
نه چین و نه روسیه دکترین واحد نظامی و دفاعی مانند آنچه باعث ایجاد ناتو بود، ندارند
احسان شمس/مدرس دانشگاه/ آینده نگر
فعالیت دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران که از مدتها پیش در شرق شدت گرفته بود، مدتی است به ثمر نشسته است. تلاشهای مستمر دستگاه دیپلماسی، ایران را به پای ثابت در کنفرانسهای سازمان شانگهای و آسهآن در شرق تبدیل کرده است. اما اهمیت این دو پیمان بالاخص شانگهای چیست؟ آیا همانطور که برخی تلقی میکنند شانگهای جایگزینی برای پیمان ورشو برای تقابل با پیمان نظامی ناتو است؟ حضور در این دو پیمان چه آثاری برای ایران در بر خواهد داشت؟
پیمان شانگهای که سال 2001 در ابتدا با حضور چین، روسیه، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان ایجاد شد، هرچند عنوان پیمان اقتصادی- امنیتی بر خود داشت، اما هیچگاه چهره امنیتی یا نظامی از خود بروز نداد. این عدم امنیتی تلقی شدن ریشه در این موضوع دارد که دکترین نظامی میان چین و کشورهای مشترکالمنافع حاصل از فروپاشی شوروی بسیار متفاوت است. چین هیچگاه به دنبال تقابل مستقیم نظامی با امریکا نبوده و نیست. از همین جهت برای عضویت دائم ایران در سازمان شانگهای، همیشه چینیها مخالفت صریح خود را اعلام میداشتند. همین دیدگاه در طرف روس نیز وجود دارد. روسها سطح تقابل با امریکا را زمانی بالا میبرند که منافع ملی حیاتی خود در گرو آن باشد و ایران متحدی استراتژیک با چنین ضریب نفوذ بالایی برای طرف روس نیست. درست است که در بسیاری از موارد ایران همکاریهایی طولانیمدت با طرف روس دارد (مانند قضیه سوریه) اما این موضوع روسیه را در تقابل نظامی و امنیتی با امریکا قرار نمیدهد. شاهد این موضوع الحاق کریمه به روسیه و یا اشغال آبخازیای شمالی در شمال قفقاز است. روسیه در این دو مورد نهایت سرسختی خود را نشان داد و تحریمهای ناشی از آن را که موجب از بین رفتن یکسوم ارزش روبل شد نیز به دوش کشید. اما ایران این موضوعیت را برای روسها ندارد.
از سوی دیگر، نه چین و نه روسیه دکترین واحد نظامی و دفاعی مانند آنچه باعث ایجاد ناتو بود، ندارند. اولویت چین حفظ رشد اقتصادی خود، تأمین امنیت آبهای چین جنوبی و تسلط بر منابع حیاتی انرژی موردنیاز خود است. درحالیکه روسها از طرف شرق تهدیدی احساس نمیکنند و منافع خود را همیشه در رقابت با امریکا دیدهاند (این موضوع را با چینی مقایسه کنید که همیشه از هزینههای تقابل مستقیم با امریکا فرار کرده است). این مدعا را که پیمان شانگهای نظامی نیست و تنها اسمی از امنیتی را بر خود دارد پذیرش عضویت هند و پاکستان تأیید میکند. دو کشوری که در رقابت دائم نظامی و اتمی با هماند، هنوز در کشمیر مشکلات مرزی دارند و چهار جنگ را پشت سر گذاشتهاند، چگونه تحت یکی پیمان امنیتی درخواهند آمد، مگر آنکه آن پیمان امنیتی نباشد. بنابراین استدلال کسانی که شانگهای را ناتوی شرق میدانند مخدوش به نظر میرسد و تنها کارکرد اقتصادی این پیمان قابلاعتناست.
رویه پیمان آسهآن از این روشنتر است و تنها برای تعاملات اقتصادی جنوب شرق آسیا ایجادشده است. بزرگی اقتصادهای شرق آسیا باعث جذاب شدن آن برای جهان شده است و سران جهان را به خود جذب میکند. وزیر امور خارجه ایران نیز در اجلاس اخیر آن شرکت کرده و دیدارهای مختلفی با روسای جمهور، وزیران امور خارجه میزبان و منطقه و البته خانم موگرینی داشته است.
از آنچه گفته شد معلوم میشود که نگاه دیپلماتیک ایران به این دو پیمان شانگهای و آسهآن، اقتصادی است. ایران در منطقه خاورمیانه در مقابل دو حلقه امنیتی و اقتصادی تنهاست. حلقه اسرائیل و حلقه عربستان؛ که در هردوی اینها امریکا نیز نقشی بسیار مخرب بازی میکند. برای مقابله با این دو حلقه، ایران مدتی نگاه به روسیه داشت که بازخورد مناسبی از آن به دست نیاورد و اکنون سعی در حفظ منافع خود بهصورت مستقل دارد و البته این امر بسیار هزینهبر است. نگاه امنیتی به مسائل خاورمیانه درحالیکه کشوری مانند عربستان با قراردادهای سنگین نظامی اقدام به خرید امنیت میکند، باعث بالا رفتن سرسامآور هزینههای امنیتی کشور میشود و این امر میسر نیست مگر با گره زدن منافع اقتصادی کشور با اقتصادهای نوظهوری مانند هند و چین.
هند و چین وارد ماجراجوییهای ترامپ نمیشوند و در مقابل برای پیشبرد برنامههای اقتصادی خود به نفت و گاز ایران بسیار محتاجاند. این امر سبب شده که ایران برای آنان بسیار جذاب باشد و هم اینکه تهران آنان را مشتریانی همیشگی برای نفت خود بداند. همانگونه که وزیر امور خارجه چین نیز تاکید کرد، پکن در تحریمهای نفتی امریکا علیه ایران شرکت نخواهد کرد. آنچه این دو پیمان در اختیار ایران قرار میدهد اولاً دسترسی به بازار تشنه انرژی و ثانیاً دستیابی به تکنولوژی روز است که معمولاً غرب آن را از ایران دریغ کرده است. این تعامل در درازمدت میتواند ایران را به شریکی استراتژیک برای شرق تبدیل کند. ایران در طرح راه ابریشم چین نقشی کلیدی دارد و برای تحقق این ابَرپروژه، ایران باید دارای زیرساختهای مناسب اقتصادی باشد. هرچند ایران در جذب سرمایهگذاریهای خاورمیانهای چین، از بسیاری از کشورهای منطقه عقب است، اما در هر حال چین توجه خود را به ایران معطوف خواهد کرد. حضور ایران در این دو پیمان ولو بهعنوان عضو ناظر میتواند این پیام را به شرق بفرستد که نگاه ایران به اقتصادهای شرق نگاهی بنیادین و بر اساس نیازهای متقابل است.