
نسل اول این خانواده از اواخر دوره قاجار کسب و کار خود را با تجارت از هنگکنگ شروع کرد.
«بیمارستان نمازی»، «خیابان نمازی»، «میدان نمازی» و به صورت کلی نام «نمازی» برای خیلی از شیرازیها و تقریبا میتوان گفت مسافران شهر حافظ و سعدی آشنا است؛ خیابانی که به باغ تاریخی ارم و مراکز تفریحی این شهر گره خورده است. اما نکته مهم این است که خیلی از شیرازیها و غیرشیرازیها دلیل این نامگذاری را نمیدانند و از پیشینه آن که به خانوادهای کارآفرین و البته خیّر گره خورده است، چندان اطلاعی ندارند. خانوادهای که بیمارستان نمازی شیراز را ساخت و زمینهای اطراف آن را وقف هزینه برای بیمارستان کرد و حالا این مرکز درمانی به یکی از قطبهای مهم کشور به خصوص در جنوب ایران و حتی کشورهای اطرف خلیج فارس تبدیل شده است؛ بیمارستانی که خیلیها برای پیوند اعضا به آن مراجعه میکنند. اما خانواده نمازی از کجا شروع کردند و پیشینه آنها به چه زمانی بازمیگردد و در چه زمینههایی کسب و کار داشتند؟
بزرگان خاندان نمازی دو برادر به نامهای محمدحسن و محمدحسین بودند که این سرمایهگذاریها نخست از سوی آنان صورت گرفت. اگرچه این دو برادر به ترتیب در سالهای 1310 و 1326دار فانی را وداع گفتند، اما فرزندانشان به خوبی راه آنها را ادامه و کسب و کار پدرانشان را توسعه دادند. محمد نمازی فرزند محمدحسن، پس از سالها سکونت و تجارت در امریکا، به ایران بازگشت و مدتی مشاور وزیر شد و مهدی نمازی فرزند محمدحسین هم نقش جدیتری در سیاست بازی کرد و چندین دوره بدون وقفه نماینده مجلس شورای ملی و عضو مجلس سنا بود. البته با وجود اینکه خانواده نمازی در سیاست حضور داشت اما شهرت اصلی این خانواده و اعتبار آنها به فعالیتهای اقتصادیشان بازمیگردد که از زمان برادران نمازی شروع شد و در دوران فرزندانشان ادامه پیدا کرد. تجارت با کشتی، راهاندازی کمپانی کشتیرانی (شبهجزیره و شرق) و حضور در صنعت بانکداری و راه اندازی بانک «انگلیس و ایران» و بانک «هنگکنگ» از مهمترین فعالیتهای این خانواده است.
نسل اول این خانواده از اواخر دوره قاجار کسب و کار خود را با تجارت از هنگکنگ شروع کرد. سرزمینی که در آن زمان همچون امروز شهرت جهانی نداشت ولی برادران نمازی خیلی خوب آن را شناسایی کردند. در آن سالها همه فعالان اقتصادی فرنگ و غرب را مقصد اصلی تجارت میدانستند ولی برادران نمازی به شرق رفتند آن هم در سال 1914 میلادی و پیش از جنگ جهانی اول. محمدحسن نمازی از شیراز به هنگکنگ سفر کرد و با کمک برادرش به مدت 10 سال به تجارت انواع کالا پرداخت. او بعد از اینکه کارش رونق گرفت چند کشتی خرید و فعالیت تجاری خود را بین هنگکنگ و بنادر جنوبی ایران، بصره، بمبئی و برعکس توسعه داد. در آن زمان که هنوز تجارت تریاک ممنوع نبود، خانواده نمازی به این کار نیز مشغول بودند.
