچ در پیچ در تاریکی فرو رفتهاند و در هر چند صد متر، بازاریها دور هم جمع شدهاند یا با نشستن مقابل پلههای مغازههای بستهشان، گعدهای را شکل دادهاند. پیرمردی که در راسته پارچهفروشان به در نیمهباز مغازهاش تکیه زده است، میگوید: «ساعت نزدیک ۱۱ بود که یک عده با داد و فریاد آمدند و شروع کردند به شعار دادن که باید مغازههایتان را ببندید. ما هم از ترسمان که یک وقت نزنند شیشهها را بشکنند، بستیم.» در میانههای روز پنجم تیرماه، گشتن در تمام بازار تهران از خیابان وحدت و سبزه میدان تا مولوی روایت واحدی را نشان میدهد. گروهی با تهدید و ارعاب بازاریها را مجبور به بستن مغازههایشان کردهاند و در نزدیکی ظهر، تمام بازار به حالت تعطیل درآمده است. اما در فراسوی آنچه در واقعیت بازار میگذرد، عکسها و فیلمهایی که از بازار تعطیل پخش میشود، خبر از اعتصاب بازاریها و اعتراض به وضعیت اقتصادی میدهد. در همان زمان پنجم تیرماه، از کانالهای خبری گرفته تا کانالهای طنز تلگرامی، از صفحه خبرگزاریها تا صفحههای آشپزی اینستاگرامی گرفته، به سرعت تصاویری با شرح اعتصاب بازار پخش میشود و خبر از اوضاع بسیار نابسامان اقتصادی میدهد. نظرهای مردم نیز در پای این پستها سراسر ترس و ناامیدی است و این ترس دهان به دهان میچرخد و تکههای پراکنده عکس و ویدئو، به یک واقعیت متقن تبدیل میشود و مردم هم از تعطیلی بازار، ترس از کمبود برشان میدارد. به همین ترتیب مسئلهای که یک نیم روز بازار تهران را درگیر خود کرد، به یکی از بزرگترین مسائل کشوری و نشانهای از وحشت اقتصادی در نظر مردم تبدیل میشود و «بازنمایی» تعطیلی بازار در رسانهها و شبکههای اجتماعی خبر از بحرانی اقتصادی و ملی میدهد. به باور کارشناسان ارتباطات مسئله بازنمایی یعنی آنچه که رسانهها از جنبههایی از واقعیت میسازند. آنچه که درباره اعتصاب بازار در ماههای اخیر اتفاق افتاد، تنها یکی از همین موارد بود. از ابتدای سال ۹۷ تاکنون در چندماهی که اقتصاد با بحران ارزی دست و پنجه نرم میکرد، بازنماییهای رسانهای یکی از اصلیترین مسائلی بود که بحران کلان اقتصادی را در ذهن مردم ساخت. به قول سعید لیلاز، در حال حاضر در ایران «ذهن» از «ماده» جلو زده است. این اقتصاددان و پژوهشگر چند وقت پیش در نشست «رسانه، افکار عمومی و بازنمایی رویداد» ایدهاش را چنین شرح داد: «به لحاظ مادی در تمام 5 سال گذشته در تمام حوزههای عینی اقتصاد کلان و توزیع درآمد در حال پیشرفت بودیم. در پایان سال 96 نسبت به سال 90 تولید ناخالص حدود 15 درصد افزایش یافته است. در این 15 درصد، حداقل دستمزد طبقه کارگر 30 درصد افزایش یافته است. بنابراین یک قطار در حال بهبود است و در طول این قطار، دستمزد طبقه کارگر با سرعت بیشتری افزایش یافته است.» او همچنین گفت: «در این شرایط رو به بهبود، جو ناامیدی و یأس مردم را فراگرفته است. سرعت بهبود معیشت از سرعت مطالبات و انتظارات مردم کمتر بوده است و ما با وجود دستاوردهایمان هنوز خیلی کار داریم.»
