حق به شهر و جنبش شهری

مقاومت، آفرینش است

تاریخ 1397/05/09 ساعت 13:22

برای خواننده‌هایی که به موضوع حق به شهر علاقه‌مند هستند، وجه دیگر موضوع را باید طرح کرد. اینکه عنصر جنبشی شدن چگونه در کنار این حق قرار می‌گیرد. پاسخ خود را در این مقاله بخوانید.

محمدکریم آسایش پژوهشگر شهری/آینده نگر

 عنصر بنیادین و نخستین نقشه راه حق به شهر، عنصر جنبشی آن است. به تعبیر ویلهلم گوته: «در آغاز عمل بود». این عنصر جنبشی به دو شکل جمعی و فردی تقسیم می‌شود، گرچه اشکال فردی نیز تعاملی جمعی را پدید می‌آورند و به عمل جمعی بدل می‌شوند. از منظری دیگر جنبش‌ها به دو دسته جنبش‌های سلبی و جنبش‌های اثباتی تفکیک می‌شوند. به این تفکیک باید دسته‌بندی دیگری را نیز افزود، دسته‌بندی‌ای که اتفاقا بیشتر مورد تأکید است: جنبش‌های ایجادی. در کنش شهری البته حتی جنبش‌های سلبی نیز بر ایجادی مبتنی هستند، زیرا فضامند هستند و چشم‌اندازی از تصوری از فضایی دلخواه را در سر دارند.

برای تبیین مفهومی این جنبش‌ها، ابتدا بستر فکری و تاریخی آنها را واکاوی می‌کنیم. از آنتونیو گرامشی آغاز میکنیم، گرچه پیشینه تاریخی و نظری مفهومی این جنبش‌ها دیرتر از گرامشی نیز  هست. برای مثال جنبش اسکان در اوخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جنبشی بود مبنی بر این ایده که دانشگاهیان و روشنفکران به محلات فقیر بروند تا بر افراد ساکن و عملکرد بهتر دولت محلی و بهبود زندگی فکری و اجتماعی در آن محلات تأثیر بگذارند. از چهره‌های شاخص این جنبش می‌توان به جین آدامز اشاره کرد. گرامشی دو مسئله جامعه مدنی و هژمونی را در مرکز صورت‌بندی نظری خود قرار می‌دهد و بدین ترتیب مبارزه اجتماعی از جمله مبارزه شهری اهمیت نظری پیدا می‌کند و واجد نقش سیاسی می‌شود.

جنبش چریکی امریکای لاتین و انقلاب فرهنگی چین با شعارهایی چون «هرکس می‌تواند یک واحد چریکی بشود»، «مراکز فرماندهی را بمباران کنید» و «بگذار صد گل بشکفد، بگذار صد مکتب رقابت کنند»، چند تأثیر ذهنی دارند. مفهوم اصالت مبارزه به جای سازمان یا ایدئولوژی، مفهوم استقلال و خودانجامی کنش، پیوند رهایی و اقدام و تکثر. تأثیر ذهنی این تحولات در شهرهای اروپایی و امریکایی به شکل‌گیری جنبش‌هایی میانجامد که تغییر در زیست شهری از طریق اقدامات خودجوش را در اهداف خود دارند و در واقع نمی‌توان بین آن و کنش سیاسی‌شان تفکیک قایل شد.

در این جنبش‌ها، زیست- سیاسی یعنی زندگی به مثابه سیاست عنصری محوری میشود  و مالتیتود (بدن شبکه‌ای) و به تعبیری هستنده‌های اجتماعی شکل میگیرند که در درجه اول نه برای ایده‌های ذهنی که برای زندگی روزمره‌شان مبارزه میکنند و زندگی‌شان جزئی از کنش سیاسی‌شان است.