جنگ جهانی و کمک خانواده نمازی به مردم
همزمان با جنگ جهانی اول، مردم بوشهر و دشتستان در حال مبارزه با نظامیان انگلیس بودند و در آن شرایط منطقه فارس که از خلیج فارس (بوشهر) تا شیراز و... را شامل میشد، دچار کمبود مواد غذایی بود. در این زمان به دلیل فشار و محدودیت انگلیسیها امکان ورود کالا و مواد غذایی از هندوستان که زیرمجموعه انگلستان بود، هم وجود نداشت و مردم با مشکلات زیاد و قحطی روبهرو بودند اما محمدحسن نمازی با استفاده از کشتیهای خود از بنادر چین و هنگکنگ و برمه برنج، گندم و جو به بنادر جنوبی ایران وارد کرد و سهمی مهم در کاهش کمبودهای غذایی و کمک به مردم مناطق جنوبی کشور داشت. حتی بخشی از محمولههای کشتی از سوی انگلیسیها تصرف شد و محمدحسن نمازی مقداری از سرمایهاش را در این راه از دست داد. او در سال 1305 و تقریبا همزمان با شروع سلطنت پهلوی به ایران برگشت و در سال 1310 هم در شیراز درگذشت.
اما با مرگ پدر، این فرزندش محمد نمازی بود که راه او را ادامه داد و البته قدمهای بزرگی هم در زمینه کارهای خیریه برداشت. محمد نمازی در شیراز به دنیا آمد ولی با پدر به هنگکنگ رفت و دوران کودکی را در این منطقه گذراند. او با بازگشت پدر به شیراز سالهای نوجوانی را در شیراز و جوانی را در تهران سپری کرد و بعد برای ادامه تحصیل به امریکا رفت. مهدی نمازی که در کودکی و نوجوانی شاهد فعالیتهای تجاری پدر بود، اولین فعالیتهای اقتصادی را در امریکا کلید زد و دو دهه در این کشور و بعد هم مدتی در ژاپن فعال بود تا اینکه به ایران بازگشت. سفر او بعد از جنگ جهانی دوم و سه سال پس از اشغال کشور توسط متفقین بود. او آن زمان مالک چند کشتی تجاری بود که از سوی انگلستان مصادره شده بود و تلاشهایی حقوقی برای بازپسگیری آنها انجام داد ولی در نهایت موفق نشد. محمد نمازی در سال 1344 مدتی به عنوان وزیر مشاور در کابینه حسین علاء انتخاب شد و با همکاری چند وزارتخانه دیگر به بررسی وضعیت بحرانی صنعت نساجی در آن دوره پرداخت و توانست راهحلهایی را پیشنهاد کند.
لولهکشی آب و ساخت بیمارستان
مهدی نمازی همزمان با فعالیتهای اقتصادی به صورت گسترده در مسائل خیریه و مسئولیتهای اجتماعی هم حضوری جدی داشت. او نوآوری در این زمینه را در امریکا آموخته بود و همین شد که در سال 1326 بخش قابل توجهی از هزینه لولهکشی شهر شیراز و ساخت بیمارستانی را که هماکنون نمازی نام دارد پرداخت کرد. البته مهدی نمازی در ابتدا قصد داشت همه هزینههای بیمارستان را پرداخت کند ولی باتوجه به اینکه بسیاری از مشکلات و بیماریهای مردم به دلیل نبود آب سالم اتفاق میافتاد، تصمیم گرفت که لولهکشی آب را در اولویت کار خیریه قرار دهد. مهدی نمازی شرکتی با عنوان بنگاه آب شیراز تاسیس کرد تا شهرداری با استفاده از آن دو رشته آب قنات را تصفیه کند و از طریق لوله در اختیار ساکنان شهر قرار دهد. مهدی نمازی برای مطالعه و طرح عملیات لولهکشی آب شیراز همچنین قراردادی با شرکت الکساندر گیب تنظیم کرد. از آنجایی که آب قنات کفاف مصرف مردم شهر را نمیداد، او هزینه حفر 10 چاه، ایجاد تصفیهخانه، دستگاه تلمبهزنی و ایجاد کارخانه برق برای تامین انرژی تلمبهخانه را پرداخت کرد. در سال 1327 لولههای اصلی، نصب شد و در سال بعد، ساختمان تصفیهخانه و کارخانه برق احداث شد و سرانجام این طرح پس از 5 سال در شهریور سال 1329 به نتیجه رسید. در آغاز کار، مناطق جنوبی شهر از تامین مخارج