از شایعههای مجازی تا آشوبهای واقعی
بیش از ۶۰ میلیون نفر ایرانی در تلگرام عضویت دارند که فیلتر شدن این شبکه اجتماعی نیز به گواه وزیر ارتباطات تاثیر چندانی در ریزش مخاطبان این شبکه نداشته است. اما با فیلتر تلگرام، استفاده از سایر شبکههای اجتماعی افزایش یافته است. بر اساس آخرین نتایج نظرسنجی ایسپا در نیمه فروردین سال جاری ۱۷.۷ درصد از افراد بالای ۱۸ سال کشور از اینستاگرام استفاده میکردند اما این عدد در خردادماه و پس از فیلتر تلگرام به ۳۲.۲ درصد افزایش یافته است.
کاربرد فراگیر از شبکههای اجتماعی و در عین حال بیاعتمادی روزافزون به جریان اصلی رسانههای خبری باعث شده است اخباری که در گروهها دست به دست میشود، نفوذ بالایی داشته باشد. در تیرماه امسال و همان روزهایی که بازار در تهران و دیگر شهرها تعطیل و درگیر اعتصاب بود، مسئله کمآبی در استان خوزستان نیز به بحرانی اجتماعی تبدیل شده بود. محمدی، یکی از خبرنگارهای حوزه نیرو و انرژی به «آیندهنگر» میگوید: «بعضی وقتها ما درباره این اتفاقها که حرف میزنیم، بین همکارانمان هم محکوم میشویم به اینکه طرف مردم نیستیم و به اظهارنظرهای مدیران دولتی دل خوش کردهایم. اما چه خوشایند عدهای و حتی همه باشد، چه نباشد، حرف راست را باید زد. خوزستان با گرمای شدید و مشکل کمآبی در ابتدای تابستان امسال دست و پنجه نرم میکرد اما آنچه در هفتم، هشتم تیرماه اتفاق افتاد، واقعا حاصل یک شایعه تلگرامی بود.» او ادامه میدهد: «اخبار و شایعاتی پخش شد از اینکه آب این استان به کشورهای همجوار فروخته میشود. عدهای که حالا یا از مردم بودند و یا نبودند، از این مسئله عصبانی شدند و به خط لوله اصلی آب شهر آسیب زدند. همین ماجرا باعث شد که آب شهر قطع شود. حالا این قضیه درست زمانی پیش آمد که یک هفته به افتتاح طرح غدیر برای رفع مشکل آبرسانی شهر باقی مانده بود.»
در ماههای اخیر حجم گسترده اخباری که بدون بحثهای کارشناسی در کانالهای مختلف و گروههای دوستانه، دورهمی و خانوادگی دست به دست میشد، احساس بحران را درباره هر مسئلهای تشدید کرد. همین احساس ناشی از اخبار بدون منبع و ضد و نقیض بود که برای کالاهای مختلفی از سکه و دلار گرفته تا خودرو و مسکن، تقاضای کاذب ایجاد کرد و کمبودی ناشی از مسائل ذهنی را در بازار ایجاد کرد.
محمد فاضلی، جامعهشناس درباره این اتفاقها گفته بود:« فقدان رسانههای حرفهای و بالاخص تلویزیون حرفهای و متعهد به اطلاعرسانی بیطرفانه نقش عظیمی در بروز این وضعیت دارد. اقتصاد علیرغم همه اهمیتی که برای زندگی اجتماعی و عموم مردم دارد، مفسرانی نداشته است که به زبان مردم سخن بگویند. این مسئله را با آنچه در پزشکی اتفاق افتاده است مقایسه کنید تا مسئله روشنتر شود. پزشکان با حضور در رسانهها، استفاده از فضای مجازی و بسیاری ابزارهای دیگر کوشیدهاند تا دانش پزشکی را عمومی سازند. برخی از پزشکان به شخصیتهای عامهپسند بدل شدهاند و دانش پزشکی را فارغ از عبارات پیچیده برای مردم تفسیر کردهاند. عرصه علم اقتصاد گویی همواره از چنین افرادی خالی بوده است. ترکیب رسانه غیرحرفهای و با سرمایه اجتماعی اندک که اعتماد مردم به آن کمتر است، با فقدان مفسران اقتصاد برای مردم، بخش مهمی از گفتارها و نوشتارهای اقتصادی را از دسترس فهم مردم خارج کرده است.»
