
بحرانهای آبی برای ایران و فعالان اقتصادی کشور همواره مهم بوده و در دوران کنونی بسیار مهمتر و حیاتی شده است. دانستن اینکه جنگ آبی بین دو همسایه غربی ایران چطور پیش میبرود برای همه ایرانیان جذابیت دارد.
اریکا سولومون و لارا پیتل/ گزارشگران اقتصادی/ آینده نگر
آنها از دو نسل متفاوتاند، از دو کشور متفاوت و هزار و 100 کیلومتر دور از هم زندگی میکنند. با وجود این، سرنوشت سلیمان آگالدای و نشوا نصر با سیاستهایی که رود دجله را تغییر میدهند، به هم گره خورده است، رودی که جوامع آنها را قرنها سیراب میکرده است.
امروز، هردوی آنها با تهدید تغییر جای زندگی خود مواجهاند. آگالدای، 39 ساله، در جنوب شرق ترکیه در حصن کیفا شاهد این خواهد بود که غارها و صخرههای باستانی این منطقه زیر سیل میروند چراکه آب بهآهستگی بالا میآید چون دولت این کشور سد پرحرف و حدیث «ایلیسو» را احداث کرده است. مهندسان در ماه ژوئیه شروع به پر کردن دریاچه سد کردند. در ماههای آینده، خانهها، باغها و هزاران سال تاریخ زیر آب خواهد رفت.
اما سیل در خانه آگالدای به معنی تهدید نشوا نصر به قحطی شدید در زمینهای تالابی جنوب عراق است. این منطقه دیرزمانی محلی بود که آبهای دو رود بزرگ سرزمین بینالنهرین، دجله و فرات، به آنجا میرسید، آبی که از بلندیهای ترکیه سرازیر شده بود. نصر هم مثل اجداد خود در میان نیزارهای سربهفلککشیده گاومیشهای آبی پرورش میدهد. وقتی که او بچه بود ارتفاع آب به قدری بالا بود که برای خوردن میتوانست از خانه سقف پوشالی خود بیرون بیاید و آب را بغل کند.
حالا، حتی اگر این زن 78 ساله با پوست چغر خود بتواند از آلونکش به آب دسترسی پیدا کند، آب به اندازهای آلوده است که قابل آشامیدن نیست. او و خانوادهاش هر روز در تقلا هستند تا ببیند که آیا میتوانند موطن خودشان را ترک کنند و به جای دیگری بروند. او میگوید: «همه درباره مهاجرت صحبت میکنند اما به کجا؟ همه چیزی که ما میدانیم پرورش گاومیش است و اینکه چطور بتوانیم با آن زنده بمانیم. ما به انتظار رحمت خداوند هستیم. اینجا، آب رحمت خداوند است و هر روز کمتر و کمتر میشود.»
فعالان محیطزیستی و اجتماعی میگویند که سد زدن روی دجله یک تراژدی فرهنگی است و عواقب ژئوپلیتیک مهم بالقوهای دارد. این دستکاریها در طبیعت وقتی که با تغییرات اقلیمی ترکیب میشد، خطر افزایش جابهجایی مکانی انسانها را به وجود میآورد و این اتفاق، میتواند باعث بروز بیثباتیها در هر دو کشور و همسایگان آنها شود و همچنین از نظر سیاسی، میزان مهاجرت را افزایش دهد، در دورانی که اروپا عامدانه تلاش میکند از راهافتادن موج جدید تازهواردان به این قاره جلوگیری کند.
ترکیه میگوید که پروژه ساختن 22 سد روی رودخانههای دجله و فرات که عمری به اندازه یک دهه دارد و با هدفگذاری بلندپروازانهای در سال آینده تکمیل میشود، برای ترکها انرژی و شغل درست میکند. اما این پروژه که در جنوب شرق ترکیه به پروژه آناتولی معروف است، باعث به هم پیچیده شدن تنشهای داخلی تلخی بین استانهای ترک، اقلیت کرد و خشونتی شده است که حزب کارگر ترکیه (پکک) بدان دست میزند.
