
پکن نمیتواند ببیند یکی از دو قدرت اقتصادی جهان است اما همچنان در جام جهانی حضور ندارد
جاناتان وایت/ گزارشگر مسائل چین/ ترجمه:آینده نگر
همزمان با مسابقات مرحله آخر جام جهانی که در روسیه برگزار میشد، میشد دید که کشور غایبی بود که غیبتش از جام جهانی قابلتوجه بود: چین. پرجمعیتترین کشور جهان باز هم نتوانست به مرحله نهایی مسابقات راه پیدا کند، همانطور که بهجز یک بار، نتوانسته است در این تورنمنت فوتبال جهان که از سال 1930 هر چهار سال یکبار برگزار میشود شرکت کند. تنها دورهای که چین تا به حال توانسته در جام جهانی حضور داشته باشد، مسابقات سال 2002 با میزبانی مشترک ژاپن و کره جنوبی بوده است که چین در آن، طی سه مسابقه هیچ گلی نزد و 9 گل خورد.
اما شکاف بین توانایی چین در فوتبال و واقعیت آن بیشتر از هر موقع دیگری شده است چراکه این کشور با 1.3 میلیارد نفر جمعیت اشتهای روزافزونی برای فوتبال دارد و میخواهد که در سطح بینالمللی خود را در مسابقات این رشته ورزشی حفظ کند. با وجود این، چنین وضعیتی ممکن است تغییر کند چون همان نیروهای مشابهی که چین را به بالای ردهبندی بازیهای المپیک رساندند، اکنون توجه خود را به فوتبال معطوف کردهاند.
در شرایطی که تیم ملی فوتبال زنان چین در حال ثبت موفقیتهای پیاپی است، هواداران تیم چین، با گذشت سالها به نقطه عطفی با تیم ملی مردان رسیدهاند. با این حال، خفتآورترین مسابقات فوتبالی که چین با آن مواجه بوده، زمانی بوده است که در بازی با هنگکنگ (منطقه ویژه تحت لوای چین با تنها هفت میلیون جمعیت) دو بازی صفر – صفر شد و چین نتوانست از هنگکنگ ببرد.
در پی بازی دومی که چین با هنگکنگ صفر – صفر کرد و متوقف شد، یک هکر وبسایت فدراسیون فوتبال چین را هک کرد و در آن بدوبیراه به مقامات فوتبال نوشت و از سرمربی و رئیس فدراسیون فوتبال چین خواست که هردو استعفا بدهند و از شورای مرکزی حزب کمونیست چین نیز خواست که درباره عملکرد مدیران فوتبال کشور تحقیقاتی به عمل آورد. برخی از ستوننویسان روزنامهها نیز حتی استدلال کردند که تیم فوتبال مردان این کشور باید منحل شود.
این ابراز هیجانات چیز جدیدی نبود. وقتی چین تلاش میکرد که برای مسابقات جام جهانی 1986 به میزبانی مکزیک آماده شود، تیم فوتبالش میزبان هنگکنگ بود که آن موقع قلمروی بریتانیا به شمار میرفت و مسابقات مقدماتی در استادیوم کارگران پکن برگزار میشد. هنگکنگ بازی را 2 بر 1 برد و هواداران میزبان شروع به شورش کردند قبل از اینکه نیروهای مسلح پلیس بتوانند نظم را دوباره برقرار سازند. این بازی هنوز در هر دو سوی مرز دو کشور انگشتنما است و تحت عنوان «حادثه 19 می» از آن یاد میشود.
در سال 2013، بعد از اینکه در یک بازی غیررقابتی چین از تایلند شکست خورد، هواداران گفتند که شاید زمان آن رسیده باشد که تیم فوتبال به کار خود پایان دهد. برخی دیگر بازیکنان را به فساد متهم میکردند؛ فساد علت دیگری بود در تشریح اینکه تیم ملی کشور چین را به جایگاه 47 رتبهبندی جهانی فوتبال رسانده است.