پیامرسانها به جای رسانههای جریان اصلی
در ایستگاه اتوبوس، چند خانم کنار هم نشستهاند و تمامشان سر در گوشیهایشان فروبردهاند. یکی از آنها در همان حالی که انگشتش را روی گوشی بالا و پایین میبرد، به حرف میآید و میگوید: «خدا کند اتوبوس زودتر برسد، قرار است امروز شلوغ شود.» دیگری لحظهای سرش را از گوشیاش بالا میآورد، دنبال حرف او را میگیرد و میگوید: «آره، از دیروز مدام در گروهها پیام میآید که ساعت ۱۰ در اعتراض به وضعیت اقتصادی یک جا جمع شویم. واقعا بد اوضاعی شده است، آدم نمیداند چه خواهد شد.» خانمی دیگر نیز که لباسهای یکدست کارمندی پوشیده است به بحث آنها میپیوندد و میگوید: «من هم خودم دربارهاش زیاد پیام دیدهام. تازه میگفتند هرچه پول داریم باید جمع کنیم طلا و سکه بخریم، فقط همینهاست که ارزشش از بین نمیرود. ما هم یک هفتهای است دنبال خرید سکه افتادهایم.»
جدیترین بحثهای اقتصادی و سرمایهگذاری به مدد شبکههای اجتماعی و اعتماد به آنها در سادهترین بحثهای روزمره هم نفوذ کردهاند. اعتماد به شبکههای اجتماعی و اخبار آنها تا جایی زیاد شده است که به سادگی میتوانند جدیترین اتفاقها را در بازار رقم بزنند. موج خرید سکه، خودرو و سایر کالاها نیز به همین ترتیب ایجاد شد. از آن طرف در کف بازار نیز بعضی تولیدکنندهها و فروشندهها با همین موج همراه شدند و با تزریق احساس کمبود و نفروختن اجناس، ترس ناشی از کمبود جدی را دامن زدند.
اما این مسئله تنها مختص به ایران نیست. بر اساس گزارش سال ۲۰۱۸ موسسه تحقیقاتی رویترز، استفاده از شبکههای اجتماعی برای مصارف خبری رو به کاهش گذاشته و در امریکا، انگلستان و فرانسه ۶ درصد کم شده است. از سویی دیگر به طور همزمان، استفاده از پیامرسانها برای مصرف خبری افزایش یافته است چرا که کاربران به دنبال محیطهای خصوصیتری میگردند. در حال حاضر، پیامرسان واتزآپ در میان نیمی از جامعه مورد مطالعه رویترز از سراسر جهان به عنوان یک منبع خبری اصلی استفاده میشود. در مالزی ۵۴ درصد، برزیل ۴۸ درصد، اسپانیا ۳۶ درصد و در ترکیه ۳۰ درصد از مردم از این پیامرسان به عنوان منبع خبری استفاده میکنند. در میان تمام افرادی که از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند، ۵۴ درصد درباره صحت خبر دریافتشده با تردید فکر میکنند. این یعنی، ۴۶ درصد از کاربران تمام اخباری را که در شبکههای اجتماعی میخوانند بی چون و چرا میپذیرند. در مورد اخبار غلط نیز ۷۵ درصد از کاربران پیامرسانها و شبکهها بر این باور هستند که مقصر اصلی ناشران اخبارند. چرا که به باور آنها بیشترین حجم اخبار جعلی و یا غیرقابل اعتماد از منبع رسانههای جریان اصلی منتشر شده است، نه منابعی که به طور کامل از سوی قدرتهای خارجی یا خارج از جریان رسانههای اصلی به شکل کانالهای خرد خبری در داخل شبکههای اجتماعی و پیامرسانها فعالیت میکنند.