برخی از جنبش‌ها به لحاظ سازمان‌دهی بر «هوش فوجی» مبتنی هستند، شبکه‌ای از افراد (رسمی و غیررسمی، پایدار و لحظه‌ای) که بر حسب منفعت مشترک، احساس مشترک یا دشمن مشترک با یکدیگر پیوند می‌یابند. در این جنبش‌ها، مفاهیمی چون «خودگردانی» و «موقعیت» دارای اهمیت است. از نمونه‌های آن می‌توان به مبارزات آتونومیا در دهه 1970 ایتالیا اشاره کرد.

یکی از زمینه‌های تاریخی برآمد این جنبش‌ها، اهمیت چرخه بازتولید برای سرمایه‌داری متأخر و اهمیت تولید فضای مصنوع به عنوان یک کالا در فرایند شهری شدن سرمایه است که واکنش به خود را نیز در پی داشته است، زیرا به اختلال در زندگی روزمره انسان‌ها منجر شده است. به عنوان نمونه واکنش‌ها در پیشینه تاریخی برآمد این جنبش‌ها می توان مبارزات جین جیکوبز با رابرت موزز در امریکا را مثال زد. مبارزه بر سر بزرگراه‌ها، حذف خیابان‌ها و پیاده‌روها، تخریب پارک‌ها، نوسازی و ویران‌سازی زاغه‌ها.

با نگاه به ایران می‌توان نمونه‌های متعددی را یافت. در نمونه‌ها بر جنبش‌های ایجادی تأکید شده است زیرا جنبش‌های ایجادی علاوه‌ بر یک اعتراض یا یک مطالبه، یک تغییر عملی را به همراه دارند و در واقع اعتراض و مطالبه درون این تغییر عملی نهفته است.

سیاست کوچه پس‌کوچه‌ها و پیشروی آرام تهیدستان شهری در زمینه مسکن و تأمین خدمات شهری و اداره محله از جمله این موارد است. یک اصل مهم در این گونه، اصل اضطرار است، «چاره‌ای نیست» موتور محرکه و انگیزش این شکل حرکت است. نمونه‌هایی از این گونه را آصف بیات در کتاب «سیاست‌های خیابانی: جنبش تهیدستان در ایران» مثال زده است. علاوه بر اینها می‌توان نمونه‌هایی متأخرتر را نیز مثال زد. نمونه‌هایی که فقط متعلق به اسکان غیررسمی نیست. برای مثال در محله سنگلج، کمبود مبلمان شهری وجود دارد و مردم و کسبه خودجوش، استراحتگاه‌های صلواتی برپا کرده‌اند. در محله نفرآباد در شهرری که بر اثر تخریب‌های ناشی از طرح توسعه حرم، چهره محله دگرگون شده و به مجموعه‌ای از خانه‌ها و ویرانه‌های پراکنده و متخلخل بدل شده لست، فردی به نام «عموعباس» از ساکنان قدیمی محل بر ویرانه‌های خانه مادری دست به ابتکاری زده است. خانه مادری «عموعباس» سال 1391 تخریب شد، از این خانه عناصری چون حوضچه پله‌پله‌ای، درخت توت و سکوها باقی ماند. عموعباس که خانه‌اش مشرف به خانه مادری بود دست به اقدامی زد که از آن به عنوان «عمل عموعباس» یاد می‌کنیم، عمل در دو معنای امضای هنرمندان و معماران ایران پیش از دوران معاصر که در این معنا عموعباس یک هنرمند و معمار است و عمل به مفهوم فاعلیت اعتراضی و خلق‌کننده اثر. عموعباس با آوردن مبلمان خانگی و قراردادن منقل آتش بر یکی از سکوها و امکانات نورپردازی بر درخت توت، این ویرانه را به فضایی تحت عنوان «حیاط عمومی عموعباس» بدل کرد که اهالی بازمانده محلهای که تکیه‌اش 375 سال قدمت دارد، در آن جمع می‌شوند و معاشرت می کنند.