دلایل شکست چین در فوتبال طی سالها پدید آمده بود. فوتبال چین در دوران مائو هویت خاصی نداشت و در این دوران از بازیهایی حمایت نمیشد که تودهها را کنار هم گرد آورد. تنها در دوران دنگ شیائوپینگ چین دوباره وارد فیفا شد. دنگ یک طرفدار فوتبال در زمانی بود که در پاریس در اوایل دهه 1970 دانشجو بود. حتی بعد از ورود به فیفا نیز پرواز بلند چین در عرصه فوتبال تنها از سال 1994 شروع کرد به حرفهایشدن و یک دهه بعد مسابقات فوتبال تحت عنوان «لیگ برتر چین» مجددا برندسازی شد تا با چندین رسوایی در زمینه فساد که آن زمان رقابتهای فوتبالی در مراحل اولیه را لکهدار کرده بود فاصله بگیرد. هواداران در آن زمان مرتبا به «سوتهای سیاه» اشاره میکردند که لفظی اختصاری برای رشوهدادنها و رشوهگرفتنهای فراوان در داوریها بود.
اما خفت شکست از تایلند در سال 2013 یک نقطه عطف بود. در همان سال شی جینپینگ در مقام دبیرکل حزب کمونیست چین حکومت را به دست گرفت و با مبارزه ضدفساد و پاکسازی سیاسیاش این فرصت را به دست آورد تا تیم ملی فوتبال را به «رویای جام جهانی» برساند که با شعار دلخواه او یعنی «رویای چینی» هماهنگ بود.
شی دوست دارد هواداری خود از فوتبال را به مقاصد سیاسی و دیپلماتیک هدایت کند. عکسی از او که در کروک پارک شهر دوبلین در سال 2012 در حال شوتکردن یک توپ فوتبال است، یکی از تنها شش عکسی بود که در رسانههای دولتی در سال 2014 به مناسبت سال نوی چینی از او منتشر شد. در بازدیدی که شی در سال 2015 از بریتانیا داشت، او یک مجسمه که نشانی از «کوجو» - یک بازی چینی قدیمی شوتکردن توپ – داشت به موزه ملی فوتبال در منچستر اهدا کرد. در همین سفر او بازدیدی از استادیوم تیم منچسترسیتی داشت؛ جایی که با ستاره آرژانتینی، سرجیو آگوئرو، یک عکس سلفی گرفت. بعد از آن، به فاصله کوتاهی گروه اقتصادی مالک باشگاه اعلام کرد که 13 درصد از سهام باشگاه را به کنسرسیومی فروخته که تحت مدیریت یک شرکت سرمایهگذاری چینی به نام «چاینا مدیا کپیتال» است.
اما در داخل چین تمرکز شی جینپینگ بر بازی زیبای فوتبال بیشتر شده است. رویای اصل جام جهانی شی که در سال 2011 سنگ بنای آن گذاشته شد، دارای سه بخش است: چین به مرحله نهایی مسابقات جام جهانی وارد شود، میزان جام جهانی شود و جام را ببرد. اما از آن زمان این چشمانداز تعدیل شده است. حالا طی طرحی اصلاحی با عنوان «برنامه توسعه میانمدت و بلندمدت فوتبال چین» که در سال 2016 اعلام شد، هدف این نیست که چین برنده جام جهانی باشد بلکه این است که تا اواسط قرن حاضر در بالاترین سطوح بینالمللی رقابت کند. مدیریت و کنترل آینده تیم فوتبال چین تحت نظر گروهی به ریاست نخستوزیر، لیو یاندونگ است که وقتی در سال 2014 متنی سیاستی از سوی شورای دولتی منتشر شد درباره اینکه فوتبال پرطرفدار شود، این بازی را به بخشی از برنامه کاری ملی تبدیل کرد.
در چین پول به دنبال سیاست میآید و برخی از موفقترین غولهای تجاری کشور مثل وانگ جیانلین از گروه مسکنسازی «واندا» و شو جیالین از گروه املاک «اورگریند»، بعد از اینکه ابتکار عمل دولت درباره فوتبال اجرایی شد، سرمایهگذاریهای خود را در بازیهای داخلی فوتبال افزایش دادند. باشگاههایی که مالک آنها دولت چین است هزینه زیادی برای استعدادهای خارجی میکنند. آنها در سال 2016 با پرداخت 60 میلیون دلار برای هر یک از دو بازیکن برزیلی به نامهای هالک و اسکار که از اروپا به تیم «شانگهای اسآیپیجی» آمدند، رکوردها را در ترانسفر داخلی و در وهله بعد در ترانسفر آسیا شکستند.