کارشناسان امنیتی بیشازپیش استدلال میکنند که کمبود منابع باعث شورش در جوامع داخلی کشور میشود و باعث میشود گروههایی که دست به مبارزه خشونتآمیز میزنند بتوانند راحتتر عضوگیری کنند. عراق که امسال توانست قوای نظامی داعش را شکست دهد، میگوید که حفظ کنترل این گروه بستگی به این دارد که آینده این کشور آینده روشنتری باشد. آب یکی از مولفههای حیاتی برای این آینده روشن است: بیش از 80 درصد آبهای عراق صرف کشاورزی میشود که معیشت بیش از یکسوم این کشور با جمعیت 37 میلیون نفر به وابسته است.
حتی قبل اینکه آبگیری سد «ایلیسو» شروع شود، وزارت آب عراق گزارش کرده بود که جریانهای آب ورودی به این کشور در سال جاری میلادی 40 درصد نسبت به میانگین کاهش یافته است. نگرانی از آنجا به اوج رسید که کشور با شروع ما ژوئن شاهد کاهش سطح آب به کمترین میزان خود بود تا جایی که در حومه بغداد مردم نمیتوانستند حتی در آب رودخانه دجله غوطه بخورند. وزارت کشاورزی برای رساندن خسارتها به کمترین میزان، کاشت برنج و دیگر غلاب آببر را محدود کرده است.
محققان پیشبینی کردهاند که دمای هوای خاورمیانه دو برابر سریعتر از میانگین جهانی افزایش پیدا کند که دلیلش تشدید تاثیر وضعیت بیابانی در این منطقه است. این اتفاق باعث خواهد شد که تا انتهای قرن بیستویکم این منطقه به یک تکه زمین بدون سکنه تبدیل شود.
چون در سالهای گذشته به تعداد زیاد در ترکیه و سوریه که در همسایگی عراق هستند روی فرات سد ساخته شده و بغداد در مدیریت جریان آبهای خود بد عمل کرده، جریان رود دجله برای این کشور به امری حیاتی تبدیل شده است. جاسم الاسدی، یک متخصص محیطزیست در موسسه «نچرال عراق»، میگوید: «تا سال 2035، ما 11 میلیارد متر مکعب از جریان آب رودخانه دجله را از دست میدهیم.» این کاهش میزان جریان آب باعث خواهد شد که عراق بهسختی بتواند تقاضای سالانه 71 میلیارد متر مکعبی در آن زمان را فراهم کند. همانطور که دمای هوا افزایش پیدا میکند، با کم شدن بارش برف در سرچشمههای دجله و نرخ تبخیر بیشتر آب، وضعیت سدها بدتر خواهد شد. جاسم الاسدی میگوید: «آینده آب در عراق خیلی خیلی ناگوار است.»
گزینه زاغهنشینی
مقامات رسمی و دیپلماتها در بغداد در حال دستوپنجه نرم کردن با شرایط پس از سقوط داعش هستند و درگیری خطرناکی بین رقبای وابسته به قدرتها و کشورهای مختلف وجود دارد. آنها میگویند که مواجهه با ترکیه و تغییرات اقلیمی میتواند بعد از این درگیریها حل شود. اما در جنوب عراق، محلیها میگویند که فرصتها در حال اتمام است.
اگر تالابهای حوالی خانه نصر خشک شوند، مناطق کشاورزی همسایه این منطقه در استان میسان نیز خواهد خشکید. با تحلیل رفتن انشعابات رودخانه دجله، در حدود 650 روستا بهار امسال خشک شد. در میان آنها، در میان این مناطق، شهر کوچک العدل قرار دارد که زارعان آنجا بهار امسال را گرمترین بهاری توصیف میکنند که به یاد میآورند و امسال را خشکترین سال از 30 سال پیش تاکنون. آنها انتظار دارند که محصول گندمشان در فصل دروی امسال به اندازه نصف میانگین برداشت سالهای گذشته باشد.