نمونه سوم از این گونه، «نمایشگاه بی‌همه‌چیز» در کوچه برازجان محله پامنار به ابتکار میرزا حمید است که ویرانه‌های متروکه در کوچه را جانی تازه بخشیده است. از دیگر گونه‌ها، تشکل یا اقدام مشاغل خیابانی است، آصف بیات در کتابش، «سیاست‌های خیابانی: جنبش تهیدستان در ایران» به این تشکل‌ها از جمله «اتحادیه کتاب‌فروشان خیابانی» و «اتحادیه دکه‌داران خیابان مصدق» اشاره می‌کند. اکنون نیز می‌توان اشکالی از این اقدام را شاهد بود. امروز نیز دست‌فروشانی هستند که فعالیت‌های فرهنگی و صنفی می‌کنند و خیابان و پیاده‌رو و مترو فضای کنش فرهنگی و صنفی‌شان برای زیستشان است. مشهورترین چهره این دست‌فروشان، علی شمسی ملقب به «دست‌فروش بی‌سواد» است. «دست‌فروش بی‌سواد» لقبی است که خود انتخاب کرده و بر کانال تلگرامی و پیج اینستاگرامی و توئیترش گذاشته است.

گونه دیگر اشکالی از اقدام و جنبش سازمان‌دهی‌شده است، اینها البته کاملا خصلت مردمی دارند اما یا در آن سازمان مردم‌نهادی مشارکت داشته یا خود قالب و ساختاری دارند. از نمونه‌های آن می‌توان به کمپین محله زیبای من در بندرعباس اشاره کرد که از طریق مردم به زیباسازی و بهسازی محلات فقیر می‌پردازند، سازمان مردم نهاد بلادشاپور که اقدامات مختلفی برای تغییر چهره شهر و کنشگری شهروندی انجام می‌دهد و برای مثال در دهدشت 15 دختر و پسر جوان خودشان پول جمع کردند و رنگ خریدند و دیوارهای رنگ‌پریده شهر را رنگ کردند، پاتوق‌های مشارکتی در مرادآباد که توسط انجمن شهر و فرهنگ با همکاری کودکان و نوجوانان محله ساخته شد مثالی دیگر است، هم شهرکی در شهرک دانشگاه صنعتی شریف بانی آن شد که احساس تعلق و هویت شهروندی شکل بگیرد، تکثیر شود و تداوم یابد به نحوی که دو نسل جوان و نوجوان یک دوره را به یکدیگر پیوند زند. کانون‌های فرهنگی اکباتان از جمله کانون فرهنگی بلوک 2 نمونه‌ای از خودمختاری و خودگردانی اجتماعی و فرهنگی هستند و از درون این گونه کانون‌هاست که جنبش شهری اکباتان شکل می‌گیرد. کوچه بهتر به ابتکار مجمع حق بر شهر باهمستان در کوی فرهنگیان محله سلسبیل جنوبی نمونه‌ای دیگر از این حرکت‌ها بوده است.

این جنبش‌ها به شکلی جدید از فضا استفاده می‌کنند و این تجربه شکل جدید استفاده از فضا و مداخله در آن موجب می‌شود که به تعبیر صبا زواره‌ای، مدرس مطالعات پرفورمنس دانشگاه گلداسمیت لندن، با «گسست فضا» مواجه شویم، کاری که خود در پرفورمنس‌هایش نظیر Sleeping with Tehran، Reading Feminism in Tehran، با گسست فضا و فراخوان آواز زنان در فضای عمومی  به خوبی انجام می‌دهد. آنچه مهم است هم‌پیوندی متکثر این جنبش‌ها در قالب یک جنبش شهری است، هم‌پیوندی‌ای که مانند جنبش چریک شهری نوین برخلاف الگوی ارتش مردمی یا جنبش چریکی سنتی به هیچ نظم سلسله مراتبی فرونکاهد و از طریق همین تکثر، شهر را نیز متنوع و زیبا کند.