در برخی از نقاط دنیا مردم معتقد هستند که دولت باید خود برای متوقف کردن اخبار غلط وارد عمل شود. ۶۰ درصد از کاربران در اروپا و ۶۳ درصد در آسیا دولت را مسئول پیگیری اخبار جعلی میدانند. در مقابل، تنها ۴۱ درصد از امریکاییها معتقد هستند که دولت باید در این زمینه فعالتر عمل کند.
مجید رضاییان، استاد و محقق علوم ارتباطات درباره وضعیتی که در حال حاضر شبکههای مجازی و واقعی درگیر آن شدهاند، میگوید: «نخستن پایه روزنامهنگاری، عینیگرایی است اما با آمدن شبکههای اجتماعی این مولفه مخاطبپسند لطمه دیده است. صحت و دقت پایههای عینیگرایی است در حالی که فضای مجازی فقدان سندیت و فقدان مشروعیت دارد. رسانههای ما به هر اندازه به کار حرفهای پایبند شوند و تولید را جدی بگیرند، به همان میزان در جذب مخاطب و پیشی گرفتن از شبکه های مجازی موفقتر خواهند بود.»
ترس از کمبود، به ولع خرید رسید
احتکار خانگی
نمایندگی یک برند آلمانی در خیابان پیروزی، شلوغ و پرازدحام است. مشتریها در میان کالاهای مختلف خرد و درشت از گوشتکوب برقی گرفته تا جاروبرقی و یخچال میگردند و خرید میکنند. یکی از آنها میگوید: «دخترم ۲۲ سالش است، هنوز ازدواج نکرده ولی بالاخره باید به فکر باشیم. نمیشود که دست روی دست گذاشت. هم قیمتها هر روز عوض میشود و هم میگویند که جنسهای خوب خارجی دیگر وارد نخواهند شد. برای همین آمدهام زودتر همین خردهریزهایی را که میتوانم، بخرم.» فروشندگان فروشگاه نیز در میان مشتریها میچرخند و از سودی که آنها با خرید سریع به دست خواهند آورد، حرف میزنند. یکی از آنها لیستی از قیمتها را نشان مشتریان میدهد و میگوید: «این قیمتها را میبینید؟ شرکت امروز برایمان ارسال کرده است. فقط همین امروز به این قیمت میفروشیم، از فردا باید افزایش دهیم.» این رویه طی سه ماه اخیر پای ثابت رفتار تمام فروشندهها بوده است. رفتاری که در حوزه لوازم خانگی بیش از هرجای دیگری نمود داشته و همین مسئله هم باعث شد که در بازار این کالا کمبود جدی ایجاد شود و حتی برای پیدا کردن و خرید یک یخچال کرهای، نیاز به جستوجوی زیادی باشد. اوضاع در این بازار به عنوان آشفتهترین بازاری که نوسانات و سیاستهای ارزی رقم زد، به جایی رسید که مردم برای خرید کالاهایشان هم رشوه پرداخت میکردند. سپیده، دختر جوانی که در مردادماه جشن عروسیاش برگزار شد، میگوید: «یخچالی که در اردیبهشتماه ۸.۵ میلیون بود، ۱۶ میلیون تومان خریدم! البته قیمت واقعیاش نزدیک ۱۱ میلیون رسیده بود اما اصلا جنس را نمیفروختند. مجبور شدم یک جا را پیدا کنم و ۵ میلیون تومان هم اضافه دهم تا به من بفروشند.»
این اتفاقها در حالی بود که انتشار فهرست اولیه بانک مرکزی از 1482 شرکت دریافتکننده ارز دولتی نشان میداد که 230 شرکت داخلی بیش از 43 میلیون و 400 هزار یورو برای واردات لوازم خانگی ارز دریافت کردهاند.
مشکلات و کمبودهای این بازار همراه با اخبار مختلفی که از ممنوعیت واردات منتشر میشد، باعث شد تا رفتار خرید در سایر بازارها هم تغییر کند. مردم در فروشگاههای مختلف اقدام به خرید اجناسی بیش از نیاز کوتاهمدتشان کردند و نوعی احتکار خانگی شکل گرفت.
