اروینگ فیشر، دانشمندی که زود رفت و دیر آمد

اقتصاد پولی

تاریخ 1397/05/28 ساعت 12:45

زمانی که یک اقتصاد در حالت صعودی قرار داشته باشد، عوامل اقتصادی که به دنبال سود بسیار بالا هستند، بدهی خود را بالا می‌برند تا بتوانند سود بیشتری کنند. این موضوع زمانی که حباب اعتباری بترکد، تاثیرات بسیار بدی بر اقتصاد خواهد گذاشت.

آینده نگر

 اروینگ فیشر اقتصاددانی است که هم شومپتر، هم فریدمن و هم توبین او را «بزرگ‌ترین اقتصاددان تاریخ امریکا» می‌دانند. فیشر که در طول عمرش در مباحث زیادی نظیر سرمایه و نرخ بهره و اقتصاد پولی کار کرده بود این نظر را داشت که مردم به طور کلی به «توهم پول» دچارند. توهم پول یعنی اینکه نمی‌توانند فراتر از پول، یعنی جنسی را که با آن پول می‌توان خرید، ببینند. به زبان ساده‌تر افرادی که «توهم پولی» حاد دارند، عموما چنین ترجیحی می‌دهند: «اگر درآمد من 2 درصد کاهش یابد خیلی بد است، اما اگر 2 درصد افزایش یابد ولی تورم 4درصدی وجود داشته باشد، آن‌قدرها هم بد نیست.» به نظر فیشر در یک دنیای ایده‌آل تغییرات سطح قیمت هیچ تاثیری بر تولید و اشتغال نخواهد داشت در حالی‌که در دنیای واقعی که مردمش توهم پولی دارند، تورم و رکود ضررهایی شدید به همراه خواهد داشت.

فیشر طی 40 سال همین نظرش را در مورد چیزی که خودش «رقص دلار» می‌نامید نشان داد و چندین طرح برای «پایدارسازی» پول یا همان پایدارسازی سطح قیمت ارائه داد. او یکی از اولین اقتصاددانانی بود که داده‌های اقتصاد کلان را که شامل حجم پول، نرخ بهره و سطح قیمت می‌شد، مورد تحلیل و آزمون آماری قرار داد. در اواخر دهه 20 تکنیکی را ارائه داد که بعدتر تحت نام «وقفه‌های توزیع‌شده» شناخته شد.

مطالعات فیشر در زمینه اقتصاد پولی بیش از دیگر زمینه‌های مورد تحقیق او به سطوح انتزاعی می‌پرداخت و به همین‌ دلیل بود که رقیبی جدی برای او در اروپا پدید آورد. کنوت ویکسل اقتصاددانی سوئدی بود که نقطه آغازین تحلیلش را بر نرخ‌های بهره یک سیستم تغییرات در یک اقتصاد واقعی قرار داد؛ این در حالی بود که فیشر نظریه کمّی پولش را با قیمت‌های بلندمدت توضیح می‌داد. گرچه هردوی این اقتصاددان‌ها از نظریاتشان این نتیجه را گرفتند که سیاست‌گذاری‌های پولی هر دولت، در قلب بحران اقتصادی قرار دارد، اختلاف نظرشان چیزی نبود که در دوران حیاتشان حل شده باشد و اتفاقا نیم قرن بعد تبدیل به جدلی جدید بین سیاست‌گذاران کینزی و پول‌گرا شد.

کاهش قیمت بدهی

فیشر پس از سقوط بازار بورس در سال 1929، که بحران بزرگ را در پی داشت، نظریه‌ای را برای بحران‌های اقتصادی توسعه داد که نامش بدهی-رکود بود. این نظریه بحران را به حباب اعتباری مربوط می‌کرد. زمانی که یک اقتصاد در حالت صعودی قرار داشته باشد، عوامل اقتصادی که به دنبال سود بسیار بالا بودند، بدهی خود را بالا می‌برند تا بتوانند سود بیشتری به دست بیاورند. این موضوع زمانی که حباب اعتباری بترکد، تاثیرات بسیار بدی بر اقتصاد خواهد گذاشت: سقوط سطح قیمت دارایی‌ها، کاهش شدید ثروت خالص کسب‌وکارهای مختلف که منجر به ورشکستگی بسیاری از آنها می‌شود، سقوط سود، افت خروجی و تجارت و اشتغال، بدبینی و از بین رفتن اعتماد به بازار، احتکار پول، کاهش نرخ بهره اسمی و افزایش نرخ بهره‌ای که با تورم تنظیم شده و... .

فیشر می‌گوید در همین دوران که بدهکاران با فروختن دارایی‌ها سعی در از بین بردن بدهی اسمی خود دارند، کاهش قیمتی که پدید می‌آید مانع از کاهش بار حقیقی بدهی می‌شود. در این زمان با اینکه بازپرداخت بدهی باعث کاهش حجم پولی می‌شود که بدهکاریم، از آنجایی که ارزش واقعی دلار رو به‌ افزایش است، این فرایند به اندازه کافی سرعت ندارد.

پیش از اینکه در سال 1929 بازار بورس سقوط کند، فیشر نگاهی خوش‌بینانه به وضعیت داشت. نظر او این بود که قیمت اوراق دائما رو به‌ رشد خواهند بود و در حال حاضر تنها لرزه‌هایی خفیف را تجربه می‌کنند و هنوز خیلی زمان باقی مانده تا به اوج خود برسند. این اظهارنظرها تنها 9 روز پیش از سقوط بازار بورس صورت گرفت. سقوطی که باعث شد فیشر حجم زیادی از ثروت شخصی خود و اعتبار آکادمیکش را از دست بدهد و به همین خاطر، نظر او درباره بدهی‌ها و بحران‌های اقتصادی خیلی جدی گرفته نشده و میدان را به اقتصاد کینزی واگذار کرد. با همه اینها پس از رکود اواخر دهه اول قرن بیست و یکم اقبال به سمت نظرات او بیشتر شد. استیو کین رکود سال 2008 را با استفاده از بسطی که هایمن مینسکی بر روی نظریه کاهش قیمت بدهی فیشر ایجاد کرده بود، پیش‌بینی کرد و امروزه این نظریه، اصلی‌ترین نظریه‌ای است که نام فیشر با آن پیوند خورده‌است.

 

اروینگ فیشر

اروینگ فیشر در 27 فوریه 1867 در روستای ساجرتیز نیویورک به دنیا آمد. اندکی پیش از ورودش به دانشگاه پدر خود را از دست داد و از آن به بعد مسئولیت سرپرستی مادر و برادرش را از طریق تدریس به عهده گرفت. در سال 1888 از دانشگاه ییل با مدرک لیسانس فارغ‌التحصیل شد و سه سال بعد، از همین دانشگاه دکترای اقتصاد گرفت. مدرک دکترای او اولین مدرکی بود که دانشگاه ییل در رشته اقتصاد ارائه کرد. نوشته‌های او از همان پایان‌نامه دکتری‌اش آغاز می‌شوند که در سال 1892 تحت عنوان «پژوهش‌های ریاضیاتی در نظریه ارزش و قیمت‌ها» چاپ شد. او سرانجام در 29 آوریل 1947 در همان شهر نیویورک و زمانی که 80 سال سن داشت، درگذشت.