آقای فرطوسی تاثیر خشکسالی و قحطی را در سالهای اخیر اینچنین توصیف میکند: «اوایل ما یک مهاجرت جمعی از مناطق روستایی به مراکز شهری داشتیم. اما اگر شهرها هم این وضعیت را داشته باشند، آن وقت کجا باید برویم؟»
دیگر موارد یأسآلود زیر سطح پنهان شدهاند: در نواحی جنوبی بیشترین تعداد نفراتی وجود داشت که برای نیروهای مردمی در مبارزه با داعش داوطلب شده بودند و آنقدر با داعش جنگیدند که آن را شکست دادند و بسیاری از آنها خود نیز کشته شدند. خیلی از افرادی که در این نیروی داوطلب بودند به خانههای خود برنگشتند و در حومه شهرها ماندند به این دلیل ساده که دیگر خانهای برای آنها نمانده بود. حالا آنها به نیروی قدرتمندی تبدیل شدهاند که بسیاری بیم دارند به نیرویی تبدیل شود که دولت مرکزی را تهدید کند.
در پاییندستتر، در روستای «الخیر»، حسین الیاسین که شهردار است مجبور شده نیروهای امنیتی را خبر کند تا نبرد مسلحانه بر سر آب را فرو بنشانند. او اکنون جمعی را برای حکمیت با شرکت شیوخ منطقه تشکیل داده تا روی چیزی بحث کنند که همه امیدوارند هرگز دوباره با آن مواجه نشوند: جابهجایی جغرافیایی.
آنها یکی از جوامع متعددی بودند که در دهه 1990 وادار به فرار به مناطق دیگر شدند، یعنی زمانی که صدام حسین مسیر رودخانه را تغییر داد و تالابها را خشک کرد تا مخالفان مسلحی را که در نیزارها مخفی شده بودند ریشهکن کند. بعد از اینکه با حمله سال 2003 امریکا، صدام از قدرت افتاد، مردم منطقه موانع جلوی آب را برداشتند و دوباره رودخانهها جریان پیدا کرد. اما ساخت سد، کاهش نزول باران و فعالیتهای مضر برای محیطزیست اکنون به اینجا منجر شده است که مساحت تالابی که در طول تاریخ 15 هزار کیلومتر مربعی وسعت داشته، اکنون تنها در حدود 5 هزار کیلومتر مربع باشد و احتمالا مساحتش کمتر نیز خواهد شد.
مسنترهای روستا مطمئن نیستند که چطور میشود به مردم کشاورزیای را آموخت و پی گرفت که نسلها منبع درآمد آنها بوده است و حالا این نسل ممکن است راهی نداشته باشد جز اینکه به سمت زاغههای حوالی شهرهای بزرگ عراق برود، یعنی همان جاهایی که مراکز عضوگیری شبهنظامیها دانسته شدهاند.
یاسین میگوید: »مردم ما از چیزی نگران هستند که دیگران درک نمیکنند. اینکه آنها چطور میتوانند در شهر یک زندگی برای خود بسازند؟ آنها نمیتوانند آنجا گاومیش پرورش دهند، نمیتوانند مزرعهای داشته باشند و مطمئنا نمیتوانند صیادی کنند.»
از سوی دیگر، بیش از هزار کیلومتر بالاتر از روستای یاسین در جنوب عراق، در یکی از نواحی جنوب شرقی ترکیه در شهر کوچک اما باستانی حصن کیفا، مردم وضعیت دیگری دارند؛ طی ماههای گذشته تعدادی از عمارتها و محلهای باستانی این منطقه به نواحی مرتفعتر منتقل شدهاند اما تا چند وقت دیگر، با آبگیری سدی روی دجله، این شهر بهطور کلی زیر آب خواهد رفت و مردمانی که یک عمر در آن زندگی میکردند آواره خواهند شد و باید به منطقه دیگری کوچ کنند.
به نظر میرسد جدال آبی بین دو کشور ترکیه و عراق و تغییراتی که روی منابع آبی در این منطقه انجام میشود، تمدن باستانی بینالنهرین را نشانه رفته است. طی سالهای آینده پیشبینی میشود که بسیاری از مردم این منطقه ناچار شوند شهرها و روستاهای خود را ترک کنند و دست به مهاجرت ناخواسته بزنند. در این میان، تنشهای اجتماعی و سیاسی بسیار شدید رخ خواهد داد که حاصل همین دستکاریها و بلندپروازیها در کشورهایی است که سعی میکنند جریانهای آبی منطقه را در قالب یک جنگ آبی به نفع خود پیش ببرند.
منبع: فایننشال تایمز