اما شی به جای بهکارگیری ستارههای خارجی سرمایهگذاری جدی روی بازیکنانی از مردم چین را ترجیح میدهد. از برخی لحاظ، توجهات به توسعه داخلی چین خیلی درخور تحسین است اما پیشرفت داخلی در این زمینه به بیگانههراسی روزافزون سیاست چین نیز ارتباط پیدا میکند. خرید بازیکنان خارجی مهار میشود با نظارتهای از بالا به پایینی که از باشگاهها میخواهد نرخ ترانسفر بازیکنان را با میزان سرمایهگذاری آنها در آکادمیهای خود و نیز با میزان سرمایهگذاری بر استعدادهای داخلی سازگار کنند. لیگ برتر فوتبال چین نیز قواعدی را ارائه کرده است برای رشد سریع بازیکنان در میان توده مردم چین، به این ترتیب که از هر بازیکن خارجی که در هر تیم حضور دارد، باید یک بازیکن داخلی زیر 23 سال نیز در زمین بازی حاضر باشد. این سیاست باعث نخواهد شد که شیرهای ورود بازیکنان به داخل کاملا بسته شود اما باشگاهها در هزینهکردن برای بازیکنان در شرایط فعلی محتاطتر خواهند شد.
اداره اصلی شورای دولتی یک برنامه پنجاهمادهای را در ماه مارس 2015 ارائه کرد که مسیر موفقیت در فوتبال را نشان میداد. این برنامه همان روشی بود که اقتصاد چین توانست با آن خود را ارتقا دهد؛ یعنی واردکردن بازیکنان خارجی برای اینکه بخشهایی از کسبوکارها و نقاط آسیبپذیر تقویت شوند و بعدتر، جایگزینکردن آنها با استعدادهای داخلی. مارچلو لیپی که تیمش برنده جام جهانی بوده است اکنون مربی تیم فوتبال چین است و او با اینکه نتوانست به جام جهانی راه پیدا کند اما در آستانه ورود به مرحله نهایی مسابقات در روسیه بود. موفقترین باشگاه فوتبال اروپایی، رئال مادرید، اکنون مربیانی را در گوانگژو در اختیار آکادمی جوانان «اورگریند» قرار داده و آنها مربیان داخلی را تربیت میکنند. تیم منچسترسیتی در دسامبر گذشته قراردادی را با یک گروه آموزشی چینی امضا کرد که مسیر آن به ایجاد یک لیگ دسته اول فوتبال در چین ختم میشود.
فوتبال اکنون مورد حمایت آشکار سیاسی در چین است اما هنوز به سطح سرمایهگذاریای مثل سرمایهگذاری بر بازیهای المپیک که با یک برنامه یکدههای برایش هزینه شد نرسیده است. کشور چین بر اساس یک جدول زمانی که در سال 2008 اعلام کرد و به لطف استفاده از مدل شوروی توانست به موفقیتهایی در المپیک دست پیدا کند. به این ترتیب، چین روی موفقیتهای سریع در ورزشهای انفرادی مثل تنیس، شیرجه و وزنهبرداری و ورزشهای تیمیای مثل والیبال تمرکز کرد.
اما باید گفت که مبدلساختن چین به یک محل رشد برای ورزش فوتبال کار سادهای نیست. چینیها برای این مقصود برنامهریزی کرده و سرمایههای زیادی را نیز به جریان انداختهاند اما این مولفهها کافی نیست و گذشته از آن، اگر جهت باد سیاسی تغییر کند و اولویت دیگر با فوتبال نباشد، مشخص نیست که این ورزش در آینده ورزش چین چه جایگاهی خواهد داشت.
منبع: فارن پالیسی
چرا باید خواند: چین در حال پیشروی در تمام عرصههای جهان است و بر همه کشورها تاثیر میگذارد. برای اینکه تصویر کاملتری از نگرشها و برنامههای این کشور داشته باشیم، باید بدانیم در حوزههایی حتی فوتبال دارای طرحهای بلندمدت و دقیق است.