
رهبران اروپایی در حال حاضر به دنبال این هستند که تصویری از آینده خود در ده تا پانزده سال بعدی پیدا کنند و نکات اصلی را در حفظ اتحاد خود در این فاصله زمانی مورد تاکید قرار دهند
آینده نگر/ منبع: گلوبالیست
هر رئیسجمهوری در امریکا - از هری ترومن گرفته تا باراک اوباما- علاقه داشته که به سهمآفرینی کشورش در بازسازی اروپا در دوران پس از جنگ جهانی دوم فخر بفروشد و تشکیل سازمانها و نهادهایی مثل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و نیز اتحادیه اروپا را به امریکا نسبت بدهد. روسای جمهور پیشین امریکا درواقع این موضع را راهی برای اثبات نفوذ امریکا در عرصههای مختلف جهانی و دنبالهروی اروپا از امریکا در این مسیر میدانستند. به نظر میرسید پافشاری روی چنین موضعی به سود هر دو طرف امریکایی و اروپایی بود و بهحق بودن آنها را نشان میداد. تا اینکه دونالد ترامپ روی کار آمد.
ترامپ موفق شد در فاصلهای بسیار کوتاه، این اتحاد همیشگی با اروپا را به کلی خراب کند، ارزشهای ناتو را زیر سوال ببرد و رهبران اروپایی را در موقعیتی خوار و خفیف قرار بدهد. ترامپ ابایی ندارد از اینکه به اروپاییها نشان دهد که اتحادهای نظامی گذشته برایش بیاهمیت است. همچنین مواضع او در مورد روسیه باعث معذبشدن اروپاییها میشود؛ به خصوص از این جهت که تکلیف ناتو مشخص نیست.
اروپاییها قطعا این دوران از مناسبات با امریکا را فراموش نخواهند کرد؛ اما این شرایط شاید در نهایت به سود اروپا تمام شود. اروپای امروز به وضوح فهمیده که باید نقش خودش را در قبال امریکا و ورود به اتحاد با این کشور بازتعریف کند و به وابستگی روانی به امریکا پایان دهد چون اشتراکات طرفین در خصوص اهداف استراتژیک در زمانهای که دونالد ترامپ بر سر کار است، بیمفهوم خواهد بود.
در چنین شرایطی، امنیت جمعی و استقلال کشورهای اروپایی به شکلی مجزا از امریکا تعریف خواهد شد و احتمالا در آینده هرکسی که در کاخ سفید به قدرت برسد، باید با اروپای متفاوتی سر و کله بزند.
رهبران اروپایی در حال حاضر به دنبال این هستند که تصویری از آینده خود در ده تا پانزده سال بعدی پیدا کنند و نکات اصلی را در حفظ اتحاد خود در این فاصله زمانی مورد تاکید قرار دهند.
دفاع اروپایی
در شرایط تنهاماندگی فعلی، اروپا چارهای ندارد جز آنکه مکانیسمهای سیاسی و دفاعی جدیدی بسازد. در سالهای اخیر، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در این مورد خاص به شدت محافظهکارانه عمل کرده چون همواره از تکرار خاطرات دوران نازیسم آلمان و سیاستهای دفاعی آن دوران اجتناب داشته است. اما حالا اوضاع عوض شده و مکانیسمهای دفاعی دوباره اهمیت زیادی پیدا کردهاند.
اروپا به صورت اصولی به روسیه اعتماد ندارد و حس میکند که باید مرزهای شرقیاش را همواره در مقابل روسیه حفظ کند. این مسئله در آینده اروپای بیامریکا اهمیتی بیشتر هم برای رهبران اروپایی پیدا خواهد کرد. بنابراین، منابع مالی لازم برای تامین اهداف دفاعی و نظامی اروپا باید تامین شود.
اتحادیه اروپا همچنین در مورد یک همسایه شرقی دیگر - یعنی ترکیه- نیز تردیدهایی دارد و نمیداند نقش ترکیه در ناتو و نیز مناسبات ترکیه با روسیه در آینده چگونه خواهد بود.
اصلاحات اروپایی
اتحادیه اروپا باید در آینده نزدیک از طریق اصلاح قانون اساسی خود به تحکیم نهادهای اروپایی بپردازد تا بتواند سیاستهای بموقع و موثری را دنبال کند. این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ به خصوص در شرایطی که برگزیت رخ داده و ناهماهنگیهای داخلی زیادی در اتحادیه اروپا دیده میشود. اتحادیه اروپا همچنین باید در مورد ساختار مالی باثباتی که نیازهای تمام کشورهای عضو - از جمله کشورهای مواجه با مشکلات مالی- را برطرف کند به نتیجه برسد.
به نظر میرسد به نفع اتحادیه اروپا باشد اگر که از گسترش مرزهای خود به سمت شرق و پذیرش اعضای جدید به خصوص از منطقه بالکان خودداری کند چون در این صورت نیازی به حل مشکلاتش با ترکیه نیز وجود نخواهد داشت.
مسئله دیگر این است که اروپای آینده همچنان با موج پناهندگان از افریقای شمالی و خاورمیانه مواجه خواهد بود و در این مورد نیز باید به نتایج واضحتری برسد. برخی کارشناسان معتقدند که اتحادیه اروپا نیاز دارد که در آینده نزدیک، ماهیت مناسبات خود با افریقا را تغییر دهد. یعنی نقش مستقیمی در رشد کشورهای افریقایی توسعهنیافته بر عهده بگیرد. دغدغه اروپاییها در این خصوص از این بابت است که چین در افریقا با سرمایهگذاریهای گسترده به نقشآفرینی زیادی پرداخته و جا را برای اروپا تنگ کرده است. اروپا نمیخواهد از این بابت دچار دغدغه امنیتی هم بشود.
اگر چنین رویکردی بین رهبران اروپایی پذیرفته شود، اتحادیه اروپا سهمآفرینی مالی خود را در اتحادیه افریقا افزایش خواهد داد و در آن صورت، میتواند در عرصه توسعه پایدار و ایجاد فرصتهای شغلی نقش مهمی ایفا کند و به تبع آن، جلوی مهاجرتهای گسترده از افریقا به اروپا و حتی افراطگرایی را بگیرد. این دستاوردها میتوانند در آینده، اروپای مستقل را در وضعیتی بهتر از وابستگی فعلی به امریکا قرار بدهند.