لولهکشی، ناتوان بودند از این رو شیر عمومی نصب شد. مهدی نمازی در نظر داشت درآمد آبرسانی را وقف بیمارستان کند اما به دلیل اینکه آببها با موافقت شهرداری، بسیار اندک تعیین شد، مخارج ضروری آن را به سختی تامین میکرد. پیشبینی مهدی نمازی در وقفنامه، آن بود که دوازده درصد از سود این سرمایهگذاری و چهار درصد از استهلاک سرمایه لولهکشی به سایر فعالیتهای خیریه اختصاص یابد. اما از آنجا که درآمد از فروش آب کم بود، مهدی نمازی تصمیم گرفت کل سیستم لولهکشی را وقف کند و در نهایت شرکت سهامی آب منحل شد. اما در کنار لولهکشی آب قدم مهم دیگری که او برداشت تاسیس بیمارستان نمازی در اواسط دهه 20 خورشیدی در شیراز بود. برای انجام این کار، یکی از بهترین باغهای شیراز به نام باغ کفشگر را خرید و ساختمانی در آنجا تاسیس کرد. برای استفاده از آخرین تحقیقات و تکنولوژی پزشکی آن را به نام بنیاد ایران در نیویورک به ثبت رساند و تعدادی از امریکاییان ایراندوست و خیر را به عنوان هیئت امنا به عضویت این انجمن درآورد. ساختمان بیمارستان، آموزشگاه پرستاری، منازل مسکونی پزشکان و 9 پلاک زمین به نام بیمارستان نمازی وقف شد. آنچه به عنوان حق درمان گرفته میشد، صرف بیماران نیازمند دیگر میشد، زیرا آنها از پرداخت هزینه درمان معاف بودند. نظارت بر این موقوفه بر عهده هیئت مدیره موسسه خیریه بنیاد ایران بود. این بیمارستان در سال 1332 به منظور ارائه خدمات اورژانس، داخلی، قلب، اطفال، نوزادان، جراحی و اعصاب تاسیس شد و در 7 خرداد 1334 شروع به کار کرد. مهدی نمازی در سال 1350 قصد داشت با اضافه کردن سه بلوک به شکل تی انگلیسی ساختمان قدیم بیمارستان را توسعه دهد، اما پس از انجام کارهای مقدماتی و شروع به کار در سال 1351 در 75 سالگی درگذشت. البته در سال 1367 تعداد 9 بلوک به 5 بلوک قبلی بیمارستان اضافه شد. این مجموعه همچنان به عنوان یکی از مهمترین مراکز درمانی کشور شناخته میشود که از مهدی نمازی و خانواده اش به یادگار باقی مانده است.
واردات بیوک و صنعت نساجی
اما به جز محمد نمازی، مهدی نمازی پسرعموی او هم فعالیتهای گسترده تجاری و خیریه داشت. او بعد از تحصیل مقدماتی همچون پدرش محمدحسین نمازی و عمویش که در هنگکنگ کار تجاری انجام میداد، وارد کار تجارت شد. البته او همچون پسرعمویش محمد راهی کشورهای دیگر نشد و تصمیم گرفت به تهران بیاید و تجارتخانهاش را به پایتخت منتقل کند. صادرات کتیرا از ایران به اروپا و امریکا بخشی از فعالیتهای او بود. همچنین او اقدام به وارد کردن ماشین سواری بیوک میکرد و در صنعت نساجی هم سرمایهگذاری داشت و سهامدار چند کارخانه نساجی بود. مهدی نمازی همچنین به سیاست علاقه داشت و باتوجه به شهرت خانوادگی وارد مجلس شد و از دوره نهم تا چهاردهم به مدت شش دوره نماینده مردم شیراز در مجلس بود. علاوه بر این او که دو دوره رأی اول شهرش را به دست آورد نماینده مجلس سنا نیز بود. او با خود عهد کرده بود که همیشه بخشی از درآمدهایش از فعالیتهای اقتصادی را صرف امور خیریه کند. جالبترین نکته در مورد خانواده نمازی که در نسل اول و دوم این خانواده دیده میشود، تولید ثروت در خارج از کشور و انتقال آن به داخل کشور، سرمایهگذاری در صنایع و در نهایت هزینه کردن درآمدها در امور خیریه است؛ این نکته به خوبی نشان میدهد که این خانواده مفهوم آنچه را که امروز در ادبیات اقتصادی مسئولیت اجتماعی خوانده میشود 50 سال پیش به خوبی درک کرده بود.