البته این احتکار نهتنها از ترس کمبود بلکه از ترس گرانی بیحد و اندازه هم بود. بر اساس گزارش بانک مرکزی، تنها در هفته اول مردادماه لبنیات 0.2 درصد گران شد که در مقایسه با هفته مشابه قبل 0.6 درصد بیشتر شده بود که البته این محاسبه قبل از تصویب افزایش 17 تا 34 درصدی قیمت لبنیات بود. تخممرغ هم با افزایش 10.6 درصدی در مقایسه با هفته قبلش، 7.6 درصد گرانتر شد. برنج نیز رشد 5.1 درصدی را تجربه کرد و مرغ هم 24.4 درصد بیشتر شد. روغن نباتی هم در هفته یادشده 2.5 درصد گرانتر فروخته شد و شاخص بهای تولیدکننده هم نسبت به سال گذشته 27.8 درصد افزایش یافته است.
یکی از مقامات وزارت صنعت، معدن و تجارت در این مورد گفته بود: «ما بارها گفتهایم چندین برابر مصرف خانوار ذخیرهسازی صورت گرفته است و تمام انبارها به خصوص در زمینه کالاهای اساسی پر است. اما با آنکه با مردم صادقانه حرف میزنیم در نهایت میبینیم که با عملیات روانی که رخ میدهد مردم برای خرید کالا از یکدیگر سبقت میگیرند. با هیچ قحطی و کمبودی روبهرو نیستیم. انبارها پر از گوشت، مرغ، گندم، برنج و تخممرغ است.» در ادامه یکی از اعضای انجمن روغن هم گفته بود: «در حوزه روغن به جهت آنکه مشکل ارزی وجود داشت نتوانستیم روغن خام وارد کنیم. این در حالی است که در گذشته 300 هزار تن دولت و 300 هزار تن بخش خصوصی ذخیره داشت. تولیدکنندگان تصمیم گرفتند عرضه روغن در بازار را کم کنند تا در ماههای آینده مردم با کمبودی روبهرو نشوند. با واردات روغن خام دیگر محدودیت عرضه نخواهیم داشت.»
البته فروشگاههای زنجیرهای نیز در ایجاد این حس دخیل بودند. بررسیهای «میدانی» نشان میداد که صفهای طولانی در این فروشگاهها ایجاد شده بود و بعضی از این فروشگاهها نیز برای مدیریت این فضا در فروش کالاها محدودیت ایجاد کرده بودند. همین مسئله باعث شده بود که احساس کمبود و گرانی، تشدید شود. امیرخسرو فخریان، رئيس اتحادیه فروشگاهها هفدهم مرداد گفت: «پس از نظارت و اعمال کنترل های لازم برای عرضه کالا در فروشگاهها هیچ محدودیتی وجود ندارد. کمبود برخی کالاها فقط به دلیل اعمال تحریمها رخ نداده بلکه کمبود آب باعث شده است در تولید شماری از مواد غذایی با مخاطراتی روبهرو شویم. برای نمونه تولید رب گوجهفرنگی کم شده است. به دنبال انتشار شایعاتی درباره کمبود کالا و مواد غذایی در فضای مجازی شماری از شهروندان با مراجعه به فروشگاهها بیش از نیاز معمول خود خرید کردند که این موضوع نگرانیهایی را به وجود آورد.» منصور عالیپور، نایب رئیس اول اتحادیه فروشگاههای زنجیرهای نیز گفته بود: «در تامین کالاهای اساسی فروشگاهها مشکلی نداریم و فقط در مورد برخی لوازم خانگی مشکلاتی رخ داده است. احتکار مواد غذایی از سوی خود مردم رخ میدهد؛ زیرا در این روزها شاهدیم برخی سودجویان با مراجعه به فروشگاهها بیش از اندازه کالا میخرند.»